کد خبر: ۱۷۸۶۲
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۳۹۹ - ۱۹:۱۴-02 July 2020
آسیب‌های اجتماعی و پیشگیری از این آسیب‌ها یکی از دغدغه‌های اساسی جوامع امروزی است.
عصراسلام: با صنعتی شدن جوامع و نیازمندی‌های انسان و به دنبال آن احساس ناکامی و محرومیت از خواسته‌هایی که چه به صورت حقیقی و چه به صورت کاذب برای انسان ایجاد شد؛ اعتیاد؛ فساد، دزدی،انحرافات و سایر آسیب‌های اجتماعی گسترش یافت. بسیاری از این آسیب‌ها در دوره‌های مختلف وجود داشته اما در هر زمان موردهای خاصی پر رنگ‌تر بوده‌اند.

طی چند وقت اخیر و با توجه به افزایش حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ کشور به دلایل معلوم نظیر تورم، گرانی و بیکاری بستر برای افزایش آسیب‌های اجتماعی در این مناطق بیش از پیش فراهم شد و می‌توان گفت این دوره، دوره بروز آسیب‌های اجتماعی در حاشیه شهر هاست.

در دوران های مختلف تاریخی سه نوع الگوی معیشت توسط شهر ابداع شده است:

۱-الگوی عشایری

۲-الگوی روستایی

۳-الگوی شهری

 هر یک از این الگوها بر اساس فرآیندهای منظم در گستره تاریخ یکی پس از دیگری ایجاد شده. عالی ترین الگوی سکونت که توسط انسان ابداع شد الگوی سکونت شهری بود که نقش تمدن‌ساز داشت و در توسعه و تکامل جوامع، با اهمیت تلقی می‌شود. در ایران نیز شهرها و شهرنشینی همواره در بستر تاریخ ایجاد شده و گسترش یافته است، الگوی سکونت شهری قالب این کشور روستانشینی و شهرنشینی بوده و نوعی رابطه کهکشانی و زنجیر های بین این دو گروه متفاوت سکونت وجود داشت.

حاشیه‌نشینی در ایران

پس از استقرار روابط سرمایه‌داری و مدرنیزاسیون در ایران روابط شهر و روستا از بعد اقتصادی و اجتماعی دچار تغییر شگرفی شد، به گونه‌ای که الگوی ارتباط کهکشانی بین روستا و شهر دیگر کارکرد خود را از دست داد. در اثر گسترش نظام سرمایه‌داری و به دنبال آن فراگیری مدرنیزاسیون و انجام اصلاحات ارضی نیروی انسانی موجود در روستاها روانه شهر شده و برای خود اقدام به یافتن و مسکن و کار مناسب کرد، در نتیجه در اثر افزایش مهاجرت روستاییان به شهرهای بزرگ و همچنین افزایش طبیعی جمعیت، نرخ شهرنشینی به صورت بی سابقه افزونی گرفت و باعث پیدایش حاشیه‌نشینی در شهرها شد. 

پیدایش حاشیه‌نشینی منجر به بروز مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فیزیکی نظیر افزایش فقر در شهرها، بیگانگی شهروندان نسبت به یکدیگر، پیدایش زاغه‌ها و ویرانی محیط زیست، عدم دسترسی به مسکن آبرومندانه وشغل مناسب، دسترسی نامناسب به خدمات شهری، بروز شکاف طبقاتی و نابرابری در توزیع درآمد و دریافت خدمات شهری، انزوای اجتماعی و... شده. به تبع وجود چنین مشکلاتی که ناشی از تجمع مهاجران با فرهنگ های متعدد در حاشیه شهرها است، بروز جرایم در این مناطق را دور از منطق و انتظار نمی‌کند.

یکی از ویژگی‌های مهم قرن حاضر تراکم جمعیت در شهرها جدایی گزینی اقتصادی اجتماعی در دامان شهرها و شکل گیری پدیده حاشیه‌نشینی و تبع آن گسترش آسیب‌های اجتماعی و شهری است حاشیه‌نشین یک پدیده اجتماعی این پدیده اختصاص به عصر فعلی نداشته و ریشه در ادوار و اعصار گذشته دارد و این پدیده هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه وجود داشته و دارد تنها تفاوت آن در کشورهای توسعه یافته با کشورهای در حال توسعه از حیث ریشه‌های تاریخی به وجود آورنده آن و رفتار کاربردی اجتماعی آن است که کشور ایران نیز از این پدیده معصوم نماینده منطقه شرایط حادی که در برخی از کشورها از جمله برزیل هندوستان و پرو و برخی کشورهای آفریقایی وجود دارد در کشور ما حاکم نیست ولی از حیث قدمت مشابه سایر کشورهاست.

 در ایران پیش از آغاز دهه ۴۰ شهرنشینی رشد کندی داشت در آستانه دهه ۴۰ به حدود ۳۳ درصد جمعیت کشور در شهرها زندگی می کردند و اجرای طرح اصلاحات ارضی در آینده و افزایش درآمدهای نفتی در دهه پنجاه رشد شهرنشینی شتاب بیشتری گرفت این روش شناسایی راحتی یافت در سال ۱۳۵۷ جمعیت شهرنشین کشور به ۶۴ درصد رسید و در وضعیت فعلی مطمئناً این نسبت به سود شهرنشینی افزایش یافته است.

بر این اساس افزایش بی رویه جمعیت شهرنشین و وجود حاشیه‌نشینی باعث افزایش گرایش به مادی‌گرایی،کجروی، بی‌عاطفگی و بروز بزهکاری می‌شود و از آنجا که در شهرها افراد شناختی از یکدیگر ندارند، کنترل و نظارت اجتماعی بر عملکرد آنان از میان خواد رفت و موجب شکل‌گیری نابهنجاری اجتماعی می‌شود، به گونه‌ای که طبق آمارهای انتشار یافته از سوی برخی موسسات جرم‌شناسی جهانی شاهد افزایش ۳/۵ درصدی خشونت در شهرها طی سال‌های اخیر بوده‌ایم. در واقع یعنی میزان جرایم شهری با توسعه شهرها و افزایش جمعیت ارتباط مستقیم دارد. به همین خاطر شاهد شکل‌گیری نقاطی مستعد در پیرامون شهرها به ویژه کلانشهرها هستیم که به عنوان بهترین پایگاه‌های شکل‌گیری و ترویج نابهنجاری‌های اجتماعی شناخته می‌شوند. بدین ترتیب حاشیه‌نشینی به عنوان بستری برای ارتکاب جرایم مورد توجه برنامه‌ریزان شهری قرار گرفته است.

تجمع مهاجران با فرهنگ‌های متعدد در حاشیه

شهرها همراه با معضلات ناشی از فقدان اشتغال منجر به بیکاری ها ایجاد مناطق تبهکاری می‌شود. مطالعات و تحقیقات جامعه شناسی شهری نشان داده که زندگی حاشیه نشینی با افزایش جرم‌زایی رابطه مستقیم و نزدیکی دارد و گاهی این رابطه دو سویه است؛ یعنی حاشیه نشینی و جرم علت و پیامد یکدیگرند.یکی از نکاتی هم که همواره مورد فراموشی قرار گرفته این است که اگر از بعد اقتصادی به مبحث افزایش مهاجران غیر ماهر و غیرمتخصص نگاه کنیم، شاهد خواهیم بود که این امر موجب پیدایش بیکاری پنهان و توسعه غالباً غیرضروری بخش خدمات می‌شود.

تهران؛ شهر حاشیه‌نشین

شهر تهران نیز به تبع گسترش شتابان شهرنشینی با پدیده حاشیه‌نشینی در بعضی از محله‌های مناطق پیرامونی مواجه شده است، به صورتی که سطح زندگی در این مناطق از نظر کیفی نسبت به سایر مناطق و محله‌های شهر تهران متفاوت است و در سطح پایینی قرار دارد.

عواملی چون بیکاری، فقر، نداشتن مسکن استاندارد، قرار گرفتن در انزوای اجتماعی، عدم تعلق خاطر و وابستگی به ارزش ها باعث بروز ناهنجاری‌ها و گسترش آسیب‌های شهری شده است بنابراین مناطق حاشیه‌نشین تهران علاوه بر اینکه‌ عاملی برای ناهمگونی در سیمای شهری است، موجب برهم ‌زدن تعادل و توازن فرهنگی و همچنین گسترش بزهکاری تعارض و ناهمگونی اجتماعی در پایتخت ایران خواهد بود.

بر اساس گفته های یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت بازآفرینی شهری "در حال حاضر ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار واحد به حاشیه‌نشینان در تهران اختصاص یافته و ۹ میلیون نفر نیز در این مناطق اسکان داده شده‌اند‌. از دیرباز تا به امروز به دلیل اینکه بیش پیش‌بینی‌های لازم در خصوص این مناطق و افراد ساکن صورت نگرفته شاهد هستیم که برنامه‌ریزی از سمت خود مردم انجام گرفته و این برنامه‌ریزی‌های که همواره ناصحیح بود نیز در قالب سکونت در سکونتگاه‌های غیررسمی بروز پیدا کرده است."

دکتر محمد روستا، عضو هیئت مدیره شرکت بازآفرینی شهری، در نشست تخصصی از حاشیه نشینی تا اسکان غیر رسمی که شهریورماه سال ۹۸ برگزار شد در رابطه با مبحث حاشیه نشینی گفت: "مناطق حاشیه شهر امروزه دیگر به عنوان سکونتگاه‌های غیررسمی بخشی از بافت شهری اند و حتی در سال ۸۲ مبحث حاشیه‌نشینی در قالب یک سند به تصویب دولت وقت رسید. مسئله‌ای که در این رابطه وجود دارد این است که ما سکونتگاه غیررسمی داریم و مدیریت شهری و دستگاههای خدماتی نیز موظفند خدمات لازم را برای افرادی که در این مناطق حضور دارند فراهم سازند، اما متاسفانه این عمل به صورت دقیق از سوی دستگاه‌های اجرایی مدیریت شهری انجام نمی‌شود و خدماتی به مردم این مناطق ارائه داده نمی‌شود".

دکتر حسین ایمانی جاجرمی جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در رابطه با تغییر نام حاشیه‌نشینی و اسکان غیر رسمی می‌گوید: "به این دلیل که مسئله اسکان غیر رسمی و یا حاشیه نشینی موضوعی همگانی است و در بیشتر کشورهای در حال توسعه وجود دارد و همچنین جنبه بین المللی به خود گرفته به صورتی‌که سازمان ملل نیز به آن ورود پیدا کرده است، تصمیم بر این موضوع شد که حاشیه نشینی اسکان غیر رسمی تلقی شود تا میزان بُرد بین المللی بیشتری داشته باشد، هرچند باید دانست نام‌ها همواره تغییر می‌کند اما چیزی که کمتر تغییر می‌کند وضعیت بهبود مسئله است."

معضلات و مشکلات ناشی از حاشیه نشینی

۱. کودکان: اولین و بیشترین قربانیان این نوع زندگی، کودکان هستند که از دنیای کودکانه خود لذت نمی‌برند. این کودکان به دلیل وارد شدن سریع به بازار کار به دلیل وضعیت معیشتی نامناسب در این مناطق و عدم دسترسی به مدرسه از تحصیل محروم می‌شوند و فقط در صد ناچیزی از آنان به مدارس راه می‌یابند. بنابراین اشتغال به کار و فعالیت عامل بازدارنده در ادامه تحصیل و آموزش‌های مدرسه‌ای برای کودکان شاغل در این منطقه به شمار می‌رود.

۲‌.مسکن: رشد روز افزون شهرنشینی مسائل جدید و خاص را در زندگی و در روابط انسان‌ها به وجود آورده یکی از عمده‌ترین مسائل، تهیه مسکن و تجهیزاتی است که باید مراتب رفاه و آسایش ساکنان را فراهم کند اما متاسفانه اینطور نیست و دلیل آن نیز
وضع نامناسب اقتصادی صاحبان مسکن است، به همین دلیل نامتعارف ترین و غیر استاندارد ترین خانه ها در مناطق شهری متعلق به حاشیه‌نشین هاست.

۳.اقتصاد: ساختار شغلی مردان در منطقه حاشیه نشین کارگری، مشاغل آزاد مانند رانندگی و مغازه‌داری است و مشاغل کاذبی نظیر کوپن فروشی، سیگار فروشی و دستفروشی هم در این مناطق رواج دارد. به صورت کلی اشتغال غیرقانونی کاذب، ناسالم، سیاه و زیرزمینی در میان ساکنان حاشیه نشین وجود دارد. معمولا حاشیه‌نشینی در بطن خود نوعی حاشیه‌نشینی اقتصادی به معنی اشتغال در بخش غیررسمی و عدم جذب در نظام رسمی اقتصاد شهری را نیز در پی دارد.

۴.نارضایتی‌های اجتماعی: میزان رضایت از خدمت‌رسانی شهرداری در این محله‌ها بسیار پایین است، اصولا محله‌های حاشیه‌نشین به صورت خود رو در زمین‌های بدون برنامه شکل می‌گیرد، در نتیجه فاقد تاسیسات زیربنایی بوده و مسئولان شهرداری نیز خود را موظف به تامین تاسیسات آن نمی‌دانند، حتی در صورت تمایل مسئولان تامین تاسیسات زیربنایی این مناطق به علت پراکندگی و دور بودن از بافت اصلی شهر بسیار گران و مشکل است.

ساکنان محلات حاشیه‌نشین خود را جزئی از شهر می‌دانند و از کمبود خدمات‌رسانی به این محلات احساس نارضایتی می‌کنند،همین موصوع خود تبدیل به عاملی خواهد شد برای بروز نارضایتی‌های اجتماعی و اشاعه آن به درون باقی بافت‌های شهری.

آسیب‌های اجتماعی حاصل از حاشیه‌نشینی

به زعم آسیب‌شناسان اجتماعی همه‌ی اشکال نابهنجاری‌های اجتماعی همچون سرقت، قتل، قاچاق، خودکشی، فحشا و اعتیاد و نظایر آن به مثابه انحراف و چه در زمره بیماری یا اختلال روانی، معلول ناسازگاری‌های اجتماعی است که بر روابط فرد و جامعه حاکم است، متاسفانه این موارد در مناطق حاشیه‌نشین نمود بیشتری پیدا می‌کنند.آسیب‌های اجتماعی ناشی از فقر، بیکاری، اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر، ولگردی، دعوا و درگیری متاسفانه در این منطقه بسیار زیاد است، از این رو می‌توان گفت که حاشیه‌نشینی نمودی کلی از آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی است.

وظایف ارگان‌ها و سازمان‌ها در قبال حاشیه‌نشینان

حاشیه نشینی از یک سو می‌تواند تهدیدها و مسائلی را برای نظام شهری به وجود آورد و از سوی دیگر در حاشیه ماندن مسائل عدیده ای را برای ساکنان این مناطق در پی داشته باشد. مهم‌ترین مشکلات زندگی در محلات حاشیه‌نشین عبارتند از بیکاری و نداشتن شغل دائم سرپرست خانوار،مشکل مالی و کمبود درآمد، نداشتن خانه و مسکن مناسب و بسیاری دیگر از این موارد. طی چند سال اخیر تجربه‌ها نشان داده که رویکردهای سلبی و خشن به منظور حل این پدیده با بن‌بست مواجه خواهد شد. برخی افراد بر این باورند که باید طرح‌هایی در خصوص ایجاد محدودیت برای مهاجرت افراد و یا اخذ مالیات از مهاجران به عنوان راهکار اجرایی شود، غافل از آنکه این جنس رویکردهای سلبی حواشی و تبعات متعددی را در پی دارد.

باید دانست راهکارهای منطقی بر انگیزه مهاجرت و یا عدن مهاجرت تمرکز دارند، توسعه متوازن مناطق مختلف کشور یکی از مقولاتی است که در قالب برنامه‌ریزی منطقه ای دقیق و بلند مدت می‌تواند از مهاجرت به کلانشهرها بکاهد. به بیان بهتر یکی از راهکارهای مقابله با گسترش حاشیه‌نشینی خشکاندن ریشه های فقر از روستاها و توجه به اقتصاد آنهاست. همچنین باید با کمک به توسعه شهرهای کوچک و میانی سعی در شکل‌گیری توسعه‌ چندقطبی داشته باشیم تا بخشی از جمعیت کلانشهرها ترغیب شوند حتی در این قبیل مراکز سکونت داشته باشند. 

در این میان اگر قانون تخصیص ۲ درصد از درآمد نفتی برای مناطق محروم به درستی اجرا شود و تخصیص‌ها به شکل صحیح و به موقع انجام پذیرد می‌توان برای حل مشکل حاشیه‌نشینی چاره‌ای اندیشید. باید بپذیریم اگر این مسائل حل نشود مناطق مرزی دچار فقدان تعادل و توازن خواهند شد. هرچند مجلس دهم در قالب برنامه ششم توسعه دولت را مکلف کرد تا با اتخاذ تدابیر لازم سالانه ۱۰ درصد از جمعیت حاشیه‌نشینان کشور بکاهد اما باید بپذیریم که این مشکلات تنها با تصویب قوانین حل نخواهد شد بلکه نیازمند نظارت جدی مجلس و تلاش بیش از پیش دستگاه‌های اجرایی از جمله وزارت راه و شهرسازی، شهرداری‌ها، وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی، بهزیستی و دیگر دستگاه‌ها و نهادهای مسئول است که باید هر یک از آن‌ها به وظایف وقوف خود داشته باشند و در حیطه اختیارات خود در قبال این پدیده احساس
تکلیف کنند.


آفتاب یزد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها