کد خبر: ۱۷۸۳۰
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۹ - ۰۹:۱۷-01 July 2020
امام علی (ع) فرمود: "بدن آدمی پس از مرگ مرداری می‌شود که همراهانش از آن فاصله می‌گیرند.. - صار جیفه بین اهلها". (نهج ؛ خ ۱۰۹)
عصراسلام: ۱) فساد و پوسیدگی بدن پس از مرگ از امور مشهود ماست که نیاز به اقامه هیچ دلیلی ندارد.
این مشاهدات باعث شده تا برخی از متفکران الهی و حتی برخی ملحدان برای بدن هیچ گونه ارزشی قائل نبوده و آیا همه ارزش و یا ضدارزش را به روح دانسته و یا انسان را پس مرگ ،موجودی نابودشده بپندارند.

۲) قطع علاقه روح از بدن ، بدن را به فساد می‌کشاند.
علامه طباطبائی براساس تفکر "جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء" بودن نفس ، قائل است ؛ روح اول عین بدن است، بعد از بدن انشاء میشود و بعد از آن از بدن مستقل میشود و به بقاء خود در نشئه دیگر ادامه میدهد.(ر.ک:المیزان، ج۱صص۳۵۲)

۳) روح وقتی به کمال لایق رسید از بدن بی نیاز شده و بدن‌ رو به ضعف میرود تا اینکه توان ارتباط با روح را از دست میدهد و از آن جدا می‌شود.
این سخن حکیمان بزرگی چون ملاصدرا و پیروان او مانند امام خمینی و علامه طباطبائی است. برخلاف دیگر اندیشمندان فلسفی و دینی که میگویند؛ چون بدن فرطوت و ضعیف میشود و سنی بر او میگذرد دیگر نمیتوان ارتباط با روح داشته باشد و مرگ پیش می آید.

جان قصد رحیل کرد گفتم مرو
گفتا چکنم خانه فرود آید

۴) در عین اینکه به دلیل وجدانی بدن آدمی پس از مرگ می‌پوسد و متلاشی میشود ؛ اما در شریعت برای همین بدن احکامی در نظر گرفته شده که بجهت احترام به صاحب آن بدن است از قبیل غسل و کفن و دفن و .. تا جاییکه تا علم اطمینان بخش حاصل نشود اجازه نبش قبر داده نمی‌شود.

۵) فارق از این احترامی که برای روح از دیدگاه "فقه" قائلیم ، در "عرفان" هم عارفان برای همین بدن دفن شده احترام قائل اند. چرا که: 

اولا ؛ روح با این بدن به کمال رسیده و قهراً از توجه به آن ، خود را رها نمیکند.

ثانیاً ؛ در روایات داریم ذراتی از همین بدن در خاک میماند و در قیامت همان ذرات مسیر تکمیل شدن به بدن کامل را طی می‌کنند.

۶) ممکن است نفس به بدن خود اشرافی داشته باشد ولی اینکه روح به بدن در قبر برگردد از نظر عقلی و براهین فلسفی محال است.

پس اگر در روایتی آمده که؛ میت در قبر زنده شده و بلند می‌شود و سر او به لحد می‌خورد وتازه میفهمد که مرده است، اگر سند آن صحیح باشد حتما باید توجیه شود کما اینکه بزرگان حدیث ؛ آن را حمل به "تمثیل" کرده‌اند.

توجیه‌ای که امام خمینی در درسهای اسفار دارند چنین است:
 
"تعلّق روح به بدن بعد از مرگ، همان «توجّه نفس به حال خود»‌‎ ‌‏است، ... و‌‎ ‌‏تعلّق مذکور به این معنی نیست که نفس دوباره داخل چیزی که آن‌‎ ‌‏را دور انداخته بود و حالا دیگر چیزی بیش از یک لاشه نیست‌‎ ‌‏بشود. نسبت نفس با این جسدی که خاک شده و می‌پوسد، مثل‌‎ ‌‏نسبتش با اجسام دیگر است."

علامه طباطبایی در حاشیه بحث معاد کتاب بحار راجع به حلول روح به بدن بعد از دفن در قبر ، می‌فرمایند:
"اگر در برخی روایات آمده پس از دفن روح به بدن بازمیگردد ، این بمعنای زنده شدن میت در قبر نیست ، بلکه شاید بدین معناست که انسان پس از مرگ معدوم نمیشود و نوعی از حیات را در برزخ دارد ، - لعل المراد ان الانسان لایبطل بعد الموت و لاینعدم بالكلیة بل له نوع من الحیاة غیر الحیاة الحسیة التی یفقدها بالموت."

به باور این قلم ؛ "اشراف" روح به بدن در قبر اصح از دیگر فرمایشات آقایان در این باب نظیر "تعلق" ، "توجه" ، "حیات" می‌باشد .

۷) به باور نویسنده این مقالات ؛ این  "اشراف" زمینه ساز توجیه عقلانی "زیارت اهل قبور" است .

آیت الله عارف شاه آبادی بر این باور است که بین روح و بدن مادی علاقه‌ای باقی میماند.

امام خمینی در آثار عرفانی خود این نظر استادشان را، همان نظرمرحوم میرداماد میداند که پایه و اساس جواز عقلی "زیارت اهل قبور" است .

میراماد در کتاب قبسات می‌نویسد؛ "روح به بدن خود؛ دو سنخ علاقه و ارتباط دارد ؛ یک ارتباط صوری و یک ارتباط مادی . با مرگ، ارتباط صوری قطع میشود ولی ارتباط مادی باقی می‌ماند و از اینجاست که ما به زیارت اهل قبور می‌رویم و ارواح آنان متوجه آمدن ما میشوند. ؛ - للنّفس علاقتین بالبدن علاقة‌‎ ‌‏صوریّة و علاقة مادیّة، و الموت یوجب سلب العلاقة الصوریّة لا‌‎ ‌‏المادیّة، و لهذا شرّع زیارة الاموات"

هادی سروش
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان