کد خبر: ۱۸۲۳۴
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۹۹ - ۰۸:۳۴-20 July 2020
متن «ويرايش نهايي برنامه همکاري‌هاي جامع (۲۵ ساله) ايران و چين» در ۱۸ صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد ۱۳۹۹ تهيه شده و اکنون در دسترس است.
عصراسلام: به دليل نبودن متن مورد تأييد ديگر، با همين متن شروع مي‌کنم.

متن شامل اين قسمت‌هاست:

مقدمه
بند اول: چشم‌انداز
بند دوم: مأموريت
بند سوم: اهداف اساسي (ضميمه ۱)
بند چهارم: زمينه‌هاي همکاري (ضميمه ۲)
بند پنجم: اقدامات اجرايي (ضميمه ۳)
بند ششم: نظارت و اجرا
بند هفتم: همکاري در کشور ثالث
بند هشتم: نفي فشارهاي خارجي
بند نهم: مفاد نهايي

ضميمه شماره (۱): اهداف اساسي
ضميمه شماره (۲): عناوين اصلي براي برنامه همکاري‌هاي جامع ۲۵ ساله
ضميمه شماره (۳): اقدامات اجرايي

بندهاي اول تا نهم ۴ صفحه و سه ضميمه آن نيز ۱۳ صفحه است.

خلاصه متن

۱. مقدمه تا پايان بند نهم، به‌واقع کلياتي است که هر دو کشوري – بسته به ظرفيت‌ها، منابع و توانمندي‌هاي‌شان - مي‌توانند در روابط با يکديگر مد نظر داشته باشند. طبيعي است که چون ايران داراي منابع نفت، گاز و ساير انرژي‌ها، برخي مواد معدني خام، و مزيت‌هايي براي حمل و نقل جاده‌اي، ريلي، دريايي و هوايي است، عمده بندهاي اين چند صفحه درباره همکاري در اين عرصه‌هاست. مقولات نظامي-امنيتي و دفاعي هم در کنار موارد فوق ذکر شده و دو کشور در اين متن بر گسترش همکاري‌ها در همه اين زمينه‌ها تأکيد مي‌کنند. همکاري‌هاي علمي، فناورانه، گردشگري و ارتباطات هم که در دنياي جديد بخشي از هر نوع تفاهم‌نامه يا توافق اقتصادي جامع است. دو کشور تأکيد مي‌کنند که همکاري‌هاي‌شان برد-برد، راهبردي و بلندمدت است و در زمينه‌هاي دوجانبه، منطقه‌اي و بين‌المللي خواهد بود.

۲. ضميمه‌ها مباحث مشخص‌تري را شامل مي‌شوند. منظورم از مشخص‌تر اين است که:

زمينه‌هاي همکاري در بخش اهداف ذکر شده و براي مثال بر توسعه همکاري در نفت، پتروشيمي، کشاورزي، شبکه‌هاي هوشمند، صنايع آب و برق، محيط‌زيست، صنايع هوايي، گردشگري و ... تأکيد شده است. البته هر نوع زمينه همکاري که دنبالش باشيد به نوعي در اين ضمائم پيدا مي‌شود.

۳. عناوين اصلي برنامه همکاري‌هاي جامع ۲۵ ساله در ضميمه شماره (۲) آمده است و عبارتند از:

حوزه نفت و انرژي

مشارکت فعال در پروژه بزرگ چين با عنوان کمربند-جاده (OBOR) با تأکيد بر کريدورهاي منطقه‌اي، شبکه ريلي، و همکاري ايران و چين در کشورهاي ثالث متأثر از کمربند-جاده
توسعه سواحل مکران

همکاري در زمينه فناوري و ارتباطات راه دور

همکاري‌هاي مالي، اقتصادي و تجاري

همکاري‌هاي نظامي، دفاعي و امنيتي دوجانبه

همکاري سياسي

۴. دو کشور در اين برنامه، ذيل اقدامات اجرايي، برخي فعاليت‌ها و اقداماتي را برشمرده‌اند که بايد انجام شود تا اهداف مندرج در ضميمه (۱) و همکاري‌هاي مندرج در ضميمه (۲) محقق شوند. اين اقدامات اجرايي گاه خيلي کلي نظير «گسترش همکاري‌هاي مالي، بانکي و بيمه‌اي در چارچوب اصلو بازار و قوانين دو کشور» است و گاه خيلي ريز مي‌شود و به مقوله‌اي نظير «همکاري درباره توليد برق و کود از زباله‌هاي شهري»، «گشايش شعبات نمايندگي بانک‌هاي ايراني در مناطق ويژه اقتصادي چين»، «سرمايه‌گذاري مشترک در ساخت شهرهاي هوشمند»، «تأمين مواد با کربن کم براي ايران»، «دانش فني ارقام برنج هيبريد» يا «همکاري پيرامون راه‌هاي مقابله و تثبيت گرد و غبار در ايران» مي‌پردازد.

۵. به نظرم حساس‌ترين جملات در اين ضمائم عبارتند از:

چين به عنوان واردکننده ثابت نفت خام ايران خواهد بود و اميدوار است که ايران به نگراني‌هاي چين درباره بازگشت سرمايه‌گذاري در بخش نفت ايران توجه نمايد. (ضميمه ۱)

طرف چيني نيز متقابلاً به استفاده بهينه از منابع مالي به‌دست آمده از فروش نفت به چين توجه نمايد. (ضميمه ۱)

تلاش مشترک براي ايجاد مکانيزم واردات پايدار نفت خام از ايران. (ضميمه ۲)

ارتقاي جايگاه ايران در ابتکار کمربند-جاده چين (ضميمه ۱)

گفت‌وگو درباره آغاز احداث کريدور خط آهن زيارتي پاکستان-ايران-عراق-سوريه (ضميمه ۲)

همکاري در ايجاد مراکز صنعتي‌محور/ خدماتي‌محور /فناوري‌محور در بنادر و جزاير منتخب با هدف توليد و صادرات خدمات و کالاهاي مشترک به کشورهاي منطقه (ضميمه ۱)

توسعه جزاير منتخب با هدف ايجاد مراکز منطقه‌اي صنايع غذايي، دريايي، پتروشيمي و گردشگري (ضمیمه۳)

این برنامه با دو عدم قطعیت مواجه است: یک. هنوز برنامه و محتوای سند قطعی نشده است؛ و دو. برنامه ۲۵ ساله است و با عدم قطعیت‌هایی در طول زمان مواجه است. ما می‌توانیم درباره سناریوهای مختلف در آینده سخن بگوییم. سناریوی خوش‌بینانه موضوع این یادداشت است، اما پیش از آن باید مسأله را هم مشخص کنیم، یعنی این برنامه قرار است چه مسائلی را حل کند.

مسأله چیست؟

من فکر می‌کنم مسأله ایران ما بالاخص در یک دهه گذشته و در چشم‌انداز پیش رو، به‌طور عمده چند محور زیر است:

۱. فروش نفت به حد بسیار پایینی رسیده که برای کشوری با وابستگی عظیم به این منبع، رنج‌آور است. 

۲. تحریم‌ها ارتباطات بانکی را هدف گرفته‌اند، نقل و انتقال پول به حد بسیار دشوار، گاه ناممکن و بسیار پرهزینه رسیده است. 

۳. سرمایه‌گذاری خارجی در ایران صورت نمی‌گیرد، انتقال فناوری بسیار اندک و دشوار است، همکاری‌های فناورانه به حداقل رسیده و چشم‌انداز توسعه فناوری از مسیر تعامل با جهان تیره است. 

۴. صادرات بقیه منابع (غیر از نفت) و محصولات ساخته‌شده به دلیل تحریم‌های بانکی، با مشکل نقل و انتقال پول مواجه است. 

۵. ایران علی‌رغم قرار داشتن در نقطه‌ای بسیار راهبردی و به نوعی پل گذار مسیرهای دریایی، زمینی و هوایی از شرق به غرب جهان، به دلیل تحریم‌ها از کلیه مسیرهای اصلی عبور هوایی، زمینی، دریایی، ریلی و حتی خطوط عبور انرژی (برق، گاز) حذف شده است. 

۶. فضای ناامنی سرمایه‌گذاری، فساد و سیاست‌های اقتصادی مسبب تورم و بی‌ارزش شدن پول ملی، حجم عظیم فرار سرمایه از کشور را باعث شده است. 

۷. تحت تأثیر شرایط فوق، نرخ تشکیل سرمایه در کشور پایین و در طول یک دهه گذشته منفی بوده، در نتیجه ظرفیت‌های تولید ملی، اشتغال و افزایش کیفیت زندگی پایدار کاهش یافته است. این فرایند در نهایت به بیکاری بیشتر، تشدید آسیب‌های اجتماعی و در افق پدیدار شدن بحران‌های اجتماعی، بی‌ثباتی و ناامنی می‌شود. 

مسائل دیگری هم هست که به نوعی تحت تأثیر همین مسائل هستند یا برای نشان دادن اهمیت وضعیتی که در آن قرار داریم، همین هفت مورد کفایت می‌کند. 

سناریوی اول: خوش‌بینانه

خطوط کلی این سناریو می‌تواند این گونه ترسیم شود:

۱.  نفت به چین فروخته می‌شود و منابع حاصل از آن نزد بانک‌های چینی سرمایه‌گذاری شده و به اضافه سرمایه چینی، در غالب اجرای پروژه‌های توسعه صنعتی در ایران سرمایه‌گذاری می‌شود. (هدف: بی‌اثر کردن تحریم‌های بانکی و نفتی، افزایش سرمایه‌گذاری، تولید رونق اقتصادی)

۲. بقیه قدرت‌ها بالاخص آمریکا با مشاهده خروج ایران از انزوای اقتصادی، شروع رونق و ایجاد اتحاد استراتژیک میان تهران و پکن، به اشتباه راهبردی خود در تحریم ایران و محدود کردن ایران به انتخاب تنها گزینه موجود، چین، پی برده و تلاش برای باز کردن گره تحریم‌ها و راه دادن مجدد ایران به عرصه تعاملات جهانی شروع می‌شود. (حل کردن کمی ریشه‌ای مشکل تحریم‌ها)

۳. چینی‌ها نقش مهم‌تری به ایران در ابتکار «جاده-کمربند» (OBOR) می‌دهند و توسعه کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب و شرق-غرب ایران در عرصه‌های دریایی، زمینی و ریلی شروع می‌شود. پیوندهای صنعت هوایی دو کشور نیز استفاده دیگری از مزیت‌های جغرافیای ایران است. 

۴. جذب سرمایه چین، این کشور را به امنیت ایران حساس‌تر می‌سازد. چین هم‌چنین به نیروی ادغام‌کننده ایران در مناسبات بین‌المللی کم‌تنش‌تر تبدیل می‌شود. 

۵. تولید مشترک محصولات با چین، تجربه، تکنیک‌ها، نفوذ و سایر نیروهای تجاری چین را تا اندازه‌ای در خدمت توسعه تجارت ایران و سایر کشورها قرار می‌دهد. 

۶. چین فاقد انگاره‌های سلطه‌جویانه غربی، گفتمان‌ حقوق بشری و ظرفیت سیطره ژئوپلتیک بر ایران است، و از این‌رو مخاطرات رابطه با قدرتی نظیر آمریکا در توسعه رابطه با چین نهفته نیست. 

۷. توسعه اقتصادی از مسیر تعامل با چین، بحران ناشی از نرخ پایین سرمایه‌گذاری، اشتغال پایین و تبدیل آن به بحران اجتماعی و بی‌ثباتی سیاسی را درمان می‌کند. 

۸. فقدان اشتراکات فرهنگی، دینی و دانش زبانی ایرانیان از زبان چینی، سیطره فرهنگی چین بر جامعه ایرانی را نیز نامحتمل می‌سازد. 

این‌ها در حد یک یادداشت مختصر، ابعاد نگاه خوش‌بینانه به برنامه همکاری با چین هستند. سناریوهای بینابینی و بدبینانه را نیز در دو نوشتار بعدی توضیح می‌دهم. 

محمد فاضلی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها