کد خبر: ۱۸۵۲
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۴:۴۶-07 May 2018
به بهانه دویست سالگی کارل مارکس
نام مارکس نخستین بار در دوران انقلاب به گوشم خورد، درست نمی دانم در کدام بازه زمانی انقلاب اما به یاد دارم که جوانانی سلاح به دست در خیابانها می دیدیم که می گفتند چریک فدائی اند و برخی شان شلوارهای پلنگی به پایشان بود.
 برای پسربچه چیزی جذابتر از تفنگ نیست و من و همکلاسهایم آرزو می کردیم که کاش بزرگ بودیم و چریک فدائی می شدیم. 

گفتگوهای مادرم با مرضی خانم همسایه درباره چریک فدائیها فراتر از تفنگ و شلوار پلنگی شان بود و کنجکاوی و پرسشهایم را برانگیخت. مادرم توضیح داد که چریک فدائیها مارکسیستند. مارکسیست یعنی چه؟ یعنی دنباله رو فیلسوفی آلمانی به نام کارل مارکس که می گفت خدا نیست و همه چیز خود به خود به وجود آمده، نه اینکه کسی آن را آفریده باشد و اینکه همه انسانها باید هر چه دارند بین خود تقسیم کنند و هیچ کس صاحب هیچ چیز نباشد. همه چیز مال همگان باشد.

اینکه کسی بگوید خدا نیست برایم پذیرفتنی نبود. دیگر نخواستم چریک فدائی بشوم. بعدتر، هر روز سر راه مدرسه این شعار فدائیها را روی دیوار می دیدم که نوشته بود: ایران را سراسر سیاهکل می کنیم. نمی دانستم سیاهکل نام جایی است و برداشتم این بود که نوشته اند ایران را سراسر به خاک سیاه می نشانیم. کاری که به نظرم، کاملا از مشتی خدا ناباور بر می آمد.

این شعار که همه چیز باید مال همگان باشد البته برایم جذاب ماند. داستانهایی که از نویسندگان چپ در همان دوره انقلاب و یکی دو سال پس از آن به شکل گسترده ای چاپ شد، جذابیت این شعار را تقویت کرد. از داستانهای صمد بهرنگی تا داستانهایی مانند «اون روز که آبجیم مرد» که سراسر فقر و بدبختی و سیاهی و نکبت بودند، در آن سالهای آغازین دبستان چنان روح و روانم را سوهان زدند که جای زخمش هنوز در مغزم باقی است. سالها طول کشید تا بفهمم که شعار همه چیز باید مال همگان باشد، آرزوی محال و بیهوده ای بیش نیست. در آغاز این شعار را بسیار انسانی می پنداشتم، اما بعدها فهمیدم که به هیچ وجه انسانی نیست چون سرشت انسان بر پایه خودخواهی است و جلب نفع و دفع ضرر و اینکه همه چیز را برای خود بخواهد. «همه چیز برای همگان» با سرشت آدمی ناساز و محکوم به شکست است.

سالها خواندن ادبیات انقلابی مارکسیستی و مطالعه عمیق و جدی درباره مارکسیسم، هیچگاه حتی لحظه ای مرا به این اندیشه جذب نکرد، مگر لحظاتی در تابستان داغ تهران که پشت فرمان رنو پنج در ترافیک عرق می ریختم و نیسان پاترول کناری ام شیشه را تا آخر بالا داده و کولر روشن کرده بود. در آن لحظات فکر می کردم که اگر چریک فدائیها سر کار می آمدند، الان دیگر ماشین کولرداری در کشور وجود نداشت و چقدر خوشبخت تر می بودیم.

البته در چریک فدائیها و توده ایها و شانصد گروه چپی که در آن سالهای بلبشوی پس از انقلاب ظهور و افول کردند، کمتر نشانی از مارکسیسم پیدا می شود. اینها به قول مازير بهروز شورشيان آرمانخواه بودند. جوانانشان شورشی بودند چون طبع جوانی، شورش و شلوغکاری طلب می کند، تمام اندیشه مارکسیستی شان هم بر پایه همان «اون روز که آبجیم مرد» استوار بود. پیرانشان هم که بزرگترین اندیشمند و تئوریسینشان که احسان طبری باشد، سرانجام مسلمان و نمازخوان شد. مسلمانی و نمازخوانی اش هم از سر تقیه نبود. اگر شک دارید، خاطرات زندان به آذین را بخوانید. 
مارکس دستاورد تحول اندیشه در غرب بود و مارکسیسم شرقی ربط چندانی به مارکس ندارد. سرنوشت مارکسیسم شرقی را هم دیدیم که در شوروی به فروپاشی کشید و در چین به خونخوارترین نوع سرمایه داری. سرانجام کاریکاتورهای مارکسیسم روسی و چینی را در کشور خودمان هم که همه می دانیم چیست و از «دستاورد» شان برای کشورمان خبر داریم.

نزدیکترین مارکسیستهای وطنی به اندیشه مارکس را به نظر من باید میان هموطنانی جست که در غرب مارکسیست شدند. برجسته ترین نمونه اش منصور حکمت است. من نه ربطی به حزب کمونیست کارگری و انشعباتش دارم و نه می خواهم وارد قضاوت درباره عملکردشان بشوم اما به عنوان کسی که بیشتر نوشته های منصور حکمت را خوانده و ساعتها نشسته و سخنرانیهاش را بدقت گوش داده، می گویم که ایران اگر یک مارکسیست درست و حسابی داشته، منصور حکمت بوده. قبول ندارید، خودتان بروید مطالعه کنید. 

(لطفا عنایت داشته باشید که نظر من به هیچ وجه به معنی تایید عملکرد آقای حکمت یا حزبش یا مخالفت با آن نیست. نظر من صرفا در چارچوب اندیشه مارکسیستی است)

چه پیرو اندیشه مارکس باشیم و چه صد در صد مخالف و دشمنش، نمی توانیم تردیدی کنیم که جامعترین و منسجمترین نظام فکری ساخته بشر، مکتب مارکسیسم است، مکتبی که برای هر پرسشی، پاسخ درخور و فکر شده ای دارد و مهمتر اینکه کارآمدترین نظام تحلیلی را هم در اختیار بشر گذاشته است. حتی راستگراترین تحلیلگران عالم سیاست و تاریخ هم دانسته یا ندانسته، تحلیلهایشان در چارچوب نظام تحلیلی مارکسیستی است. 

فرهمند
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان