کد خبر: ۱۸۱۲۸
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۳۹۹ - ۰۷:۳۷-15 July 2020
پیدایش زیدیه را به "زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب(ع) " نسبت میدهند که در سال ۷۶ ه.ق به دنیا آمد. وی در دوره خلافت "هشام بن عبدالملک" اموی به تحریک اهل کوفه به خونخواهی حسین قیام کرد ولی پس از حتمی شدن مواجهه به لشکر اموی، تنهایش گذاشتند و با تنها ۵۰۰ سوار به جنگ رفت و در ۱۲۲ ه.ق کشته شد.
بسیاری با تأکید بر تلمذ زید نزد برادرش "محمد بن علی الباقر" ولی عقاید وی را متأثر از "ابي حنيفة النعمان" و بر همین اساس زیدیه را نزدیکترین مذهب شیعی به اهل تسنن میدانند و زیدیه را "معتزله در اصول و حنفی در فروع" ذکر کرده اند. 

دو کتاب "المجموع في الحديث" و "المجموع في الفقه" را شاگردش "ابو خالد عمرو بن خالد الواسطی" از وی نقل کرده است.

فرزندش "یحیی" از معرکه با امویان جان به در برد و به خراسان گریخت ولی در سال ۱۲۵ ه.ق توسط عمال خلیفه کشته شد و رهبری جماعت به "محمد بن عبدالله الحسن بن علی" سپرده شد که در مدینه قیام کرد و توسط "عیسی بن ماهان" حاکم شهر کشته شد. پس از وی برادرش ابراهیم رهبر زیدیه شد که وی نیز با دستور خلیفه عباسی منصور کشته شد.

پس از این سرکوبها زیدیها قیام علیه خلافت را کنار گذاشتند و "احمد بن عیسی بن زید" که در بصره اقامت داشت به تدریس فقه و ترویج مذهب پرداخت.

زیدیه از خاص ترین مذاهب اسلامی به شمار میرود و "محمد بن اسماعیل صنعانی" از بزرگان زیدی معتقد بود که زیدیه مذهبی بسته و پایبند به اصول لایتغیر نیست بلکه مذهبی است که هر گونه تغییر متناسب با شرایط زمانه را پذیراست. به همین دلیل مقبول سایر مذاهب اسلامی است

عقاید زیدیه:
زیدیها بر خلاف "اثنی عشری" امامت را برای تمامی فرزندان "فاطمه" مجاز میدانند. چه از نسل حسن باشد چه حسین. همچنین وصیت امام را شرط امامت بعدی نمیدانند پس هر کدام از فرزندان فاطمه که اهلیت داشته باشد لایق بیعت است و بر همین اساس الزامی به اقتدا به یک امام واحد نیست.

ممکن است شخصی در منطقه ای دیگر اهلیت داشته باشد پس امامت وی بر اهل آنجا جایز است هر چند شخصی دیگر در منطقه ای دیگر افضل بر وی باشد.

بسیاری از زیدیها خلافت ابوبکر و عمر را قبول دارند و مخالف تشکیک در آنها و لعن میباشند.
در اصل توحید معتزل هستند و اصل "اختیار عمل" را قبول دارند.

بر خلاف سایر مذاهب تشیع "نکاح متعه" را نمیپذیرند ولی خمس میپردازند و در صورت لزوم "تقیه" میکنند.
هر شخصی میتواند مجتهد شود و غیر مجتهد باید تقلید کند. تقلید از اهل بیت اولویت دارد ولی قائل به عصمت امامان نیستند و عصمت را تنها در "علی، فاطمه، حسن و حسین"(ع) میدانند

اطاعت از حاکم جائر را مجاز نمیدانند و قیام علیه وی را واجب میشمارند. قائل به امام زمان (عج)  نیستند. مصادر فقهی آنان کتاب، سنت، قیاس و استحسان است.
در فرایض بینابینی هستند.

شاخه های زیدیه:

۱. جارودیه: معتقد به وصایت علی بن ابیطالب توسط پیامبر هستند و هر کسی امامت علی را بعد از پیامبر نپذیرفت گمراه است.

۲. سلیمانیه: امامت را طبق شوری میدانند و خلافت ابوبکر و عمر را میپذیرند ولی عثمان را خیر 
۳. بتریه: علی را اولی به خلافت میدانند ولی چون وی خلافت ابوبکر و عمر را پذیرفت اشکالی در آن نمیبینند
۴. نعیمیة: : علی را افضل و خلافت ابوبکر و عمر را نه گناه بلکه اشتباه مردم در ترک افضل میدانند. از عثمان برائت میجویند.
۵. المتبرئون: از ابوبکر و عمر برائت میجویند.
۶. يعقوبية 

یدیها در یمن ۳۵-۴۰٪ جمعیت را شامل میشوند و مرکزیت آنان استان صعده در شمال یمن و مجاورت مرز عربستان است

یمن تا دهه دوم قرن ۲۰ ملوک الطوائفی تحت حاکمیت عثمانی اداره میشد و مهمترین امارت آن در دست سلسله متوکلان زیدی که خود را از سلاله فاطمه میدانستند، در شمال بود. 

با خروج عثمانی در ۱۹۱۸ "یحیی حمیدالدین المتوکل" که معاهده ۱۹۱۵ تقسیم یمن میان انگلیس-عثمانی را نپذیرفته بود، با توجه به آشفتگی اوضاع تصمیم به گسترش حکومت خود به جنوب گرفت.
نیروهای یحیی در ۱۹۱۹ با حرکت سریع به سمت جنوب به ۵۰ ک.م عدن رسیدند ولی با بمباران بریتانیا، عقب نشستند

سپس نیروهای بریتانیا با تصرف بندر "حدیده" آن را به متحد خود محمد علی ادریسی که مرکز حکومتش "صبیا" بود، واگذار کرده، با تصرف مناطق اطراف عدن سعی در محافظت از آن نمودند.
یحیی حمیدالدین با جمع کردن قبائل حاشد و تجدید قوا این بار به حدیده حمله و پس از تصرف آن به سوی صبیا حرکت کرد.

با سقوط جیزان و نجران که در آن دوره جزء یمن بودند، حکومت کوتاه ادریسی سقوط کرد و بدین ترتیب متوکله شمال یمن را کاملا در دست گرفتند و طی جنگهای بعدی حکومت مذهبی خود را بر یمن شمالی تثبیت کردند. 

سال ۱۹۶۲ با کودتای ژنرال "عبدالله السلال" تحت حمایت مصر ناصری و اتحاد شوروی، حاکم متوکل "محمد البدر حمیدالدین" به عربستان گریخت و با کمک عربستان و بعضی از قبائل زیدی تلاش به باز پس گیری حکومت کرد و جنگ داخلی یمن شمالی آغاز شد

این جنگ که با دخالت گسترده و حضور ارتش مصر به نفع السلال و حمایت عربستان، بریتانیا و ایران از زیدیها ۸ سال ادامه داشت در نهایت با پیروزی جمهوریخواهان به پایان رسید. پادشاهی زیدیها بر یمن شمالی پایان یافت و آنها به حاشیه رفتند.

زیدیها پس از سالها اولین فعالیت سیاسی خود را در سال ۱۹۸۵ با تأسیس انجمن دینی "اتحاد الشباب الزیدی" توسط "صلاح احمد فلیته" و با حضور فقهای زیدی چون "مجدالدین المؤیدی و محمد یحیی عزان" در صعده آغاز کردند ولی با مخالفت حکومت با نام زیدی آن را به "اتحاد الشباب المؤمن" تغییر دادند.

فعالیت این انجمن با اتهام اعضای آن به ارتباط با ایران و با استناد به قانون اساسی یمن سریعاً پایان یافت تا اینکه در سالهای پس از اتحاد دو یمن این بار با حضور محمد یحیی عزان، عبدالکریم الجدبان، صالح هبرة و محمد بدرالدین الحوثی شروع به فعالیت کرد و حسین الحوثی سپس به آنها پیوست.

دو جریان عقائدی درون انجمن حضور داشت. جریان اول که به لزوم فاطمی بودن امام اعتقاد نداشتند به رهبری محمد یحیی عزان و با تأیید بسیاری از قبایل غیر هاشمی صعده و جریان معتقد به لزوم فاطمی بودن امام و تبعاً حاکم، به رهبری محمد بدرالدین و برادرش که نسب هاشمی اهمیت این اختلاف در این بود که انجمن با وجود رنگ و لعاب دینی در واقع سودای بازگشت حکومت زیدیه را داشت و انحصار امامت در نسب هاشمی، دست سایرین را در آینده از حکم کوتاه میکرد.
فعالیت اصلی حسین حوثی در سالهای ۱۹۹۳-۱۹۹۷ به عنوان نماینده پارلمان از "حزب الحق" زیدی بود وداشتند. بود و تا ۱۹۹۹ فعالیت چندانی در انجمن نداشت. با خروج از مجلس وی حضورش در انجمن را بیشتر کرد و به دلیل نسب هاشمی خود تلاش کرد با کمک پدر و برادرش که سابقه بیشتری در انجمن داشت افراد و قبائل زیدی را به حمایت از خود ترغیب کند.

وی در این مسیر تا بدانجا پیش رفت که پدرش فتوای مهدورالدم بودن محمد عزان را به بهانه خروج از اصول زیدی صادر کرد.

(بدرالدین در سال ۱۹۸۵ وارد قم شد و در حوزه مشغول به تحصیل شد و بسیاری اعتقاد دارند وی مذهبش را به اثنی عشری تغییر داد و در بازگشت به یمن فعالیت تبلیغی و جذب افراد را آغاز کرد)

حسین که به همراه پدرش سفرهای زیادی به ایران داشت شیفته انقلاب اسلامی  شد.

وی در یمن شعار معروف "الله أكبر، الموت لأمريكا، الموت لإسرائيل، اللعنة على اليهود، النصر للإسلام" را با اقتباس از تکبیر نماز جمعه ایران انتخاب کرد. 

با اعلام ممنوعیت این شعار، حکومت را به مزدوری امریکا و اسرائیل متهم کرد

بدین وسیله و با سایر محدودیتهایی که حکومت علیه فعالیت او اعمال میکرد، طبق اصول مذهب زیدی خروج و قیام علیه حاکم جائر را واجب دانست.

اولین درگیری که بعدها به زنجیره "جنگهای شش گانه" شهرت یافت بین هواداران حسین حوثی و نیروهای امنیتی ۱۹ ژوئن ۲۰۰۴ صورت گرفت که حکومت حوثی ها را به حمله به یک پایگاه نظامی در استان صعده و کشتن سه سرباز متهم کرد. پس از آن بود که استاندار صعده فرمان بازداشت حسین حوثی را صادر کرد

نیروهای امنیتی برای دستگیری وی اقدام کردند. حوثی و هوادارانش به کوههای "مران" پناه بردند و با محاصره منطقه توسط نیروهای دولتی درگیری بین دو طرف آغاز شد.

حکومت یمن ابتدا حوثی را به تبعیت از حزب الله لبنان و سپس ایران متهم کرد و حوثی با رد این اتهامات گفت تابع جمهوری یکن است ولی با تبعیت دولت از امریکا و عربستان مخالف است.
حکومت که گمان میبرد حوثیها مانند سایر قبایل یمن تنها دارای سلاح سبک هستند، دستگیری حوثی را ساده می دیدند ولی مقاومت حوثیها ماهها به طول کشید تا اینکه بالاخره در ۸ سپتامبر حسین حوثی و حلقه افراد نزدیکش به محاصره درآمده و کشته شدند

پس از آن پدرش به خونخواهی پسر، رهبری قیام علیه حکومت را در دست گرفت.
درگیری بعدی ۱۹ مارس ۲۰۰۵ به مدت چند هفته صورت گرفت و با امضای موافقتنامه ای بین بدرالدین حوثی و حکومت پایان یافت.

درگیری سوم در پایان سال ۲۰۰۵ آغاز شد و مهمترین تحول در آن حضور قبائل سنی و افراد مشکوک به عضویت در القاعده در یک طرف و هواداری بخشی از قبائل زیدی از حوثی به اضافه ظهور دو چهره جدید "عبدالملک و یحیی" برادران حسین حوثی در میدان بود. بدین ترتیب نزاع از جنگ بین دولت و حوثی خارج شد. به دلیل نزدیکی موعد انتخابات پارلمانی این بار حکومت تلاش زیادی برای پایان درگیریها کرد.

ور چهارم درگیری از فوریه تا ژوئن ۲۰۰۷ به طول کشید و در آن نبرد به خارج استان صعده کشیده شد. این نبرد با سفر "حمد بن خلیفه" امیر وقت قطر به صنعا و وساطت وی و امضای آتش بس در ۱۶ ژوئن ۲۰۰۷ پایان یافت. با وجود درگیریهای پراکنده در ۲ فوریه ۲۰۰۸ دو طرف در دوحه پیمان صلحی امضا کردند

در مارس ۲۰۰۸ درگیریها به بهانه حمله حوثیها به مراکز دولتی و نقض توافق آغاز شد و این بار علاوه بر صعده و تا "بنی حشیش" در شمال پایتخت رسید.

جولای ۲۰۰۸ علی عبدالله صالح که با انتقادهایی از وضعیت انسانی در صعده مواجه بود از بیم خروج بحران از کنترل دولت، آتش بس یکجانبه اعلام کرد.

آخرین درگیری بین حکومت یمن و حوثیها ۱۱ اوت ۲۰۰۹ آغاز شد که این بار با حمله همه جانبه نیروهای دولتی و استفاده از بمباران هوایی مناطق تحت کنترل حوثی در "ضحیان"، "الحیرة"، "بني معاذ" و سایر مناطق همراه بود.

 طی این دوره از نبردها عربستان به بهانه ورود حوثیها به جبل الدخان در منطقه "الخوبه" و اشغال روستای جابریه واقع در عربستان اقدام به ارسال نیروهای زرهی و گردان ۸۵ چترباز کرد. درگیری بین حوثیها و عربستان تا فوریه ۲۰۱۰ و با تحمل تلفات زیادی از دو طرف به طول کشید.در نهایت در فوریه ۲۰۱۰ بین حوثیها و حکومت یمن آتش بس برقرار شد.

بدین ترتیب حوثیها توانستند مناطق وسیعی از شمال یمن را به کنترل خود درآورده و خود را به عنوان یک نیروی مهم سیاسی و نظامی تثبیت کنند.

با آغاز اعتراضات موسوم به "بهار عربی" و کشیده شدن آن به یمن، حوثیها نیز در این اعتراضات شرکت کردند و پس از استعفای علی عبدالله صالح از قدرت و تشکیل "کنگره ملی" نمایندگان حوثی این بار با نام "انصارالله" وارد کنگره شدند؛ بقیه ماجرا را هم همه میدانیم!

عدنان مطوری



نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان