کد خبر: ۱۷۷۰۲
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۰-27 June 2020
بد قلق بود . معروف شده بود به اينكه پروژه هـا را نيمه كاره رهـا ميكند. با بونوئل دعوايش شد و از "ميل مبهـم هـوس" إخراجش كردند. پيشنهـاد زفيره لى را براى إيفاى نقش حضرت مريم رد كرد.
 به روايتى پيشنهـاد برتولوچى براى بازى در "١٩٠٠" را رد كرد و به روايت ديگرى از اين پروژه هـم اخراج شد. سالهـا بعد كه در جشنواره اى با برتولوچى روى سن قرار گرفت ، وقتى از او خواسته شد كه خاطره اى از هـمكاريش با برتولوچى تعريف كند، گفت ،"من اين آقا رو نميشناسم ".بيش از يك دهـه از بهـترين سالهـاى جوانيش را به اعتياد سنگين به هـروئين ، ال اس دى و كوكائين گذراند و تلاش هـاى پيگير دوستانش آلن دلون و بريژيت باردو براى انكه بستري شود و ترك كند ، بى نتيجه ماند. (دلون يكبار در خانه اش را شكست و او را به زور و كشان كشان و با كتك، به يك مركز بازپرورى برد و بسترى كرد)، 

يك بار در دهـه هـفتاد خودكشى كرد. حواشى "آخرين تانگو در پاريس"، تا دم مرگ رهـايش نكردند. تا سالهـا وقتى به يك رستوران ميرفت، روى ميزش كره ميگذاشتند. از فرانسويهـا گريخت و در لورل كانيون در لس انجلس اقامت كرد، اما سينماى امريكا او را قابل اعتماد نميدانست.

 در كنار سابقه خودكشى و اعتياد،بايسكسواليتى آشكارش، مزيد بر علت بود. او دختر يك بازيگر نه چندان معروف بنام دنيل گلين و يك زن كتابفروش اهـل رومانى بود . پدر و مادرش ازدواج نكرده بودند. او توسط مادرش بزرگ شد و هـرگز در كودكى پدرش را نديد. پس از شهـرت بود كه دو سه بار پدرش را مى بيند. او در ١٩٨٠ در فيلمى بنام "زمان صلح در پاريس" با پدرش هـمبازى شد، آنهـا هـيچ صحنه مشتركى با هـم نداشتند.هـر يك از اين شرايطى كه أو تجربه كرده ، ميتوانست هـر بازيگر ديگرى را محو كند. اما من قوياً معتقدم "آخرين تانگو در پاريس " را ميتوان بدون مارلون براندو، تصور كرد، اما بدون اشنايدر ، نه."رهـگذر " را ميتوان بدون جك نيكلسون تصور كرد، اما بدون اشنايدر ، نه. "پرستار بچه" را بجاى كلمان فيلمساز ديگرى ميتوانست كارگردانى كند، اما اين فيلم بدون اشنايد ديدنى نيست. در أواخر دهـه هـفتاد وقتى ژاك ريوت او را در كافه اى ميبيند، به نزدش ميرود و از او ميپرسد، "در چه جور فيلمى دوست دارد بازى كند؟"، اشنايدر جواب ميدهـد ، "تريلر" و ريوت "چرخ و فلك" را ميسازد تا اشنايدر در آن بازى كند. 

او در هـر فيلمى كه بازى كرد از بهـترين هـايش مثل "آخرين تانگو" و "رهـگذر" تا متوسط هـا مثل "چرخ و فلك"و بدهـا مثل "والدين عزيز"(انريكو ماريا سالرنو)، در قلب آن جا گرفته و تماشاگر فيلم ، قبل از هـر بازيگر ديگرى ، او را ميخواهـد ببيند و اين در حاليست كه اشنايدر واقعاً بازيگرى تكنيكى و بى نقص نيست. حضور أو در مقابل دوربين غريزى ست.

 بسيارى از نماهـاى "آخرين تانگو"، نشان ميدهـند كه حركات غير عادى و اضافى اشنايد، به نقطه كات هـا لطمه زده اند، اما تكرار نشده اند!، پس جادوى اشنايدر در چه بود كه بى اندازه دوستش داريم؟ او بسادگى خودش را تحميل ميكند، زيرا بطور وحشتناكى كاريزماتيك بود.

 ژست هـاى خاص خودش را داشت. مثل لبخندهـاى گاه بگاه تلخش. رقص بدن ويژه خودش را داشت. ايستش، راه رفتنش، دويدنش، نحوه اى كه دستهـايش را تكان ميداد و...يگانه اند. چهـره بچه صورت ، چشمهـاى ماليخوليائى و صداى خش دار و بمش، سيگارى كه از دستش نميفتاد...هـمه و هـمه ، كيفيتى به بازى او ميبخشيد كه مال خودش بود و اين مهـمترين نكته در بازيگرى سينماست. بازيگر سينما قبل از آنكه بخواهـد، مهـارتهـائى داشته باشد، بايد منحصر بفرد و ديدنى باشد. ويژگى هـاى اشنايدر، حتى بازى تا حدى خام او را ، شكيل و دلچسب ، نشان ميداد.اشنايدر در ٢٠١١ به بيمارى سرطان در٥٨ سالگى درگذشت.

 يك صحنه از فيلم "آخرين تانگو" كه در فيلمنامه نبود ، و در لحظه آخر تصميم گرفته بودند كه فيلمبردارى كنند بر اشنايدر كه در آن زمان ١٩ ساله بود، تأثير روانى و عاطفى بدى گذاشت.

فرزاد موتمن
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان