کد خبر: ۱۷۷۳
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱:۵۹-03 May 2018
تاملاتی درباره عصر ظهور /
قائم آل محمد احتیاجی به ضرب و زور ندارد و در عصر ظهور  زمینه ها برای پیشبرد کارش آماده اند.
 ظهور مهدی، پاسخ به نیازهایی است که از قبل ایجاد شده اند و رشد پیدا کرده اند. نیازهایی که حالا دیگر به حد اضطرار رسیده و منجی را می طلبند. بشر به تجربه همه راهها را امتحان کرده، مقصود خود نیافته و حالا به انتظار نشسته است. 

امام صادق می گوید، آمدن مهدی بعد از آنی است که هر کس راه حل خویش نموده و توفیق نیافته است و جهان کماکان از باطل و بی عدالتی رنج می برد.

 مهدی روزی می آید که مردمان جهان، حتی در پیشرفته ترین سرزمین ها، به آنچه دارند دیگر دلخوش نیستند و ازهمه راه حل ها و مدعیان هم دل بریده اند( ما يكون هذا الأمر حتّى لا يبقى صنف من النّاس إلّا و قد ولّوا على النّاس). او ذهن ها و قلب ها را هدف می گیرد و به راحتی کارش پیش می رود و زمانی نخواهد گذشت که اکثریت مردمان جهان، اولا او را خواهند شناخت، چرا که ظهور او از وجود خورشید بالای سر واضح تر خواهد بود (إِنَ‏ أَمْرَنَا قَدْ كَانَ‏ أَبْيَنَ‏ مِنْ‏ هَذِهِ‏ الشَّمْسِ) و ثانیا با آغوش باز پذیرای او خواهند بود. مهدی منتخب اکثریت مردمان جهان خواهد بود.

از دلایلی که تا امروز او نیامده، این است که او منتخب اکثریت مردم نبوده است. چون هنوز مردم یا به پرسشهای بزرگتر نیاندیشیده اند و احساس نیاز نکرده اند و یا دلگرم راهها و طرحهای دیگران هستند (حتّى لا يقول قائل إنّا لو ولّينا لعدلنا، ثمّ يقوم القائم بالحقّ و العدل ).  تا وقتی که  تشنگی ها به حدی نیست که زلال وجود او را بطلبد، او نخواهد آمد.او ذخیره خدا برای روزهای آگاهی و رشد انسانهاست.  

انبیای الهی هیچگاه به زور خود را بر مردمان تحمیل نکرده اند. از دلایلی که بسیاری از پیامبران توفیقی در حضور بر مصادر قدرت نداشته اند، این بوده که آنان نمی خواستند با زور بر مردمان غلبه پیدا کنند. چون مردم همراهی نمی کردند، آنان نیز موفق نمی شدند.  سیره امامان بعد از رسول خدا نیز همین گونه بوده است. حجت های خداوند همیشه بوده اند و هستند، این مردمان بوده اند که در بیشتر موارد از نعمت حجت الهی رویگردان بوده اند.

تاریخ به گونه ای پیش رفته است که خداوند آخرین حجت خود را بنابر دلایلی که برخی از آنها را می دانیم و برخی را نمیدانیم، از دیده ها پنهان کرده است. یکی از پیامهای این حضور بی ظهور این است که ای مردمان! راه حل دردهای شما موجود است،هر زمان که آماده بودید و پرسشهایتان به پختگی رسید و نگاهتان به بالاترها و والاترها افتاد، آن زمان عصر ظهور حجت من خواهد بود. 

بنابراین مهمترین چیزی که عصر ظهور را با این روزهای ما متفاوت می کند این است که نوعی خواست عمومی در سرتاسر جهان برای ظهور منجی ایجاد می شود.  

حاصل آن که قائم آل محمد، احتیاجی به زور برای همراه کردن مردم ندارد. توسل به زور نقض غرض است.  اصلا به این دلیل ما در دوران غیبت هستیم که قرار نیست مردمان جهان به زور به راه حق بیایند. 

البته بنابر مستندات روایی، در آخر الزمان جنگهای سختی در خواهد گرفت. ولی این جنگ ها بین مهدی و یارانش از یک سو و قاطبه مردمان از سوی دیگر نیست. بلکه عموم مردمان جهان، جزو یاران مهدی خواهند بود و جنگی که درمیگیرد، جنگی است که سران قدرت و ثروت آغاز می کنند، همانها که اقبال جهانی به منجی را بر نمی تابند. در این مورد توضیح بیشتری خواهم داد. 


آیا مهدی (ع) جنگی را آغاز می کند؟ خیر. اینگونه نیست که اگر فردا روزی قائم آل محمد قیام کند، شمشیر را بردارد و همه را درگیر یک قیام خونین و ناخواسته نموده،  در نهایت با رعب به نصرت برسد.آنچه در روایات در توصیف بروز فتنه ها در آخرالزمان آمده، نشان می دهد  او جنگی را آغاز نمی کند.اگر روزی که مهدی می آید، کماکان انتخاب مردم ملاک باشد، مهدی منتخب مردم است.

در روایات به اقبال عمومی مردمان جهان نسبت به مهدی تاکید شده است (لا ينكره الذّليل، و لا يمتنع منها العزیز).  بنابراین دلیلی بر جنگ نیست. با اینحال، اقلیتی در جهان که تا آن روز قدرت و ثروت و منزلت را صرفا برای خود دیده اند، چنین اقبال عمومی را تاب نمی آوردند. آنان حاضرند، دموکراسی، عقلانیت و همه داشته های بشر را ذبح نموده، کماکان بر مسند قدرت بمانند. برای همین است که دست به آشوب و فتنه می زنند. مهدی قائم به حق و آگاهی است، نه قائم به جنگ و خون، بنابراین جنگ را دیگران آغاز می کنند و نه قائم آل محمد( به این مطلب به وضوح در روایاتی که به قیام بدکاران مختلف در آخرالزمان می پردازد، اشاره شده است).

در روایات توضیح داده شده است که آخرین حجت خدا، همان راهی را می رود که رسول خدا رفت (إذا قام سار بسيرة رسول الله).  رسول خدا، حاکم بردلها بود و مراحل کار خود را با ایجاد رشد و آگاهی به پیش برد. او پاسخی بود برای نیازهای حقیقی مردم و برای همین هم بود که عموم مردم همراه و همدل او بودند. 

جنگهای پیامبر دو ویژگی داشت، یکی این که دیگران آغازگر بودند و نه رسول خدا (بجز موارد معدود که پیشگیرانه و یا احقاق بودند و چون مناسبات دیپلماتیک به شکل امروزی در جهان مرسوم نبود، راه دیگری برای جلوگیری از خطر یا احقاق حق نبود) و دوم این که  جنگهای پیامبر هیچ کدام مصیبت بار نبود. بنابراین دامن هیچ انسان معمولی ای در جنگهای زمان رسول به خون آلوده نشد. او همیشه به گونه ای کار را پیش برد که کسانی که در هردو طرف جنگ بودند، چه یاران محمد، چه دشمنانش، هر دو به انتخاب وارد جنگ شدند و اگر جنگی درگرفت، فاجعه انسانی نیافرید. به قول امروزی ها، همه جنگهای او کلاسیک بودند.  

اگر در آخرالزمان جنگی در بگیرد، این جنگ خانمان سوز نخواهد بود و از نوع جنگهایی نیست که مردمان سرزمین ها به دو یا چند گروه تقسیم شوند و به صورت فرسایشی یکدیگر را از پای در بیاورند.هر چند در روایات آمده است که آن جنگ هول انگیز و ترسناک است. شاید هولناکی جنگ آخرالزمان، به خاطر قدرت تخریب بشر است که به مدد تکنولوژی به دست آمده است. با اینحال آنچه از روایات به دست می آید این است که این جنگ، کوتاه مدت است و به زودی هراسها و ترسها از بین رفته و درگیری ها، به نفع توده مردم سراسر جهان، پایان خواهد یافت(در روایات سخن از هشت ماه هست). 

به نظر می رسد، جنگ، بین گروهی اندک ولی پر قدرت و با توان تخریب بسیار بالا و اکثریت قریب به اتفاق مردمان جهان خواهد بود. به دلیل رشد آگاهی های مردمان جهان، و همدلی ها و همکاری های آنان با قائم آل محمد، این جنگ، تبدیل به یک فاجعه انسانی نشده و خیلی زود، با نصرت و ظفر با امدادهای الهی، به نفع مردمان جهان که حالا آگاه شده اند، رشد کرده اند و طالب حقیقت اند، پایان خواهد یافت، و پس از آن جهانی پر از نور و شعور، بر بنیاد  آگاهی های انسان شکل خواهد گرفت.
تاملاتی درباره عصر ظهور (3)

آیا مردمان جهان در عصر ظهور در شناخت شخص مهدی (ع) دچار شک و تردید می شوند؟ خیر. تا عصر ظهور هر کس که ادعای مهدی بودن داشته باشد، دروغین است. چرا؟  به همین دلیل ساده که بر سر حقانیتش اختلاف هست. بر سر حقانیت مهدی راستین اختلافی نخواهد بود. همین عدم اختلاف و اقبال عمومی مردمان جهان به او، نشانه حقانیت او است. 

صدها، بلکه هزاران روایت در مورد نشانه های عصر ظهور وجود دارد. تشتت بیانات وارده و کثرت مدعیان به گونه ای است که در حال حاضر نمی توان از این روایات بهره برد. حتی میان عالمان دین هم اتفاق نظری دراین زمینه وجود ندارد. با این حال جای نگرانی نیست. این وظیفه ما نیست که مهدی را بشناسیم. این وظیقه اوست که خودش را به گونه ای که برای ما یقین آور باشد، به ما بشناساند. این سنت الهی است که همیشه، هدایت از جانب خدا آغاز می شود (ان علینا للهدی) و خداوند برخود فرض گرفته است  که هدایت هایش را به مردم برساند. امام صادق می گوید، خداوند تا زمانی که حقیقت را بر مردمان آشکار نکرده است، از آنها نمی خواهد که ایمان بیاورند (لیس لله علی خلقه ان یعرفوا قبل ان یعرفهم). همان امام عزیز در پاسخ به کسی که می پرسد، «آیا انسانها راهی دارند که خود به خود به حقایق برسند؟» می گوید، خداوند هیچ کس را ملزم به معرفت نکرده است، مگر این که «نشانه های واضح» را برای او فرستاده باشد (لا قلت فهل کلفوا المعرفۀ قال لا علی الله البیان). 

به طور کلی، خداوند در هر زمینه ای، و نسبت به هرکس، تا زمانی که آن شخص، واقعا حقیقت برایش روشن و واضح نشده باشد، هیچ تکلیفی برای او نمی آورد. در قرآن بارها از عبارت «بینات» استفاده شده است که به معنای «نشانه های روشن» است. در عبارتی دیگر خداوند مهربان، اینگونه خطاب می کند که «ولله حجه البالغه»، یعنی آن کس که باید حجت هایش را به مردم برساند، من هستم. ابلاغ حجت ها هم، به صرف اعلام نیست. بلکه ابلاغ به معنای رساندن است، یعنی خداوند برخود فرض گرفته است که کاری کند که حقایق به گوش جان انسان ها برساند و نه صرفا گوش سر و اگر حقیقت وارد قلب افراد نشده باشد، هیچ تکلیفی بر آنان نیست. 

امام صادق(ع) می گوید، حقانیت مهدی، حتی از خورشید بالای سرتان هم واضح تر است (إِنَ‏ أَمْرَنَا قَدْ كَانَ‏ أَبْيَنَ‏ مِنْ‏ هَذِهِ‏ الشَّمْسِ‏). همانطور که اگر خورشید در بالای آسمان باشد، هیچ کس در وجودش تردید نمی کند.
وقتی مهدی ظهور کند، هیچ کس درهیچ نقطه ای از جهان، در حقانیت او تردید نخواهد کرد، حتی آن کس که در گوشه یکی از کشورهای اسکاندیناوی، مشغول یک زندگی عادی است و هیچ خبری هم تا آن زمان از مهدی نشنیده باشد. این کار چگونه ممکن است؟ ما نمی دانیم و لازم هم نیست که بدانیم. چون وظیفه ما نیست. هرچند در روایات به حقایقی معجزه گونه در این زمینه اشاره شده است. 

خلاصه آن که از ویژگی های عصر ظهور آن است که وقتی مهدی بیاید، هیچ تردیدی برای هیچ کس وجود نخواهد داشت، و آن عده قلیلی که او را انکار می کنند، به حقانیتش یقین دارند و با اینحال انکارش می کنند. درست مثل رسول خدا که در زمانه خودش، هیچ کس در حقانیتش تردید نداشت و حتی برخی از اهل کتاب که او را انکار می کردند، به شهادت قرآن، محمد را همچون فرزندانشان می شناختند ولی کتمان می کردند(الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‏، بقره 146).

شدت وضوح حقانیت مهدی و اجماع جهانی بر سر او، راه را بر مهدی های دروغین چه در این زمان و چه در آینده می بندد. 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان