کد خبر: ۱۸۱۹۵
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۳۹۹ - ۱۱:۱۹-18 July 2020
.احزاب نقش واسطه میان شهروندان و نظام سیاسی را ایفا میکنند و از اینرو اساسا باید مشارکت سیاسی افراد را تجمیع و سازماندهی کرده و این مشارکت را در مسیر منافع جمعی و خیر عمومی جهت دهند.
این نقش خاص یعنی برانگیختن مشارکت سیاسی و شکل‌دهی به جامعه پذیری سیاسی در اجتماع، کارویژۀ احزاب است.

 در یک نظام سیاسی که حاکمیت و احزاب سهیم در قدرت، مشارکت سیاسی مردم را به کارناوال های انتخاباتی یا راهپیمایی های برنامه ریزی شدۀ حکومتی تقلیل میدهند کارکرد جامعه پذیری و مشارکت سیاسی عملا مسخ می شود. متاسفانه طی دو دهۀ گذشته احزاب اصلاح طلب نیز به رغم برخورداری جنبش اصلاح طلبی از پشتوانۀ قابل توجه مردمی، ضعفی جدی در جلب مشارکت سیاسی مردم به شکل پایدار و مستمر داشته اند و حضور و تجمع هواداران خود را تنها در تجمعات یا انتخابات خواسته اند. امری که عملا به سستی و سپس قطع ارتباط مردم با احزاب اصلاح طلب منجر شده است.

تکلیف احزاب محافظه کار طرفدار وضع موجود مشخص و کارنامۀ آنها نیز در باب تحزب کمابیش روشن است. سهم ویژه و کمابیش ثابت آنان از قدرت سیاسی و ثروت عمومی ربط و نسبتی با پایگاه مردمیشان ندارد و بنابرین هیچ نیازی به فعالیت حزبی و تشکیلاتی در متن جامعه و در میان تودۀ مردم ندارند. در نظام شبه تیولداری کنونی، نزدیکی به کانونهای اصلی قدرت جای خالی پشتیبانی گستردۀ مردمی را برای احزابی از این دست پر میکند. اما وضعیت احزاب و تشکلهای اصلاح طلب که مدعی احیای نقش اصلی و سرنوشت ساز مردم در تعیین سیاستهای عمومی‌اند متفاوت است و این رویکرد مردم‌گریزانه از آنان پذیرفتنی نیست.

طی سی و یک سال گذشته، مجمع روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب و احزاب مشارکت/اتحاد ملت، اعتدال و توسعه، کارگزاران سازندگی و اعتماد ملی به تناسب در شش دولت از هشت دولت تشکیل شده سهم داشته اند؛ با این همه برخی از آغاز و برخی دیگر از میانۀ راه عملا ارتباط سازمانی با توده های مردم و بدنۀ اجتماعی حامی اصلاحات نداشته اند اما در عین حال خود را حزبی فراگیر تلقی کرده اند. حزب اعتدال و توسعه که حلقۀ اصلی همکاران رئیس جمهور در دولت کنونی است نمونۀ خوبی برای ترسیم وضعیت تحزب در ایران امروز است. اینکه حزب یاد شده که دست کم در هفت سال گذشته بخشی از دولت در اختیارش بوده، خارج از اسناد و اوراق رسمی موجود در وزارت کشور چقدر ظهور و بروز عینی داشته کلید حل این معماست که چرا تحزب به معنای واقعی کلمه در ایران نهادینه نمیشود و از این رهگذر جامعۀ ایرانی توسعۀ پایدار سیاسی را تجربه نمیکند.

در واقع اغراق نیست اگر گفته شود نفرات اصلی بسیاری از احزاب پرشمار دارای مجوز فعالیت، کشتی‌های اقیانوس پیمایی را تحت عنوان حزب فراگیر سیاسی به نام خود ثبت کرده اند اما از آنها به نحو موسمی و صرفا به عنوان قایق‌های تفریحی خصوصی و خانوادگی استفاده میکنند.
این وضعیت تنها شامل احزاب پرشمار رسمی، که یا سهمی بزرگ از متاع قدرت و یا حق دست درازی به آن را دارند نمیشود، بلکه احزاب غیر رسمی و خارج از دایرۀ خودیها و نیز احزاب تحت فشار (یعنی ضالّین و مغضوبٌ علیهم! از منظر هستۀ مرکزی قدرت) را نیز در بر میگیرد.

 احزاب اخیر نیز با این استدلال که شرایط سخت و نامساعد و در نتیجه گسترش فعالیت حزبی در جامعه هزینه بردار است از باز کردن در و پنجره به سوی مردم خودداری کرده و در محافل بستۀ خود حزب ورزی میکنند. هرچند با توجه به شواهد و قراین موجود، استدلال یاد شده بیشتر توجیه بی انگیزه‌گی درونیست تا توضیح شرایط بیرونی، چرا که احزاب یاد شده کنگره ها و جلسات حزبی و اجتماعات انتخاباتی خود را برگزار و بیانیه های عمومی خود را صادر میکنند و در ائتلاف‌های رسمی احزاب و تشکلها نیز حضور مییابند. تاریخ برخی از این احزاب و تشکلها نشان میدهد که حتی در آزادترین و مساعدترین شرایط نیز درهای خود را به روی عموم نگشوده و به قصد سیاست ورزی حرفه ای و تحزب واقعی از دایرۀ بستۀ محفل‌های خانوادگی و دوستانۀ خویش بیرون نیامده اند...


سعید رضوی فقیه، جواد سلیمانی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان