کد خبر: ۱۷۷۷۹
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۷-29 June 2020
لودویگ فون میزس یکی از مهمترین نمایندگان فکری مکتب اقتصاد اتریشی در قرن بیستم است
. او یکی از تاثیرگذارترین نظریه پردازان اقتصادی در خصوص نظریه ارزش، محاسبه اقتصادی، مباحث پولی و معرفت شناسی در زمان خود بود، اما به عللی هیچگاه از شهرت و مقبولیت متناسب با شأن علمی خود در محافل آکادمیک اقتصادی برخوردار نشد. شاید مهمترین علت این امر را باید در انتقاد شدید او از گرایش اقتصاد آکادمیک به کاربرد ریاضیات در همه سطوح تحلیلی جست وجو کرد، گرایشی که با آهنگ بی سابقه ای از نیمه دوم قرن بیستم گسترش می یافت.

نقادی میزس، همانند دیگر نمایندگان مکتب اتریش، از یک سو متوجه نظریات سوسیالیستی بود و از سوی دیگر به برخی مبانی تئوریک اقتصاد نئوکلاسیک مربوط می شد. به سخن دیگر، میزس و همفکران وی به علت اینکه در تقابل با دو جریان فکری رقیب و در عین حال غالب در محافل آکادمیک قرار می گرفتند، اغلب با توطئه سکوت مواجه می شدند. اما در هر صورت اندیشه های اصیل میزس از سوی طرفداران اندک شمار وی به خصوص در ایالات متحده تداوم یافت و غنای بیشتری پیدا کرد.

هر گاه مبانی فلسفی علم اقتصاد مطرح شود، رجوع به آرای میزس، نفيا با اثباتا، اجتناب ناپذیر است. لودویگ فون میزس در سال ۱۸۸۱ متولد شد و در بیست و پنج سالگی از دانشگاه وین اتریش) دکترای حقوق و علوم اجتماعی دریافت کرد. او بیش از ربع قرن، از ۱۹۱۳ تا ۱۹۳۸، در دانشگاه وین تدریس کرد. با اوج گیری نازیسم او ناگزیر از مهاجرت به سوئیس و پس از آن به ایالات متحده شد. او از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۹ در دانشگاه نیویورک مشغول به کار شد. فون میزس ۱۹ جلد کتاب و صدها مقاله به زبان های آلمانی و انگلیسی نوشته است. اصالت و استحکام اندیشه های وی موجب شده است که هنوز هم نوشته های او محل رجوع پژوهشگران روز افزونی باشد.

میزس، در وهله اول، ادامه دهنده راه کارل منگر نظریه پرداز اتریشی ارزش مارژینالیستی است. از لحاظ مبانی فلسفی اقتصاد او متعلق به سنت «فردگرایی روش شناختی» است که در آن اقتصاد به عنوان علم انتخابهای فردی تلقی می شود و ارزش کالاها بر مبنای ترجیحات ذهنی افراد در بازار شکل می گیرد.

اولین کتاب مهم وی در سال ۱۹۱۲ تحت عنوان «نظریه پول و اعتبار» منتشر شد. او در این کتاب بر اساس نظریه مارژینالیستی ارزش، کوشید پول و نقش آن را در بازار توضیح دهد. به عقیده وی این تصور که پول مستقل از رجحان ها و انتخاب های فردی، ارزش مطلقی را اندازه گیری می کند، کاملا مردود است.

 قیمت های پولی نشان دهنده ترتیبات نسبی رجحان های افراد هستند و بنابراین هویتی فراتر از اعداد ترتیبی ندارند. او بر این رأی است که دستکاری در قیمت های بازار، از جمله بازار پولی اعتباری)، موجب انحراف در جریان سرمایه گذاری ها شده و تخصیص منابع را در جهتی مغایر با نیازهای واقعی اقتصادی سوق می دهد، در نتیجه، موجب بروز دورهای تجاری و بحران های مالی و رکود اقتصادی می شود. او در سال ۱۹۲۶، «موسسه پژوهش درباره دورهای اقتصادی» را در وین بنیان گذاشت، موسسه ای که فردریش فون هایک جوان به دعوت میزس در رأس آن قرار گرفت...


...میزس در زمینه معرفت شناسی علم اقتصاد این موضوع را مطرح می سازد که با اندیشه اقتصادی مدرن افق فکری جدیدی برای انسانها گشوده شده که پیش از آن هیچ کس هرگز به آن فکر نکرده بود: کشف نوعی نظم در ترتیب و ارتباط متقابل پدیده های بازار، فراتر از سیستم سنتی دانش می رفت. دستاورد این کشف نوعی از علم بود که نمی شد آن را از مقوله منطق، ریاضیات، روانشناسی، فیزیک یا زیست شناسی دانست.

او تاکید می کند که با کشف نظم موجود در پدیده های بازار، انسانها با کمال تعجب دریافتند که کنش انسان را می توان از نقطه نظر دیگری غیر از منظر خوب و بد، درست و نادرست، عادلانه و ظالمانه، بررسی کرد. در سیر وقایع اجتماعی، نظمی در پدیده ها به وجود می آید که انسان اگر می خواهد موفق شود، باید اعمال خود را با آن سازگار کند.  به عقیده میزس این کشف بزرگ فراتر از موضوع بازار و اقتصاد است و همه زمینه های مربوط به کنش (عمل) انسان را در بر می گیرد.

او رشته علمی مربوط به این موضوع را پراگزولوژی Praxeology می نامد. او در کتاب عظیم و ماندگار خود «کنش انسانی» که محصول دوران پختگی اندیشه وی است، کنش را رفتاری ارادی تعریف می کند که مضمون آن استفاده از وسایل معین برای رسیدن به اهداف معینی است. عمل انسان تجلی اراده او است... منظور از اراده توانایی انتخاب بین وضعیت های مختلف و ترجیح یکی بر دیگری است، به طوری که انسان از این طریق به هدف یا اهداف موردنظر خود نزدیکتر شود. میزس تاکید می ورزد که پراگزولوژی علم وسایل است و نه اهداف، از این رو، با ارزش داوری ها و چگونگی انتخاب اهداف سر و کار ندارد و از این جهت علمی فارغ از ارزش ها و هنجارها است و صرفا درباره شیوه های رسیدن به اهداف در کنش های انسانی بحث می کند.
••••
اما بیشترین شهرت میزس در انتقاد ویرانگر او از سوسیالیسم و تاکید بر غیر ممکن بودن برنامه ریزی متمرکز اقتصادی است. او در اولین سالهای دهه ۱۹۲۰ و پس از استقرار حکومت کمونیستی در روسیه شوروی، با صلابت و قاطعیت این نظریه را مطرح ساخت که هرگونه سازماندهی اقتصادی عقلانی، در غیاب بازارهای آزاد رقابتی، به طور منطقی غیر ممکن است.

استدلال وی به طور خلاصه این است که هرگونه محاسبه اقتصادی برای تخصیص منابع به صورت عقلانی توسط افراد، بنگاهها یا هر نهاد دیگری مانند سازمان برنامهریزی متمرکز (دولت سوسیالیستی)، بدون در اختیار داشتن اطلاعات مربوط به قیمت های پولی که در بازار معین می شوند، در عمل ناممکن است. میزس می گوید در اقتصاد بازار، مصرف کنندگان با عمل خرید یا امتناع از خرید، مقدار و کیفیت کالاهایی را که بنگاه ها باید تولید کنند معین می کنند. آنها مستقیما روی قیمت کالاهای مصرفی و به طور غیرمستقیم قیمت کالاهای تولیدی (وسایل تولید) تاثیر می گذارند.

بازار نوعی دموکراسی است که در آن هر مبلغ پول هر چند ناچیز به مالک آن حق رأی می دهد. در جامعه سوسیالیستی که در آن به علت فقدان مالکیت خصوصی، عوامل تولید یعنی نیروی کار و وسایل تولید ماشین آلات، زمین و غیره) نمی تواند مورد خرید و فروش در بازار قرار گیرد قیمتهای عوامل تولید طبیعتا نامعلوم خواهد ماند. در چنین وضعیتی تصمیم گیران اقتصادی، مدیران بنگاه ها با نهادهای دولتی، ابزاری برای محاسبه عملیات گذشته (هزینه ها و برنامه ریزی برای آینده در اختیار نخواهند داشت. در فقدان معیاری برای ارزیابی عقلانیت تصمیم گیری های اقتصادی، تیرها در تاریکی رها خواهند شد و نتیجه چیزی جر اتلاف منابع، هرج و مرج و فقر و فلاکت نخواهد بود.

خلاصه اینکه سوسیالیسم با محو مالکیت خصوصی و بازار آزاد کالاها و عوامل تولید، امکان هر گونه عقلانیت اقتصادی را از میان برمی دارد و جامعه را به سوی فقر و خشونت سوق می دهد. سوسیالیسم غیرقابل تحقق است، چون انسان قادر به برقراری آن به عنوان یک سیستم اجتماعی نیست. به عقیده میزس، مسئله ای به عنوان انتخاب میان سرمایه داری و سوسیالیسم وجود ندارد. 

انتخاب در واقع بین سرمایه داری و هرج و مرج است. او بر این موضوع تاکید می کند که انسانی که میان یک لیوان شیر و یک لیوان محلول سیانور پتاسیم انتخاب می کند، انتخاب او در واقع بین دو آشامیدنی نیست، بلکه انتخاب مرگ یا زندگی است. انتخاب میان سوسیالیسم و سرمایه داری در حقیقت انتخاب میان دو سیستم نیست، بلکه انتخاب میان همکاری اجتماعی و از هم پاشیدن جامعه است. تاکید بر این نکته وظيفه علم اقتصاد است، همچنان که وظیفه علم زیست شناسی و شیمی هشدار درباره مهلک بودن سیانور پتاسیم است. (میزس، ۷۱۵)


...میزس در خصوص پایداری نظریات سوسیالیستی به این نکته اشاره می کند که نادرستی سوسیالیسم از دید اقتصاددانان و اندیشمندان قرن نوزدهم پنهان نمانده بود. او می نویسد در اواسط قرن نوزدهم، اقتصاددان ها توهمات خیال پردازانه و آرمانی سوسیالیستها را کاملا منهدم کرده بودند. کمبودهای سیستم کلاسیک در خصوص نظریه ارزش مانع از درک این بود که چرا تمامی طرح های سوسیالیستی ضرورتا غیرقابل تحقق است، اما آنها به اندازه کافی آگاهی داشتند که بتوانند پوچی همه پروژه های سوسیالیستی را که تا آن زمان تدوین شده بود، نشان دهند.

 اندیشه های کمونیستی دیگر هیچ اعتباری نداشت. سوسیالیستها ناتوان از مقابله با نقادی هایی بودند که همه برنامه های واهی آنها را نابود می کرد. به نظر می رسید که سوسیالیسم برای همیشه مرده است. تنها یک راه وجود داشت که میتوانست سوسیالیستها را از این بن بست نجات دهد. آنها میتوانستند منطق و خرد را مورد حمله قرار دهند و شهود عر فانی را جایگزین آن کنند.

این نقش تاریخی کارل مارکس بود که چنین راه حلی را پیشنهاد کند. با حرکت از عرفان دیالکتیکی هگل، او این توانایی را برای خود قائل شد که آینده را پیشگویی کند.... در برابر انتقاد نابودکننده اقتصاددان ها مارکس یک راه حل آماده داشت. او ادعا کرد که عقل انسان به طور موروثی ناتوان از دستیابی به حقیقت است. ساختار منطقی ذهن انسان از یک طبقه اجتماعی به طبقه اجتماعی دیگر متفاوت است. منطقی که ارزش جهان شمول داشته باشد وجود ندارد. ذهن انسان چیزی جز ایدئولوژی به وجود نمی آورد. در اصطلاح مارکسیستی ایدئولوژی عبارت است از مجموعه افکاری که منافع خودخواهانه طبقه اجتماعی معینی را پنهان می دارد. بنابراین روح بورژوایی اقتصاددانان کاملا ناتوان از تولید چیز دیگری جز ستایش توجیه کننده سرمایه داری است. تعليمات علم بورژوایی به عنوان محصول منطق بورژوایی هیچ کاربردی برای پرولترها ندارد. (میزس، ۷۹)

 میزس پیشگویی عرفانی مارکس درباره پیروزی محتوم کمونیسم و قائل شدن به چندگونگی منطق Polylogism، بر حسب تعلق طبقاتی انسان ها، را طغیان علیه عقل می نامد. این معما نیز، البته، همچنان حل نشده باقی می ماند که چگونه مارکس و انگلس به رغم تعلقشان به طبقه غیرپرولترى، ذهن و اندیشه پرولتری پیدا می کنند؟

بخش دیگری از نقادی میزس از مارکسسيم ناظر بر فلسفه ماتریالیستی است و این ادعا که نیروهای مادی تولیدی مسیر تحولات تاریخی را تعیین می کنند. او تفسیر ماتریالیستی تاریخ را یک تصور متافیزیکی کاملا نادرست می داند و می نویسد: متافیزیک ماتریالیستی مارکسیستی تفسیر کاملا غلطی از موضوع تولید به دست می دهد. نیروهای تولیدی مادی نیستند. تولید در درجه اول یک پدیده ذهنی، فکری و ایدئولوژیک است.

تولید عبارت است از روشی که انسان با هدایت عقل برای بهبود وضعیت خود اتخاذ می کند. آنچه که وضعیت ما را از وضعیت اجدادمان که در هزار یا بیست هزار سال قبل زندگی می کردند، متمایز می کند، به هیچ وجه مادی نیست، بلکه امری ذهنی و فکری است. تغییرات مادی نتیجه تغییرات فکری است.... تولید عبارت است از تغییر دادن واقعیت بیرونی مطابق نقشه های عقل.... انسان به کمک عقل تولید می کند، او هدفها را انتخاب کرده و وسایلی را برای رسیدن به این هدف ها به کار می برد. این فکر رایج که اقتصاد به شرایط مادی هستی انسان می پردازد، کاملا غلط است. عمل انسان تجلی اندیشه او است (میزس، ۱۴۹)

میزس معتقد است که نظریه های نادرست اقتصاددانان کلاسیک و پیروان آنها درباره ارزش، زمینه ساز تئوری های اقتصادی سوسیالیستها و این توهم شد که در یک جامعه مبتنی بر مالکیت عمومی وسایل تولیدی، می توان نظام اقتصادی عقلانی را طراحی و هدایت کرد. اقتصاددانان کلاسیک دچار این اشتباه بودند که ارزش کالاها قابل اندازه گیری عینی است. آنها ارزش را یک چیز عینی یعنی پدیده عالم خارج، کیفیتی موجود در ذات اشیا و بنابر این قابل اندازه گیری عینی می دانستند. آنها به خصلت صرفا ذهنی و ارادی ارزش داوری ها در مبادلات توجه نداشتند. آنها تصور می کردند که افراد ابتدا ارزش اشیا را اندازه گیری می کنند و سپس آن هایی را که ارزش برابر دارند با هم مبادله می کنند. این تصور که در مبادله کالایی، ارزش های صرفا برابر رد و بدل می شوند، قدمتی بیش از ۲ هزار سال دارد و به ارسطو در یونان باستان باز می گردد.

 این فکر نادرست که هر مبادله اقتصادی در حقیقت یک معادله است، مانع از آن شد که ارسطو تصور درستی از مسائل اقتصادی پیدا کند و در مدتی بیش از ۲ هزار سال اندیشه کسانی را که اقتدار علمی او را قبول داشتند، به بیراهه کشاند. میزس تاکید دارد که این اشتباه به طور جدی دستاوردهای فوق العاده اقتصاددانان کلاسیک را معیوب کرد و موجب شد که نوشته های اخلاف آنها به خصوص نوشته های مارکس و مارکسیست ها پوچ و بی معنا شود...

...استدلال های میز س در خصوص نظریه ارزش و محاسبه اقتصادی او را در موضعی کاملا انتقادی نه تنها در برابر مارکسیست ها بلکه برخی نظریه پردازان اقتصاد کلان که از نیمه دوم قرن بیستم در حال تسخیر بخش مهمی از اقتصاد دانشگاهی بود، قرار می داد.

او با تمایز قائل شدن میان دو مفهوم محاسبه calculation اقتصادی و اندازه گیری measuring عینی ارزش های اقتصادی بر این نکته تاکید می ورزد که بررسی مقداری مسائل اقتصادی را نباید با روشهای مقداری مورد استفاده در علوم فیزیکی یکی دانست. در این علوم واحد اندازه گیری تغییرناپذیری وجود دارد که به طور عینی اندازه گیری را امکان پذیر می سازد، اما در اقتصاد چنین واحد تغییرناپذیری وجود ندارد.

 محاسبه اقتصادی توسط قیمت های پولی صورت می گیرد، بنابر این، تنها شامل آن چیزهایی می شود که در بازار در قبال پول خرید و فروش می شود. این محاسبه ای است که فعالان اقتصادی که برای مصرف کنندگان در جامعه مبتنی بر نظام بازار تولید می کنند، انجام می دهند و کاربردی برای موارد دیگر ندارد.

 او تصریح می کند که در آمد و ثروت افراد را می توان بر حسب قیمت های پولی تعیین کرد اما رقمی کردن درآمد ملی یا ثروت یک ملت معنایی ندارد. محاسبه اقتصادی خارج از چارچوب نظام بازار امکان پذیر نیست. هر کس می تواند، دارایی خود را به پول تبدیل کند، اما یک ملت نمی تواند چنین کاری را انجام دهد.

به عقیده میزس، قیمت های پولی که برای محاسبه اقتصادی به کار گرفته می شوند، در حقیقت بیان کننده نرخ مبادله میان پول و دیگر کالاها و خدمات هستند. قیمتها بر حسب پول اندازه گیری نمی شوند، بلکه خود از پول تشکیل یافته اند. قیمت یک امر تاریخی مربوط به گذشته و یا تخمین آینده است.
قیمتها دائما در حال تغییرند و حاوی هیچ چیز ثابتی نیستند که شبیه اندازه گیری پدیده های فیزیکی و شیمیایی باشد. پول معیار اندازه گیری قیمت ها نیست، بلکه کالای واسطه ای است که نرخ مبادله ای آن، همانند نرخ مبادله ای دیگر کالاها و خدمات میان خود (قیمتهای نسبی) تغییر می یابد گرچه سرعت و ابعاد تغییرات آن به طور نسبی کمتر است.

در نظریه پولی میزس، تغییرات در روابط پولی، یعنی رابطه میان تقاضا برای پول و عرضه پول در دسترس، نرخ مبادله میان پول و کالاهای قابل فروش را تغییر می دهد. اما نکته مهمتر اینجا است که این تغییرات همزمان و به نسبت مساوی در قیمت کالاها و خدمات متفاوت صورت نمی گیرد. به عبارت دیگر، تغییرات در حجم پول موجب تغییر در ساختار قبلی قیمت های نسبی میان کالاهای گوناگون می گردد. او تاکید می کند که این تحول در ساختار قیمت ها را باید به دگرگونی یا انقلاب در قیمتها تعبیر کرد که در کل همه تصمیمات بازیگران اقتصادی را تحت تأثیر قرار می دهد. او به کار بردن اصطلاح مرسوم تغییر در سطح عمومی قیمت ها را از جهت تحلیل اقتصادی گمراه کننده می داند، زیرا موجب این توهم می شود که گویا قیمت همه کالاها به یکسان تغییر یافته و در نتیجه قیمت های نسبی ثابت مانده است.

فون میزس مانند همه اقتصاددانان مکتب اتریش، طرفدار پرشور آزادی اقتصادی است و آزادی های سیاسی را محصول عملکرد اقتصاد بازار می داند. به عقیده وی هیچ دولت و هیچ قانونی نمی تواند، آزادی را تضمین کند مگر در چارچوب دفاع از نهادهای اساسی اقتصاد بازار قدرت با آزادی سازگاری ندارد، از این رو آزادی زمانی می تواند، به وجود آید که حوزه عمل قدرت محدود شده باشد، یعنی قدرت حاکمه در عرصه آزادی های اقتصادی دخالت نکند. آنجا که اقتصاد بازار وجود ندارد، مفاد بهترین قوانین اساسی برای برقراری آزادی بی اثر می ماند.

آزادی در درجه اول به معنای فارغ بودن از تحمیل اراده دیگران است. میز بر این رأی است که آزادی، در جامعه مبتنی بر اقتصاد بازار، ناشی از رقابت است: کارگر وابسته به نیت خیر یک کارفرما نیست، چون میتواند به کارفرماهای دیگر و رقیب برای استخدام مراجعه کند؛ مصرف کننده زیر سلطه یک فروشنده نیست و به راحتی میتواند، مشتری کسان دیگری باشد. هیچ کس لازم نیست از ترس بی مهری کسی دیگر، دست او را ببوسد. رابطه بین افراد جامعه مبتنی بر بده - بستان است. مبادله کالاها و خدمات دو جانبه است. با خریدن پا فروختن کسی لطفی در حق دیگری نمی کند، انگیزه مبادله منافع متقابل طرفین است از این رو کسی را بر دیگری منتی نیست. این وضعیت آزادی، خوشایند قدرت مدارانی نیست که میل به سلطه و قیمومت دیگران دارند، اقتصاد آزاد با ایجاد حوزه حفاظت شده ای برای انتخاب آزادانه افراد، چالشی بزرگ در برابر امیال سلطه طلبانه است. (میزس، ۳۰۳)

اقتصاد به روایت دیگر
دکتر موسی غنی نژاد

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان