کد خبر: ۱۷۸۲۰
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۹۹ - ۱۵:۵۵-30 June 2020
در زمان حکومت شاه، این واقعیتی است که ما فکر می‌کردیم (من فکر نمی‌کنم کس دیگری بتواند الان ادعا کند که غیر از این فکر می‌کرد، آن‌ها که در اپوزیسیون بودند) که مگر ممکن است اختناق از این هم بیشتر شود و از این هم بالاتر برود. در زمان شاه خب واقعاً، دقیقاً همین فکر را می‌کردیم.
عصراسلام: فکر می‌کردیم دیگر به اوج اختناق رسیده‌ایم که از این بالاتر نمی‌تواند برود. اختناق کامل، اختناقی که از آن بالاتر چیزی متصور نیست، مدت طولانی هم که دوام بیاورد یک احساس ناتوانی، خواه‌ناخواه، القاء می‌کند به مردم. 

مردمی که چیز دیگر می‌خواهند. یواش‌یواش مردم را به آن راه می‌کشاند که چیز دیگری نخواهند، خودشان را وفق بدهند با محیطی که هست. شاید آن موقع‌ها ما از کسانی که مثلاً از توی اپوزیسیون درمی‌آمدند و می‌رفتند می‌‌پیوستند به دستگاه دولتی به‌شدت عصبانی می‌شدیم. یک دلیل آن هم این بود که واقعاً مقاومت کردن به‌طور طولانی و بی‌نهایت در مقابل یک اختناقی که هیچ مفری برای آن نمی‎بینی غیرممکن است اصلاً. از بشر نباید چنین توقعی داشت. من فکر می‌کنم با وجود این، آدم‌ها و مغزهای سرکشی وجود داشتند که حتی آن‌موقع هم علی‌رغم تمام شرایطی که حاکم بود، زیربار اینکه خودشان را تطبیق بدهند با وضع روز نمی‌رفتند. از آن جمله شریعتی را من می‌گذارم. از آن جمله آل‌احمد را می‌گذارم. 

وجه مشترک همه اینها این بود که درصدد بودند راهی برای شکستن این بن‌بست پیدا کنند. هرکس به‌نحو خودش. آل‌احمد، توسل به مذهب را به‌اصطلاح به‌عنوان راه پیشنهاد می‌کرد. من خودم که خب آل‌احمد را از نزدیک دیده بودم، با او گپ می‌زدیم، صحبت می‌کردیم، بحث می‌کردیم و این‌ها، تمام دورنمای جلوی چشمش دورنمای انقلاب الجزایر بود و به من می‌گفت شماها چطور نمی‌فهمید که باید سلول‌های حزب کمونیست را توی مسجد تشکیل داد. این الجزایری‌ها که نه به قدر شما کمونیست هستند، نه مسلمان هستند، فهمیدند و کارشان را پیش بردند...

من احساس می‌کنم که روحیه سرکشی آل‌احمد را آدم اگر درک می‌کرد، دیگر بحث‌های خرده را با او نمی‌کرد. شما می‌توانید او را محکوم کنید در مقابل هر دادگاهی که شیخ فضل‌الله قابل‌دفاع نیست. اما درست ببینید، یک کسانی را می‌گیرد و روی آن‌ها تکیه می‌کند که غیرقابل‌دفاع هستند. تصور من این است، با شناختی که از روحیه آل‌احمد دارم، می‌خواست اصلاً به کلی ترتیب آن چیزهایی را که محترم هستند و غیرمحترم هستند، بهم بریزد و این را من در آن رده می‌گذارم. وقتی کلیه روحیات او را، روحیه سرکش او را، روحیه یاغی او را، وقتی این را در آن متن می‌گذارم این جور برای من معنی می‌دهد.  آل‌احمد اصلاً آدم مرتجعی نبود. اگر کوچکترین رگه‌ای از ارتجاع ( البته می‌دانید ارتجاع خیلی نسبی است دیگر، در مسائل اجتماعی می‌گویم) قبلاً از خودش بروز داده بود، آره، آدم می‌توانست تصور کند که دارد مقدمات یک اختناق بعدی را که هزاربار مثلاً بدتر از این است، درست می‌کند. ولی این جور نبود. شریعتی هم همین جور.

مصاحبه منوچهر هزارخانی با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار دوم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان