کد خبر: ۱۷۹۰۷
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۰-04 July 2020
شَغاد (شغاد) برادر ناتنی رستم از مادری کنیز بود که موجب کشته شدن رستم و دیگر برادرش زواره و رخش‌رستم شد.
عصراسلام: زال پس از تولد شغاد از ستاره‌شماران خواست تا آینده او را پیش‌گویی کنند و ستاره‌شماران چوان زیج و اسطرلاب انداختند بر یکدیگر خیره ماندند و چون نزد زال آمدند اختر او را بسیار شوم تعبیر کردند که او بانی و باعث نابودی دودمان نیرمیان خواهد شد، از ایران و زابل بسیار کشته خواهد شد.

زال او را به کابل فرستاد و شغاد چون پر و بال یافت داماد شاه کابل شد. شاه کابل باید هر سال به اندازه یک چرم گاو به رستم یا دولت او خراج می‌پرداخت و شاه کابل در اندیشه بود تا این خراج را نپردازد. چون هنگام اخذ خراج شد باجگیران کابلستان را برهم زدند و از این کار، شغاد آزرده شد و خواست با ترفندی رستم را از حیات محروم و کابل را از دیون خلاص نماید.

طبق نقشه باید شغاد به زابل می‌آمد تا رستم را به جنگ شاه کابل تحریک نماید و شاه کابل هم طبق نقشه باید در شکارگاه چاه‌های متعدد حفر می‌نمود و آنها را پر از تیغ و نیزه می‌کرد و با خار و خاشاک رویش را مستور می‌نمود. آن‌گاه رستم و زواره را به بهانهٔ شکار به آنجا می‌برد تا در تاخت و تاز در گودال‌ها فرو افتند. 

شاه کابل و شغاد در واپسین لحظات نزد رستم آمدند و رستم نقشه انتقام کشید و به شغاد گفت درندگان امشب از جسد من سور یابند، تیر و کمانم را به من ده تا هنگام حمله درندگان آن‌ها را بکشم یا متواری نمایم. شغاد بی‌درنگ از چله دو تیر با کمان به او داد، ولی زود متوجه خطایش شد و پشت درختی پناه گرفت، ولی رستم درخت و شغاد را با تیر بدوخت.

پندارهای حاکم در داستان شغاد و کشته شدن رستم و شغاد اینگونه است:

۱- اولین اندیشه "تقدیرگرایی" یا حاکمیت تقدیر است که در سراسر این داستان دیده می شود. به هر تقدیر باید پذیرفت که سرنوشت عاقبت کار خودش را می کند.

۲- دومین پندار در این داستان ناگزیری و ناگریزی از "مرگ" و فناست.

۳- مکافات عمل ایده ایست که بر این داستان حاکم است. گویا رستمی که توانسته با قدرت مافوق بشری و با کمک جادویی سیمرغ، اسفندیار رویین تن را از پا درآورد حالا نوبت خودش رسیده تا جواب و سزای کارهایش را ببیند و حتی شغاد نیز دستخوش مکافات عمل خویش می شود و عاقبت از پا در می آید.

۴- آنچه از دیدگاه صاحب نظران و روان شناسان اهمیت دارد این است که حقارت و حسادت موجب جنایات بزرگی چون کشتن رستم می شود. شغاد بر اثر حقارت و حسادت دست به چنین کاری می زند.

۵- داستان شغاد و رستم که حدوداً ۳۳۴ بیت است محتوایی تراژدیک دارد. به هر تقدیر این داستان پایان عصر حماسی در شاهنامه است و رستم نباید باشد و علت کوتاه بودن این داستان غم انگیز این است که فاجعه ی مرگ رستم آنقدر سنگین است که خالق اثر تراژدیک نمی تواند آن را تحمّل کند و شاهد نابودی رستم، خداوندگار شاهنامه باشد. 

۶- در کل خردگرایی و واقع گرایی بر این داستان غم انگیز سایه انداخته است و با مرگ رستم دوران جدیدی برای هویّت ایرانی مطرح می شود و دورانی فرامی رسد که عقل انسان می تواند بعد از این اتّفاقات ناگوار، گشتار کند و به تکامل برسد زیرا عصر پهلوانی در این دوره به پایان رسیده است.

۷- البته یادمان باشد که انسان قدرتمند و قدرت مدار، دوست دارد که در برابر دشمن بگوید من برترم و همواره هر چه مثبت است بیان و توصیف کند. این نیروی خودی است که پیوسته روی مثبت ها تأکید می کند و چهره ی دشمن را سیاه جلوه می‌دهد.

۸- رستم در این داستان ویژگی‌های خودی را بزرگ جلوه می دهد و تلاش دارد تا چهره ی برادرش را غیر خودی، به شکل منفی و سیاه جلوه دهد. رستم وانمود می کند که من مطلقاً سفید هستم و شغاد نابرادر کاملاً سیاه است. 

این است پایان چنین اندیشه‌ای!

هاتفی اردکانی

کانال علوم وفنون ادبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان