کد خبر: ۱۷۸۵۱
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۱-02 July 2020
مصدق در مجلس چهاردهم دیدگاه خود را در مورد تقی زاده آشکار ساخته است.
عصراسلام: او سخنان خود را در این ارتباط با مرزبندی میان مقام علمی و سیاسی تقی زاده آغاز و ضمن ادای احترام به مقام علمی و ادبی مشارالیه، ذیل آنچه که خود آن را "مصالح مملکت" می داند، به نقد برخی از کنش های سیاسی او می پردازد. بسته ی انتقادی مصدق ناظر به سه دوره از حیات سیاسی تقی زاده است:

- دوره ی نخست به صدر مشروطه و ماجرای پناه بردن تقی زاده و جمعی دیگر از مشروطه خواهان به سفارت انگلستان باز می گردد،
- دوره ی دوم در رابطه با پذیرش سمت های مختلف از استانداری تا سفارت و وزارت در دستگاه پهلوی اول است که تقی زاده در مجلس پنچم با سلطنت او مخالفت کرده بود،
- و سرانجام دوره ی سوم که مقارن است با تاریخ ایراد این نطق، سلطنت پهلوی دوم و سفارت تقی زاده در لندن به هنگام بحران آذربایجان. مصدق از اینکه سهیلی در جمع هیئت نمایندگی ایران به سرپرستی تقی زاده برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل و شکایت از اتحاد شوروی حضور یافته، نگران بود.

اما تقی زاده نیز در کتاب خاطرات خود [زندگی طوفانی] ، هرچند به اختصار، به مصدق پرداخته است. او که در دوران صدارت مصدق، ریاست مجلس سنا را عهده دار بود، ضمن تایید حقانیت ایران در برنامه ی ملی سازی و تاکید بر اینکه مصدق "کاری که کرد خوب بود، نیت اش هم خوب بود"، او را به تندروی متهم می کند و می نویسد " آنهایی که علم ملی شدن را برافراشتند، با وجود حقانیت مطلب شان، از مساله نفت برای مزید قدرت خودشان استفاده کلی نمودند...آقای دکتر مصدق در کار نفت افراط کرد و مبالغه کار بود، هرچند حسن نیت داشت ولی متاسفانه این کار را وسیله ای برای کسب قدرت ساخت." 

تقی زاده، مصدق را تلویحا حسود می داند و می گوید "اگر کس دیگری بود در دنیا که مردم توجهی به او داشتند،او با آن دشمن بود." شهرت طلب، عوامفریب، یکدنده، لجباز، هوچی گر و اهل جنجال از دیگر توصیفاتی ست که تقی زاده در رابطه با مصدق اختیار می کند.

 اما مهمترین اتهام تقی زاده به مصدق، جمهوری خواهی ست.او صراحتا می نویسد "آنچه که مصدق می خواست، جمهوری بود" هرچند دلیلی برای این اتهام عرضه نمی کند و صرفا به این بسنده می کند که بنویسد "من با او زمانی کار کردم و به نحوه ی فکر او آشنایی کامل داشتم."

نکته ی قابل توجه دیگر در خاطرات تقی زاده، اشاره ی او به نقش آمریکا در بقاء و سقوط دولت دکتر محمد مصدق است. او می نویسد "حالا شاید اکثر مردم نمی دانند که سبب عمده ی قوه ی مصدق و ماندنش از آمریکا بود. آنها با وجود اینکه رفیق انگلیسی ها بودند، جلو آنها را گرفته بودند از اینکه مداخله نظامی جدی بکنند والا قشون می آوردند ...اگر آمریکا نبود، وارد می شدند، محل نفت را ضبط می کردند..."

آیا تقی زاده به عنوان یک سیاستمدار کهنه کار از معاهده ی بازدارنده ی ۱۹۲۱ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی بی اطلاع بود که اجازه می داد در صورت ورود نیروهای متخاصم به ایران، دولت آن کشور نیز بی درنگ نیروهای خود را به ایران گسیل کند؟

ارزیابی تقی زاده از پایان کار دولت مصدق نیز قابل توجه است. یک ارزیابی خاص که کمتر مورد توجه قرار گرفته. او می نویسد "در جریان آخر حکومت مصدق هم، اگر آمریکا نبود، زورشان به مصدق نمی رسید. به حرف [شاه] کسی گوش نمی کرد.از قراری که شنیده ایم، آنها با صرف پول، بعنی از یک طرف [؟] فلان را و از یک طرف نظامی ها را تحریک کردند."

این یادداشت مختصر را با فرازی از مصاحبه ی تقی زاده با روزنامه اطلاعات به پایان می برم. در این مصاحبه که روزنامه اطلاعات آن را در شماره ۵۵۹۳ خود [۲۶ مهرماه ۱۳۲۳] و در بحبوحه ی درخواست امتیاز نفت شمال از سوی اتحاد جماهیر شوروی و حمایت حزب توده از آن به چاپ رسانده، تقی زاده می گوید "اگر خدای نخواسته، چنین صفتی شیوع داشته باشد که اشخاصی چشم از مرکز ملی و حکومت قومی خود برداشته و به مراکز دیگر متوجه ساخته باشند، این قوه، اعظم بلایای ارضی و سماوی و کثیف ترین و رذیل ترین و ننگین ترین و شرم انگیز ترین و بی شرف ترین طاعون ملی ست و به عقیده من کفر محض است. چه ارکان اصول سیاست ملی و در واقع شهادتین آن، در درجه اول، وطن دوستی و تعلق به حیثیت و آبروی مملکت و عزت نفس ملی ست که در حکم شهادت به توحید خداوند عزوجل است و در درجه ثانی، درستکاری ست که بلاتشبیه، در حکم اقرار و شهادت به رسالت است و اگر کسی، فافد این اولین اصول دین سیاست باشد، او را دخول از دروازه امور ملت جایز نیست و حتی در حکم مرتد فکری و کافر حربی ست."

نویسنده: حمیدرضا عابدیان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها