کد خبر: ۱۸۳۵۴
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۲۴-25 July 2020
پیشینه‌ی مکان پژوهشگاه دانش‌های بنیادی[۱]
عصراسلام: در خاطرات محمد علی فروغی خوانده بودم که ارفع‌الدوله نام قصر یا عمارتش را در موناکو «دانشگاه» نامیده بوده! فروغی در سال ۱۲۹۷/۱۹۱۸ به هنگام بازدید از منزل ارفع الدوله در موناکو این را می‌نویسد. برای من همواره جالب بود که در آن زمان، حدود ۱۵ سال قبل ار تاسیس دانشگاه تهران و به کار رفتن این واژه در مقابل اونیورسیته فرانسوی، این چه ویژگی شخصیتی ارفع‌الدوله بوده که به این واژه رسیده.

از طرف دیگر در اواسط دهه‌ی ۸۰ که به باغ لارک سر می‌زدیم و قرار بود مستقر شویم از کسانی شنیده بودم که باغ لارکِ پژوهشگاه متعلق به خانواده ارفع‌الدوله بوده؛ به‌شوخی به همکاران می گفتم «پس غصبی است و نماز ندارد»! اما بشنوید داستان آن دانشگاه را تا این پردیس پژوهشگاه!

چند روز پیش دانشجویی از دانشگاه کاشان، که چند سال پیش در درس «مبانی تفکر در علوم فیزیکی» از من در مورد عمارت دانشگاه در موناکو شنیده بود، پیامی داد با چند عکس از این عمارت. خیلی خوشحال شدم که بالاخره با این عمارتِ دانشگاه آشنا شدم[۲]؛ و چه عمارت زیبایی! در اینترنت پیگیر شدم اطلاعات جالبی به دستم آمد.

اول این‌که واژه کلیدی در اینترنتVilla Danichgah است. نام این عمارت در سال ۱۳۷۵/۱۹۸۶ به Villa Ispahan تغییر یافت. پس هر دو را می‌توانید جستجو کنید. 
مقدمهء کتاب خاطرات او، به نوشتهء علی دهباشی، این‌گونه شروع می شود[۳]:

«میرزا رضاخان، متخلّص به دانش و ملقّب به ارفع‌الدوله، یکی از رجال اواخر عهد ناصری و مظفرالدین شاهی که در سایه‌ی قریحه‌ی خوش و هوش خود و بااستفاده از تمامی طرق متداول عصر، همچون چاپلوسی، رشوه پردازی، توطئه، و زد و بند و پشت‌هم‌اندازی توانست از خانه شاگردی به مقام و منصب برسد و ثروت فراوان بیندوزد.»

جزییات مقاماتی که او کسب کرده، توانایی‌هایش چه صادق و چه کاذب، نوع رشوه‌هایی که داده و گرفته، فخری که به سمت‌هایش فروخته و تاثیرهای واقعی و کاذبش در رویدادهای سال‌های فعالیتش را می‌توانید در مقدمه کتاب خاطراتش و در متن کتاب بخوانید، گرچه متن کتاب خواندنی نیست و آزاردهنده است. شخصیت او من را یاد توصیف‌های حاجی بابا اصفهانی می‌اندازد. چقدر این حاجی بابا ایران را، دست کم بخشی از ایران را، خوب توصیف می‌کند. کلماتی را که از مقدمه ذکر کردم اگر مصداق‌هایش را در ذهن خودتان گسترش دهید راه دوری نرفته‌اید. حاجی بابا را تصور کنید اما در سطحی فرهیخته‌تر!

و اما ارتباط ارفع‌الدوله با کلمهء دانش[۴]: 
و این هم چند نمونه از شاهکارهای او[۵]:

ارفع‌الدوله پس از عزل از سفارت اسلامبول در سال ۱۲۸۹/۱۳۲۸/۱۹۱۰  به موناکو رفت و قصر خود را در آنجا بنا کرد به نام دانشگاه. دهباشی در مقدمه این واژه را ترکیب دانش+گاه به معنی محل اقامتِ دانشِ که شخص ارفع‌الدوله باشد، می‌داند که احتمالا تفسیر درستی است.

گفته شده مدتی بعد که برای پذیرش سمت وزیر عدلیه در کابینهء علاءالسلطنه  به ایران آمد و، پس از چند ماه با دریافت ۵۶ هزار تومان به عنوان طلب خود از دولت ایران بابت سفرهایی که در حین سفارت برای خود تراشیده بود به موناکو برگشت.

ارفع‌الدوله دو پسر داشت حسن و ابراهیم. بشنوید از حسن به نقل از ویکی‌پدیا فارسی:

حسن ارفع، ضمنِ حضورِ فعال در صحنه‌های سیاسی، با عواملِ نزدیک به انگلیس، از جمله سیدضیاءالدین طباطبائی حشر و نشر داشت، وی از مریدان رضاخان محسوب می‌شد و حکومت سلطنتی را بهترین نوع حکومت و شاه را سایه خدا می‌دانست. 

حسن ارفع که باغ مسکونی خود در لارک (از نواحی نیاوران) را، تبدیل به محل اجتماع و رفت و آمد سیاسیون وقت کرده بود و با یکصد نفر خدم و حشم به رتق و فتق امور آن می‌پرداخت،   ...  و در لارک، مؤسسه شیرلارک را با شکل و شیوه‌ای کاملاً نظامی به وجود آورده بود.

و این باغ همان باغ لارک خودمان است که حالا پژوهشگاه دانش‌های بنیادی در آن مستقر است. و این چنین است ارتباط دانشگاه، منزلِ آقای دانش، به پژوهشگاهِ محل کار پژوهشگران. با اطلاعاتی که از زندگی ارفع‌الدوله دیدم باید بگویم شاید «لارک نماز دارد».



[۱] خبرنامهء اخبار، پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، سال ۲۶، شماره ۳، پاییز ۹۸: http://www.ipm.ir/publications/pdf/94.pdf
[۲] آقای حمید رضا دارابیان. با تشکر از این که اطلاعات مربوط به عمارت دانشگاه را برای من فرستادند.
[۳] خاطرات پرنس ارفع، به‌کوشش علی دهباشی، انتشارات شهاب ثاقب، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸. ص هفت.
[۴] کتاب خاطرات، ص. هشت.
[۵] همان، ص. یازده.

رضا منصوری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها