کد خبر: ۱۸۱۸۲
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۲-18 July 2020
مصیبت میانه رو بودن!
کرد بودن در خاورمیانه امروز به علت بداقبالیهای ژئوپولیتیک و ناخرسندیهای جغرافیا و قهر حاشیه نشینی، به خودی خود مصیبت است. مصیبت عظما اما میانه روی و واقع بینی و پرهیز از خشونت ـ در تمامی اشکال آن ـ در دریایی از ایدئولوژیهای رادیکال و دنیایی سرشار از کلیشه و مهجوریت اندیشه است.
جایی کە بە راحتی احکام تکفیر‌ و ارتداد صادر و برچسپ های خائن و خادم از قبل آماده و در کارخانه ایدئولوژی به وفور تولید شده است.

شوربختانه این دو مصیبت هر دو و همزمان بر سر نگارنده این سطور فرود آمده است! 
دیروز از این نظر که شاهد نمایشی سوررئال از تمامی  عناصر پیشگفته شدم، برایم به روزی به یاد ماندنی تبدیل شد.

روزم را با شرکت در جلسه ای مرتبط با پیشگیری و درمان کرونا آغاز کردم. ساعتی نگذشته بود که با چک کردن تلگرامم متوجه شدم چندین دوست همزمان لینکی عجیب و غریب برایم فرستاده اند.
یکی از سایت های افراطی ارومیه که ظاهرا به تازگی و به صورت مشروط، از بند تعطیل و توقیف رسته، با تقطیع و تحریف یکی از یادداشت هایم کلیپی ساخته و آشکارا  تلاش کرده بود با ارائه یک کیفرخواست سنگین، پیشاپیش زحمت دیگران را کم کند.

داخل کانال که رفتم متوجه شدم نود درصد مطالب آن با ادبیاتی غیر بهداشتی و ساختار شکن علیه نظام سیاسی است.

اما به فقره بنده بینوا که رسیده بودند، تصادفا در جلد ولایت مدار و هوادار نظام رفته و همزمان قاضی و دادستان هم شده بودند.

در واقع همان داستان آشنای عهد پهلوی اول و دو دهه نخست پهلوی دوم: امنیه ها و ژاندارمهای حریص به خانه روستائیان بینوا می رفتند و با ساختن پاپوش و بهانه گیری، سهم خود را از اقتصاد غارت و چپاول می ستاندند!

روز موصوف تمام شد اما حکایت همچنان باقی ماند. در نخستین ساعات شب باز به تلگرام سر زدم. اینبار دیدم از جانب کردها بر خورده ام!

باز کلیپی کذایی و باز تقطیع و تحریف یک یادداشت تلگرامی.

نویسنده و سازنده اینبار من را در جایگاه متفاوتی نشانده و برعکس دوستان کم لطف ارومیه ای، مهره ای از دستگاه سرکوب فرهنگی نامیده بودند!

جل الخالق! در عرض چند ساعت آدمیزاد اینقدر عوض می شود؟ از اپوزیسیون به پوزیسیون و از مخالف و معاند به موافق و همراه و همسنگر!

بله می شود! با ذهن های اجاره ای و رویکردهای اداره ای، هر چیزی ممکن است. اتفاقا قوم گرایان افراطی و رادیکالیست های تخیلی کرد در این زمینه همراستا و همداستانند.
جالب است که در این مورد خشم آتشفشانی هر دو، بخاطر دو یادداشت کوتاهی بود که در آنها سعی شده بود با تعهد به حقائق تاریخی از کلیشه های غالب کنونی فراتر رفته و روایتی متفاوت ارائه شود.

طبیعی است تعصب و افراطی گری همیشه موافق ارائه روایت های رتوش شده و مقبول خود از تاریخ است و با راستگویی و امانتداری عناد می ورزد.

اینها ظاهرا در دو موضع متضاد قرار دارند، اما به لحاظ ساختار اندیشه و جهان بینی ها و رویکردهایشان، هم ریشه اند و از یک آبشخور تغذیه و در هنگام عمل به دو تیغه قیچی تبدیل می شوند.
می ماند اما داستان من و مصداق این شعر شدن:

نه در مسجد گذارندم که "رندی" 
نه در میخانه کاین خمار "خام" است!

صلاح الدین خدیو 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها