کد خبر: ۱۸۱۰۷
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۳۹۹ - ۱۳:۳۹-14 July 2020
نقشه کشیدند برای یک قیامی. اطلاعات گیر آوردم که زیر لوای اعراب خوزستان اما در حقیقت با پشتيبانی عراق این‌ها می‌خواهند شلوغ کنند و به اصطلاح در یک حرکت همگانی خوزستان را اشغال کنند این خلق عرب،
 و از خرمشهر این کار را شروع کردند و چند تا آنجایش یک مرتبه به همان سبک تهران یک روز همه‌جا را آتش زدند، این حالت، یک مرتبه خرمشهر رفت زیر آتش.

این کار را در آبادان پخش و پلا کردند، در شادگان کردند، در چند جای دیگر هم کردند و در اهواز هم کردند که یک خرده افکار [عمومی] یک مرتبه چیز بشود. 

چون مرکز [فعالیت‌ها] خرمشهر بود برای این کارها، من دفترم را خرمشهر قرار دادم و خودم رفتم در صحنه عملیات. یعنی [در طول] آن مدت زمان همان جا ماندم، نه پایم را تهران گذاشتم نه [جای دیگر]. همان توی قلب عملیات ماندم، چون اصل این بود خودم هم در قلب عملیات باشم. 
بعد این برنامه‌ها را خب، ناگزیر بودم با تحمل مقابله کنم به یک ترتیبی و خبر داشتم که یک روز را این‌ها می‌خواهند با یک هیجان عمومی و حمله همگانی ابتکار عملیات را دست بگیرند و با پشتیبانی عراق - البته عراق در پس پرده نه ظاهراً - بعد یک دفعه خوزستان سقوط کند و به فرمی به خیال خودشان جمهوری عربستان را تشکیل بدهند. 

این بود که یک دفعه در خرمشهر حمله کردند شهربانی را اشغال کردند. به من هم موقعی که در فرمانداری خرمشهر بودم، اطلاع داده شد که شهربانی سقوط کرد و یکی دو نقطه دیگر هم. رئيس شهربانی آمد پیش من گفت که «اشغال شد.» گفتم «خاک بر سرت.» گفت: «چه بکنم؟» گفتم: «می‌ایستادی کشته می‌شدی. حالا هم می‌روید اگر اشغال نتوانستید بکنید مجدد و پس بگیرید بجایی که بیایید پیش من، من دستور می‌دهم [همه‌تان را] از دم تیرباران کنند. بعد همان را...»
س - رفتند ایشان توانستند شهربانی را پس بگیرند؟ 

ج - بله، آن را با کمک دژبان [پس گرفتند.] یک دژبان قوی هم درست کرده بودم، پانصد نفر از کادر خیلی ورزیده در خوزستان با کمک دژبان، شهربانی را پس گرفتند و این از فردا صبح بامداد آن حمله ناگهانی شروع شد که آنهایی که نقشه کشیده بودند که...

س- در این پس گرفتن [شهربانی] کسی هم کشته شد؟ 

ج - نه اصلاً هیچکس. آنجا اصلاً، ولی در آن حمله ناگهانی که فردا صبحش غفلتاً حمله شد... 
س - باز هم در خرمشهر؟ 

ج - بله. برنامه این بود که سقوط کند یک مرتبه چهار نفر بلادرنگ از ما کشته شدند. 
س - از نیروی دژبان؟ 

ج - در کل. از نظامی و غیرنظامی به اصطلاح نیروهای ملی، نیروهای انقلاب. به من اطلاع دادند، گفتم مقابله کنید، مقابله کنید و شدیداً چون دیگر چیز نیست، 

س - چاره ای نیست. 

ج - بله، مقابله کردند چند تا هم از آن‌ها کشته شد و مجموعاً چهارده نفر در این برنامه کشتار یا شانزده نفر یادم نیست، چهارده نفر یا پانزده نفر کشتار دو طرف بود.

مصاحبه احمد مدنی با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار سوم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها