کد خبر: ۱۷۹۶۸
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۳۹۹ - ۰۸:۵۶-08 July 2020
روز ۲۷ تیر ۱۳۰۳ ماژور رابرت ايمبری كنسول آمريكا در تهران در جريان بازديد از سقاخانه شيخ هادي به قتل رسيد.
عصراسلام: بعد ازاین غوغای کودتای ۹۹ مداخله آمریکا تازه‌نفس در سیاست ایران و مذاکرات نفت و مريضخانه، انگلستان به‌وسیله نصرت‌الدوله پسر فرمانفرما نقشه‌ای طرح می‌کند به این معنا که در خیابان شیخ هادی واقع در خیابان سپه سقاخانه‌ای بوده و شایع می‌کنند سقاخانه معجزه کرده و کوری را شفا داده و گروه‌گروه مردم می‌روند آنجا و شمع می‌برند و روشن می‌کنند و گوسفند می‌کشند، اسفند دود می‌کنند، صلوات می‌فرستند. کور می‌خوابانند می‌گویند شفا پیدا کرد، تهران به حرکت درمی‌آید برای کسب فیض و تبرک جستن از این سقاخانه.

در چنین شرایطی کنسول آمریکای احمق به تحریک عوامل انگلیسی که نصرت‌الدوله فيروز در رأسش بوده برای تماشای این سقاخانه معجزه‌گر دعوت می‌شود. دوربینش را هم می‌گویند با خودت بیاور. همین‌که آنجا شروع می‌کند که عکس بگیرد، عوامل تدارک‌شده داد می‌زنند زهر ریخت تو سقاخانه و آهای بابی و آهای بابی، اراذل‌واوباش دنبال درشکه ماژور ایمبری می‌دوند و سنگ و چوب و چماق.

دم این خیابان سپه فعلی یک خیابان قزاق‌خانه قبلی از پا درش می‌آورند. می‌برندش مريضخانه احمدیه، آنجا وقتی تو رختخواب بوده سیدی بنام سید لب‌شکری می‌رسد آنجا یک چماق هم می‌زند تو سرش و می‌گوید «کشتم قاتل جدم را.» 

از این تاریخ روابط آمریکا و ایران تیره می‌شود برای اینکه انگلستان نمی‌خواست این رقیب تازه‌کار به میدان بیاید. به بهانه قتل ایمبری کودتای نظامی می‌شود، حکومت‌نظامی در تهران برقرار می‌شود.

بله می‌دانید که در این‌گونه مواقع دیکتاتورها فرصتی دستشان می‌آید یک چیز کوچکی را بهانه می‌کنند تا مقاصد بزرگ ضدملی‌شان را انجام بدهند. به بهانه قتل ایمبری کنسول آمریکا و حفظ شئون دولتی یک حکومت‌نظامی برقرار می‌کنند، شبانه مجتمعين مسجد شاه را تبعید می‌کنند ازجمله برادر من سیدرضا فیروزآبادی خالصی‌زاده و تعدادی از مسجد شاه و منازلشان گرفته می‌شوند با گاری می‌فرستندشان به کلات نادری و درواقع به بهانه ایجاد امنيت فرصتی به دست می‌آورند مخالفين جدی سیاسی‌شان را از صحنه خارج کنند.


مصاحبه مصطفی لنکرانی با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار اول و دوم.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها