کد خبر: ۱۸۱۳۰
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۳۹۹ - ۰۸:۲۱-15 July 2020
سال ۱۳۶۸ در آستانه چهلمین روز درگذشت امام، استعفای یک نماینده مجلس فضای سیاسی کشور را به هم ریخت.

عبدالمجید شرع‌پسند که در دور دوم مجلس با ۲۵ سال سن به عنوان نماینده مردم کرج و اشتهارد انتخاب شد تا جوان‌ترین نماینده لقب بگیرد، از همان آغاز کار با نطق‌های تند و معترضانه‌اش دشمنان بسیاری برای خود دست و پا کرده بود. مجید شرع‌پسند برادر دو شهید بود. مهدی شرع پسند برادر بزرگتر از فرماندهان دلاور لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) همان بود که پس از فتح خرمشهر از مناره مسجد جامع شهر بالا رفت تا پرچم سه رنگ ما را دوباره بر فراز نخل‌ها به اهتزاز درآورد.

 شوهر خواهر مجید شرع‌پسند هم از شهداست. مجید شرع‌پسند که خود و پدرش نیز جانباز جنگ بودند، از خانواده‌ای می‌آمد که همه چیز خود را برای انقلاب داده بودند. نامزدی که در زمان انتخاب به عنوان نماینده مردم کرج معلم بود و می‌گفتند با دوچرخه به مدرسه می‌رود و برمی‌گردد، می‌گوید روحیه و زندگی خود را پس از رفتن به مجلس سر سوزنی تغییر نداده. بی‌آن‌که از امتیازات نمایندگی استفاده کرده باشد و بی‌آن که با بهره بردن از نام برادران شهیدش به دنبال سهم و مقامی بوده باشد. اما ۱۱ تیر ۱۳۶۸ متنی که او برای اعلام استعفایش از نمایندگی در صحن مجلس قرائت کرد، چنان تند و نامتعارف بود که نه فقط زندگی او را تغییر داد که برای همیشه در تاریخ سیاسی ایران ثبت شد.

او در توضیح استعفایش از نمایندگی مجلس دلایلی را مطرح کرد از جمله

– نبود زمینه و عدم امنیت وامکان برای انجام وظایف قانونی نمایندگی

– نگرانی شدید از آینده سیاسی کشور به علت برخی تغییرات قانون اساسی و حضور تشریفاتی و سطحی مردم

– نداشتن پاسخ مناسب و منطقی برای گرانی و تورم و تبعیض‌های ناروا

– پرهیز و تعلل مسؤولان از جهت گیری قاطع و جدی در برابر تکاثر و انباشت سرمایه‌های کلان بادآورده و

دلایلی که اگر امروز هم قابل طرح و بحث باشند در فضای آن روز جامعه ایران مطلقا ظرفیتی برای شنیده شدنشان وجود نداشت. برای همین هم بود که فردای طرح استعفا، مهدی کروبی نایب‌رئیس وقت مجلس ، علیه مجید شرع‌پسندنطق تندی کرد و گفت:« اینجا بهترین جاست و آقای شرع پسند شایستگی اینجا بودن را ندارد.» سپس نامه ۱۵۴ نماینده مجلس در محکومیت نماینده جوان کرج قرائت شد و بلافاصله رای‌گیری به عمل آمد که با رای موافق ۱۹۱ نماینده از ۱۹۷ نماینده حاضر و بدون رای مخالف با استعفای مجید شرع‌پسند موافقت شد. این‌که در آن روز و در ساعات پس از آن چه بر مجید شرع‌‌پسند رفته است داستانی طولانی است که بخش عمده آن را باید سال‌ها بعد گفت و بررسی کرد که بخشی از تاریخ انقلاب است. اما بسیاری از مردم کرج هنوز به یاد دارند تجمعی را که در همان زمان علیه مجید شرع‌پسند در این شهر برگزار شد و معترضان به او، تا جایی پیش رفتند که می‌خواستند نام پادگان شهید شرع‌پسند در مرکز شهر را عوض کنند و پایین بکشند. با مجید شرع‌پسند ۲۵ سال پس از آن رویدادها درباره آنچه گذشته صحبت کردیم. درباره این‌که آن حرف‌ها در آن روز چقدر منطقی یا احساسی بوده‌اند و این‌که چه فکر می‌کرده و چه شده است. درباره خودش و برادران شهیدش. مجید شرع‌پسند قبل از این‌که به دفتر نشریه بیاید سری به کتاب‌فروشی‌های کنار پل کریمخان  زده بود. حرف‌هایش را هم با اظهار تاسف از وضعیت نشر شروع کرد. از این‌که چرا دیگر کسی کتاب نمی‌خواند. از این‌که بچه‌های انقلاب و جبهه چقدر اهل مطالعه بودند و چقدر عشق داشتند و چه سر پرشوری. گفت‌و‌گو با او دوباره ما را برد به سال‌ها قبل. به فضای ۵۷ و جنگ و آن رشادت‌ها. دلمان برای آن همه برادری تنگ شد. برای آن همه سادگی. دلمان برای همه شهدای نازنین‌پیکر این آب و خاک تنگ شد. روح بلندشان شاد.

  آقای مطهری این اواخر در مجلس صحبت می‌کند و خیلی خبرساز است. با شما چقدر متفاوت است؟

به نظر من خیلی قابل تحسین است. یعنی هر کسی را باید در شرایط و موقعیت‌های خودش سنجید. من با ایشان در هیچ زمینه‌ای سنخیت ندارم و دیدگاه‌هایمان متفاوت است. اصلا این اصول‌گرایی که اینها می‌گویند به هیچ شکلش از نظر من مفهوم نیست چی می‌گویند. ولی به نوبه خودش ایشان خیلی روشن‌تر و معقول‌تر از بقیه کار می‌کند. یعنی من معتقدم اصلا آزادی بیان برای کسی که در او غش باشد مسأله است والا برای کسی که منطق دارد و فکر دارد بهترین موهبت است. من معتقدم ایشان (علی مطهری) که می‌تواند حرف بزند یا هر کس دیگری که چهار کلمه حرف حق می‌زند و بخشی از حق را هم می‌گوید خیلی قابل تقدیر است. اما در عین حال می‌گویم اگر خودم باشم می‌توانم خیلی انتقاد‌ها به ایشان داشته باشم که شما کی باید چه حرف‌هایی می‌زدی و الان بزنگاه‌ها اینهاست که باید حرف بزنی ولی می‌آیی چیزهای دیگری می‌گویی. ممکن است سلیقه من اینهایی نباشد که آقای مطهری می‌گوید، اما همین هم خیلی قابل تحسین است.

  آقای احمدی‌نژاد با شعارهای اقتصادی و صحبت از برقراری عدالت و پابرهنه‌ها و محرومان و سفر به شهرستان‌ها و اینها آمد. شما خودتان می‌دیدید چه حسی داشتید؟

حس من این بود که کاملا عوام‌فریبانه است. این را از روی قرائن عملی می‌شد فهمید. قرائن حالیه و عملی‌اش را کنار رفتار‌هایش بگذارید به راحتی می‌فهمید که این یک رفتار عوام‌فریبانه بود. تو اگر راست می‌گویی عملا بدون این‌که به کسی بگویی ساده زندگی کن ولی در حسابرسی چنان حسابرسی پس بدی که کسی از زیرمجموعه‌هایت جرات نکند از زیر یوغ حسابرسی در برود. حرف و شعار که مهم نیست؛ عملکرد آقای رحیمی از قبل از تو معلوم بود؛ اگر تو می‌گویی من او را نمی‌شناختم که عذر بد‌تر از گناه است. چطور او را می‌گذاری معاون اول خودت؟ این همه آدمی را که می‌‌شناختی بگذار. تازه قبلش می‌خواست او را وزیر کشور بگذارد بعد که به او گزارش دادند این کیست و سوابقش چیست، منصرف شد، چون می‌دانست در مجلس رد می‌شود آبروی خودش می‌رود.

شما دو دوره نماینده مجلس بعد از انقلاب بودید ولی قبل از گفت‌وگو در اینترنت راجع به شما جست‌وجو کردیم اطلاعات خیلی کمی وجود داشت. فقط در مورد استعفای شما و رأی‌گیری آن روز و سرفصل‌هایی که به عنوان اعتراض گفته بودید به خاطرش استعفا می‌دهید مطالبی هست و بعد از آن، همه چیز تمام می‌شود. یکی دو باری هم در گرامی‌داشت شهدا درباره برادران شهیدتان صحبت کردید. هیچ اطلاعاتی در مورد شما نیست، ما هم شما را اتفاقی پیدا کردیم.

من فقط یک‌بار آن هم همین اواخر در همایشی که برای گرامی‌داشت برادرم مهدی گذاشته بودند صحبت کردم چون در این سال‌ها من یک سکوت فعال یا می‌شود گفت یک قهر فعال داشتم نه منفعل. چون یکی از دلایل استعفای من هم همین بود که می‌گفتم فضا برای گفتن مطالب مناسب نیست. این را در متن استعفا هم گفته‌ام و اظهار کرده‌ام و به همین جرم هم خیلی اذیت شدم و… بنابراین من عمدا صحبت نمی‌کردم. دلیل دیگر هم این بود که از آن طرف هم مستمعی نبود که شما بخواهید با او حرف بزنید. نه‌تنها مصاحبه حتی بنا به ملاحظاتی  گفته بودند ایشان برای اینکه دوباره به آموزش و پرورش بیاید باید تحت کنترل باشد و الا اصلا صلاحیتم را رد کرده بودند. واقعیتش من دوست داشتم مهدی برادرم نماینده شود چون آدمی بسیار باهوش و با استعداد و با مطالعه بود.

 برادر بزرگتر شما بودند دیگر؟

بله هم جعفر هم مهدی برادرهایم و هم بهمن دامادمان که دوست و همرزم من در دوره قبل از انقلاب بود و دانشجوی دکترا بود. بهمن از خارج از کشور آمد و دیگر به خاطر انقلاب ماند و با ما دوست بود و بعد در همین فعالیت‌های انقلابی، خواهر بزرگ من هم که در انقلاب فعال بود با ایشان آشنا شد و ازدواج کردند. در حقیقت اول دوست ما بود و بعد دامادمان شد. در انقلاب هم گارد به پایش شلیک کرده بود و مجروح بود. آخرش هم در جنگ شهید شدند.

 پدرتان هم که مجروح شدند.

بله، اولین نفر در جنگ من مجروح شدم که الان هم تیر و ترکش آن در پایم هست. بعد در سال ۶۰ جعفر برادرم شهید شد. سال۶۱ بهمن شهید شد و سال ۶۲مهدی. سه سال متوالی هر سال یکی از ما می‌رفت و شهید می‌شد. بعد از دو سه سال هم پدرمان به منطقه رفت که تقریبا ۸۰درصد بینایی‌اش را از دست داد و دیگر خانه‌نشین شد. این ماجرای خانه ما تا سال ۶۲ بود. اینها شهید شدند، پدرم هم سال‌ها بعد در سال ۸۸ به رحمت خدا رفتند.  ماجرای ورود ما به مجلس مربوط به سال ۶۵ بود. دوستان مشوق حلقه اصلی جنگ بودند و بچه‌هایی بودند که حداقل در کرج جنگ روی کاکل اینها می‌چرخید؛ مثل شهید  کلهر و حسامی‌نژاد. اینها دوستان نزدیک و صمیمی من و مثل برادرم بودند. اینها هم به لحاظ فکری محورشان غالبا مهدی بود؛ یعنی صاحب فکر و اندیشه بودند و فقط عملیاتی صرف نبودند. این بچه‌های سپاه بنا بر آن استراتژی که اول سپاه داشت و آقای لاهوتی نماینده امام در سپاه اشاره کرده بود معتقد بودند که سپاه باید ۸۰درصد فرهنگی و سیاسی باشد، ۲۰درصد نظامی‌، که این بعدا سر و ته شد. بچه‌هایی که سپاه کرج را تشکیل دادند اکثرا بچه‌های دانشجو بودند که با سابقه سیاسی- فرهنگی وارد سپاه شدند. مهدی هم بود. من خودم هم در سپاه کلاس نهج‌البلاغه و کلاس‌های سیاسی داشتم، منتها هیچ‌وقت عضو سپاه نبودم. جعفر هم همین‌طور، عضو سپاه نبود، داوطلب بود. در چنین شرایطی و در این فضا این بچه‌ها از من خواستند که بیا و نماینده شو.

 چه چیزی در شما دیدند؟

من تقریبا از چهارده-پانزده سالگی در سیاست و مطالعات سیاسی بودم تا ۲۰سالگی که انقلاب شد.من رشته‌ام روان‌شناسی مشاوره است. کارم هم در فرهنگ همین بوده و با این عنوان بازنشسته شدم ولی دروس مختلف زیادی به صورت پراکنده خوانده‌ام. آن موقع به خاطر انقلاب فرهنگی دانشگاه‌ها تعطیل بود. من با فوق دیپلم دبیر بودم. بچه‌های سپاه دیدگاه‌های سیاسی و مسائل اعتقادی من را می‌دانستند. مطالعات من را می‌دانستند. در نتیجه به من گفتند شما بیا نماینده شو من هم ابتدا رد کردم، طوری که بین بچه‌ها منتشر شد که مجید انصراف داده و نماینده نمی‌شود. خودم هم خوشحال شدم و یک نفس راحت کشیدم تا اینکه یک گروهی از جنگ برگشتند که عمدتا هم بچه‌های داوطلب بودند و رسمی سپاه نبودند. اینها گویا در غیاب من تصمیم خودشان را گرفته بودند. بعد هم شعار دادند که نماینده ما فلانی است و ما در عمل انجام شده قرار گرفتیم. دیدیم در این شرایط بچه‌ها جوری به ما اعتماد دارند که اگر قبول نکنیم انگار به اینها که دارند خونشان و جان‌شان را می‌دهند خیانت کرده‌ایم، از جمله برادر‌ها و دوستان نزدیک خودم. به همین دلیل بود که پذیرفتم، ولی مشروط؛ به آنها گفتم من امیدی ندارم به اینکه بروم و بتوانم منشا تغییر و تحولی در این مملکت باشم آن دیدگاهی که می‌بینید من دارم اصلا قابل تحقق نیست؛ نه بسترش هست و

 همان موقع هم نسبت به شرایط موجود منتقد بودید؟

بله از‌‌ همان موقع بنیادهای فکری من اقتضا می‌کرد و می‌دیدم که شرایط چطور است؛ به همین دلیل چندان امیدی به تغییر نداشتم ولی گفتم بالاخره در این شرایط یک روزنه هم، یک روزنه است و این حق است که من از آن استفاده کنم. آن هم پایگاه مجلس. ولی من هیچ‌وقت خودم را این‌طور ندیدم که بروم عضو و مسوول نظام بشوم. من نماینده مردم بودم برای اینکه در چارچوب مقدورات و محدودیت‌هایی که نمایندگی مجلس داشت ولو در حد ناچیز بتوانم اظهاراتی داشته باشم.

 شما با آن خانواده انقلابی و رزمنده و آن سوابق، به قول آن روزی‌ها حزب‌اللهی بودید دیگر؟

نه حزب‌اللهی هم نبودم!  واقعیت این بود که یک زاویه‌ای از‌‌ همان اول انقلاب شروع شد. آن زمان که اوریانا فالاچی با امام در پاریس مصاحبه کردند از ایشان پرسیدند چه سیستمی و چه حکومتی قرار است راه‌اندازی شود؟ امام فرمودند مثل همین‌جا؛ یعنی الگوی حکومت مثل حکومت فرانسه؛ گو اینکه این یک چیز انتزاعی بود و بستر و شرایطش فراهم نبود و یک پروسه‌ای باید طی می‌شد که ما اصلا نداشتیم و… سه شعاری که ما می‌دادیم استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، تقریبا اینها همپوشانی داشتند و تبیین می‌کرد که اگر آزادی بدون استقلال باشد معنی ندارد اگر استقلال بدون آزادی باشد معنی ندارد اگر جمهوریت بدون اسلام باشد یک مشکل و اگر اسلام بدون جمهوریت باشد که اصلا امکان نداشت.

 آقای شرع‌پسند این چیزی که شما می‌گویید در فضای سیاسی آن روز خیلی دیده نمی‌شد. بالاخره جز آنهایی که در مقابل انقلاب بودند بقیه به نوعی حول محور امام بودند. اختلاف‌نظرها در حد چپ و راست انقلابی بود.

این چیزهایی که جوهره و مرکزیت بعد از انقلاب شد از نظر خیلی‌ها محل بحث و مناقشه بود، اما خب جایی نبود که اظهار شود. مثلا‌‌ همان موقع بحث می‌کردند می‌گفتند حکومت اسلامی یا جمهوری اسلامی؟ …… بعد از استعفای من یادم است که سال شصت و نه -هفتاد این موقع‌ها بود یک روز شیخ محمد یزدی در خطبه‌های نماز جمعه گفت ما اصلا بیاییم این حکومت اسلامی یا جمهوری اسلامی را به رفراندوم بگذاریم. حرف بسیار خوبی بود. من آن موقع می‌گفتم‌ ای کاش روشن‌فکرهای مذهبی و غیرمذهبی روی همین محل اختلاف بایستند که ما این را به رفراندوم بگذاریم.

 البته شاید منظورشان بیشتر این بود که حکومت اسلامی شود؟

 بله، که خیال‌شان دیگر از این ان قلت‌هایی که بعضی‌ها می‌آوردند راحت شود. چون در جمهوریت، همان‌طور که امام گفته بودند مجلس رأس امور است، محور است و عده‌ای اینها را قبول ندارند.

 پس موافق بودید که رفراندوم بگذارند..

بله و آن نتیجه‌ای که ایشان می‌خواست نمی‌شد..

 با این شرایط شما به مجلس رفتید؟

بله سال ۶۵ من وارد مجلس شدم و از‌‌ همان زمان هم که پایم را در مجلس گذاشتم نمی‌دانم جناح راست چه دیدگاهی نسبت به من داشتند. شاید به اعتبار این‌که از نظر اقتصادی من طرفدار این بودم که باید عدالت اقتصادی پیاده شود باید جلوی رانت‌خواری و ویژه‌خواری و… گرفته شود اینها من را چپ می‌دانستند؛ یعنی جز گروه‌های چپ مجلس می‌دانستند گروه‌های چپ هم که آن زمان موسوم به خط امامی‌ها بودند و… آنها هم از ظن خودشان یار ما بودند و فکر می‌کردند من از خودشان هستم در حالی که نه، من با بسیاری از مبانی آنها هم مخالف بودم. از جمله من یادم است در جلسه‌ای به همان آقای نخست‌وزیر گفتم نقدینگی بخش خصوصی در همین چند سال جنگ ده برابر شده. شش-هفت سال اول انقلاب گفتم در کدام کشور کاپیتالیستی دنیا رشد نقدینگی بخش خصوصی آن‌قدر زیاد است. آن هم در روزگار جنگ که همیشه سرمایه‌دار‌ها تحلیل می‌روند تا بعد دوباره خودشان را بازیافت کنند. گفتم اقتصاد جنگی پیشکش ولی در شرایط عادی هم نباید عموم مردم لاغر‌تر شده باشند در حدی که به مرگ نزدیک هستند و یک عده از فرط کلفتی و چاقی رو به مرگ هستند

 پاسخ ایشان چه بود؟

ایشان گفتند قوه قضائیه و اینها باید کنترل می‌کردند و وظایف‌شان را درست انجام می‌دادند که من هم قبول نداشتم. سرپرستی اموال بنیاد را امام آن موقع به خود ایشان داده بودند بنابراین بسیاری از اهرم‌ها دست خود ایشان بود که می‌بایست و می‌توانست عمل کند که این کار را نکرده بود. چون از محاسبات و از تمام نهادهای نظارتی خارج بودند و به کسی پاسخ‌گو نبودند اما ما جسته گریخته می‌شنیدیم که مثلا انتشارات فلان در خیابان انقلاب را به آقای …  داده یا مثلا آقای خلخالی خانه کوروس بابایی و فلان را گرفته بود و ایشان داده بود. به هر حال من تناقض‌هایی می‌دیدم که بعد هم گفتم شما راهنمای چپ می‌زنی ولی همیشه به راست می‌پیچی.

 شما یکی ظاهرا خیلی چپ بودید که به نخست‌وزیر چپ آن روزها می‌گفتید راست.

من تعریف خاصی از چپ خودم نداشتم و می‌گفتم بعد از انقلاب به جای اینکه اموالی که انباشته شده به مجاری طبیعی خودش برگردد، برنگشته و تازه با شدت بیشتری دست یک عده خاصی می‌رود. یعنی انباشت سرمایه. اینها به خاطر این نبود که مثلا تولید یا درآمد سرانه ملی بالا برود، اینها شاخص‌های خوبی بود برای ارزیابی سلامت اقتصاد… ولی اینها نبود، فقط می‌دیدید که یک عده‌ای با درآمد نفت دارند به شدت کلفت می‌شوند ولی اکثر مردم له می‌شوند.

 گذشت زمان نشان داده که شاید برخی انتقادهای شما بی‌جا نبوده ولی آیا آن زمان در فضای جنگ این حرف‌ها به‌جا بود؟ به نظر خودتان تند نبود؟

خب به اعتبار همین دیدگاه‌های من که از کرج گزارش شده بود که در محافل مختلف چه حرف‌هایی زده‌ام و منتقد هستم، اعتبارنامه من را برای مجلس رد کرده بودند. کسانی هم که آن را امضا کرده بودند آقای جلال‌الدین فارسی و آقای دری نجف‌آبادی بودند که یعنی از نظر آنها محرز شده بود که من صلاحیت ندارم. در مجلس همه تلاش‌شان را کردند اما من دفاع صادقانه‌ای در مجلس کردم که مشروح آن هست. حتی روزنامه رسالت آن موقع درشت‌ترین تیتر روزنامه‌اش را زده بود که: «اعتبارنامه نماینده کرج در شعبه رد شد» در حالی که رد شدن و قبول شدن در شعبه هیچ سندی ندارد که قابل اعتنا باشد.

 شما رأی بالایی هم در کرج داشتید.

من هر دو بار نفر اول بودم. دفعه دوم حتی نزدیک به نصف صندوق‌ها را باطل کردند. هر کاری توانستند هم برای رأی نیاوردن من کردند. صندوق‌ها را باطل کردند. زورآباد کرج همه به من رأی داده بودند چون معتقد بودم باید شرایط زندگی انسانی برقرار شود. صد هزار جمعیت آنجا بودند. آنجا خیلی رأی من بالا بود فقط یک صندوق را باطل کردند که ۲۰هزار رأی من در آن بود فقط به این دلیل که نمی‌شود در این صندوق‌ها ۹۹درصد اسم یک نفر باشد! خیلی‌ها آمدند آنجا علیه من سخنرانی کردند از جمله همین آقای روحانی.

 به نفع چه کسی سخنرانی کردند؟

به ضرر من، ولی عملا به نفع رقبای من می‌شد. بدون این‌که یک بار من را دیده باشند از طرف دوستان‌شان مثل آقای قدس و… آمدند و علیه من سخنرانی کردند . ایشان همین‌طوری در فعالیت‌های انتخاباتی بودند. بالاخره آدم‌های صاحب نفوذ را می‌آوردند برای سخنرانی و تبلیغات.

 آقای روحانی خودشان نماینده مجلس بودند؟

آن دوره یادم نیست. ولی خب ایشان همیشه سمت‌های بزرگی داشتند. علیه من چیزهایی گفته بودند. شهرت من آن زمان این بود که چپ است. حتی آقای بهرامی که حاکم شرع هم بود در یک مسجد گفته بود این اصلا کمونیست است. بعد من رفتم‌‌ همان مسجد پشت تریبون شهادتین گفتم بنابراین حاکم شرعی که می‌آید در این خانه و روی این چوب‌ها و به یک نفر تهمت غیرمسلمانی می‌زند بدانید که صلاحیت ندارد قاضی باشد. همین بود که به‌رغم این‌که اکثر صندوق‌ها را باطل کرده بودند من باز در مجلس سوم برای بار دوم‌‌ همان مرحله اول به مجلس رفتم. در مجلس سوم به دلیل اینکه جو مجلس مجلس پابرهنه‌ها شده بود و… خیلی زور نداشتند، طوری که من اصلا کاندیدای ریاست کمیسیون شورا‌ها و امور داخلی بودم اما خودم نخواستم چون از‌‌ همان موقع تقریبا این طرح در ذهنم بود که چیزی درست نشده بنابراین مشروط و مقید رفته بودم.

 آن زمان حرف‌های‌تان جایی منتشر نمی‌شد؟

نطق‌های من را واقعا هیچ روزنامه‌ای پوشش نمی‌داد. مثلا در‌‌ نطقی که راجع به مدرس داشتم گفتم عده‌ای هستند صورت مدرسی و سیرت رضاخانی دارند. حتی اصطلاحات دموکراسی و اینجور حرف‌ها آن زمان رایج نبود به همین دلیل مثلا آنجا در استعفایم هم نوشتم «تکاثر و تداول قدرت در دست عده‌ای محدود»، «حضور تشریفاتی و سطحی مردم» اینها متضمن‌‌ همان مفاهیم است.

 خیلی‌ها با همین تفکر شما آمدند و رأی آوردند مثل آقای احمدی‌نژاد. این تصور که کسی به پابرهنه‌ها توجه نمی‌کند و این حرف‌ها. اگرچه ظاهرا داستان آقای احمدی‌نژاد خیلی تفاوت کرد.

من از‌‌ همان موقع هم می‌گفتم توسعه سیاسی بدون توسعه اقتصادی بی‌ربط است. می‌گفتم استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی مفاهیمی به هم تنیده هستند. باید با هم باشند. آزادی نباشد می‌شود مدل کشورهای تمامیت‌خواه با ایدئولوژی کمونیستی مثل چین و کره شمالی. در این کشورها کرامت انسانی له شده. بعد صحبت از توسعه اقتصادی می‌کنند. این ارزشی ندارد. ما در وهله اول حتی می‌گفتیم توسعه اقتصادی باید در خدمت کرامت انسانی باشد. یعنی ما نباید در کشوری مثل ایران ببینیم که بعد از ۳۵ سال حکومت اسلامی شخصی برود کلیه‌اش را دو میلیون بفروشد که بتواند سرپناه برای زن و بچه‌اش فراهم کند. آدم باید با دیدن این چیزها دق کند. اگر یک سر سوزن بگوید من ایمان دارم. اگر دق نمی‌کند به این دلیل است که پوستش کلفت است و بی‌ربط حرف می‌زند. از قدرت باید انتقاد شود اگر انتقاد نشود فاسد می‌شود مثل آبی که راکد می‌ماند و این زمانی امکان‌پذیر است که آزادی سیاسی باشد، احزاب تشکیل شوند، رسانه‌های آزاد باشند، آزادی بیان باشد و هیچ‌کس نتواند اینها را محدود کند. من فقط به صرف این‌که نماینده مجلس بودم و در مقابل اظهاراتم در مجلس احدی حق تعرض نداشت حرف زدم و نماینده مردم هم بودم و اگر نماینده مردم هم نبودم یک انسان آزاد بودم که حرفی زده بودم حرف را با حرف جواب می‌دهند.اصل اشکال‌مان از همین‌جا بود و زاویه‌ای که گرفتیم در این مورد بود. منتها روز به روز این زاویه شدید‌تر شد.

 چی شد که در آن شرایط چند روز بعد از فوت امام به استعفا رسیدید؟ آن اتفاقی که فکر کردید دیگر وقت استعفاست چی بود؟

این یک پروسه‌ای بود. حتی رفته بودند پیش امام گفته بودند که یک جوانی آمده در مجلس فلان حرف را زده، ایشان هم گفته بود خب جواب بدهید خود آقای یزدی نایب رئیس مجلس بود آمده بود در جلسه غیر علنی مجلس اعلام کرده بود که ایشان گفتند جواب بدهید! خب جواب بدهید بگویید نخیر ما صورت مدرسی داریم سیرتمان هم مدرسی است ما هم گفته بودیم آقای مدرس الگوی خودتان بوده خودتان گفته بودید که الگوی نمایندگی است خب اقلا به الگوی خودتان نگاه کنید و طبق آن رفتار کنید حرف بدی نزده بودیم که. از‌‌ همان مجلس دوم (ریاستش را آقای هاشمی رفسنجانی بر عهده داشت )می‌خواستند کاری کنند که من را بزنند ولی نزدند که من اینها را استشمام کرده بودم. سندهای اینها خیلی مفصل و مشروح است و گفتنی هم نیست.

 بعد از رحلت امام چه شد؟

بعد ما گفتیم ما دیگر نیستیم. نمی‌خواهم نماینده باشم. از این نمایندگی هم اگر قِرانی غیر از حقوق معلمی به من اضافه شده بیایید و تحقیق کنید مال شما! ۱۶هزارتومان حقوق مجلس بود من ۵هزارتومان حقوق معلمی‌ام را از آن برمی‌داشتم و بقیه را در دفتر می‌گذاشتم. چون ارباب رجوع داشتیم. آدم‌های زیادی می‌آمدند که نیاز مالی داشتند. شهری که دومیلیون جمعیت داشت هزینه‌های زیادی هم داشت. علاوه بر این‌که من هیچ‌گاه نیامدم در بهارستان زندگی کنم یا در خیابان وصال که به نمایندگان مجلس خانه می‌دادند و در همان کرج ماندم.

 منزل‌تان کجا بود؟

خیابان بهار کرج.  بعد از نمایندگی من مستأجر شدم. یعنی سه سال خانه دیوار به دیوار پدری‌ام را اجاره کرده بودم چون رفت‌وآمد‌ها نمی‌گذاشت در خانه پدرم بمانم.  پدر و مادر مریض و گرفتار و خواهر و زن برادرم که هر کدام همسران‌شان را از دست داده بودند. من به آنها توجه داشتم و نمی‌توانستم از آنها فاصله بگیرم. خانه کناری را اجاره کرده بودم و با‌‌ همان درآمد معلمی زندگی‌ام را می‌چرخاندم. ضمن این‌که ما از ابتدا هم وضع مالی بدی نداشتیم. چند مغازه و چند باغ داشتیم همه را فروختیم و در این سال‌ها خرج کردیم و در واقع نزدیک به صفر رسیدیم . یادم است یک زمانی بعد از انقلاب پدرم به من و مهدی گفت بیایید بروید برای خودتان خانه بخرید چون جعفر که کاسبی داشت و وضعش خوب بود. من و مهدی دو ساعت پدرمان را محاکمه کردیم که چرا این حرف را زدی؟ ما انقلاب کردیم که حالا به فکر خودمان باشیم؟ می‌گفت مسلمان‌ها از پول پدرتان می‌خواهید بخرید؛ از پول کس دیگری که نمی‌خواهید بخرید. ما می‌گفتیم تا همه مردم خانه‌دار نشوند ما نمی‌خواهیم خانه داشته باشیم. این آرمان‌هایی بود که ما داشتیم و سال‌ها مستأجر بودیم. من نه پاترول مجلس و نه خانه‌شان، هیچ‌کدام را نگرفتم که فردا دامنم آلوده نشود بگویند این بارش را بست و رفت. ضمن این‌که در دوران نمایندگی کلی قرض بالا آوردم. ما یک وام صد تومانی گرفته بودیم که همه را هم دادیم به بدبخت بیچاره‌هایی که کمیته امداد باید پوشش می‌داد و نمی‌داد. بعد از دوران مجلس یقه‌مان را گرفتند که زودتر پس بده.

 از ۱۹۷ نفر  نماینده مجلس ۱۹۱ نفر با استعفای شما موافقت کردند؛ یعنی گفتند شما باید بروید. انتظار نداشتید که بعد از آن همه سال چند رفیق در مجلس داشته باشید؟

بودند. در آن جلسه غیبت کردند.

 رفاقت نکردند؟

من فقط یک نمونه‌اش را بگویم؛ این دکتر عباس شیبانی (نماینده شورای شهر) با اینکه اصلا در خط ما نبود و هم‌فکر و هم‌عقیده نبودیم ولی می‌گفت نماینده مجلس حق دارد دفاعیات و اظهاراتش را بکند. پس کمی در آخر مجلس استعفای من نیم خیز شد که آقای هاشمی،شرع‌پسند این حق را دارد و… اما چنان به سمتش هجوم بردند که کپ کرد و نشست.

 بعد از استعفای شما هم در کرج آن وضعیت برای شما ایجاد شد.

اولا دیگر اجازه ندادند که من حرف‌هایم را بزنم. در خانه‌ای ریختند که سه سال متوالی هر سال یک شهید داده بود. پدرم بینایی‌اش را از دست داده بود، مادری که داغ بچه‌هایش را دیده بود و بچه‌های یتیم را بزرگ کرده بودند. در این خانه ریختند. خود من سرپرستی این همه بچه‌ها را داشتم و الحمدلله سرم را هم بالا می‌گیرم که همه این بچه شهید‌ها هم دکتر یا مهندس شدند و در شرایط خوب توانستیم بزرگ‌شان کنیم..

 از سهمیه استفاده کردند؟

برادرزاده من که بعد از شهادت مهدی به دنیا آمد، مدرسه تیزهوشان قبول شد. این مدرسه هم که سهمیه نداشت. بروید بپرسید. در این مدرسه هم شاگرد اول بود. خود مهدی برادرم همیشه شاگرد ممتاز بود. اولین رشته دانشگاه تهران هم قبول شد و به زور من ثبت‌نام هم کرد ولی نرفت. چون جنگ بود. ما هیچی از این نظر کم نداشتیم. بچه‌های من که نه فقط سهمیه نداشتند بلکه مغضوب هم بودند. دختر بزرگم فوق‌لیسانس مهندسی هوش مصنوعی دارد. پسرم هم مدرسه تیزهوشان بود. شاگرد اول بود و دانشگاه شریف هم قبول شد و الان هم دکترای برق دارد و استاد دانشگاه است. من می‌خواهم بگویم این حرف‌ها به ما نمی‌چسبد. اگر می‌چسبید تا حالا در بوق کرده بودند. زهرا دختر مهدی می‌خواست معلم شود با مدرک فوق لیسانس صلاحیتش را در آموزش و پرورش رد کردند که نمی‌توانی معلم بشوی! فقط به صرف این‌که شرع‌پسند هستی.

 یعنی پدر شهیدش برای او مجوز نبود؟ دختر مهدی شرع‌پسند؟ دختر شهید شرع‌پسند؟

دختر شهید مهدی صلاحیتش رد شد چون که

 بعد از آن ماجرا‌ها مردم به سراغ پادگان شهید شرع پسند در میدان سپاه کرج رفتند و حتی می‌خواستند اسم آن را عوض کنند. مردمی که احتمالا یک روز به شما رأی داده بودند. چه احساسی داشتید؟

باورتان می‌شود من وسط آن مردم بودم؟‌‌ همان روز که «مرگ بر شرع‌پسند» می‌گفتند. من وسط‌شان بودم ولی مرا نمی‌شناختند! این برای شما جالب نیست؟ سیصد-چهارصد نفر جمعیت بودند که نیمی از آنها عضو و فامیل نهادهای رسمی بودند، که آن موقع گفتند آقای هاشمی به ما دستور داده و آقای بخشی (حاج بخشی) هم گفته بودند آقای هاشمی به ما دستور داده و در خیابان ریخته بودند و آن کارها را کردند.

 سپاه که خیلی‌هایشان قبلا دوست‌های شما بودند.

نه کادر سپاه در کرج هیچ‌وقت دوست من نبودند، مخالف من هم بودند.

 بعد از آن زندگی شما چطور شد؟ توانستید به مدرسه بروید؟

تابستان سال ۶۸ آقای فیض و آقای خلیلی که خواهرزاده آقای خاتمی بود و بعدا نماینده مجلس شد- معاون آقای فیض بود- اصرار داشتند قبل از نمایندگی من را به آموزش و پرورش ببرند و معاونت تربیتی را به من بدهند. من خودم قبول نکردم. به‌‌ همان دلیلی که می‌گفتم به بن‌بستی رسیده‌ایم که دیگر هیچ کاری فایده ندارد. من کارهای اجرایی را اصلا قبول نکردم. قبل از همه این داستان‌ها برای کار اجرایی به جاهای مختلفی دعوت می‌شدم اما یک روز سابقه اجرایی ندارم. به این دلیل که اصلا قبول نداشتم. درباره نمایندگی هم می‌گفتم  این سمت از مردم به من می‌رسد. برای این‌که مسائل و دردهای آنها را بگویم. ولی در واقع بعد از آن دوران که دیگر کنار رفتم در کمال ناباوری درخواست دادم که به کارم برگردم. دیدم آقای فیض و آقای خلیلی که اتفاقا خبر داشتم پیگیر این بودند که من صلاحیت معلمی ندارم و می‌خواستند من را اخراج کنند، در شرایطی که من در زندان بودم نامه زدند که هر جا را دوست داری برای کار انتخاب کن. بعد که پیگیر شدم فهمیدم آقای فلاحیان گفته ایشان به کار برگردد بهتر است.

 همان تابستان ۶۸؟

بله‌‌ همان زمان یعنی در سی سالگی . خودم باورم نمی‌شد تا پیگیری کردم. دوستم آقای حائری‌زاده که نماینده بیرجند بود گفت بله آقای فلاحیان در مجلس این‌طور گفته است که ایشان اگر بیاید در آموزش و پرورش تحت نظارت است و بهتر از این است که بیرون باشد و بخواهیم او را کنترل کنیم.

 یعنی شما دوباره به معلمی برگشتید؟

بله.

 و زندگی معمولی شما چی؟ 

۱۳ سال تمام بعد از این ماجرا یعنی تا سال ۸۱ من محدودیت‌های زیادی داشتم. مثلا ممنوع‌الخروج بودم و اصلا به من گذرنامه نمی‌دادند. مدام من را به این ور و آن ور پاس دادند و در آخر هم گفتند به شما نمی‌توانیم گذرنامه بدهیم. بعضی از اینها را رسما می‌گفتند و بعضی‌ها را هم اصلا نمی‌گفتند که به چه حکمی این کار را می‌کردند. من هنوز هم هزینه‌های این موضوع را  سر بچه‌هام و زندگیم می‌دهم. الان دو سه سال است بازنشسته شده‌ام اما در بیلان کاریم هیچ‌گاه کم نگذاشته‌ام. اگر نماینده بودم یا معلم بودم مردانه کار کردم. آن‌همه تقدیرنامه‌ را خودشان به من دادند. با وجود این‌که من را از لحاظ سابقه سیاسی می‌شناختند ولی کلی تقدیرنامه دارم. اما با سابقه و با بیلان کاری که من داشتم یک نفر من را دعوت نمی‌کند که مثلا حقوق بازنشستگی کفاف زندگی‌ات را نمی‌دهد بیا چند ساعت جایی کار کن.

 مدرسه غیرانتفاعی؟

هیچ‌جا. همه می‌ترسند از این‌که بگویند شرع پسند را شما برده‌ای سر کار! تا قدری که اجتناب‌ناپذیر بود رفتم ولی بیشتر از آن هیچ‌کس جرات نکرد به من کار بدهد.

 در دولت‌های مختلف هم فرقی نکرد؟ مثلا دولت آقای خاتمی و دوم خرداد، فضا را تغییر نداد؟

بله، مثلا آقای خلیلی یا آقای موسوی که نماینده شده بود، گل گرفتند آمدند خانه ما و معذرت‌خواهی کردند. دستشان درد نکند. تا همین‌قدر هم خیلی خوب است. من نمی‌خواهم بگویم ناسپاس هستم ولی این‌که در عمل چیزی برای من تغییر کند و آن محدودیت‌هایی که داشتم جبران شود، خیر، هیچ اتفاقی نیفتاد. بعد هم که بازنشسته شدیم و دیگر کاری به کسی نداریم.

 آن موقع‌ها می‌گفتند حتی زمانی که نماینده بودید با دوچرخه به مدرسه می‌رفتید؛ درست است؟

بله.

 زندگی شما که خیلی تغییری نکرد، همان خیابان بهار کرج هستید؟

آنجا ملک پدری بود و باید بین وراث تقسیم می‌شد. بعد از یکی دو سال آنجا را فروختیم و بین ورثه تقسیم کردیم. من یک واحد آپارتمان در خیابان فروغی گرفتم. بعد از آنجا هم الان چند ماهی هست که رفته‌ام خانه زن برادرم یعنی خانم مهدی(شرع‌پسند) که یک واحد در عظیمیه داشت. آنجا زندگی می‌کنم.

 الان ماشین دارید؟

یک پژوی مدل ۸۱ دارم. البته تا چند وقت پیش پراید داشتم که آن را دزد برد و این را خریدم. خانه خودم همین واحد آپارتمان فروغی است. من الحمدلله چشم و دل سیر هستم. پدرم همیشه وضع خوبی داشت و همیشه دستمان در جیب پدرمان بود. اگر از او پول می‌خواستیم ناراحت می‌شد و می‌گفت مگر جیب من آنجا نیست. ما یک جوری با عزت نفس بار آمده‌ایم.

جالب است بدانید یکی از کسانی که در استعفانامه من می‌نوتی تهیه کرده بود و با یک حرص و ولعی به دنبال این بود که امضا جمع کند که کار من در راستای معاندین و محاربین بوده – و  آن بیانیه هنوز هم هست که ۲۰۰نفر از نماینده‌ها آن را امضا کردند- آقای رحیمی بود که معاون اول و نماینده قروه بود. آن زمان به همراه باهنر راه افتاده بودند و علیه من امضا جمع می‌کردند بعد هم درخواست رای علنی کردند تا اگر کسی به نفع من رای بدهد و با استعفایم مخالفت شود بیچاره‌اش ‌کنند. به همین دلیل است که این حجم رای را جمع کردند. والا چرا باید در خواست رای علنی کنید جز این‌که بخواهید با اهرم مسائل امنیتی به سراغ افراد بروید. ایشان (رحیمی) با یک ولعی می‌خواست من محارب و مفسد شناخته شوم. سعید امامی و اینها هم که تیم بازجویی من بودند می‌گفتند ما نیازی به مدرک علیه تو نداریم، بینه شرعی داریم، ۲۰۰نماینده گفته‌اند که تو محارب و مفسد هستی و اعدام روی شاخش است! اینها همه را کنار هم بگذارید. شما فقط تغییر آقای هاشمی را ‌ببینید، آقای کروبی، آقای موسوی و خود سعید امامی که ببینید بعدا به چه روزی افتاد. بعد بیایید در مرحله‌های پایین‌تر خیلی‌های دیگر! خلخالی گفت آقای هاشمی، این خائن را از مجلس بیرون کن!

 خیلی‌ها که در سال‌های اول انقلاب در نظام، پست داشتند و نماینده مجلس بودند الان هر روز در بی‌بی سی صحبت می‌کنند، آقای سلامتی نماینده مجلس اول و بقیه… شما ماندید.

این سلیقه من نیست که بروم آن طرف و این حرف‌ها را بزنم. به این دلیل که آن‌ رسانه‌ها هم محض رضای خدا این کار‌ها را نمی‌کنند. ببینید این یک واقعیت است که اولا امپراتوری رسانه‌ها سر نخشان به قدرت‌های اقتصادی وصل است بخواهید یا نخواهید. بی‌بی سی خیلی حرفه‌ای است، وی او ‌اِی نه! یک بنگاه رسانه‌ای ساده است. اینها حرفه‌ای و پیچیده کار می‌کنند ولی معلوم است که برای اهداف خودشان این کار را می‌کنند و آنجایی که به نفع‌شان هست گزارش می‌گیرند. در حقیقت یک مدیریت هوشمندانه دارند. من هیچ‌وقت دوست ندارم بازی خورده آنها هم بشوم. خدا رحمت کند عزت الله سحابی را. ببینید مردانه ایستاد و مردانه هم فوت کرد و به نظر من یکی از ستاره‌های سیاست و دیانت بود و صد تا مثل این آقایان یک روزی حسرت این را داشتند که بروند و پای سخنرانی‌های ایشان بنشینند. منتها روزگار این‌طور بود که این بلا‌ها را سر این بنده خدا آورد.

 شما به اصلاحات با این شکلی که گروهی آن را مطرح می‌کنند اعتقاد دارید؟

راه دیگری به جز اصلاحات نداریم. بیایید نقد کنید که قانون اساسی این تناقض‌ها را دارد. چه ایرادی دارد بررسی شود. ما که روز اول قانون اساسی‌مان را از قرآن مستقیما ننوشتیم. آقای حسن حبیبی و لاهیجی و.. قانون اساسی بلژیک را برداشتند و  نوشتند بعد تغییر دادند یا بازنگری کردند و کلی چیزهایی که دلشان می‌خواست را در آن، جا دادند .

 آقای روحانی یک بحث رفراندوم مطرح کرد ریختند سرش.

این را خود آقایان هم می‌دانند اما قدرت شیرین است و نمی‌خواهند بگویند. در بحبوحه جنگ صفین طرف آمد یقه حضرت علی را گرفت که من به خود خدا شک کردم. از اصحاب، بعضی‌ها عصبانی شدند می‌خواستند طرف را بزنند که حضرت گفت چرا نمی‌گذارید حرف بزند؟ اصلا ما برای همین‌ها می‌جنگیم و با جواب‌های درست طرف را قانع کرد. چون معاویه دارد آن طرف با سالوس و فریبکاری و ریاکاری برخورد می‌کند و هر کسی انتقاد می‌کند را می‌گیرد و می‌بندد و می‌کشد. کسی هم جرات نداشت انتقاد کند حضرت علی ولی چنان آزاد گذاشته بود که

 شما فکر می‌کنید که اصلا شرایط یک روزی تغییر می‌کند که شما بخواهید بیایید و فعالیت کنید یا مثلا در انتخابات شرکت کنید؟ مثلا اگر اصلاحات ادامه پیدا می‌کرد و فضا متفاوت‌تر می‌شد مجلس ششم به آن چیزی که شما فکر می‌کردید نزدیک نبود؟

نه متاسفانه مبانی آنها مبانی‌ای نبود. با حزب مشارکت هم یک جور مشکل داشتند و… روش خود من این است که در هر شرایطی آدم از هیچ اصلاحی فروگذار نمی‌کند یعنی بنده اگر به یک کار اجرایی دعوت شوم یا مثلا وقتی معلم بودم هر جایی که می‌توانستم می‌گفتم مثلا این کار درست است یا این کار را باید بکنید این سیستم تدریس این کتاب‌های درسی و… به این معنا اصلاح‌طلبی قطعا همیشه هست و تنها راه هم همین است که ذره‌ذره کار‌ها پیش برود اما با این سیستمی که فعلا وجود دارد من امیدی ندارم و معتقدم که بسیاری از آرمان‌ها و اهداف شهید می‌شوند. من معتقدم اولین چیزی که باید بخواهیم این است که آزادی بیان داشته باشیم اگر این نباشد هر چه هم از جنبه‌های دیگر پیش بروید ارزش ندارد.

 از این مسیری که رفته‌اید راضی هستید؟

بله راضی‌ام. من خدا را شاهد می‌گیرم که همین الان هم احساسم این است که اگر دنیای امکانات را داشته باشم نمی‌توانم خوب زندگی کنم برای این‌که اصلا دغدغه‌ام خودم نیستم.

 خانواده‌تان چطور؟ آنها هم این را پذیرفتند؟ مخالفت نکردند که این چه کاری است؟

نه، خانمم که انسان فوق‌العاده‌ای است. اصلا وجودش را برای ما گذاشته.

منبع: گفتگوی نشریه تماشاگران امروز با مجید شرع پسند در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۴


***


۱ ـــ  جلسۀ ( ۱۲۱) اجلاسیۀ دوم دورۀ سوم مجلس شورای اسلامی


 یکشنبه  ۱۱تیرماه ۱۳۶۸ - ۲۸ ذیقعدةالحرام ۱۴۰۹ هجری قمری


رئیس ـــ سخنرانان قبل از دستور را دعوت کنید .


منشی ـــ بسم الله الرّحمن الرّحیم . ناطقین قبل از دستور آقای شرع پسند از حوزۀ انتخابیۀ کرج ،  ......


رئیس ــ آقای شرع پسند ۳ دقیقه وقت دارند که صحبت کنند .


عبدالمجید شرع پسند ـــ سلامٌ علیکم . بسم الله الرّحمن الرّحیم ، با عرض تسلیت رحلت حضرت امام . اینجانب عبدالمجیدشرع پسند نمایندۀ مردم کرج بدین وسیله استعفای خود را از نمایندگی به دلایل زیر اعلام می کنم :


۱ـ نبود زمینه وعدم امنیت و امکان برای انجام وظایف قانونی نمایندگی که در سوگندنامۀ اصل ۶۷قانون اساسی آنها را تعهد نموده ام از جمله مهمترین آنها دفاع از قانون اساسی .


۲- نگرانی شدید از آیندۀ سیاسی کشور به علت برخی تغییرات قانون اساسی و تحولات سیاسی واقع شده ودرحال وقوع وتکاثر وتداول قدرت دردست عده ای معدود و حضور تشریفاتی و سطحی مردم به جای مشارکت عمیق و مؤثر آنان .


۳- نداشتن پاسخ مناسب و منطقی برای گرانی و تورم و تبعیض های ناروا و پرهیز و تعلل مسئولین از جهت گیری قاطع و جدی در برابر تکاثر وانباشت سرمایه های کلان بادآورده و نهایتاً نگرانی برای استقلال مملکت .


۴-  وجود ابهامات و سؤالات اساسی نسبت به حاکمیت آینده و بلاتکلیفی مردم در حق سرنوشت خود و نگرانی از اینکه روند موجود منتهی به حاکمیت لیبرالیسم وابسته خواهد شد .


۵- نداشتن انگیزه و رغبت برای ادامۀ فعالیت به دلیل عدم مشاهدۀ کمترین مشابهت اصولی بین وضعیت فعلی و حکومت عدل علوی در حدی که حتی آهنگ و جهت حرکت را به سوی آرمانهای بلند تشیع نمی بینم .


ضمن تقدیم متن استعفانامه به ریاست محترم مجلس از ایشان درخواست می کنم به موجب مادۀ ۲۴آئین نامۀ داخلی مجلس در اولین جلسۀ علنی آن را اعلام نموده و طبق آئین نامه این موضوع را دردستور کار یکی از جلسات علنی هفتۀآینده قرار دهند.


علی یوسف پور ـــ یک ماه خوراک برای رادیوهای ضد انقلاب درست کردید آقای شرع پسند !


کریم شافعی ـــ تورم را تو نماینده هستی ، طرح بده حل کن دیگر !


   ۲ـــ جلسۀ ( ۱۲۲ ) اجلاسیۀ دوم دورۀ سوم مجلس شورای اسلامی


         ۱۳ تیرماه ۱۳۶۸ ـ ۳۰ذی قعدة الحرام ۱۴۰۹ هجری قمری


الف )  نطق توهین آمیز وبسیار تند قبل از دستور آقایان مصطفی مؤذن زاده ، مهدی کروبی و سید عبدالصاحب طاهری موسوی


قبل از تلاوت آیات قرآن کریم :


علی یوسف پور ـــ حاج آقا هاشمی ! یک فرد خائنی درجلسه نشسته است که باید بیرون برود یا بیرونش می کنیم . این چه وضعی است ؟ حرفی که منافقین و ضد انقلاب نزده اند ایشان زده ! می گویند ...


رئیس ـــ اجازه بدهید قرآن راهنوز نخوانده ایم.


یوسف پور ـــ قرآن نخوانیم ، حیف است ایشان قرآن را بشنود ... آقایان ساکت نشسته اند و تماشا می کنند و می گویند بچه بوده ، ساده بوده ...


رئیس ـــ حالا بفرمائید بنشینید ترتیبش را می دهیم ! تلاوت کلام الله مجید .


.....


مصطفی مؤذن زاده( نمایندۀ مردم کرمان ) ــ بسم الله الرّحمن الرّحیم .....


من می خواهم امروز به جای پرداختن به دیگران به خود بپردازم و به جایگاهی که به خاطر مجاهدتها وایثارگریهای ملت سترگ بدست من و شما افتاده است . من و شما که نمایندۀ مردم قهرمانی هستیم که با آگاهی و شناخت مارابدین مجلس فرستاده اند و جادارد به پاس حفظ حرمت و خون شهیدانمان قداست این مکان را نگاه داریم و حرمت سخنانمان را حفظ کنیم و ازشأن مجلس حراست نماییم .


نمایندگان محترم : برطبق اصل ۶۷ قانون اساسی ما سوگند یاد کرده ایم که قبل از هرچیز پاسدار حریم اسلام ونگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشیم وآیا این وفاداری به سوگند است که گاه به خطا می رویم و اصول را فراموش می نماییم ؟ نماینده ای از آیندۀ سیاسی مملکت ابراز نگرانی می کند ! آیا جایز است که در شرایط ثبات سیاسی کنونی و اقتدار و عظمت جمهوری اسلامی در صحنۀ سیاسی جهان و اظهار عجز همۀ قدرت های شیطانی و مزدوران داخلی و خارجی آنها در مقابل بزرگی این ملت عزیز اینگونه مأیوسانه سخن بگوییم وآیا رواست که بازنگری قانون اساسی را که بنا به پیشنهاد ما نمایندگان و اجازۀ رهبر کبیر انقلاب اسلامی در شرایطی که همگی اعتراف به ایجاد مشکلات جدی در راه تداوم انقلاب دربن بستهای قانون اساسی داشتیم عامل تزلزل نظام تلقی کنیم ؟


ما را چه می شود و چگونه می اندیشیم که حضور مردم را سطحی ارزیابی می کنیم ؟ آیا توهین به ملت بزرگ و شریفی نیست که در طول بیش از ده سال انقلاب نشان داده است که حضورش تبلور آگاهی و شناخت و صداقت ومبارزه و مقاومت است آیا تشییع جنازۀ تاریخی امام امت بیانگر عشق و ایمان مردم به آرمانهای رهبر و مصداق حضور عمیق سیاسی توده های میلیونی نبوده است ؟ هنوز وصیت نامۀ امام در جلوی روی ماست که تودۀ میلیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و درصحنه حاضر است . آمال انسانی اسلامی به خواست خداوند متعال به طور چشمگیر جامۀ عمل خواهد پوشید .


« من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و تودۀ میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله صلّی الله علیه و آله وسلّم وکوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی صلوات وسلام الله علیهما می باشند . » وقتی امام مردم را اینگونه ارزیابی می کند ، ما چگونه به خود حق می دهیم از انزوای سیاسی مردم سخن بگوییم درحالیکه آنان خود با هشیاری و آگاهی کامل پاسدار ارزشها وآرمانهای بلند انقلاب خویش بوده و هستند و اعتماد به این مردم درسی است که رهبر کبیرمان به ما آموخته است . همان نماینده از تکاثر قدرت دردست عده ای معدود می گوید و ترس موهومی را بر جامعه می پراکند در حالیکه نفس بودن او در این مکان و گفتن چنین سخنانی نشانۀ عینی عدم وجود آن ترس موهوم است و تازه در کجای دنیا روشهای دموکراسی اینگونه بسیط إعمال می شود که رهبر با رأی خبرگان برگزیدۀ ملت انتخاب شود ؟ رئیس جمهور با آراء مستقیم مردم انتخاب شود و نمایندگانش برگزیدۀ ملت باشند و وکیل مردم حق داشته باشد هرآنچه می اندیشد به طور مستقیم و از طریق وسیع ترین وسیلۀ انتشاراتی یعنی رادیو در اختیار مردم قرار دهد و تازه از تکاثر قدرت دردست چه عده ای سخن می گویید ؟


آنها که در طول سالها در شکنجه گاههای رژیم طاغوت باهمۀ وجود مبارزه کرده و رژیم ستمشاهی شکنجه گران را وادار به عجز درمفابل خود کردند . آنها که در مبازه با امپریالیسم تا پای یک جنگ رو در رو ایستادند و فشارهای سیاسی و نظامی قدرتهای شیطانی رادر میدان عمل تحمل کردند ، آنها که تیرهای غیبشان دنیا را به حیرت واداشت ، آنها که روح توانمندی را در کالبد فرزندان مسلمان لبنان و فلسطین دمیدند و آمریکا و فرانسه و اسرائیل را با خواری و ذلت از بیروت فراری دادند ، آنها که در مصاف با ارتجاع عملاً وارد نبرد شدند ، آنها که سراسر جهان را برای استکبار ناامن کردند و آنها که در طول۸ سال جهاد مقدس در خط اول جبهۀ دفاع از میهن اسلامی در برابر تهاجمات نامردان ایستادند . کدامیک از سخنان فوق قابل انکارند و اگر نیستند چه کسی را برای برای پذیرش مسئولیت شایسته تر از فردی می دانید که همۀ میدانها را آزموده است و اگر هم اهل قیاس هستید مگر نه این است که تمامی رهبران کنونی جهان در زدو بندهای قطبهای سیاسی دنیا کودتا یا انتخابات فرمایشی حکومت را بدست گرفتند و همگی بازیچۀ دست قدرتها می باشند ؟

حال مقایسه کنید دولتمردان خود را که مردان علم اخلاق و سیاست و جهادند و کدامین انقلابی را در جهان سراغ دارید که همۀ این فضیلتها را دارا باشد و درصحنۀ مبارزه با قدرتهای جهانی هم پیشتازتز و پیشگامتر از اینان باشد ؟ برادران و خواهران نماینده ای که دائماً از پشت این تریبون از گرانی و تورم دم می زنید و بنا بر تمایلات سیاسی آن را به شخص یا گروهی نسبت می دهید ، به دولت می تازید ووضع موجود را نتیجه عملکرد غلط این یا آن شخص می دانید درحالیکه همه می دانید و می دانیم که عوامل اصلی این مشکلات نه فلان فرد است که ساختار اقتصادی ما و عمدتاً فاکتورهای خارج از دسترس ماست که عموماً درشرایط خاصی برما تحمیل شده است . چرا به جای ارائۀ راه حلّ منطقی و عملی که مبتنی بر واقعیات باشد سراغ اتهاماتی می رویم که نهایت آن بی اعتمادی مردم به مسئولین و دست اند کاران نظام می شود ؟


من درطول یک سال گذشته بارها از زبان دوستان شنیده ام که ارز سالهای ۶۱ و ۶۲ چگونه خرج شده است . اما متأسفانه هیچ کس را ندیده ام که برای یکبار هم که شده ریز هزینه ها را بیاورد و با قاطعیت بگوید فلان مبلغ نابجا و با تصمیم چه فرد یا افرادی خرج شده است و دائم کلی گویی را از تورم و گرانی و تقصیر و مقصر صحبت کردن اعتراف ضمنی به نداشتن برنامه و راه حل مناسب است . برادر دیگری در پشت این تریبون به نخست وزیر خطاب به رئیس الوزراء فریاد می ززند اگر نمی توانید کنار برو.ید گویی چشم خودرا به روی واقعیات بسته ایم و نمی دانیم تاریخ وجغرافیای حرفمان کجاست برادر دیگری تمام مشکلات مملکت را در وجود فلان بخشدار می بیند و انگار کشر معضل دیگری ندارد. برادر دیگری کار خلاف فلان خان و سرمایه دارکثیف را در فلان روستا به تریبون مجلس می کشاند و جو بی اعتمادی را از آن روستا به تمام مملکت پراکنده می کند و متأسفانه برادری هم در مجامع عمومی سخنان پوچ شخص نماینده ای را به عنوان وسیله ای برای کوبیدن یک گروه فکری قرار می دهد و وحدت به وجود آمده را مورد تهدید قرار می دهد .


.......


منشی – جناب آقای کروبی بفرمایید :   


مهدی کروبی ( نمایندۀ مردم تهران ونایب رئیس وقت مجلس ) ــ  بسم الله الرّحمن الرّحیم 


  ابتدا تشکر می کنم از آقای مؤذن زاده که سه دقیقه از وقتشان را به بنده مرحمت فرمودند . حادثه ای بسیار عظیم و فاجعۀ بزرگ ودلخراش و جانکاه بعد از انقلاب رخ داد یعنی خرداد ۶۸ و آن ارتحال و درگذشت حضرت امام بود که تلخترین و سنگین ترین حادثه برای امت اسلامی و برای انقلاب می باشد . اما از آن جائی که معنویت اسلام در آن روح قدسی وملکوتی حضور داشت و حاکم است برخلاف تحلیلهای دشمنان که می پنداشتند بعد از رحلت امام شیرازۀ نظام به هم می خورد و مسئولان مملکت ما مشکلات حادی خواهند داشت به فضل و عنایت پروردگار آنچنان شد که همۀ ما شاهد آن بودیم و دشمنان هم اقرار و اعتراف کردند به عمق محبوبیت امام و عمق نفوذ انقلاب اسلامی در جان ملت ایران ونه ملت ایران ( بلکه ) ملتها . بیش از ۱۰ میلیون جمعیت تشییع جنازۀ امام را کرد درسراسر دنیا مراسم هنوز به شدت ادامه دارد ، دقیقاً پاکستان ، هندوستان ، افغانستان ، لبنان الآن وضع مشابه خود ما را دارند و برنامه های عزاداری و سوگواری و سیاه پوشی نمایان است .


فضایی آکنده از عطر و صفا و صمیمیت و وحدت داریم که این نعمت بسیار بزرگی برایمان بوده وهست . با تدبیر مجلس خبرگان حدود ۲۴ ساعت یا کمتر پس از رحلت حضرت امام جانشین و رهبری معظم حضرت آیة الله خامنه ای تعیین شدند و تمام نهادها ، مسئولین ، روحانیون و همۀ اقشار مختلف دستگاههای اجرائی ، قضائی ، مقننه همه حمایت کردند یک وحدت و انسجام بسیار خوب و آنچنانی که خود ما هم شاید انتظارش را دراین حد نداشتیم و همان طور که عرض کردم نفوذ و عمق محبوبیت امام و ریشه دار بودن انقلاب اسلامی و آگاهی و رشد مردممان . متأسفانه هنوز چهلم امام نرسیده و به اصطلاح معروف هنوز آب کفن امام خشک نشده آهنگی از مجلس به وسیلۀ یکی از برادرها شروع که من صحیح می دانم چند جمله مطلب بگویم : توجه بکنید حقّ من نماینده است ، صحبت هم می کنم ! نه می خواهم کسی حمایت کند و نه می خواهم کسی علیه بگوید . مطلبی است می گویم هرکس هم هر حرفی داشت می گوید ، خود آقای شرع پسند هم اگر بخواهد در صورتی که رئیس مجلس اجازه بدهند می آید صحبت می کند .


اول این نکته را لازم است من حضور نمایندگان عزیز عرض کنم بعدها نیایند مرا موعظه کنند و درس اخلاق برایم بگویند ، مثلاً بگویند درشأن شما که یک روحانی هستی نیست همۀ این حرفها را خودم بلدم! حالیم هست ، متوجه هم می شوم که آیا لازم است این را من بگویم یا نگویم ، این عوارض دارد یا ندارد . به هرجهت آنچه که به ذهن هرکس می آید درذهن من هم می آید و احساس می کنم اگر ماآبرویی ، حیثیّـتی بین مردم داریم از انقلاب بوده و برای انقلاب است واین مسأله درشأن من هست من باید بگویم بله هست نگویم جزئی یا کلی است من به این چیزها عقیده ندارم و به هرجهت معتقد شدم می گویم ، می خواهد برای من مناسب باشد یا نباشد .


روزی که این سخن را برادرمان آقای شرع پسند گفتند من اینجا بودم ولی طبق معمول که آن لحظه دور من شلوغ بود خصوصاً موقع نطق قبل از دستور من متوجه نشدم که چه فرمودند بعد از اینکه متن را گرفتیم وپیاده کردیم واقعاً عجیب بود . حالا دوسه تا نکته در این جهت عرض می کنم و پیشنهادم را عرض می کنم .


نکتۀ اول این است که من ۹سال است درمجلس هستم دیده ام که این مجلس نشیب و فرازهای فراوانی داشته است ، همه تان بخوبی می دانید که در دورۀ اول آن چه حوادثی رخ داد . دورۀ دوم هم عدۀ زیادی از شما حضور داشتید حالا هم دورۀ سوم است حوادث مختلفی برای این مجلس پیش آمد و بحثهای گوناگونی شده اما حقاً نظر من این است که در این ۹ سال مطالب گوناگونی گفته شده هیچکدام به این وقاحتی که آقای شرع پسند گفت نگفتند وبه این صورت که آقای شرع پسند صحبت کرد نبود . از آن ماجراهای لیبرالها و حوادثی که اینجا بود ودرگیریها بادولت شهید رجائی تا خلاصه گروه ۸ نفری و دل امام را به درد آوردند وماجرائی امام گفت رادیو اسرائیل مثل شما نمی کند هیچ کدام مانند آقای شرع پسند وقیحانه حرف نزدند واین چنین جسارت به کل نظام نکردند ، واقعاً جای تأثر و تأسف است که دریک چنین محیطی یک نماینده که رأی مردم را گرفتهاینطور با رأی مردم وباحیثیت مجلس برخورد کند حقاً آقای شرع پسند بداند که کلّ مخالفین قسم خوردۀ نظام جمهوری اسلامی اعم از منافقین ، چپی ها صدرصد ، توده ای ها با خوشحال کرد و هرکدامشان پشت این تریبون بودند دیگر مطمئناً از آن بدتر نمی گفتند !


حال این یک نکته بود که حضور مبارکتان عرض کردم مطلب دومی که باید عرض کنم آقای نمایندۀ کرج ، من به عنوان یک نماینده ، به عنوان یک کسی که رأی مردم را گرفته ام ، به عنوان این که حافظ شأن و حیثیت مجلس هستم واقعاً احساسات من جریحه دار است برای اینکه دریک محیط این چنینی که این قدر وحدت و اتحاد است و کوچک وبزرگ با این تورم ، با این فشار ، با این سختیها دارند عاشقانه فداکاری می کنند ، از مجلس این چنین سخنانی شروع بشود این توهین و جفای به مجلس است ، توهین به نمایندگان است نمایندگانی که عاشقانه دارند اینجور فداکاری می کنند واقعاً مخدوش کردن چهره های نمایندگان است بااین برخوردی که آقای شرع پسند نمودند .


نکته ای که من دربارۀ فرمایشات آقای شرع پسند با آقایان نماینده ها دارم این است که آقای شرع پسند تقاضای استعفا کرده اند ( حالا راه قانونی اش مشخص است که چیست ) نمایندگان مجلس اگر صلاح بدانند خواهش می کنم بعضی ها نیایند شفاعت بکنند یا بگویند که ایشان آگاه نیست چون کاملاً آگاه است از حرفهایی که می زند معلوم است خلاصه سخنگوی یک مجموعه ویک جریان و یک طیفی هست ( نمایندگان: احسنت– احسنت ) آقای شرع پسند وقتی به مجلس آمد به روحانیون بزرگوار جسارت کرد واقعاً آن موقع ما فکر می کردیم جوانی است ناآگاه نمی داند ( خودش حالا حضور دارد ) اگر هم دروغ می گویم بلند شود با رشادت تکذیب کند . من به او گفتم آقای شرع پسند این چه حرفی بود که شما زدید ؟ خلاصه گفت که من اشتباه کردم ، جوانی است و نادانی ! یک چیزی اینجوری گفت ( عین حرفش الآن یادم نیست ) من گفتم خوب حالا یک جوانی است یک چیزی گفته که یکوقت آمد گفت : « آنها که سیرتاً رضاخانند و صورتاً مدرس هستند .» ! ببینید این نشان دهندۀ طرزتفکر است . حالا هم آمده این مسائل را مطرح کرده است .


بنابراین آقایان نگویند که نمی دانسته می داند و خوب هم حالیش هست چکار کرده استعفا هم خواسته باید نمایندگان محترم مجلس به وظیفۀ قانونی شان عمل کنند و به آقای شرع پسند ردی بدهند که برود. آقای شرع پسند به دودلیل باید برود : دلیلی ما داریم ، دلیلی هم آقای شرع پسند دارد حرف من تمام شد . من نمی خواستم سخنرانی کنم ، آقای شرع پسند مرقوم فرموده اند حکومت دارد به سمت لیبرالیسم می رود ، اصلاً این حکومت شباهتی به حکومت علوی ندارد ، خلاصه آزادی وجود ندارد ، قانون اساسی دارد ازبین می رود ، همه چیز گفته بنابراین آقای شرع پسند برود دنبال آن آقایانی که رادیکالند ، انقلابی اند ، حکومت علوی می خواهند تشکیل بدهند . دنبال آنها برود . از نظر ما مجلس مقدس است ، اینجا مجلس امام است و اینجا مجلس ولایت فقیه است و اینجا به تعبیر امام بهترین صلحا جمع شده اند و اینجا خلاصه عصارۀ « الله اکبرهاست » اینجا نتیجۀ خون شهداست . ما اینجا می مانیم ایشان برود دنبال کار خودش .


به هر جهت براساس منطق ما ، اینجا بهترین جاست و آقای شرع پسند شایستگی اینجا بودن را ندارد ، از نظر منطق آقای شرع پسند ، اینجا مال مرتجعین و لیبرالها وآنها هستند که برای اسلام سالها جان کنده اند دارد هدم اسلام می کند . برود دنبال آنهائی که برای اسلام یا برای خلق دفاع می کنند و کسی شفاعت اورا نکند .


  ( نمایندگان : مرگ بر منافق – مرگ بر منافق – مرگ بر منافق ) .     


خیر خواه ـــ آقای هاشمی ! من پیشنهاد دارم آقای شرع پسند بیشتر از این به رسوائی خودشان رضایت ندهند و از مجلس بیرون بروند و دیگر ما به رسم آئین نامه پیش نرویم . مجلس متشنج می شود .


رئیس ـــ خیلی خوب من خواهش می کنم آقایان تحفظ بفرمایند ، احساسات خودشان را کنترل بفرمایند ما به تدبیر درستی عمل می کنیم که مسألۀ خاصی نباشد .


صادق خلخالی ـــ آقای هاشمی ! ایشان ۵۰ میلیون جمعیت سوگوار را می گوید صوری است . بازرگان و رجوی این حرف را نزدند . به والله کوتاه نیایید .


رئیس ـــ این  را درست می کنیم . نگذارید همان که دیگران می خواهند اتفاق بیافتد ، آن کسی که این حرف را می زند همین چیزها را می خواهد که بعدش .... بگذارید به ترتیب عمل بکنیم . سخنران بعدی را دعوت کنید .


منشی ـــ آقای عمید زنجانی بفرمایید .


عده ای از نمایندگان ـــ ( خطاب به آقای شرع پسند ) از مجلس برو بیرون ! اربابانت بیرون منتظرت هستند !  مجلس جای آدم دروغگو نیست .


 ( در این موقع آقای شرع پسند از مجلس خارج شد ) .


.....


منشی ـــ آقای سید عبدالصاحب طاهر موسوی بفرمائید .


سید عبدالصاحب طاهری موسوی ـــ السلام علیکم ورحمةالله : بسم الله الرحمن الرّحیم .


..... نکتۀ چهارم ، چند سؤال از آقای شرع پسند در رابطه با استعفای ایشان دارم .


البته بنده معتقدم که اگر این شخص وصیت نامۀ حضرت امام قدّس سرّه را که زبور دوم آل محمّد به شمار می آید با دقت مورد بحث ومطالعه قرار می داد دچار این اشتباه بزرگ نمی شد وبه اینگونه ادلۀ واهی استدلال نمی کرد.


آیا کدام شخص و یا ارگان در مقابل انجام وظایف حضرتعالی ایستاد و نگذاشت که به قانون اساسی عمل بکنید و یا ازآن دفاع نمایید ؟ چه نوع امنیتی وبرای چه کسانی در این کشور امنیت وجود ندارد؟ آیا برای مؤمنین و متعهدینی که شب و روز دارندتلاش می کنند تا به اسلام و انقلاب و مردم رنجدیدۀ کشور خدمت بکنند امنیت وجود ندارد ؟ ویا برای کسانی که شب وروز در تلاشند تا اسلام وانقلاب را از پای درآورند و با سلب امنیت از مردم خداجو و با شهید کردن مردم حزب الله ضربه ای بر پیکر دین وقرآن وارد نمایند ؟ در کدام کشور جهان به آدم کشها و بی خبران از انسانیت امنیت داده شده است تا ایران دومش باشد ؟ و اگر آزادی و امنیت وجود ندارد پس این نطقهای قبل از دستور واین صحبتهای مخلفین و موافقین در مجلس که گاهی به امنیت کشور وانقلاب ضربه می زند نظیر ادلّۀ استعفای حضرتعالی روی چه اساسی مستقیماً منتشر و به گوش دوست و دشمن می رسد . آیا شما نمی دانید که ریشۀ گران یدر کجاست ؟ آیا جنگ تحمیلی هشت ساله را فراموش کرده اید ؟


آیا جا دارد بعد ازاین همه حضور گستردۀ مردم در صحنه های مختلف انقلاب از بدو امر تاکنون این مسأله را بیان کنید که حضور مردم سطحی و تشریفاتی می باشد و نسبت به سرنوشت خود نگرانند ؟ آیا حضور مردم روز ورود امام امت به تهران تشریفاتی (نایب رئیس ـــ وقتتان تمام است )  وسطحی بوده و یاروز رحلت آن بزرگوار ؟ آیا شما با حضور سطحی وتشریفاتی مردم در انتخابات وارد شده اید و یا با حضور واقعی آنها !


آیا انقلابی که دنیا را به خود جذب نموده و جامعۀ ما را از آن بدبختیها نجات و کشور ما را الگوی جوامع اسلامی بلکه بشری قرار داده است شباهت به حکومت عدل علوی ندارد ؟ خدایا ما را از این بی انصافی ها و گزاف گوئی ها نجات ده ! بنده از مردم شهید پرور کرج تشکر می کنم که از بیانات واهی و بی اصل واساس نمایندۀ خود به بهترین وجه تبرّی جسته و برای جهان ثابت کردند که اینگونه افکار به هیچ وجه مورد قبول ملت شریف ما نمی باشد . بنده به حکم وظیفۀ شرعی خود با استعفای ایشان موافقت خواهم کرد .


بنده از وزارت محترم اطلاعات تقاضا می کنم که ریشۀ این مسألۀ مهم را بررسی و تحقیق نمایند.....


ب )  قرائت نامۀ جمعی از نمایندگان مبنی بر اظهار انزجار از اظهارات اخیر آقای شرع پسند :


منشی ـــ یک نامه با امضاء بیش از ۱۵۴نفر از نمایندگان رسیده که قرائت می شود .


                                                              بسم الله الرّحمن الرّحیم


« یا نوح انّه لیس من اهلک انّه عمل غیر صالح »


                                                          ( سورۀ مبارکۀ هود آیۀ ۴۶ )


هنوز چند هفته ای از ارتحال جانگداز رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی " طاب ثراه " ( حضار سه صلوات فرستادند ) نگذشته و زخم دل ملت مظلوم ایران و آلام جهان اسلام ، التیام نیافته است . هنوز سینه ها مملو از غم واندوه رهبر از دست رفته مان می باشد . هنوز هیأتهای عظیم مردم در ایران وسایر بلاد اسلامی در فقدان رهبر جهان اسلام ، برسرو سینه می زنند و درغم هجران آن مرجع جهان اسلام وملجأ ومأمن مستضعفین جهان در ماتم وسوگواری اند .


واز سوی دیگر حضور گسترده و بی نظیر مردم در ایران موجب بُهت جهانیان گردید . در این میان در مورخۀ ۱۱/۴/۱۳۶۸ از حلقوم شرع پسند نمایندۀ مردم کرج درمجلس شورای اسلامی مضامینی خارج شد که باعث حیرت همگان گردید و گوئی درهمۀ کلمات و جملات خود با ضدّ انقلاب ، در همۀ سطوح هماهنگ و همنوا بوده واراده نموده است تا دشمنان اسلام وجهان خواران و صهیونیست ها را به وجد وشادمانی در آورده ودوستان ودلسوزان انقلاب اسلامی را متـأثّر و متـألّم نماید . آنچه پس از رحلت حضرت امام " قدس سرّه " در ایران وجهان دیدیم ، سوزوگداز ، شیون وماتم ، حضور در صحنۀ بیعت با رهبری انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای ( حضار صلوات فرستادند ) " مدّ ظلّه العالی " بود . حضور مردم در تشییع پیکر مطهر بنیانگذار جمهوری اسلامی و بیعت با رهبری ، چشم عالمیان را خیره کرد . آنچه دیدیم وحدت بود و اتحاد ، تحول بود و دگرگونی ، در قلب و روح بی تفاوت ها و حتی مخالفان.


پس چگونه شرع پسند به خود اجازه می دهد بگوید حضور مردم در صحنه سطحی و تشریفاتی بوده است . آینده معلوم نیست و ازاین قبیل لاطائلات .


ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، سخنان سراسر کذب و افترا وبهتان نامبره را محکوم نموده و اظهارات وی را در راستای اهداف دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی دانسته و تأکید می کنیم که همواره درپشت سر رهبر وزعیم امت حضرت آیةالله خامنه ای ( حضار صلوات فرستادند ) " مدّ ظلّه العالی " و درکنار یاران همیشگی امام وامت قهرمان و وفادار ایران ، پاسدار خون شهیدان خواهیم بود .


وضمن تشکر از هشیاری مردم شریف کرج ، شرع پسند را از سمت نمایندگی معزول دانسته  واظهارات نامبرده را درراستای اظهارات مفسدین ومحاربین می دانیم و برائت وانزجار خودرا ازبیانات وی اعلام وازهیأت رئیسۀ محترم مجلس شورای اسلامی،تقاضامندیم، مراتب استعفای مشارٌالیه را طبق مادۀ ( ۷۰ ) آئین نامۀ داخلی مجلس شورای اسلامی  درکمترین زمان ممکن در دستور کار مجلس قرار داده تا نمایندگان نسبت به عزل وی اقدام نمایند .


 


 


 الف ) جلسۀ یکصدو بیست وسوم ( 123 ) ،اجلاسیۀ دوم از دورۀ سوم


          چهارشنبه 14 تیرماه 1368 – اول ذیحجةالحرام 1409


بیانات قبل از دستور آقایان غلامرضا فدائی ، احمد نیکفر و محمود نیازی در خصوص استعفای آقای شرع پسند


رئیس ( هاشمی رفسنجانی ) ـــ سخنرانان قبل از دستور را دعوت کنید .


منشی ـــ بسم الله الرحمن الرحیم . ناطقین قبل از دستور آقای فدائی عراقی از حوزۀ انتخابیۀ اراک ، آقای نیک فر از حوزۀ انتخابیۀ اقلید ، آقای نیازی از حوزۀ انتخابیۀ بیجار و آقای ذاکری از حوزۀ انتخابیۀ قوچان ..... آقای فدائی بفرمایید .


1- غلامرضا فدائی عراقی ـــ بسم الله الرّحمن الرّحیم . انّا لله و انّا الیه راجعون .


 ..... دربرابر حرکت زشت ونابخردانۀ نمایندۀ مستعفی کرج نمی خواهم بحثی را مطرح کنم که « الباطل یموت بترک ذکره » حرف اصلی همان بود که نایب رئیس محترم جناب آقای کروبی مطرح کردند و من اضافه می کنم آنهائی که به امام و خط امام اعتقاد دارند ، امامی که بیش از هرچیز به حفظ نظام بهاء می دادند و می فرمودند اگر امام زمان هم بود خودرا فدای نظام می کرد ، در برابر این اهانت صریح به نظام مقدس اسلامی آن هم در شرایطی اینچنین عالی و حسّاس اگر امام می بود با یک اشاره خدمتش می رسید . امیدوارم که جریانی فاسد پشت سر این حرکت نبوده باشد ، اگر باشد لازم است هرچه زودتر افشاء شود . ....


منشی ـــ آقای نیک فر بفرمایید .


2-  احمد نیک فر ـــ بسم الله الرّحمن الرّحیم . « ربّ اشرح لی صدری ویسّرلی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی »


 .... جای تعجب است اراجیفی که از دهانهای کثیف جیره خواران استکبار جهانی بیرون می آید از پشت تریبون مقدس مجلس شورای اسلامی توسط فردی گفته می شود که خود طنین رسای فرمایشات مکرر حضرت امام را شنیده است که فرمود : « این مردم انقلاب کرده اند و خود انقلابشان را حفظ می کنند . » شنیده است که فرمودند : « این مردم از بالاترین میزان شعور سیاسی برخوردارند. » شنیده است که بارها امام فرمودند : « این نظام درعین درگیر جنگ بودن و کارشکنی های مختلف به اندازۀ کلّ دئران ستمشاهی و آنهم به مستضعفین خدمت کرده است . » شنیده است که امام فرموده : « این ملت به درجه ای از رشد و تعالی رسیده است  که برای حفظ انقلاب و مملکت اسلامی خویش به فرد و افراد وابسته نیست . » ولی او برخلاف فرمایشات حضرت امام مردم را در روند انقلاب مؤثــّر نمی داند وبالاتر اینکه به این مردم توهین نموده ، حضور آنها را سطحی و تشریفاتی می داند . زهی بی شرمی ! آیا از حضرت امام تشریفاتی استقبال کردند و یا پیکر مقدسشان را تشریفاتی با بیش از ده میلیون نفر تشییع کردند ؟ آیا هجوم حزب الله در جبهه ها و ایستادن در جلو بمبهای شیمیائی و آفریدن افتخارات فتح المبین ها و بیت المقدسها تشریفاتی بود ؟


.....


منشی ـــ آقای نیازی بفرمائید .


3- محمود نیازی ـــ بسم الله الرّحمن الرّحیم .....


..... درخاتمه از وزارت محترم اطلاعات می خواهم مسألۀ غائله برانگیز وزشت نمایندۀ مستعفی کرج را تعقیب کنند مبادا خدای ناخواسته جریان کور و ناپاکی در پشت این مطلب بی اساس و این گفتار ناهنجار وجود داشته باشد . .....


   ب )   جلسۀ  یکصد وبیست وچهارم ( 124 ) ، اجلاسیۀ دوم از دورۀ سوم


           یکشنبه 18 تیرماه 1368 – 5 ذیحجةالحرام 1409


1 - بیانات قبل از دستور


منشی ـــ ناطقین قبل از دستور آقای بنی هاشمی از حوزۀ انتخابیۀ مشهد ، آقای فارغ از حوزۀ انتخابیۀ دزفول ، آقای مجد آرا از حوزۀ انتخابیۀ بابلسر و بندپی . آقای بنی هاشمی هفت دقیقه از وقتشان را به آقای توسلی نمایندۀ طبس داده اند . آقای مجدآرا نیز سه دقیقه از وقتشان را به آقای قمی نمایندۀ ورامین داده اند .


آقای بنی هاشمی بفرمائید .


سید هاشم بنی هاشمی ـــ بسم الله الرّحمن الرّحیم .


...... مطالب غیر واقع و خیانت بار آقای شرع پسند که ازاین تریبون مطرح شد ، بیانگر عدم تعهد او به وظیفۀ نمایندگی مردم در دفاع از نظام جمهوری اسلامی وانقلاب اسلامی بود . از طرف دیگر حکایت از زمینۀ توطئه ای می کند که دشمنان قسم خوردۀ انقلاب ، منافقین ، چپی ها ، لیبرالها و وابستگان به شرق و غرب از ابتدای انقلاب از هرگونه تلاشی فروگذار نکرده اند و بزرگترین ضربه ها را از ترور شخصیتهای اسلامی و جاسوسی برای آمریکا و شرق وغرب و صدام جنایتکار برپیکر جمهوری اسلامی زده اند . واکنون که از ثبات نظام بعد از امام به وحشت افتاده اند حرکتهای کور و مذبوحانۀ خود را ادامه می دهند ولی طرفداران تفکر التقاطی و اسلام منهای روحانیت باید بدانند که حکومت علوی با ولایت همراه است وولایت فقیه برپایه های حوزه های علمیه ( بنا ) نهاده شده است ، و امروز مجلس شورای اسلامی با اخراج شرع پسند عزم ملت را در برخورد قاطعانه با هرگونه توطئه و طرح مسائل انحرافی نشان خواهد داد و در آینده نیز طرفداران طرز تفکر شرع پسند بدانند که بازی کردن با آرمانها و اصول انقلاب اسلامی ، کاری خطرناک است که با خشم ملت روبرو خواهد شد. والسلام  علیکم و رحمة الله وبرکاته .


منشی ـــ آقای توسلی .


محمد رضا توسلی ـــ بسم الله الرّحمن الرّحیم .


...... درطول این مدت مردم سراسر کشور ضمن تحمل مشکلات از راههای دور ونزدیک جهت زیارت مرقد مطهر حضرت امام و بیعت با رهبری و عرض تسلیت به خانوادۀ معظم ایشان به تهران آمدند . این امت را هیچکس جز امام نشناخته بود و این حضور یکپارچۀ مردم بود که انسجام خاصی به مجموعۀ نظام داد . آنچه امام عزیز بیش از همه برآن تأکید داشت وحدت کلمه بود که حفظ نظام جز با وحدت کلمه و یکپارچگی مسئولین و مردم امکان پذیر نیست . نظامی که ایشان حفظ آن را از نماز مهم تر می دانستند و رسدن به وحدت کلمه مؤثر نیست مگر با گذشت و تحمل یکدیگر و برخورد با واسطئه هایی که آتش بیار معرکه هستند و هویت این افراد صرفاً سیاسی و جز ایجاد اختلاف وظیفۀ دیگری برای خودشان احساس نمی کنند . که از این نمونه بود نماینده ای که خود را در جمع ما با حرکتهای منافقانه جای داده بود و برمااست زمینه هایی که اینطور افراد می توانند رشد کنند بخشکانیم و با تفکر همسو با این افراد برخورد کنیم . .....


منشی ـــ آقای فارغ بفرمایید .


سید مصطفی فارغ ـــ سلام علیکم و رحمةالله . بسم الله الرّحمن الرّحیم .


...... و اما مضوع دیگری که باید به عرض عزیزان برسانم در رابطه با مسألۀ اولین برنامۀ امروز است که در دستور کار مجلس قرار گرفته . برادران وخواهران ! اصولاً افراد و گروههایی که برای ادارۀ امور زندگی برنامه هایی شیطانی تدوین می کنند و از روش های خلاف عقل پیروی می نمایند و درجاده های خطا و خلاف و شیطان پسند قدم می گذارند، بی شک با شکست ها و رسوائی های همه جانبه ای مواجه و روبرو می گردند .این افراد نمی توانند تقصیر و شکست رسوائی خود را به گردن دیگران بگذارند بلکه به آنها باید گفت :


   تو چون خو کنی اختر خویش را بد                            مدار از فلک چشم نیک اختری را


افرادی پیدا می شوند بسیار ضعیف النّفس از نظر روحی  فوق العاده ناتوان ، مسئولیت های خطیری را برعهده می گیرند و خودشان را دربرابر یک جامعه و اجتماع دومیلیونی مسئول قرار می دهند و درحالی که توان آن را ندارند با یک فشار داخلی یک مرتبه وامی روند و ازهم می پاشند و بعد آثارش آن است که پشت این تریبون مقدس آنچه نارواست وآنچه نابجاست وآنچه نابخردانه و احمقانه است از خودشان نشان می دهند . بنابراین چه بسا ممکن است این بیچارۀ بدبخت این کسی که آن همه فروغ و آن همه احساسات و آن همه عواطف بی شئبۀ مردم ایران و ملت های مسلمان کشورهای دیگر را که در صفحۀ تلویزیون هست مشاهده نمی کند و بلکه گوش خود را کاملاً در اختیار بعضی دشمنان انقلاب قرار می دهد باید به دشمنی و خصومت و خطای خود نسبت به حقایق و عینیّت های موجود در عالم اعتراف نماید .


من امیدوارم همانطوری که امام امت در یک پاراگراف از بند ( ز ) وصیت نامۀ مقدسش فرموده اند ؛ ملت شریف اجازه ندهند افراد ضعیف النّفس وارد این محیط مقدس مجلس بشوند و خدای ناکرده موجبات مزاحمت و ناراحتی ملت شریف وآگاه را مانند کاری که این شرع پسند انجام داد خدای ناکرده انجام دهند . حتی امام بزرگوار در وصیت نامه به اقلیت های پذیرفته شده اعلام می کند که آنها هم افرادی را انتخاب کنند که نسبت به دین خودشان و جمهوری اسلامی ایران پای بند و معتقد و متعهد باشند . بنابراین وظیفۀ ما نمایندگان مجلس است که همانطوری که امام امت در همان بند ( ز ) فرموده اند اجازه ندهید اعتبارنامۀ چنان افرادی تصویب شود و بعداً مایۀ دردسر و موجب مزاحمت شود بعد از این در این موارد بیشتر توجه کنیم به هرحال امیدوارم که مجلس محترم تصمیم خود را در این زمینه بگیرند . ....


منشی ـــ آقای مجدآرا بفرمایید .


محمد مجدآرا ـــ بسم الله الرّحمن الرّحیم .


...... بدیهی است جاهلانی که از صدای غرب و نفاق و شرک الهام می گیرند و یا کسانی که تاب و توان هضم و تحلیل وفای عاشقانۀ میلیونها نفر در مراسم تشییع وتدفین امام نداشته و آن را سطحی می انگارند و از خدا وخلق بریده اند و باعمل شرع ناپسند خود مورد تمجید و تعریف صداهای بیگانه شده اند ودل مردۀ آنان را شاد نمودند بدانند که در صف واحدۀ این سیل عظیم انسانهای مخلص و دریای خروشان مستضعفان و نظام مقدس اسلامی هرگز یارای مقاومت را ندارند و امروز ان شاءالله با رأی نمایندگان عزیز قاطعانه معلوم خواهد شد که همان طور که در میان امّت حزب الله جائی ندارند در میان خانۀ مردم ـ یعنی مجلس شورای اسلامی ـ  نیز جائی نخواهند داشت که عـِرض خود مبرند و زحمت ما می دارند . ......


۲- تصویب استعفای آقای عبدالمجید شرع پسند از نمایندگی مردم کرج در مجلس شورای اسلامی


    رئیس ( هاشمی رفسنجانی ) ـــ دستور را شروع کنید .


   منشی ـــ اولین دستور طرح استعفای آقای عبدالمجید شرع پسند نمایندۀ مردم کرج ، دراجرای مادۀ ( 23 )    آئین نامۀ داخلی مجلس شورای اسلامی است .


  رئیس ـــ طبق آئین نامه ای که ما داریم روند استعفاء از طرف نماینده ها به اینصورت باید باشد(همانطو ر که آقایان لابد آئین نامه را یادشان است ) نماینده باید نامه به رئیس مجلس بنویسد که رئیس مجلس در اولین جلسه اعلام بکند . ایشان نامه ای به من ننوشته اند و به اینصورت که خودشان از محل تریبون اعلان کردند عملاً زمینۀ کارهای بعدی را فراهم کردند چون خود استعفاء اعلام شده بود ومراسم باید در هفتۀ بعد انجام بشودکه ما در اولین روز گذاشتیم و شیوۀ کار هم این است که خود نمایندۀ مستعفی اگر می خواهد توضیح بدهد ، بدهد اگر نمی خواهد کسی را تعیین بکند . ما از ایشان دعوت کردیم که اگر مایلند بیایند دفاع بکنند یا توضیح بدهند یا کسی را تعیین بکنند که تا به حال چیزی به ما نرسیده و طبعاً دیگراز طرف ایشان کسی صحبت نمی کند قاعدتاً دیگر مخالف هم زمینه ندارد که صحبتی بکند می ماند متن استعفاء نامۀ ایشان .


  کروبی   ـــ اگر زمینه ندارد پس چه کسی می خواهد صحبت بکند ؟


  رئیس ـــ  کسی نمی خواهد صحبت بکند ، آئین نامه هم خصوصاً توجه دارد که یک بار استعفاء نامه در   جلسه قرائت بشود ، اول نباید خودش قرائت می کرد بعد هم رئیس نباید قرائت بکند موقع بحث باید استعفاءنامه قرائت بشود ، اما اینکه حالا دوباره هم ما بخواهیم قرائت بکنیم به نظر ما دیگر ازومی ندارد که قرائت بشود . بنابراین اگر مخالفی هم نمی خواهد صحبت بکند ما یکجا رأی بگیریم دیگر بحث را ختم بکنیم که تمام بشود .


یک عده از آقایان پیشنهاد کرده اند که رأی علنی باشد . به نظر من صرف نظر بشود از این رأی چون لزومی دارد ؟ حالا که ما در مجلس مخالفی نمی بینیم .


موحدی ساوجی  ـــ بنام استعفاء ، علیه انقلاب صحبت کرده است و بدعت جدیدی گذاشته است ، بگذارید مخالف صحبت کند.


رئیس ـــ نه مهم نیست ، من خواهش می کنم اجازه بدهید کارمان را تمام بکنیم . موافق چون صحبت نکرده مخالف هم صحبت نمی کند ما رأی می گیریم .


موحدی ساوجی ـــ ما مخالف واقعی هستیم ، این که استعفاء نبود .


رئیس ـــ اینجوری که پیش بینی نشده عبارت را من می خوانم شما ببینید : « هر نماینده می تواند از مقام نمایندگی استعفاء دهد به شرط اینکه دارای دلیل موجهی باشد و پذیرش آن با اکثریت مطلق آراء حاضرین است . نماینده استعفاءنامۀ مدلل خود را به عنوان رئیس مجلس می نویسد ( که البته ایشان این کار را نکردند خطاب به من هم در نامه چیزی ننوشته است همینطور یک استعفاء نامه ای نوشته ) ورئیس مجلس آن را در اولین جلسۀ علنی و بدون قرائت اعلام می کند » یعنی چون در زمان فتنۀ بنی صدر ما این را تهیه کرده ایم آن موقع بعضی ها می خواستند شرارت کنند یک استعفاءنامه می نوشتند و آن را می خواندند بعدهم می آمدند پس می گرفتند یک سنگی را در چاه می انداختند ما را در محظور قرار می دادند. ما این آئین نامه را نوشتیم که متن استعفاء نامه قرائت نشود که البته ایشان خودش پیش قدمی کرد و بدون اینکه ما مطلع باشیم خواند. خوب این یک تخلف آئین نامه ای بود که دیگر از دست ما در رفته بود . بدون قرائت متن اعلام و در دستور کار هفتۀ بعد گذارده می شود . خوب ما در دستور گذاشتیم و اعلام هم که خود ایشان کرده بود دیگر نیازی به اعلام نبود . نمایندۀ مستعفی می تواند قبل از شروع بررسی در مجلس ، استعفاء نامۀ خویش را مسترد دارد که ایشان این کا را هم نکرده است یعنی از ما نخواسته که پس بگیرد ، مادۀ بعد در آئین نامه ( 25 ) می گوید : « بررسی استعفاء نامه بدین ترتیب خواهد بود که ابتدا استعفاء نامه قرائت شده ( که باید بخوانیم منتها چون استعفاء نامه علیرغم آئین نامه یکبار قرائت شده نیازی به قرائت مجدد نیست ) و سپس شخص مستعفی یا نمایندۀ دیگری به تعیین او ( چون ایشان نماینده تعیین نکرده نمایندۀ دیگری نمی تواند در موافقت با استعفاء صحبت بکند ) تقاضای دفاع خواهد نمود . مدت قرائت استعفاء نامه و توضیح نمایندۀ مستعفی حداکثر نیمساعت است و مخالف یا مخالفین نیز حد اکثر نیمساعت می توانند صحبت کنند .... » یعنی اگر کسی مخالف استعفاء ایشان باشد می تواند صحبت کند منتها ما می دانیم مخالف واقعی نمی خواهد صحبت کند اگر کسی هم می خواهد صحبت کند بخاطر این است که می خواهد با اسم مخالف ، صحبتی بکند از این نظر این مخالف نیست .


موحدی ساوجی ـــ مخالف واقعی هستم . این استعفاء نبود !


رئیس  ـــ من هم این را قبول دارم . آقای موحدی  ایشان به بهانۀ استعفاء این مسأله را اینجوری مطرح کرده ، ما این را قبول داریم ولی آئین نامۀ ما این را می گوید یعنی مخالف باید صحبت کند ، کسی که مخالف نیست می خواهد بگوید او تخلف کرده ، خوب این را من گفتم چیز جدیدی هم نیست ، اما رأی گیری .    رأی گیری هم  این طوری است « وسپس رأی گیری به عمل می آید .... » اینجا هم نگفته با ورقه باشد یا به صورت دیگر . بنابراین برای اینکه وقت مجلس را نگیریم معمولی رأی می گیریم .


مجید انصاری ـــ  حاج آقا ما تقاضای کردیم کتبی و علنی باشد .


هجرتی ـــ بله با ورقه و علنی .


جعفری اصفهانی ـــ چون استعفاء برای نظام اثر بد داشته است رأی علنی و کتبی بگیرید .


یکی از نمایندگان ـــ با قیام و قعود هم علنی است ولی کتبی و با اسم باشد .


مجید انصاری ـــ تذکر آئین نامه ای دارم .


     رئیس ـــ بفرمایید .


     مجید انصاری ـــ بسم الله الرّحمن الرّحیم .


ما از حیث رأی دادن مشکل شرعی پیدا کرده ایم در ارتباط با مادۀ  ( 23 ) آئین نامه این شبهه برای ما پیدا شده است که اگر شما رفع بفرمایید ممنون می شویم . درمادۀ ( 23 ) می گوید : « هر نماینده می تواند از مقام نمایندگی استعفاء دهد به شرط اینکه دارای دلیل مجهی باشد و پذیرش آن با اکثریت مطلق حاضرین است .» یعنی ادلۀ او را اکثریت مجلس بپذیرند ، بالطبع به استعفای او رأی بدهند ( رئیس ـــ ادله نیست ) ما ادلۀ ایشان را به هیچ وجه نپذیرفتیم ، ادلۀ ایشان خیانت به انقلاب بوده . ( رئیس ـــ خیلی خوب تذکر شما را فهمیدیم ) ما به استعفاء نمی توانیم رأی بدهیم ، ما به اخراج ایشان از مجلس می توانیم رأی بدهیم . اخراج از مجلس بحث بشود ما رأی می دهیم ایشان اخراج بشود ، اما استعفاء با دلیل مدلل نبوده ، ادلۀ ایشان باطل هست و استعفای ایشان اصلاً خلاف قانون است ، چون مدلل باید باشد ، استعفای ایشان مدلل نبوده . طبق مادۀ ( 23 ) آئین نامه استعفای ایشان قابل طرح نیست باید اخراج ایشان ازمجلس به جرم خیانت مطرح بشود .


رئیس ـــ خیلی خوب اما آقای انصاری این به نظر من یک بحث انحرافی است . برای اینکه ، آن اکثریت مطلق یعنی استعفاء را اکثریت بپذیرند نه ادله را بپذیرند ، کجا معنایش این است ؟ رأی را برای استعفاء ما می خواهیم بگیریم اخراج اصلاً در آئین نامۀ ما نیست ، ما نمی توانیم نماینده ای را از مجلس اخراج بکنیم ، اخراج حق دادگاه است دادگاهها باید بگیرند و محروم بکنند و ربطی به ما ندارد . ما فقط می توانیم استعفاء را ( رأی ) بگیریم ، آن چیزی که هست رأی دادن به استعفاء است نه رأی دادن به ادله ، ادله باطل است .   خوب ، چون آقایان مایلند رأی گیری با ورقه باشد گلدانها را برای اخذ رأی بگردانید .


البته کارتها با اسم باشد و نمایندگانی که موافق با استعفای آقای شرع پسند هستند کارت سفید با اسم و مخالفان کارت کبود و ممتنعین کارت زرد ( همه با نام ) در گلدانها بیندازند .


( اخذ رأی به صورت کتبی به عمل آمد و نتیجه به قرار زیر اعلام گردید ) :


197 نفر در جلسه حضور دارند . کارت سفید به علامت موافق 191 عدد.


کارت زرد به علامت ممتنع یک عدد. چند نفر هم رأی نداده اند که ممتنع حساب می شوند ( کسی مخالف استعفای ایشان نبوده است ) بنابر این مجلس شورای اسلامی استعفای آقای شرع پسند را پذیرفت . وایشان مستعفی تلقی می شوند ( نمایندگان صلوات فرستادند ) این پذیرفت ادلۀ او نیست بلکه قبول استعفاء بدلیل اقدام ناشایستۀ ایشان بود .


موافقان استعفاء آقایان : { نام 191 نفر از نمایندگان در مشروح مذاکرات به ثبت رسیده است که بنده برای عدم طولانی شدن مطلب فقط به شاخصین آنها و افرادی که شناخته شده تر می باشند اشاره می نمایم . لازم بذکر است که عده ای از این نمایندگان از دنیا رفته و به سرای باقی شتافته اند }


اسحاق جهانگیری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سعید رجائی خراسانی ، احمد ناطق نوری ، علی اکبر ناطق نوری ، محمد رضا راه چمنی ، کریم شافعی ، محمد سلامتی ، علی عبدالعلی زاده ، حسن روحانی ، مهدی کروبی ، هادی غفاری ، محمد رشیدیان ، اکبر پرورش ، اسدالله بیات ، سید احمد حسنی سیرجانی ، الیاس حضرتی ، محمد باقر ذاکری ، قربانعلی صالح آبادی ، سید رضا اکرمی ، محمد ابراهیم اصغرزاده ، مجید انصاری ، یدالله اسلامی ، سید محمد اصغری ، سید اسماعیل داوود شمسی محمد قمی ، مرتضی کتیرائی ، عباسعلی عمید زنجانی ، مصطفی طاهری زاده ، غلامعباس زائری ، سید مطهر کاظمی ، سید محمد مهدی طباطبائی شیرازی ، محمد سعید تسلیمی ، علی محمد غریبانی ، سید محمود دعائی ، سید هادی خامنه ای ، عباس دوزدوزانی ، محمد رضا توسلی ، محمد رضا باهنر ، احمد زمانیان ، حسین مظفری نژاد ، سید عبدالواحد موسوی لاری ، رسول منتجب نیا ، مصطفی معین ، محمد باقر نوبخت ، محسن نریمان ، عیسی ولائی و مرحومین  : آقایان ، اسماعیل فردوسی پور ، عباس عباسی ، شیخ محمد صادق گیوی ( خلخالی ) ، فخرالدین حجازی ، محی الدین فاضل هرندی ، محمد علی حقی ، سید ابوطالب محمودی ، علی موحدی ساوجی ، محسن نوربخش .


بانوان رأی دهنده : خانم عاتقه صدیقی ( همسر شهید رجائی ) ،خانم گوهرالشریعۀ دستغیب، وتنها ممتنع : آقای عباس شیبانی بوده است .


ضمناً اسامی کسانیکه رأی نداده اند در مشروح مذاکرات مجلس ثبت نشده است .


ج  ) جلسۀ یکصدو بیست وپنجم ( 125 ) دورۀ سوم ــــ اجلاسیۀ دوم


     سه شنبه 20 / 4 / 1368 ــ 7 ذی الحجة الحرام 1409 هجری قمری


قسمتی از نطق قبل از دستور آقای سید عباس موسوی نمایندۀ مردم ایذه در خصوص استعفای آقای شرع پسند :


منشی ـــ آقای موسوی ایذه .


سید عباس موسوی ـــ بسم الله الرّحمن الرّحیم .


..... اماما گرچه هنوز چهلمین روز رحلتت نرسیده و هنوز بشریت در غم و انوهت زانوی غم در بغل دارند . یکی از کسانی که می بایست حافظ آرمانهایت باشد در مجلسی که تو آن را عصارۀ ملت نامیدی لب به سخن باز کرد ، چه گفت ؟ آیا از ملت دلیر و خداجوی ایران اسلامی به خاطر دهسال مقاومت در برابر مشکلاتی که قدرتهای استکباری برای آنان  به وجود آوردند تجلیل کرد ؟ آیا از فضائل و کمالات عالیۀ تو سخن گفت ؟ آیا از ضعف و ناتوانی قدرتهای شیطانی جهان که دربرابر اسلام ناب و اسلامی که سالهای متمادی بوسیلۀ کفر جهانی خصوصاً آمریکا و اذنابش دفن شده بود و تو احیاء کردی سخن برزبان جاری کرد ؟ و آیا از شوکت و عظمت و اقتدار حکومت عدلی که تو پرچمدار آن بوده ای صحبت کرد ؟ نه او گویا سخنگوی رسمی آمریکا و اسرائیل بود گرچه بلافاصله از سوی امت همیشه بیدار و در صحنه و مجلسیان جواب گرفت ، اما وقاحت و بی شرمی را به جایی رساند که انسان به یاد جملۀ شیرین و کوبندۀ امام سجاد "علیه السلام" می افتد که فرمود : « خدا را شکر که دشمنان ما را از احمقان قرار داد » . او آن قدر بی خبر بود که حضور میلیونی مردم حاضر در صحنه را درسراسر کشور سطحی و فرمایشی اعلام می کند . او قدرت عظیم جمهوری اسلامی را درهمۀ ابعاد که دشمنان ما به آن اعتراف دارند و درطول تاریخ نظیرش را نداشته ، آن گونه ضعیف و ناتوان اعلام می کند . آیندۀ جمهوری اسلامی را که مانند آفتاب روشن است تاریک و مخاطره آمیز قلمداد می کند . او سیاستی که دنیا را مبهوت خود ساخته است ، آن گونه بیان می نماید. درکجای دنیا سراغ دارید چنین حکومت و چنین دولت مردانی که با همۀ فشارهای سیاسی ، اقتصادی ، نظامی ، فرهنگی ، اینگونه توانمند و قوی عمل کرده باشند ؟ دولتمردانی که هشت سال جنگ را آنچنان با سیاست و درایت تحمل کردند و همۀ دشواریها را پشت سر گذاشتند و کسانی درتمام میدانها آزموده شده و ملت به خوبی آنان را می  شناسد . مطمئناً نه تنها این حرفهای پوچ و بی مایه اثر منفی نخواهد داشت ، بلکه اثر مثبت نیز خواهد داشت و درطول دوران دوران انقلاب از این حرفها زیاد زده شد . اگر بنابود مؤثر واقع بشود تا به حال می شد .


من سؤال می کنم در این مملکت برای چه اشخاصی امنیـّت نیست ؟ حکومتی که می توان در دنیا ادعا کرد تنها حکومتی است که آزادی به تمام معنا را طبق مقررات اسلامی به همۀ افراد و گروهها داده است . بله برای ضد انقلاب ، برای جیره خواران آمریکا و انگلیس برای فرصت طلبان امنیت نیست ، برای افراد بی مایه که می خواهند با داد و فریاد و ایجاد جوّ نامناسب و جنجال و تهمت و افترا در بین مردم کسب موقعیت کنند امنیت نیست و نباید باشد . و این را بدانند که این نظام مقدس الهی با ثبات تر و اقتدارش بیشتر می شود و همۀ عناصری که به نحوی از انحاء قصد مزاحمت را داشته باشند از صحنه خارج و راه برای عاشقان امام و انقلاب هموارتر تا ان شاءالله هرچه سریعتر به اهدافهائی انقلاب نائل آیند . ..... 


 


منبع: مذاکرات سومین دورۀ مجلس شورای اسلامی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی