کد خبر: ۱۸۲۳۵
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۶-20 July 2020
مردی برای اصلاح سر و صورتش به سلمانی رفت. در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت.
عصراسلام: آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردند. وقتی به موضوع خدا رسید سلمان گفت: «من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.»
مشتری پرسید: «چرا باور نمی کنی؟»
سلمان جواب داد: «کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟ نمی‌توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.»

مشتری لحظه‌ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.
 سلمان کارش را تمام کرد و مشتری از دکان بیرون رفت. 

به محض اینکه از دکان  بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده و ظاهرش هم کثیف و به هم ریخته بود. 
مشتری برگشت و دوباره وارد سلمانی شد و به سلمان  گفت: «میدونی چیه! به نظر من سلمان هاهم وجود ندارند.»

سلمان گفت: «چرا چنین حرفی میزنی؟ 
من اینجا هستم. من سلمانم. همین الان موهای تو را کوتاه کردم.»
مشتری با اعتراض گفت: «نه سلمان ها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.»

سلمان گفت: «نه بابا! سلمان ها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.»
مشتری تاکید کرد: دقیقا نکته همین است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نمی‌کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان