کد خبر: ۱۸۲۰۷
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۲-19 July 2020
طیبه یگانه[1]، محمدنقی فراهانی[2]، ولی­اله فرزاد[3]، مریم مقدسین[4]

 
چکیده
زمینه و هدف: اگرچه درک زنان از عوامل مؤثر در اختلال واژینیسموس از جمله مفاهیم ذهنی است که می­تواند تحت تأثیر فرهنگ و ارزش­های اجتماعی قرار گیرد، ولی تاکنون مطالعه­ای در این رابطه در قالب مطالعه کیفی در فرهنگ ایرانی مورد بررسی قرار نگرفته است؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل روان­شناختی مرتبط با اختلال واژینیسموس در زنان متأهل مراجعه کننده به کلینیک طلوع رشت در سال 1397 انجام شد.
مواد و روش­ها: پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی با رویکرد تفسیری و به روش تحلیل محتوای قراردادی است. بر اساس روش نمونه­گیری هدفمند، داده­های مطالعه حاضر با تعداد 11 نفر از زنان مبتلا به اختلال جنسی واژینیسموس مراجعه کننده به کلینیک طلوع رشت از اسفند ماه 1396 تا دی‌ماه 1397 جمع‌آوری گردید. جهت جمع­آوری اطلاعات روش مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق مورد استفاده قرار گرفت. داده­ها با روش تحلیل محتوای کیفی قراردادی بررسی شد.
یافته­ها: تجزیه و تحلیل داده­ها، طبقات "فرهنگی-تربیتی"، "دانش جنسی" و "شناخت و هیجان جنسی" را تبیین کردند.
نتیجه­گیری: بر اساس یافته­های پژوهش حاضر واژینیسموس را می­توان به عنوان یک عارضه اجتماعی- فرهنگی و روانی معرفی نمود که با درونی­کردن هنجارها و ارزش­های جامعه­ای با فقدان آموزش جنسی به موقع، القاء شناخت­ها و هیجان­های منفی جنسی، سبک­های تربیتی سخت­گیرانه نسبت به دختران و ایجاد دوگانگی و تناقض در ساختار ذهنی دختر بین آنچه تاکنون آموخته و عملکردی که امروز از او به عنوان یک زن انتظار می­رود تبیین می­شود.
واژه­های کلیدی: اختلال جنسی، واژینیسموس، تحقیق کیفی، تحلیل محتوا
 
 
مقدمه
واژینیسموس به عنوان یک اختلال جنسی در زنان، به صورت یک پدیده روانی در قالب انقباض غیر ارادی عضله­های یک­سوم خارجی واژن معرفی شده است که با نفوذ آلت مردانه، انگشت یا دیلاتور، معاینه زنان، تامپون به داخل واژن با توجه به درد واقعی یا پیش­بینی آن تداخل ایجاد می­کند [3-1]. این اختلال به دو شکل اولیه (بدون تجربه هیچ مقاربتی) و ثانویه (با تجربه مقاربت راحت در گذشته) تقسیم می­شود [4-3].
شیوع واژینیسموس به عنوان یک پدیده مدرن در حال افزایش [5]، در بررسی­های مختلف در جمعیت عمومی 6-1 درصد [6] و در میان مراجعه کنندگان سرپایی به کلینیک­ها 17-5 درصد گزارش شده است [8-7]، در کلینیک­های درمان کژکارکردی­های جنسی بین 42-5 درصد در بیماران متقاضی روان­درمانی جنسی برآورد شده است [9]با توجه به اینکه هر نوع آشکارسازی این مشکل، با عوارض اجتماعی زیادی مانند سرزنش، عدم پذیرش اجتماعی، انگشت­نما شدن و حتی طلاق برای زوج­های ناموفق همراه است، زنان اغلب تمایل به سکوت (در برابر خانواده، دوستان و حتی درمانگرشان) در مورد واژینیسموس خود دارند [3]، بنابراین طبیعی است که شیوع واژینیسموس دقیقاً مشخص نیست؛ اگرچه به عنوان یکی از شایع­ترین اختلال­های روانی جنسی معرفی شده است [3]. شیوع آن در ترکیه 73 درصد، اما در انگلستان 5/15 درصد گزارش شده است [10]. در مطالعه Amini و همکاران [11] از تعداد 200 زن مورد بررسی با متوسط سن 44/4±7/24 و مدت ازدواج 4/3±7/3 ماه، میزان عدم موفقیت در اولین تلاش برای مقاربت 61 درصد بود. مطالعه­ای که توسط Safarinezhad [12] در 28 استان ایران جهت بررسی شیوع و عوامل خطر اختلالات جنسی زنان انجام گرفت نشان داد که 7/26 درصد زنان 20 تا 60 ساله مشکل درد حین نزدیکی داشتند که دومین اختلال شایع در زنان محسوب می­شود. علی­رغم این که میزان شیوع واژینیسموس به عنوان اختلال درد جنسی در اکثر مطالعات خارجی و داخلی به صورت دقیق و واضح بیان نشده است اما واژینیسموس دومین رتبه از لحاظ شایع­ترین اختلال جنسی زنانه را کسب کرده است [13]. در مطالعه Shokrollahi و همکاران [14] در بین زنان ایرانی که در برنامه تنطیم خانواده حضور داشتند میزان شیوع واژینیسموس 8 درصد گزارش شد. نتایج مطالعه Farnam و همکاران [15] نشان داد در بین 22 زن مبتلا به واژینیسموس، میزان 73 درصد مبتلا به واژینیسموس اولیه بودند. اگرچه شیوع این اختلال در ایران به صورت دقیق مشخص نشده است، اما به برخی دلایل فرهنگی و تربیتی مانند ارتباط قوی بین تابو بودن پرداختن به مسائل و فعالیت جنسی در بین افراد مجرد، و ارزش قوی بکارت دختر در شب زفاف [16]، انتظار می­رود این مشکل شیوع بالایی در ایران به نسبت کشورهایی که چنین فرهنگ و اعتقاداتی ندارند داشته باشد.
اگرچه سبب­شناسی واژینیسموس ناشناخته است اما انتظار می­رود چند عاملی باشد [17]؛ به این معنی که اهمیت بُعد روان­شناختی نیز در سبب­شناسی واژینیسموس مطرح است. به­نظر می­رسد هر گونه استرس، اختلال هیجانی یا ناآگاهی از فیزیولوژی و کارکرد جنسی بتواند بر کارکرد جنسی و اختلال واژینیسموس اولیه تأثیر منفی داشته باشد [18].
ضرورت پرداختن به اختلال واژینیسموس را می­توان با توجه به اینکه این اختلال با خود ازدواج به وصال نرسیده، احساس گناه، شرم و بی­کفایتی در زوج، افسردگی، پرخاشگری را به دنبال دارد و در بسیاری از موارد هم با پیامدهای منفی در بعد انسجام خانواده مانند خیانت و بیبندوباری جنسی، و در نهایت طلاق همراه است یادآور شد. در این راستا نتایج بررسی­های به عمل آمده در ایران نشان دهنده لزوم توجه دقیق­تر به این اختلال است؛ بر اساس برخی شواهد پژوهشی 50 تا 60 درصد طلاق­های صورت گرفته در ایران مرتبط با مشکلات و اختلال­های جنسی است [19]. در پژوهش Kalantari و همکاران [20] یکی از مهمترین علل اختلافات زناشویی و طلاق در ایران، مشکلات و اختلال­های جنسی معرفی شده است. نتایج مطالعه Forotan [19] نشان داد که در بین متقاضیان طلاق در ایران، 7/66 درصد در مردان و 4/68 درصد در زنان از زندگی جنسی خود با همسرانشان راضی نبودند. علاوه بر نقش واژینیسموس در بعد انسجام خانواده، اختلال در عملکرد جنسی و واژینیسموس را می­توان با توجه به اهمیت باروری در فرهنگ ایرانی [21]، به عنوان شریک خاموش ناباروری و مانع روند درمان آن معرفی نمود  که خود گویای ضرورت پرداختن به این اختلال است [22]. علاوه براینکه بررسی سوابق پژوهشی نشان می­دهد تاکنون پژوهش­های بسیار اندکی در ایران در خصوص واژینیسموس انجام شده است؛ متأسفانه مطالعه­ای که به شناسایی عوامل فرهنگی-روانی مؤثر در واژینیسموس به­صورت کیفی پرداخته باشد در فرهنگ ایرانی یافت نشد [25-23]. این در حالی­است که درک زنان از عوامل  مؤثر در این اختلال از جمله مفاهیم ذهنی است که می­تواند تحت تأثیر فرهنگ و ارزش­های اجتماعی قرار گیرد؛ این ویژگی بیان­گر همسویی بررسی این پدیده با جهان­بینی روش تحقیق کیفی است. با توجه به اینکه تبیین درک زنان و تجارب زنان در مسیر این اختلال، منجر به شناخت هر چه بیش­تر عوامل مؤثر در این پدیده، تبیین زیرساخت­های مورد نیاز، و نیز فراهم آمدن بستری جهت یافتن و در پیش­گرفتن راهکارهای مناسب برای پیشگیری و درمان این اختلال می­شود؛ پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با اختلال واژینیسموس انجام شد.
مواد و روش­ها
پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی با رویکرد تفسیری و به روش تحلیل محتوای قراردادی (Conventional content analysis) است. از آنجایی که عوامل مؤثر در اختلال جنسی واژینیسموس پیچیده و مختلف می­باشند و در جامعه ایرانی چندان شناخته شده نیستند از روش تحلیل محتوای قراردادی جهت کشف عوامل مؤثر استفاده شد. در این رویکرد با استفاده از داده­های متنی موجود، طبقات به طور مستقیم استخراج شدند تا بتوان به درک عمیق­تری از پدیده مورد نظر دست یافت [26]. سپس با استفاده از فرآیند طبقه­بندی منظم، مضامین یا الگوهای آشکار و پنهان شناسایی شدند [27].
جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به اختلال واژینیسموس بود که در فاصله زمانی اسفند 1396 تا دی 1397 به کلینیک طلوع شهر رشت مراجعه نموده بودند. با استفاده از روش نمونه­گیری هدف­مند داده­های مطالعه حاضر با تعداد 9 نفر اشباع گردید. اشباع نظری داده­ها زمانی بود که داده­ها و پاسخ‌های مشابه تکرار می­شد و با ادامه روند نمونه­گیری داده جدیدی آشکار نمی­شد [28]. جهت اطمینان بیش­تر با 2 نفر دیگر نیز مصاحبه انجام شد که به شکل­گیری کد و طبقات جدید منجر نشد. در نهایت 11 مصاحبه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. معیارهای ورود عبارت بودند از: تشخیص ابتلاء به واژینیسموس اولیه بر اساس مصاحبه تشخیصی مبتنی بر ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری بیماری­های روانی [1] و پرسش­نامه تشخیصی واژینیسموس [13]، وجود هایمن، نداشتن تجربه تجاوز جنسی، عدم ابتلاء به اختلال­های سایکوتیک.
داده­ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته (Semi-structure interview) انفرادی توسط مصاحبه­گر زن جمعآوری شد. این نوع مصاحبه به دلیل انعطاف و عمیق بودن برای پژوهش­های کیفی مناسب است. راهنمای سؤالات مصاحبه به وسیله مرور متون، مطالعه مقدماتی، مشورت با صاحب­نظران تهیه گردید و بعد از چند مصاحبه اولیه و مقدماتی به دست آمد. مصاحبه­ها با این سؤال باز و کلی که "ممکن است از تجربه زندگی جنسی­ خود برای من بگویید؟" آغاز شد و سپس بر مبنای چگونگی پاسخ­گویی مشارکت­کننده با سؤالاتی مانند "چه ارتباطی بین آگاهی در خصوص مسائل جنسی با واژینیسموس تجربه کردید؟" یا "به نظر شما چه چیزهایی باعث شده که نتوانید دخول را انجام دهید ؟" در راستای اهداف پژوهش ادامه یافت. هم‌چنین بر اساس نیاز از سؤالات کاوشی (Explorative questions) مانند "اگر ممکن است بیش­تر توضیح دهید" و یا "منظور شما چیست" جهت بسط و تعمیق یافته­ها استفاده شد. در پایان هر مصاحبه از مشارکت­ کننده خواسته شد که اگر صحبتی مانده است بیان کند و سپس در مورد احتمال انجام مصاحبه­های بعد با ایشان، صحبت می­شد.
مصاحبه­ها به صورت چهره به چهره در اتاق مشاوره مرکز انجام و ضبط می­گردید. همچنین از یادداشت در عرصه و یادآورنویسی نیز استفاده می­شد. سه مورد از مشارکت کنندگان تمایل به ضبط صدایشان نداشتند و در نتیجه، مصاحبه­های آنها دست­نویس شد و برای صحت مطالب، مصاحبه­ها مجدد به آن­ها بازگشت داده شد. طول مصاحبه با توجه به میزان تمایل مشارکت­کننده برای پاسخ­گویی به سؤالات تنظیم می­گردید و به طور کلی هر مصاحبه بین 60 تا 150 دقیقه به طول انجامید. پس از اتمام هر جلسه، مصاحبه در همان روز تایپ شد. به منظور ایجاد درک کلی از مصاحبه و نیز غوطه­وری پژو­هشگر در داده­ها، مصاحبه چندین بار گوش داده شد، متن پیاده شده نیز چندین بار مورد بازخوانی قرار گرفت و سپس کدگذاری انجام شد. فرایند تجزیه و تحلیل به صورت همزمان و مستمر با گرد‌آوری داده­ها و بر مبنای الگوریتم پیشنهادی Graneheim و Lundman [29] در تحلیل محتوای کیفی انجام شد. به این صورت که ابتدا کلمات، جملات یا پاراگراف­هایی از صحبت‌های مشارکت­کنندگان که حاوی نکات مهم و مرتبط با موضوع پژوهش بودند به عنوان واحدهای معنایی در نظر گرفته شدند (واحدهای معنا به عنوان کلمات یا جملات دارای معنی واحد در کنار هم قرار میگرفتند). در مرحله بعد، واحدهای معنا با توجه به مفهوم آشکار یا پنهان آنها، نام­گذاری شده و کدی (تبدیل واحدهای معنایی به عبارات خلاصه­تر که بیانگر مفهوم مورد نظر بودند) به هریک از آنها اختصاص داده می­شد. تفاوت­ها و شباهت‌های کدها مورد ارزیابی قرار می­گرفت و بر این اساس در زیرطبقات و طبقات جای داده شده و برچسب انتزاعی­تر به آنها اختصاص داده می­شد. در نهایت بازنگری طبقات، کدها و داده­ها منجر به استخراج درون­مایه اصلی مطالعه گردید. جهت اطمینان از صحت و پایایی داده­های کیفی، از معیارهای مقبولیت، قابلیت انتقال‌پذیری، همسانی، تأییدپذیری استفاده شد [30-29]؛ مقبولیت داده­ها با استفاده از حداکثر تنوع (Maximum variationدر نمونه­ها از نظر سن، سطح تحصیلات، شغل، مدت زمان ازدواج، و محل سکونت؛ ارائه تعدادی از متون کدگذاری شده به مشارکتکنندگان جهت بررسی برداشت­ها (Member check)؛ و از طریق تعامل طولانی­مدت پژوهش­گر با داده­ها (Prolonged engagementفراهم شد. جهت افزایش قابلیت انتقال­پذیری (Transferability) و تناسب داده­ها، همه فرآیند پژوهش و کارهای انجام شده به صورت واضح و دقیق گزارش شد تا امکان پیگیری مسیر پژوهش و خصوصیات جمعیت مورد مطالعه برای پژوهش­گران آتی فراهم شود. جهت افزایش قابلیت هم­سانی یافته­ها نیز متن مصاحبه­ها مورد بازنگری 3 استاد صاحب­نظر در تحقیق کیفی که تمام مراحل مطالعه را نظارت می­نمودند قرار داده شد و میان نتایج استخرج شده توافق بالایی وجود داشت. به منظور تأییدپذیری (Confirmability)، سعی شد که پیش­فرض­های محققین تا حد امکان در روند جمع­آوری داده­ها و تجزیه و تحلیل آن دخالت داده نشود. هم­چنین تأییدپذیری با کنترل داده­ها توسط ناظران خارجی آشنا به تحقیق کیفی سنجیده شد (Peer check به این معنی که بخش­هایی از متن مصاحبه به همراه کدهای مربوط و زیر طبقات و طبقات استخراج شده توسط دو ناظر آشنا به تحقیق کیفی مورد بررسی و تأیید قرار گرفت.
قبل از شروع مصاحبه ها، در خصوص هدف تحقیق، روش مصاحبه، حفظ گمنامی و محرمانه بودن اطلاعات، و اختیاری بودن شرکت در مطالعه به  مشارکت­کنندگان توضیح داده شد. داده­های مصاحبه در جای امنی نگهداری و تنها برای اعضاء پژوهش قابل دسترسی بود. علاوه بر این، مطالعه حاضر دارای کد اخلاق از دانشگاه خوارزمی به شماره ثبتی 18022 می باشد.
نتایج
ویژگی­های جمعیت­شناختی شرکت­کنندگان در جدول 1 ارائه شده است.
 
 
 
جدول 1- مشخصات جمعیت­شناختی شرکت­کنندگان مبتلا به واژینیسموس در سال 1397   11n=
سنسطوح متغیر20 تا 25 سال25 -3030 - 3535-40
(درصد) تعداد(2/18) 2 (3/27)3  (4/36) 4(2/18) 2
 
تحصیلاتسطوح متغیردیپلم وزیردیپلمکاردانیکارشناسیارشد
(درصد) تعداد(3/27) 3(1/9) 1(4/36) 4(3/27) 3
 
شهرسطوح متغیراردبیلبابلبندرانزلیتنکابنتهرانچابکسررشتلاهیجان
(درصد) تعداد(1/9) 1(1/9) 1(1/9) 1(1/9) 1(2/18) 2(1/9)1(3/27) 3(1/9) 1
 
مدت ابتلاءسطوح متغیر1 تا 3 سال3 تا 6 سال6 تا 9 سال17 سال
(درصد) تعداد (5/45) 5(4/36) 4(1/9) 1(1/9) 1
 
 
بر اساس تجزیه و تحلیل داده­های بدست آمده در پژوهش، 211 کد و 3 طبقه  اصلی پدیدار شد (جدول 2). در ادامه جهت روشن­سازی هر یک از طبقات، به بخش­هایی از اظهارات مشارکت­کنندگان اشاره می­شود.
طبقه اول: دانش جنسی
دانش جنسی که شامل مجموعه معلومات، اطلاعات، دانش و آگاهی فرد در مورد جنسیت و مسائل جنسی از جمله جنبههای فیزیولوژیکی و آناتومی جنسی، تولید مثل، عملکرد و رفتار جنسی فردی و بین­فردی می­شود، از دو زیرطبقه فقدان تعالیم جنسی و تعالیم جنسی ناکارآمد تشکیل شده است.
فقدان آموزش جنسی: اکثر مشارکت­کنندگان فقدان اطلاعات مرتبط با مسائل جنسی زناشویی را یکی از عوامل مهم در اختلال واژینیسموس خود عنوان می­کردند، چنان­که اکثر آنها اذعان ­داشتند که بدون داشتن اطلاعات و آگاهی کافی در این زمینه وارد زندگی زناشویی خود شده بودند. این در حالی­است که داشتن اطلاعات مرتبط یکی از اصول مهم در رابطه زناشویی مطلوب است. در این رابطه شرکت‌کننده شماره 1 می­گوید: " یک دفعه بعد از ازدواج فهمیدم رابطه جنسی چیست... شناختی نداشتم از بدن خودم، از قسمتهای جنسی بدنم... مثلا کلیتوریس من هنوزم نمی دانم جایش دقیقا کجا است"
شرکت­کننده شماره 8 بعد از 17 سال زندگی مشترک اظهار می­دارد "تا مدتها همیشه می­گفتم آلت مرد کجای بدنم رو قراره سوراخ کنه/ به خودم می­گفتم یعنی قراره با یک قسمت از گوشت بدنم، این­کار را کند...مثلا فکر می­کردم چیزی مثل یک تیکه از گوشت دست باید سوراخ شود.... بعد از مراجع به کلینیک­های مختلف متوجه شدم که این تصورم صحیح نیست، یا فهمیدم محل خروج ادرار و واژن متفاوته.... الان اگه ازم بپرسین پرده بکارت دقیقا کجای واژن قرار گرفته من نمی­دونم، نمی­دونم دقیقاَ از دیواره واژن یک سانت و یا دو سانت فاصله دارد."
 
جدول 2- عوامل مرتبط با اختلال واژینیسموس از دیدگاه مشارکت­کنندگان مطالعه
طبقات اصلیزیرطبقاتواحدهای معنایی فشرده شده
دانش جنسی1. فقدان آمورش جنسی1-1. عدم شناخت از آناتومی جنسی بدن
1-2. عدم آگاهی از رفتار جنسی
2. آموزش جنسی ناکارآمد2-1. تعالیم رسمی ناکارامد
 
 
 
2-2.­ تعالیم غیر رسمی ناکارآمد
  1. دانشگاه [درس تنظیم خانواده]
  2. کلاسهای اجباری آمادگی ازدواج [وزارت بهداشت]
 
 
  1. دوستان و آشنایان
  2. ترساندن دختر توسط مادر با هدف حفظ دختر
  3. عدم ایجاد آمادگی توسط مادر
شناخت­ها و هیجان­های جنسی
  1. شناخت­های تناسلی
  1. بزرگنمایی سایز آلت همسر
  2. عدم شناخت از انعطاف­پذیری واژن
  3. ترس از آلت بزرگ و واژن کوچک
  1. باورهای جنسی
2-1. انتظار شکست
2-2. فاجعه­پنداشتن درد حین دخول
2-3. باورهای منفی نسبت به توانایی کنترل دخول
2-4. مرتبط دانستن دخول با آسیب
2-5. نگاه ابزاری به زن در سکس
2-6. بیهوده دانستن فعالیت جنسی
3. تنیدگی جنسی3-1. احساس عجز و ناتوانی
3-2. خودسرزنشی
3-3. عصبانیت
3-4. آزار دیدن با سکس
4. هیجان­های جنسی4-1. نفرت
4-2. خشم
4-3. اجتناب
عوامل فرهنگی-تربیتی1. سبک تربیتی والدین
  1. تفکر منفی نسبت به جنس مخالف
  2. مذموم دانستن اشتغال با مسائل جنسی
  3. پرورش به عنوان موجود غیرجنسی
  4. بازخوردهای بازداری­شده توسط والدین نسبت به مسائل جنسی
2. خودابرازی جنسی2-1. عدم گشودگی کلامی در خصوص مسائل جنسی
2-2. عدم بروز رفتار  جنسی
2-3. عدم بروز احساس و ترجیحات جنسی
 
 
 
آموزش جنسی ناکارآمد: برخی از مشارکت­کنندگان اظهار می­داشتند تنها آموزش موجود در حیطه جنسی، اطلاعاتی بود که توسط دوستان و آشنایان به آنها در دوران مدرسه انتقال داده شده بود. مهم­ترین اشکال این نوع دریافت اطلاعات، ادغام اطلاعات درست و نادرست با یکدیگر و ایجاد شناخت­های نادرست و ناکارآمد در زمینه روابط جنسی زناشویی است که در نهایت می­تواند زندگی زناشویی این دسته از افراد را با دشواری مواجه سازد. برخی از مشارکت­کنندگان ارائه آموزش در قالب درس تنظیم خانواده دانشگاه و یا کلاس‌های اجباری آمادگی ازدواج وزارت بهداشت را فاقد کارآمدی لازم در زندگی جنسی زناشویی خود می­دانستند.
"یادم است که یکی از دوستان موقعی که مجرد بودم، از سکس و رابطه جنسی برایم تعریف نمود، هنگام صحبت مداوم به درد اشاره می‌کرد و به من گفت که درد دارد.... اولین بار که آمدم سکس کنم، این تصور را داشتم که دردناک است" (شرکت کننده شماره 2).
"کتاب تنطیم خانواده دانشگاه خیلی سطحی بود باید کتاب بهتری باشد/ در آموزش دانشگاه فکر می­کنم، اولین چیز باید آشنایی با بدن خودمان باشد. این جهل باعث شد سه سال از زندگیم هدر رود؛ من هرگز در هیچ کتابی در مورد سایز آلت مرد چیزی نخواندم چیزی حتی در کتاب تنظیم خانواده دانشگاه نیز ذکر نشده بود. الان یکی از مشکلات و ترس­های من، ترس از همین سایز آلت همسرم است" (شرکت کننده شماره 6)
"کلاس­های قبل از ازدواج هم چیزی یاد ندادند، چیزهایی که می­گفتند خیلی سطحی بود و در عمل به­کار نمی­آمد. جوری نبود که ما را برای رابطه زناشویی آماده کند "(شرکت کننده شماره 3)
طبقه دوم: شناخت­ها و هیجان­های جنسی
این طبقه که به بررسی محتوای خزانه شناختی و هیجانی فرد در تعبیر و تفسیر امور جنسی می­پردازد از 4 زیر طبقه شناخت­های ناسازگاری تناسلی، باورهای ناکارآمد جنسی، تنیدگی جنسی، و هیجان­های ناخوشایند جنسی تشکیل شده است.
شناخت­های ناسازگاری تناسلی: تعدادی از مشارکت کنندگان به عدم سنخیت و سازگاری ظرفیت واژن و سایز آلت شوهر به عنوان یک عامل موثر در اختلال واژینیسموس اشاره نمودند. برخی از این مشارکت­کنندگان تصور می­کنند که واژن آنان تنگ­تر از زنانی است که می­توانند دخول انجام دهند به طوری­که ظرفیت نفوذ آلت همسر را نخواهد داشت.
" وقتی که آلت همسرم رو دیدم بزرگه از بزرگ بودنش ترسیدم / دقیقا همون موقعی که می‌ام آلت همسرم رو با واژن خودم مقایسه کنم دچار استرس میشم، یک ترس و وحشت شدیدی رو دچار میشم/ در مورد واژن تصور میکنم چه جوری این آلت به این بزرگی می‌خواد وارد واژن به اون کوچکی بشه؟/ همین منو دچار اضطراب و استرس میکنه/" (شرکت کننده شماره 6)
باورهای جنسی: باورهای فرد در مورد فعالیت­ها و نقشهای جنسی عامل دیگری است که روابط جنسی در زندگی زناشویی را می­تواند تحت تأثیر قرار ­دهد. برخی از مشارکت­کنندگان این نوع فعالیت در زندگی زناشویی را بیهوده تلقی می­کنند و به روابط جنسی اهمیت لازم را نمیدهند. مشارکت­کننده شماره 7 در همین ارتباط می­گوید: "از نظر من سکس برای مردهاست و زن­ها هم برای شوهرشون سکس رو انجام می­دهند. خودم هم به‌خاطر بچه دار شدن دنبال درمان هستم و بعد بچه­دار شدن هم نمیخواهم سکس انجام دهم"  یا مشارکت­کننده شماره 5 اظهار می­دارد "... من اعتقادی ندارم که سکس زندگی را گرم­تر می­کنه/ فکر می­کنم زن اگر خوب باشه به خونه برسه. دست­پخت خوبی داشته باشه و جهاز خوبی آورده باشه کافی است. سکس لازم نیست/ انگار دخول جزء اقتدار مرد محسوب می­شود ولی برای من که یک زن هستم اهمیتی نداره و بهش هم فکر نمی­کنم.."
هم­چنین برخی دیگر از وجود باورهای فاجعه انگیزی در خصوص دخول خبر می­دادند که با انتظار آمیزش دردناک فعال و در نهایت در انقباض عضلات کف لگن نقش بازی می‌کند. در این راستا شرکت­کننده­ شماره 6 اظهار می­دارد "می­ترسم با ورود آلت بلایی سرم بیاد....چیزی بشه نتونم کنترلش کنم". مشارکت­کننده شماره 1 بیان می­کند "هر بار بخاطر اصرار شوهرم وارد سکس می­شوم...نمی­خوام متهم به کم­کاری شوم...وگرنه از نظر خودم این تلاش­ها بی­فایده هست".
تنیدگی جنسی: بررسی مصاحبه شرکت­کنندگان نشان می­دهد، اکثر افراد مصاحبه شونده دچار تنیدگی جنسی و واکنش­هایی مانند احساس عجز و ناتوانی، آزاردیدن، و  نگرانی دائمی بودند برای مثال اکثر مشارکت­کنندگان وجود افکار مرتبط با دخول را یک نوع آزار تعبیر می­کردند و اظهار عجز و ناتوانی در برابر تنش جنسی موجود می­نمودند. برخی شرکت­کنندگان از اینکه در روابط جنسی خود تجربه دخول نداشتند، خود را از لحاظ اصول روابط زناشویی سرزنش کرده و مقصر می­دانستند. برخی مشارکت­کنندگان همواره نگران رفتار جنسی خود بودند.
"اینکه نمی­تونم اجازه دخول به همسرم بدم، خودم رو مقصر می­دانم، نمی­شود ازدواج کنی اما دخول نداشته باشی... دست خود آدم نیستش. هر بار میام تلاش کنم این ترس که نکنه اتفاقی بیفته نمیذاره... اتفاقی که نتونی کنترلش کنی. چیز بدی پیش بیاد و کاری نتونی کنی" (شرکت کننده شماره 2).
هیجان­های ناخوشایند جنسی: بررسی اظهارات مشارکت­کنندگان  3 نوع هیجان نفرت/ طرد و انزجار/ ترس و خشم/ را آشکار ساخت. در این راستا مشارکت­کننده شماره 7 می­گوید:  ".... کلا توی معاشقه و قبل دخول حالم بد می‌شود از این کارها متنفرم...حالت خفگی و تهوع به من دست میدهد. من لذتی نمی‌برم و حالم بد میشه."
عوامل فرهنگی-تربیتی
این طبقه که به بررسی آموخته­ها و عادات افراد به عنوان یک عضو از جامعه و خانواده می­پردازد از 2 زیر طبقه سبک تربیتی والدین، و خودابرازی جنسی تشکیل شده است.
سبک تربیتی والدین: تعداد زیادی از مشارکت­کنندگان شیوه­های تربیت جنسی که والدین­شان اتخاذ کرده بودند را یکی از عوامل مؤثر در اختلال واژینیسموس می­دانستند. برخی از این شرکت­کنندگان به باور والدین­شان مبنی بر دور نگهداشتن دختر از پسر اشاره می­کردند به نحوی که این سخت­گیری والدین در ذهن آنان فکر منفی نسبت به جنس مرد ایجاد کرده بود. برخی دیگر از این مشارکت­کنندگان اظهار می­داشتند که والدین­شان معتقد بودند هیچ صحبت جنسی نباید بین مادر و دختر رد و بدل شود یا برخی از مادرهایشان حرف زدن و یا حرف شنیدن در باره مسائل جنسی و زنانه را برای دخترانشان ممنوع کرده بودند، طوری­که این تصور در ذهن دختر به بد بودن مسائل جنسی و زنانه منتهی شده بود.
ابراز جنسی: ابراز جنسی به توانایی مشارکت­کنندگان در نشان دادن و بیان تمایلات و نیازهای جنسی به همسر اشاره دارد. بررسی اظهارات مشارکت­کنندگان نشان داد سطح گشودگی کلامی و غیرکلامی مانند ابراز احساسات و نیازهای جنسی در بسیاری از مشارکت­کنندگان پایین بود. در این راستا مشارکت­کننده شماره 1 می­گوید: "من نمی‌توانم در خصوص مسائل جنسی به راحتی با همسرم مسائلم رو در میان گذارم/. برخی از مشارکت­کنندگان معتقد بودند منفعل بودن زن و عدم ابراز نیاز در امر جنسی به عنوان نشانه حیا و نجابت وی در نظر گرفته می­شود. در این راستا شرکت­کننده­ شماره 8 اظهار می­دارد " نمی­تونم نیازهای جنسی یا احساس­هایی که از لحاظ جنسی دارم رو به شوهرم نشون بدم....ما اینجوری بار نیومدیم...این چیزا رو دور از شأن و حیا می­دونم".
بحث
یافته­های پژوهش حاضر بیانگر درون­مایه و مفاهیمی بود که از درک زنان مبتلا به واژینیسموس در زمینه عوامل مرتبط با این اختلال نشأت گرفته است. تحلیل درک زنان مبتلا نشان داد که آنها فقدان آگاهی جنسی و یا تعالیم جنسی نادرست را یک عامل مهم در این اختلال می­دانند. در این راستا نتایج مطالعه محمودی و همکاران [31] نشان می­دهد آموزش جنسی بر رفتار بهداشتی، رفتار جنسی سالم، بهداشت روانی، پیشگیری از اختلالات جنسی، و سلامت خانواده مؤثر است. Master & Janson [32] معتقدند در بسیاری از موارد ناهنجاریهای جنسی را می­توان نتیجه بی­اطلاعی از واقعیت بنیادی نظام پاسخ جنسی، یا تصور نادرست از مسائل جنسی دانست.
نتایج پژوهش حاضر نشان داد زنان مبتلا به واژینیسموس نه در دوران کودکی و نوجوانی و نه در هنگام جوانی و ازدواج آموزش مناسبی در خصوص مسائل جنسی دریافت نکرده­اند؛ این در حالی­است که برنامههای آموزش جنسی هم برای افرادی که هنوز فعالیت جنسی خود را آغاز نکردهاند مانند کودکان، نوجوانان و جوانان و هم برای افرادی که فعالیت جنسی خود را آغاز کردهاند به عنوان یک نیاز محسوب می­شود [45]. بنابراین عدم پاسخگویی مناسب به این نیاز می­تواند در بروز واژینیسموس به عنوان یک اختلال جنسی مؤثر باشد. در این راستا نتایج مطالعات مختلفی نشان می­دهد نداشتن اطلاعات و دانش جنسی با افزایش آسیب پذیری فرد، زمینه­ساز عدم کارکرد مطلوب جنسی است. در واقع در برخی موارد همانگونه که نتایج پژوهش حاضر و برخی مطالعات نشان داده است برخی نابهنجاری­های جنسی مانند واژینیسموس ناشی از عدم آگاهی از نظام پاسخ جنسی است [33].
در این راستا در کشور ایران آموزش جنسی به صورت رسمی در مدارس برای نوجوانان صورت نمی­گیرد. اگرچه این آموزش در دانشگاه در محدود و همچنین در زمان ازدواج از طریق مراکز بهداشت و درمان صورت می­گیرد اما نتایج مصاحبه با شرکت کنندگان پژوهش حاضر نشان می­دهد محتوای آموزش­های جنسی ارائه شده در دانشگاه و آموزش ارائه شده در زمان ازدواج از لحاظ کیفی نمی­تواند نیاز به آگاهی جنسی افراد را مرتفع سازد. همان­گونه که اظهارات شرکت­کنندگان در این پژوهش نشان داد فقدان اطلاعات یا اطلاعات غلط در مورد مسائل جنسی در زنان مبتلا به واژینیسموس دیده می‌شود. در این راستا نتایج مطالعه Mohebbi [34] که نشان داد محتوای موجود در کلاس­های پیش از ازدواج برای آموزش کافی نیست با این نتیجه از پژوهش حاضر همسو است.
نتایج پژوهش حاضر نشان داد منبع اصلی اطلاعات جنسی زنان مبتلا به واژینیسموس در دوره نوجوانی، دوستان و همسالان بودند. این یافته با نتایج پژوهش Mirzaee و همکاران [35] همسو است. در شرایطی که بر اساس اصول و برنامه­ریزی نظام آموزش در مدرسه و بر اساس شرایط فرهنگی خانواده در محیط خانه آموزش جنسی مناسب با شرایط کودک و نوجوان به وی ارائه نمی­شود [36]؛ گردش اطلاعات نادرست میان هم­سالان می­تواند زمینه را برای قرار گرفتن در معرض موضوعات جنسی اغراق آمیز، و  نادرست فراهم کند، چنان­که برخی از افراد مشارکت کننده اظهار کردند در نوجوانی توسط هم­سالان تصورات نادرستی در ذهن­شان شکل بسته که تثبیت و منجر به شکل­گیری باورها و هیجانات دشواری در میان این افراد گردیده است. افراد حاضر در این پژوهش شناخت­های منفی خود نسبت به دخول را در قالب " شناخت­های تناسلی" مانند عدم تناسب ظرفیت دستگاه تناسلی زنانه و مردانه؛ و  هیجان­های منفی مانند اجتناب از دخول، و خشم در هنگام دخول گزارش نمودند که در نهایت در کنش­وری جنسی این افراد در قالب اختلال جنسی واژینیسموس نقش ایفاء می­کند.
نتایج پژوهش حاضر نشان داد زنان مبتلا به اختلال واژینیسموس دارای "شناخت­ها و هیجان­های منفی" در مورد دخول واژینال هستند. این یافته همسو با مشاهدات بالینی و مدل‌های نظری است که بر اهمیت ساختارهای شناختی بنیادین در فرآیندهای کنش جنسی تاکید می‌کنند [37]. در شرایطی که این شناخت‌واره‌های خود انتقادگر فعال می‌شوند ضمن این­که سیستمی متشکل از افکار خودآیند منفی را فرا می‌خوانند، موجب بالارفتن هیجانات منفی مثل ناراحتی، سردرگمی، احساس گناه، فقدان لذت، رضایت و اخلال در پاسخ جنسی نیز می‌شوند [38]. همسو با این یافته، نتایج پژوهش بشارت [39] نشان داده است به دنبال ناآگاهی جنسی، افکار فرد یا شناخت او در مورد عمل جنسی یا برآورد وی از توانایی­اش در مورد عملکرد جنسی یکی از عوامل مهم در بدکارکردی­های جنسی است. این یافته همسو با نتایج حاصل از پژوهش Cherner & Reissing [40] است که نشان دادند زنان مبتلا به واژینیسموس شناخت­ها و باورهای مثبت کم­تر و شناخت­ها و باورهای منفی بیش­تری در خصوص دخول واژینال دارند.
نتایج پژوهش حاضر نشان داد یکی از مشکلات مهم زنان مبتلا عدم انتقال احساسات، امیال و خواسته­های جنسی به همسر است که  با نام ناتوانی در"خودابرازی جنسی" مطرح شد . در این راستا نتایج مطالعه Bahrami و همکاران [41] نشان داد میان خود ابرازی جنسی پایین و ازدواج به وصال نرسیده رابطه مثبت معنی­داری وجود دارد. نتایج مطالعه Master & Janson [42] نشان داد زوجینی که  درباره امیال و خواسته­های جنسی خود صحبت نمی­توانند کنند، ناهنجاری­های جنسی بیش­تری به نسبت سایر زوجین تجربه می­کنند.
با ورود به رابطه زناشویی در اولین مرحله از این رابطه که مربوط به میل ﺟﻨﺴﯽ است، یعنی تصمیم ﺑﺮای داﺷﺘﻦ یﺎ ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺟﻨﺴﯽ، ساختارهای روانی زن که در دوره کودکی درباره مسائل جنسی مفهوم­سازی شده خود را به شکل یک تناقض و دوگانگی نشان می­دهد. چرا که مرحله میل جنسی با فیزیولوژی و زیست زن ارتباط ندارد، بلکه نشان‌ دهنده انگیزه و تمایل زن برای برقراری رابطه جنسی است و به ساختار روانی وی بستگی دارد. این دوگانگی که ناشی از درونی­کردن ارزش­های خانواده و عملکردی که به عنوان یک زن از وی انتظار می­رود می­تواند وی را در فرایند رسیدن به یک نتیجه واحد و قابل قبول دچار اختلالی مانند اختلال واژینیسموس نماید.
بسیاری از مشارکت­کنندگان "تنیدگی جنسی" را یک عامل مهم مرتبط با اختلال واژینیسموس می­دانستند که با نتایج پژوهش Andres [43] و Izadidehnavi و همکاران [44] همسو است. نتایج مطالعاتی که گویای وجود رابطه همزمان بین برانگیختگی اضطرابی و عاطفه منفی با درد جنسی بیش­تر به عنوان یکی از ویژگی­های اختلال واژینیسموس می­باشد [46-45] با نتایج پژوهش حاضر همسو است.
در این راستا می­توان گفت اکثر زنان مشارکت­کننده دچار تنیدگی جنسی بودند. انتظار می­رود  افرادی که در برقراری روابط جنسی، تنیدگی، ترس و اضطراب کم­تری تجربه میکنند، عملکرد جنسی بهتری داشته باشند [48-47]. Rajaee & Eshghi [49] در پژوهش خود نشان داده­اند که به دلیل وجود ارتباط بین واژینیسموس و تنیدگی جنسی و اضطراب؛ درمان اضطراب و تنیدگی جنسی به درمان بیماری واژینیسموس کمک می­کند. انتظار می­رود عقایدی که تقریباً درتمامی بیماران مورد مصاحبه وجود داشت ریشه در گذشته دارند و اولین رابطه جنسی ناموفق با همسر داشته و با قرارگیری در موقعیت جدید رابطه زناشویی و تکرار مجدداً این افکار در ذهن بیماران، می­توان قفل شدن عضلات کف لگن و یک عملکرد جنسی ناموفق را انتظار داشت.
تقریباً تمامی مشارکت­کنندگان "سبک تربیتی والدین" را یک عامل مؤثر در اختلال واژینیسموس می­دانستند. در این راستا زنان مبتلا معتقد بودند خانواده به دلایل فرهنگی و نه مذهبی با تزریق باورهای فرهنگی غیراصولی و سخت­گیرانه­ سعی در حفظ دختر می­نمودند. در این راستا Ward & Ogden [50] نشان دادند که بعد از ترس، دومین علت واژینیسموس مربوط به عامل فرهنگ و تربیتی است که می‌گوید روابط جنسی نادرست است.
در این راستا با تاکید خانواده و جامعه بر دست نخوردگی و دوشیزگی تا زمان ازدواج به عنوان یک ارزش اجتماعی و برهنه شدن در شب اول عروسی [51] و وارد کردن چیزی به "نقطه ممنوعه"، که جامعه ارزش زندگی دختر را تا حد زیادی وابسته به آن می­داند، دختر را با یک دوگانگی و تناقض میتواند رو به رو ­کند [52]. دوگانگی بین آنچه نباید می­شد و اکنون باید شود، آن چه مرد می­خواهد یا آنچه زن باید انجام دهد!؟ این دوگانگی، ناشی از درونی کردن هنجارها و ارزشهای خانواده و جامعه و تضاد بین کلیشه­هایی است که تاکنون به دختر آموزش داده شده و عملکردی است که امروز، از او انتظار می­رود. در این حالت در مواجهه با این دوگانگی ناشی از فرهنگ و شیوه­های تربیتی، در فرآیند رسیدن به یک نتیجه واحد و قابل قبول دختر می­تواند دچار اختلال ­شود. به این گونه که دوگانگی و تعارض بین درون روروان دختر با تعامل نمادین بین فردی می­تواند در سبب­شناسی از بعد فرهنگی و تربیتی این اختلال نقش ایفاء کند [53].
بر اساس تئوری رفتارگرایی می­توان منشأ مشکلات افراد مبتلا به واژینیسموس را در رفتارهای یاد گرفته شده درون خانواده مانند رفتار پرهیز از مسائل جنسی دانست. از آنجایی که در اندیشه اساسی این رویکرد مشکلات جنسی، نتیجه یادگیری در گذشته است بنابراین می­تواند با تشویق یا تنبیههای انجام شده در بافت فرهنگی تربیتی خانواده به عنوان یک رفتار غیرانطباقی آشکار شود [54]. در واقع امر جنسی نه یک پدیده طبیعی و ذاتی بلکه یک امر اجتماعی است که در زمینه­ای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی اتفاق می‌افتد [53]. بنابراین رفتارهای جنسی بیش از این که حاصل طبیعت افراد باشد توسط ارزش­های فرهنگی و تربیتی و در گستره رشد و تحول افراد آموخته می­شود.
از لحاظ تئوری شناختی، می­توان فرایند پردازش شناختی را مهمتر از عوامل فیزیولوژیکی این اختلال در نظر گرفت. بر این اساس تفکر منفی تزریق شده در بافت فرهنگی تربیتی خانواده درباره فعالیت جنسی، می­تواند علائم را تشدید و دائمی ­کند. چرا که سلامت جنسی نیازمند رویکرد مثبت و محترمانه برای سکس است این در حالی است که چنین رویکردی به سکس در بستر خانواده به فرزندان انتقال داده نمی­شود. Midelton و همکاران [55] معتقدند زنانی که دارای روان‌ بنه­های (Schema) جنسی مثبت هستند در مقایسه با زنانی که دارای روان‌ بنه­های جنسی منفی هستند احساس بهتری در مورد تجربیات جنسی خود دارند و این روان­­بنه­های مثبت آنان را به سوی وارد شدن به یک رابطه جنسی رضایتبخش­تر هدایت می­کند. به­نظر می­رسد وجود شکاف بین عملکردی که از زن در نقش همسر انتظار می­رود و هیجان­های مثبت مرتبط با آن در تقابل با آنچه که فرد در گذشته و بر اساس شیوه­های تربیتی والدین مانند مذموم بودن سکس، گناه بودن سکس، لذت بخش نبودن سکس و هیجانهای منفی مرتبط با آن مانند بیزاری از سکس، احساس گناه و شرم، فقدان لذت، آموخته فرد را با دوگانگی و تناقض روبرو می­سازد که در نهایت  به شکل اختلال در پاسخ جنسی آشکار می‌شود [56]. بنابراین، کشف این خود تلقینی­های منفی ناشی از گذشته تربیتی فرد می­تواند در تجزیه و تحلیل موفق مشکلات جنسی این دسته از افراد کمک ­کند [58-57].
نتیجهگیری
به­نظر می­رسد واژینیسموس را می­توان بر اساس نتایج پژوهش حاضر به عنوان یک عارضه اجتماعی فرهنگی معرفی نمود که با درونی­کردن هنجارها و ارزش­های جامعه­ای با فقدان آموزش جنسی به موقع، القاء شناخت­ها و هیجان­های منفی جنسی، و سبک­های تربیتی سخت­گیرانه نسبت به دختران، و ایجاد دوگانگی و تناقض در ساختار ذهنی دختر بین آنچه تاکنون آموخته و عملکردی که امروز از او به عنوان یک زن انتظار می­رود تبیین می­شود.
در مجموع با بررسی واژینیسموس در بستر اجتماعی، فرهنگی و تاریخی جامعه ایران و مطالعه زندگی افراد مبتلا در این پژوهش؛ انتظار می­رود با فراهم آمدن زیرساخت­های لازم مانند به رسمیت شناخته شدن برنامههای آموزش جنسی برای تمامی افراد در گستره تحول به عنوان یک نیاز مهم جهت حفظ سلامت جنسی افراد جامعه، برگزاری دوره­های آموزشی تربیت جنسی کودکان و نوجوانان برای توانمندسازی والدین در امر تربیت جنسی فرزندان، و کارآمدسازی کلاس­های آموزشی پیش از ازدواج زوجین بتوان از بروز واژینیسموس پیش­گیری نمود. در نهایت با توجه به آشکار شدن عوامل مؤثر بر اختلال واژینیسموس زنان مورد مطالعه در پژوهش حاضر، طراحی مدل ساختاری و بسته درمانی بومی شده برای این اختلال به عنوان یک ضرورت پیشنهاد می­گردد.
تشکر و قدردانی
مقاله حاضر برگرفته از نتایج رساله مصوب در دانشگاه خوارزمی جهت اخذ مدرک دکترای تخصصی رشته روانشناسی سلامت با کد تصویب 18022 می­باشد. نویسندگان مقاله از تمامی افرادی که در انجام پژوهش حاضر مشارکت نمودند تشکر و قدردانی می­نمایند.
 
 
 
 
References
 
 
  1. American Psychiatric Association DSM-5 Task Force. Diagnostic and statistical manual of mental disorders DSM-5™ (5th ed.). Arlington, VA, US: American Psychiatric Publishing Inc 2013.
  2. Ozcan O, Cumurcu BE, Karlidag R, Unal S, Mutlu EA, Kartalci S. Attachment styles in women with vaginismus. Anadolu Psikiyatri Dergisi 2015; 16(1): 37-43.
  3. Pacik PT. Understanding and treating vaginismus: a multimodal approach. IUGJ 2014; 25(12): 1613-20.
  4. Bertolasi L, Frasson E, Cappelletti JY, Vicentini S, Bordignon M. Botulinum neurotoxin type A injections for vaginismus secondary to vulvar vestibulitis syndrome. Obstet Gynecol Int J 2009; 114 [5]: 1008-16.
  5. Fingalsson R. Confessions. Structural mechanisms for regulation, interpretation and knowledge of vulvar pain. [Master’s thesis]. Sweden. Department of Sociology Division, Lund University; 2013.
  6. Gammoudi N, Affes ZMellouli SRadhouane KDogui M. The diagnosis value of needle electrodeelectromyography in vaginismus. Sexologies 2016; 25[4]: 57-60.
  7. Konkan R, Bayrak M, Gonullu OG, Senormanci O, Sungur MZ. [2012]. Sexual function and satisfaction of women with vaginismus. Düşünen Adam 2012; 25[4]: 305-11.
  8. McCool ME, Theurich MA, Apfelbacher C. Prevalence and predictors of female sexual dysfunction: a protocol for a systematic review. Systematic Reviews 2014; 3[75]: 344-9.
  9. Hamidi S, Shareh H, Hojjat S. Comparison of early maladaptive schemas and attachment styles in women with vaginismus and normal women. IJOGI 2015; 18[155,156]: 9-18. [Farsi]
  10. Semnani Y, Razzaghizadeh B. Management of an unconsummated marriage after 14 years. J Qazvin Univ Med Sci 2003; 7 [4]: 89-93.
  11. Amini M, Ozgoli G, Azar M, Alavi Majd H. The time of consummation of marriage and related factors in women visited at health care centers and hospitals of Shahid Beheshti University of Medical Science in Tehran 2009. Pajoohande 2011; 16(2): 73-8. [Farsi]
  12. Safarinejad MR. Female sexual dysfunction in a population-based study in Iran: prevalence and associated risk factors. Int J Impot Res 2006; 18(4): 382-95.
  13. Reisy L, Ziaee S, Mohamad E, Haji zade E. Designing a Questionnaire for Diagnosis of Vaginismus and Determining its Validity and Reliability. J Mazandaran Univ Med Sci 2015; 25(125): 81-94. [Farsi]
  14. Shokrollahi P, Mirmohamadi M, Mehrabi F, Babaei G. Preva-lence of sexual dysfunction in women seeking services at family planning centers in Tehran. J Sex Marital Ther 1999; 25(3): 211-5.
  15. Farnam F, Janghorbani M, Merghati-Khoei E, Raisi F. Vaginismus and its correlates in an Iranian clinical sample. Int J Impot Res 2014; 26: 230-4. [Farsi]
  16. Crowley, TD, Goldmeier, Hiller J. Diagnosing and managing vaginismus. BMJ 2009; 3(38): b228.
  17. Möller LJosefsson ABladh MLilliecreutz CSydsjö G. Reproduction and mode of delivery in women with vaginismus or localised provoked vestibulodynia: a Swedish register-based study. Br J Obstet Gynaecol 2012; 122(3): 329-34.
  18. TrudelGSexuality and marital lifeResults of a surveyJournal of Sex and Marital Therapy 2002; 28229–49.
  19. Foroutan S K, jadid milani M. The Prevalence of Sexual Dysfunction among Divorce Requested. Daneshvar Med 2009; 16(78): 39-44. [Farsi]
  20. Kalantari A, Roshanfekr P, Javaheri J. Consequences of Divorce A Systematic Review of Current Literature with an Emphasis on Gender-Related Issues [1997-2011]. WDP 2011; 9(3): 111-31. [Farsi]
  21. Alirezaee S, Ozgoli G, Alavi Majd H. Comparison of sexual self-efficacy and sexual function in fertile and infertile women referred to health centers in Mashhad in 1392. Pajoohande 2014; 19(3): 131-6. [Farsi]
  22. Read J. ABC of sexual health: sexual problem associated with infertility, pregnancy and ageing. Br Med J 2004; 329(7465): 559–61.
  23. Scientific Information Database [SID]. [09-01-2019]. https://www.sid.ir/En/Journal/.
  24. Iranian Research Institute for Information Science and Technology [IranDoc] [09-01-2019]. https://en. irandoc.ac.ir/
  25. Thomson Reuters. [2017- 01-12]. http://thomsonreuters.com/en.html
  26. Spannagel C, Glsser-Zikuda M, Schroeder U. Application of qualitative content analysis in user-program interaction research. Forum Qual Soc Res 2005; 6(2): Art. 29.
  27. Mayring P. Qualitative content analysis. Forum Qualitative Sozialforschung 2000; 1(2): 1-10.
  28. Maxwell JA. Qualitative research design: An interactive approach. 3rd ed, London, UK: SAGE Publications. 2013; 168.
  29. Graneheim UH, Lundman B. Qualitative content analysis in nursing research: concepts, procedures and measures to achieve trustworthiness. Nurse Educ Today 2004; 24(2): 105-12.
  30. Speziale HS, Streubert HJ, Carpenter DR. Qualitative research in nursing: Advancing the humanistic imperative. Philadelphia, PA: Lippincott Williams and Wilkins. 2011; 324.
  31. Mahmodi G, Hassanzadeh R, Heidari G. The effect of sex education on family health on Mazandran medical university students. Horizon Med Sci 2007; 13(2):64-70. [Farsi]
  32. Masters W.H. & Johnson V.E. Human Sexual Inadequacy, Boston: Little, Brown 1970.
  33. UNESCO. International technical guidance on sexuality education: an evidence-informed approach for schools teachers and health educators. Paris: UNESCO. 2009; 62.
  34. Karimian Z, Atoof F, Maasoumi R, Besharat M A, Merghati Khoei E S. The Bases of the Formation of Sexual Behavior in Women of Reproductive Age in Kashan City: A Survey Sjsph 2017; 15(2): 159-70. [Farsi]
  35. Mohebbi P, Malekpour P, Kamalifard M, Atri SB, Safaeiyan A, Alizadeh K. Clients' viewpoints about the quality of services in the premarital counseling classes in Tabriz Health Centers. Int J Prev Med 2014; 5(3): 365-9. [Farsi]
  36. Mirzaei Najmabadi K, Babazadeh R, Shariati M, Mousavi SA. Iranian Adolescent Girls and Sexual and Reproductive Health Information and Services: A Qualitative Study. IJOGI 2014; 17(92): 9-18. [Farsi]
  37. Mobredi K, Hasanpoor Azgahdy S, Amiri Farahani L. Knowledge and Attitude of Mothers toward Preschool Sexual Education. IJN 2017; 30(106): 35-45. [Farsi]
  38. Ribner DS, Rosenbaum TY. Evaluation and treatment of unconsummated marriages among Orthodox Jewish couples. J Sex Marital Ther 2005; 31(4): 341-53.
  39. Nobre PJ, & Pinto‐Gouveia J. Dysfunctional sexual beliefs as vulnerability factors for sexual dysfunction. Sex Res 2006; 43(1): 68-75.
<>[40]Besharat M. Sexual Damage and Sexual Therapy: Sexual Problems: Classification, Etiology, Measurement and Treatment. Psychotherapical Novelties 1999; 10: 2-29. [Farsi]
  1. Cherner RA, Reissing ED. A psychophysiological investigation of sexual arousal in women with lifelong vaginismus. J Sex Med 2013; 10(5): 1291-303.
  2. Bahrami N, Simbar M, Soleimani M. Sexual health challenges of adolescents in Iran: A review article. Sjsph 2013; 10(4): 1-16. [Farsi]
  3. Andres A.N. Sexual communication anxiety attachment relationship satisfaction and sexual satisfaction. [Master’s thesis]. Alabama. department of human development and family studies, Auburn University; 2013.
  4. Izadi Dehnavi S, Yaghubi H, Heydari Nasab L. Simultaneous Changes of Depression and Anxiety Symptoms with Variations in Sexual Function of Young Married Women. Avicenna J Clin Med 2016; 23(3): 227-36. [Farsi]
  5. Kalmbach DA, Kingsberg SA, Ciesla JA. How changes in depression and anxiety symptoms correspond to variations in female sexual response in a nonclinical sample of young women: a daily diary study. J Sex Med 2014; 11(12): 2915-27.
  6. Kalmbach DA, Pillai V. Daily affect and female sexual function. J Sex Med 2014; 11(12): 2938-54.
  7. Yeganeh T, Hossein Khanzadeh A, Moradi S, Karimpour K, Kazemi Mojard M. Comparative study of women's sexual function in pre-pregnancy, pregnancy and lactation, Aflat Quarterly 2016; 9(30, 31); 47-56. [Farsi]
  8. Karami J, Shalani B, Hoveyzi N. Relationship between Sexual Self-Esteem and Sexual Dysfunction with Marital Satisfaction in Nurses Hopitals Kermanshah City [Iran]. Qom Univ Med Sci J 2017; 11(9): 86-93. [Farsi]
  9. Rajaee F, Eshghi R. The effect of behavioral-cognitive hypnotherapy on improving anxiety and sexual performance ofvaginismuspatients. JCP 2018; 9(4): 55-69. [Farsi]
  10. Ward E, & Ogden J. Experiencing vaginismus-sufferers' beliefs about causes and effects. The Sex Relation 1994; 25(4): 434-46.
  11. Ribner DS, Rosenbaum TY. Evaluation and treatment of unconsummated marriages among Orthodox Jewish couples. J Sex Marital Ther 2005; 31(4): 341-53.
  12. Lama Abu-Odeh.Crimes of honor and the construction of gender in arab societies, Comp Law Rev 2011; 2(1); 45.
  13. Molaeinezhad M, Merghati Khoei E, Latifinejad Roudsari R, Salehi M, Yousefy A. Sexual scripts theory and the constructs of unconsummated marriage. J Res Behave Sci 2013; 11(4): 289-305. [Farsi]
  14. Hawton K. Sex therapy: A practical guide [p. 273]. Oxford: Oxford University Press 1985.
  15. Middleton LSKuffel SWHeiman JR. Effects of experimentally adopted sexual schemas on vaginal response and subjective sexual arousal: a comparison between women with sexual arousal
    disorder and sexually healthy women. 
    rch Sex Behav 2008; 37(6): 950-61.
  16. Nobre P.J, & Pinto-Gouveia J. Sexual dysfunctional beliefs questionnaire: as vulnerability factors to sexual problems. Sex Relation Ther 2003; 18(4): 171-204.
  17. Araoz D. Hypnosis in human sexuality problems. Am J Clin Hypn 2005; 47(4): 229-42.
  18. Hamid N, Dehghanizadeh Z, Firuzi A. Effects of Cognitive - Behavioral Therapy on Sexual Function in Women with Vaginismus Disorder. IJOGI 2012; 15(20): 1-11. [Farsi]
 

Identifying Psychological Factors Associated with Vaginismus in Married Women in 2018: A Qualitative Study[j1] 
 
T. Yeganeh[5]M. N. Farahani[6], V. Farzad[7], M. Moghadasin[8]
 
 
Received: 27/02/2019  Sent for Revision: 13/05/2019 Received Revised Manuscript: 09/07/2019 Accepted: 10/07/2019
 
Background and Objectives: Even though women’s perception of factors affecting vaginismus is taken into account as a mental concept that can be induced by sociocultural values, it has not been assessed so far in the form of a qualitative study in Iranian culture. Therefore, the present study was conducted to identify psychological factors associated with vaginismus in married women referring to Tolou Clinic in Rasht, 2018.
Materials and Methods: A qualitative content analysis method was employed in this study. Using a purposive sampling method, the data were saturated with a total number of 11 women affected with vaginismus referring to Tolou Clinic in the city of Rasht from March 2018 to January 2019. Moreover, in-depth semi-structure interview was used to collect the data. Data were analyzed using qualitative content analysis
Results: During the process of content analysis, the participants elucidated three main categories of "cultural-educational factors”, "sexual knowledge”, and "sexual cognition and arousal”.
Conclusion: Based on the findings of this study, vaginismus was introduced as a sociocultural and psychological disorder that is determined by internalization of norms and values in a society with lack of well-timed sexual instruction, induction of negative sexual arousal and cognition, district educational styles for girls and creating duality and contradiction in girls’ mental structure between what they have learned and what they are expected to do as a woman.
Key words: Sexual Dysfunction, Vaginismus, Qualitative Study, Content Analysis
 
Funding: This study did not have any funds.
Conflict of interest: None declared.
Ethical approval: This study was approved by Kharazmi University [18022].
 
How to cite this article: Yeganeh T, Farahani M N, Farzad V, Moghadasin M.  Identifying Psychological Factors Associated with Vaginismus in Married Women in 2018: A Qualitative Study. J Rafsanjan Univ Med Sci 2020; 18 (10): 997-1016. [Farsi]
 
 
[1]- دانشجوی دکترای تخصصی روان­شناسی سلامت، دانشکده روان­شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
[2]- (نویسنده مسئول) استاد روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
  تلفن:88329220-021، دورنگار: 88329220-021، پست الکترونیکی:  faramn37@yahoo.com
[3]- استاد روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
[4]- استادیار روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
 
[5]- PhD Student of Health Psychology, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Kharazmi University,  Tehran, Iran, ORCID:  0000-0003-3923-9986          
[6]Prof., Dept. of Psychology, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Kharazmi University, Tehran, Iran, ORCID: 000-0002-5282-5181
(Corresponding Author) Tel: (021) 88329220, Fax: (021) 88329220, E-mail: faramn37@yahoo.com
[7]- Prof., Dept. of Psychology, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Kharazmi University, Tehran, Iran, ORCID: 0000-0002-8684-8486          
[8]Assistant Prof., Dept. of Psychology, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Kharazmi University, Tehran, Iran, ORCID: 0000-0002-0205-1317

 [j1]سربرگ اضافه گردد.
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: زنان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)