کد خبر: ۱۷۶۹۸
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۹ - ۰۸:۵۲-27 June 2020
از هر تبار و ملیتی که باشیم، با هر نوع سلیقه‌‌ای، چه اکتسابی، چه ذاتی، علاقه‌مند جدی سینما باشیم یا تماشاگری عادی، همگی در این امر هم‌داستانیم که چارلی چاپلین از خود سینما بزرگ‌تر است.
عصراسلام: ‏نزدیک به یک سده پیش، فیلم ساخت، و هنوز فرزندان و نوادگان ما با فیلم‌های او می‌خندند یا گریه می‌کنند. آرزوی هر فیلمسازی ماندگاری فیلم‌هایش است. چاپلین به این آرزو رسید. او از همان ابتدا کار در سینما به یک نکته مهم پی‌برد : استقلال در سینما راز ماندگاری توست. 

‏چاپلین کمپانی خودش را تاسیس کرد، قصه‌هایش را نوشت، کارگردانی و بازی کرد و موسیقی آثارش را خلق کرد. روزی که باستر کیتون تصمیم گرفت کمپانی خود را به ام. ج. ام بفروشد، چاپلین به او توصیه کرد این کار را نکند. استقلال خودت را حفظ کن. کیتون گوش نکرد و حاصل چیزی نشد جز نابودی او. 

‏اما چاپلین با اقتدار، هم وجه هنرمندانه خود را حفظ کرد، و هم به عنوان یک تاجر سینما بلد بود از هنرش طلا بسازد. حرف از طلا شد. آری، علت این نوشته کوتاه، اولین نمایش جهانی "جویندگان طلا" است، شاهکار بی‌بدیل چاپلین که در چنین روزی، اولین نمایش جهانی خود را در لس‌انجلس تجربه کرد. 

‏در مورد "جویندگان طلا" خواهم گفت. حرف تازه‌ای نیست. بسیار گفته‌‌اند. حسن سینمای چاپلین در این است که همه چیز در خود فیلم مستتر است. نیازی به تفسیر ندارد. سینمای چاپلین پاک است و بی‌آلایش، عمیق است و تاثیرگذار، جهانی است و شخصی. با هر زبان و دین و کیشی با آن ارتباط برقرار می‌کنید. 

‏اما تصور نکنیم چاپلین آسان به این تعالی رسید. فیلم‌های چاپلین با خون‌جگر ساخته شدند. سال‌ها وقت صرف ساخت آنها کرد. وسواس چاپلین زبانزد بود. کار از ده یا بیست برداشت گذشته بود. چاپلین و مارک سواین، نزدیک به هفتاد بار لنگه کفش خود را خوردند تا ولگرد سینما سرانجام ابراز رضایت کرد. 

‏گفتم چاپلین هم هنرمند بود، هم تاجر. فهمیده بود برای بیان هنرش به پول نیاز دارد. همه چیز در سینمای چاپلین نیاز به پول داشت. فیلم ساختن وقت می‌برد. همه تلاش می‌کنند فیلم‌ها را سریع بسازند تا از هزینه‌ها کاسته شود. زمان طلاست. و چاپلین به زمان نیاز داشت. کمال‌گرایی او هزینه‌بر بود. 

‏صحنه افتتاحیه "جویندگان طلا" را دوباره ببینید. تمام آن کوه، تمام آن شيب، درختان، سیاهی‌لشکر و غیره، زیر نظر خود چاپلین طراحی و کارگردانی شدند. هزینه تهیه این صحنه سر به فلک زد، اما چاپلین مقتدرانه آن را ساخت. اگر چاپلین نوکر استودیویی بود، یک دهم آن امکانات را نداشت. 

‏موسیقی فیلم وجه دیگری از وسواس چاپلین بود. آن سالها فیلم‌های صامت، چندان هم صامت نبودند. هریک از آنها، با موسیقی زنده همراه بودند. اگر پولدار بودید و به سالن شیکی می‌رفتید، یک ارکستر پذیرای شما بود. اگر فقیر بودید و به سالن کوچکی می‌رفتید، یک پیانوی ساده براتون قطعه‌ای می‌نواخت.

‏چاپلین آمد و به عنوان یک کارگردان آگاه و متعهد، با کمک چند نفر دیگر، موسیقی متن فیلم‌هایش را نوشت. پیش از این، موسیقی به سلیقه صاحب سالن انتخاب می‌شد. اما چاپلین، برای هر فیلمی، موسیقی متن خودش را نوشت و آماده کرد. این کارها امروز به نظر عادی می‌آید، اما صد سال پیش، خیر. 

‏چاپلین رفیق پولداری داشت، سیدگرومان. سه سال قبل از "جویندگان طلا"، سید سالن سینمای عظیمی ساخت به نام Grauman's Egyptian Theatre. آن سالها رسم بر این بود که برای دادن عظمت به یک بنا، ادای معماری مصر باستان را در بیاورند. مقبره توت‌عنخ‌آمون تازه کشف شده بود و تب مصر فراگیر. 

‏گرومان قبل از هر فیلم، کلی نمایش‌های جذاب و دیدنی اجرا می‌کرد. به قول معروف، وقتی به سینمای او می‌رفتید، به یک کرشمه دو کار می‌کردید. دیدن فیلم و زیارت یک نمایش رقص، آواز و شعبده بازی. گرومان بود که به چاپلین پیشنهاد داد اولین نمایش جهانی "جویندگان طلا" در سالن او برگزار شود. 

‏۲۶ ژوئن ۱۹۲۵، در سالن گرومان جای سوزن انداختن نبود. کل بلیت‌ها فروش رفته بود، بازار سیاه غوغا می‌کرد.
حیاط سینما، به همت طراحان هالیوودی تزئین شده بود. تمام بزرگان هالیوود آمده بودند. ورود هر یک از این ستارگان بلند بلند اعلام می‌شد، همچون کاخ ورسای لویی چهاردهم یا تزار روسیه. 

‏در هر آنتراکت، پیشخدمت‌های خوش‌رو، به مهمانان شربت و بستنی می‌دادند. هر مهمان یک دفترچه چرمی هدیه می‌گرفت. در داخل آن، بزرگترین ستارگان سینما آرزوی سعادت و موفقیت برای چاپلین کرده بودند (مری پیکفورد، داگلاس فربنکس، گلوریا سوانسون، باستر کیتون، نورما تلمیج، سسیل ب دومیل...). گرومان برای این نمایش جهانی از هیچ هزینه‌ای دریغ نکرده بود.

وقتی پرده سینما باز شد، چشم‌اندازی از قطب شمال پدیدار گشت. چند فُک از تخته‌های یخی بالا و پایین می‌رفتند. سپس چند اسکیمو برای تماشاگران شروع به رقص کردند.
بعد بازیگری به صحنه آمد و شعر معروف رابرت دبلیو سرویس را خواند : «افسون یوکون». سپس چند طراحی رقص اجرا شد، چند نفر پایناژ کردند، در فضایی بکر و سفید. حسن‌ختام این برنامه به عهده رقصنده‌های مونت‌کارلو سپرده شد.

‏این بود فضای نمایش جهانی "جویندگان طلا". چاپلین سلطان سینما بود و نمایش فیلم او نمی‌توانست جور دیگری رقم بخورد. سرانجام نمایش خود فیلم آغاز شد.
درپایان، دهها دقیقه مردم برای چاپلین کف زدند. او از شدت هیجان قادر به تکلم نبود. اما با اصرار گرومان به صحنه رفت و چند کلمه حرف زد. 

‏چاپلین اصولا از کارهایش رضایت نداشت، اما همیشه درباره "جویندگان طلا" گفته است که این فیلم، شاید بهترین کارش باشد. "جویندگان طلا" را دوباره ببینید و به فرزندان خود نشان دهید.
افسون سینما هنوز در هر قاب این فیلم رخ می‌نمایاند. 


نادر تکمیل همایون
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان