کد خبر: ۱۷۶۷۴
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۹ - ۱۵:۴۴-25 June 2020
اما در متن ِشعر مدرن فارسی به ویژه در شعر ققنوس اثر نیمایوشیج، جدای از شباهت‌های شکلی و محتوایی در روایتی‌ که نیما، باحفظ این شمایل سازی و عینی گرایی از «ققنوس» به دست می‌دهد، تا وضعیت انتزاعی این پرنده را از هرحیث کامل، محسوس و زمینی توصیف کند.
عصراسلام: روایت مدرن نیما به واسطه فرم ِ دیگری از نگریستن و پرداخت، به منابع میتولوژی غربی در این باره نزدیک‌تر است. ققنوس در شعر نیما، بازگشت به سنتِ تفکر ِ عرفانی و گرایشِ به جهان ماورای طبیعی  نیست. اما ققنوس ویژگی‌های ممتاز زمینی دارد. در شعر ققنوس،  سبک رونمایی  از این پرنده،  با فرمی‌مدرن بیان و ساخته شده است، و محتوای آن شبیه ِروایتی است که هردوت، مورخ یونانی  یا دیگر منابع مصری / یونانی/ و چینی از ققنوس دارند.

ققنوسِ در شعر نیما شکلی زمینی، محسوس، واقعی و ناسوتی پیدا می‌کند  در شعر مذکور، ققنوس را می‌توان خود سرشت، طبیعت و کارکرد شعری نیما دانست.

ققنوس خود را می‌سوزاند که بچه‌هایش به دنیا بیایند. ققنوسی که با هیکلی منفرد و تنها بر شاخ خیزران(طبیعت) می‌نشیند و در اطرافش بر سر هر شاخی پرندگان نشسته‌اند (تصویر و تاثیر نیما در راس شاعران معاصر را تجسم می‌کند) و ناله‌های گمشده را ترکیب می‌کند. از رشته پاره صدها صدای دور (نیما نسبت تفکر و طرز کار خود را با صدای‌های دور تاریخی ِ قبل از خود و بعد از خود می‌سنجد) و سرانجام آن مرغ نغزخوان بر روی «هیبت آتش» که استعاره‌ای از سختی‌ها و مشکلات تحمل ناپذیر است، می‌نشیند، و بانگی از ته دل سوزناک و تلخ سر می‌دهد. (خود را در راه نوگرایی شهید می‌کند و شاگردانش راهش را ادامه می‌دهند) و هر مرغی از آن بانگ (معانی آثار وی) چیزی نمی‌فهمد و در نتیجه از دل خاکسترش، جوجه ققنوس‌های دیگر بیرون می‌آیند(شاعران ِ نوگرای دیگر) و به حیات خود ادامه می‌دهند. این طبیعت ققنوس/نیما بوده است که با خودسوزی به خودسازی یا به هستی دیگری می‌رسند. اینجا نیما بی آنکه از خود نامی‌ببرد، ققنوس را در ساحت یک قهرمان میان پرندگان معمولی، که  سرشت‌اش او را به سرنوشت ِ تراژیکی  معطوف می‌کند صورتی ترکیبی از انسان‌پرنده، داده است. هم نیما و هم ققنوس خصایص مشابه‌ای دارند: منزوی، منحصربه فرد، دارای نیرویی خارق العاده‌تغییر، تاثیرگذار، و بلاکَش بوده‌اند.  

نیما با دقت تمام به نظریه عینیت گرایی‌اش، از نگاه ِ ققنوس در میانه‌ شعر به مردم نیز نگاه می‌کند «اندر نقاط دور خلقند در عبور» و به عبارتی ققنوس، از ساحت مجازی به حقیقی و از افسانه و اسطوره به بدنی زمینی بازپرداخت می‌شود، و به مردم با فاصله‌هایی می‌نگرد... هرچند نیما، روایت شعر ققنوس را در همین-جا، دچار گسسته‌گی فرمی با روایت‌های پیشین می‌کند و بعد از این گسست باز به پیوسته‌گیِ تاریخی-اسطوره ای- محتوای و فرم موجود، به ققنوس  شکل و صفت انسانی می‌بخشد و شعر را به پایان می‌برد.


 کانال علوم‌وفنون‌ادبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان