کد خبر: ۱۸۲۱۳
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۹۹ - ۰۸:۳۳-19 July 2020
روز ٧ خرداد[۱۳۳۱]، هيئت نمایندگی ایران با هواپیمای هلندی K.L.M عازم هلند شد. من نیز، همچون سفر امریکا، همراه پدربودم.
اعضای هیئت نمایندگی ایران در دیوان دادگستری بین المللی اقایان حسین نواب، وزیر مختار ایران در هلند، نصراله انتظام، اللهیار صالح، دکتر علی شایگان، مهندس کاظم حسیبی، دکتر کریم سنجابی، دکترمظفربقائی ودکترمحمدحسین علی آبادی، بودند.

 بى مناسبت نيست اين موضوع را يادآورشوم كه بيشتر اعضاى هیئت نمايندگى ايران «سياهى لشكر» بودند به استثناى نواب، صالح وحسیبی. بقیه دنبال گردش و تفریح و کارهای خصوصی می رفتند. حتی بعضی اوقات، جمع آوری آنها در محل اقامتمان که هتل متوسطی بود، با اشکال مواجه می شد.به خاطردارم که روزی پدرم به من گفت : «غلام، برو مقداری شکلات بخر» من هم رفتم ویک جعبه بزرگ شکلات خریدم. وقتی جعبه را دید گفت: چرا یک جعبه خریدی؟ گفتم: چقدرباید می خریدم؟ گفت چهارپنج جعبه دیگرهم بخر، اینها را باید با شکلات جمع وجورشان کرد!

دکتر مصدق روی هم رفته از کار همراهان و مشاوران خود راضی نبود و ناخشنودی خود را پنهان نمی داشت. حسیبی در یادداشت مورخ ۹ خرداد ماه به این نکته اشاره می کند: «ازگفتارشان بوی این می آید که ازکار نکردن عده ای ناراضی هستند.»

دل آزردگی دکتر مصدق از بی دردی و کم کاری یاران همچنان ادامه یافت. او با همه علاقه ای که به مدارا با دوستان داشت گاهی لب به شکایت می گشود. در یادداشت مورخ ۱۸ خرداد حسیبی آمده است:

«آقایان همگی رفتند و من هنوز منتظر ورقه اصلاح شده نطق (دکتر مصدق) بودم و دکتر با من درد دل کرد که ببینید آقایان صبر نکردند که وقت بحث خودمان را تعیین کنیم و برای استفاده از هوای خوب و گردش رفتند. دکتر مرا برای ناهار با خود نگه داشت و در حضور غلامحسین مصدق و دیبا (ثقه الدوله) صحبت از نداشتن آدم واستعفای خود و این که مردم از دولتی که زیاد سرکار بماند حمایت نمی کنند وخسته می شوند کرد، بعد دکتر اظهار یاس کرد که نمی توان با این وضع کار کرد. »[ دکتر مصدق در حدود ۱ ماه پس از این گفتگو در ۲۵ تیر از نخست وزیری کناره گیری کرد.]
مبارزانی که دریکی ازحساس ترین مقاطع تاریخ ایران به جنگ با استعمار فرستاده شده بودند هواخوری و خرید را به نشستن دراتاق مصدق و تبادل نظر با او ترجیح می دادند وچنین است که روز آخر که هیئت ایرانی برای بازگشت به وطن درفرودگاه بود به نوشته حسیبی:

بقایی که می گفت اضافه بار ندارم ۵٨ کیلو، سپهبدی ۳۳ کیلو، [سعید] فاطمی و نوبخت دو روزنامه نگار ۵ / ۳۷ کیلو، مال من و صالح روی هم رفته ۵۴ کیلو، دانش پور ۵۴ کیلو، بقایی یک چمدان سنگین را به عنوان دستی معرفی و مانع توزین شد و با این همه ۵ / ۴٢ کیلو بار بی تکلیف است.

  دکتر مصدق در لاهه هلند بی‌خواب و نگران بود زیرا...

به یادم است پس از ورود به دادگاه لاهه، چون اوراق و اسناد مربوط به مدافعه را به پرفسور رولن (وکیل بلژیکی‌ مدافع ایران که شادروان حسین نواب سفیر ایران در هلند او را یافته بود. نواب از مردان وطن پرست بود که در آنجا صادقانه به پدرم کمک می‌کرد) سپرد در یک نگرانی عمیق فرو رفت. زیرا همه اوراق و اسناد از دست او به دررفته بود و به دست مردی افتاده بود اجنبی و آن شخص برای تنظیم لایحه آنها را با خود از کشور هلند به محل سکنای خود (بروکسل) برده بود تا پس از دو سه روز بازگرداند. شب هنگام پدرم به خواب نمی‌رفت. چون هر دو در یک اطاق خوابیده بودیم پرسیدم: پاپا چرا نمی‌خوابید؟ گفت اگر حریف به وسایلی که دارد اسناد ما را از چنگ رولن درآورد و ما را بی‌اسلحه کند تکلیف چه خواهد بود؟ من به او دل می‌دادم و می‌گفتم به دل خود بد میاورید. چنین اتفاقی نمی‌افتد و این شخص مورد اطمینان است. اما آرام نمی‌گرفت.

در همین سفر بود که به من می‌گفت «اگر خدای ناکرده رو سیاه به ایران بازگردم خودم را از میان می‌برم! من در زندگی از این گونه نظرها و سخنها ازو بسیار شنیده‌ام و از تمام حرکات و افکار او همیشه روح وطن پرستی و خدمتگذاری احساس کرده‌ام .»
  
خواب آشفته نفت، دکتر مصدق و نهضت ملی ایران- محمدعلی موحد-جلد نخست- ص ۴۳۰-۴۳۲
در کنار پدرم مصدق- غلامحسین مصدق، تنظیم :غلامرضا نجاتی، ص ۱۰۳


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان