کد خبر: ۱۷۶۵۰
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۳-24 June 2020
خلاصه ای از نقد نظریه شریعت صامت
عصراسلام: درابتدابه ذکر متن مولف(عبدالکریم سروش) می پردازیم:

«آنچه در ستیز میان سنت وپویش مظلوم ومجروح افتاده این نکته است که نمی شودفقه کسی پویا شود اما فهم اواز شریعت (یعنی کلام و تفسیر و اخلاق و عرفان ) راکد و ساکن بماند ونمی شودفهم  کسی از شریعت پویا شود اما نسبت آن با دیگر فهم ها ومعرفت ها ی بشری تازگی نپذیرد نمی‌شود کسی بدون آشنایی عمیق با معارف نوین بشری در این تغییر نسبت موفق گردد.»

در جای دیگر:

«مراد ما نه دوره یی کردن حقیقت است ونه منظور ترابط افهام وتفاهم معارف،برگرفتن خام اندیشانه ومقلدانه رایی از سرزمینی وتعمیم صوری آن به سرزمینهای دیگر.»

نقد: توسعه وتکامل رشته های مختلف علوم بشری ونیز ارتباط برخی شاخه های معرفت باهمدیگر امری فی الجمله مسلم ومورد قبول ونیازمند این چنین استدلال نیست ولی وجود ارتباط وثیق میان همه شعب معرفت بشری از علوم تجربی وفلسفی ومعرفت دینی وادبی، قابل تفکراست میان بعضی رشته ها از قبیل فیزیک وشیمی یا زیست شناسی وهرسه با طب ارتباط وجود دارد.

در جای دیگر:

«اگر کسی باور کند که صفحه ی کاغذی که اینک در برابر اوست ،سپید نیست وسیاه است وسطوری  که برآن نوشته شده به زنگ سپید است نه سیاه ،این باورمدلولات ولوازم معرفت شناسی وجهان شناسی بسیار دارد واگر به واقع این باور را جدی بگیرد وقابل اعتنا بداند باید درتمام نظام معرفت بشری ازدیدگاه تازه ای بنگرد،لاجرم باید نظریه ی تازه ای درباره ی فیزیولوژی چشم بیاورد وسر خطای همه ی آدمیان  را باز نماید،هرنکته ولو کوچک کل جغرافیای معرفت رادگرگون می کند »

درجای دیگر :

«تحول شریعت نیز اینک معنای مقبول می یابد ،سخن برسرافزودن حلالی یاکاستن حرامی یا نسخ آیتی یامسخ روایتی نیست،آنکه عوض می شود فهم آدمیان از شریعت ،آنکه ثابت می ماند خود شریعت است »

و«نمی گوییم وحیی که برپیامبران می آید به دست بشرتکامل می شود ،می گوییم فهم بشرازمفاد وحی کمال می پذیرد ...»و«قدسیت وکمال ووحدت شریعت ،ضامن این نیست که فهم آدمیان ازشریعت هم قدسی وکامل باشد»

در جواب باید گفت: مگر تحول و تغییردر فقه معنای دیگری جز افزودن حلال یاکاستن حرامی است که اینها نیز یا از راه نسخ آیتی امکان پذیر است ویا مسخ وتحریف روایتی ویا....بنا بر این به هر تفسیری که مولف از تکامل وتحول شریعت سخن بگوید نتیجه وقوع این ورود اینگونه کم کاست ها یا اضافه وتوسعه ها در دامن فقه وشریعت خواهد بود.وباید گفت اگرچه حلال وحرامهای شرع مقدس در طول تاریخ بارها تغییر بافته وحذف واضافه گردندلکن ازآنجا که در همه این مصداق یابی ها ،فهم آدمیان ،متناسب بادیگر معارف دوران خود به کشف واستنباط حلال وحرام دین می پردازد.

با شریعت صامت می بایست حتی برخود پیامبر اکرم (ص )و ائمه معصومین صلوات الله اجمعین نیزهمچون رازی ناگشوده باشد ،زیرا درفرض اینکه آن بزرگواران به احکام شریعت واقف بوده اند وباوجود اینکه دهها سال در صدر اسلام وسپس تا قرن سوم این انوار هدایت در میان مردم زندگی می کرده اند نه با زبان حتی با ایما واشاره بالاخره تعدادی را به راه هدایت میکرده اند وافراد مستعد را به حقیقت احکام الهی آگاه می کرده اند وبه این ترتیب سد نفوذ ناپذیر شریعت صامت شکسته می شد وخلق الله پس از کشف این راز ناگفتنی در می یابدکه مثلا چگونه باید نماز خواند یاچه سان باید حج گذارد ...ولی لازمه فرض مولف (شریعت صامت )این است که پیروان دیانت حتی در زمان حضور پیامبراکرم وایمه معصومین نیز می باید احکام شریعت رااز دریچه فهم خود ونه آنچنانکه واقعا هستند در یابند.

مولف می نویسد: «دین به اعتقاد همه مومنان ،هم فطری است ،هم الهی ،هم حق وهم نسانی وهم سعادت بخش وهم عادلانه هم کامل .اما فطری بودن وحق بودن وسعادت بخش بودن راباید مستقل ازدین یافت وشناخت دین را باحق می سنجند نه حق را بادین ،همین طور است عدالت، سعادت وفطرت وکمال ونظایرشان.فهم دین همواره خود رایا فهم آدمیان از حق وفطرت وسعادت وعدالت ...تطابق وتلاطم می بخشدواگر این میسر نگردد دین ناحق ونکبت آور وضدانسانی طرد می شود»

نقد :جناب مؤلف اشعری است وبه سبک متکلمین شیعه ومعتزله سخن نمی گوید:باید گفت که استقلال همه ی مفاهیم ارزشی همچون عدالت سعادت و فطرت... را یکسره منکرشده وتنها ازطریق اتصال آنها به قول الهی و «باید نخستین» برای آنهااعتبار قائل می شوید چگونه می توانید اینگونه حکیمانه این مفاهیم را مستقل از دین بیابید و بشناسید

معنای ناطق بودن شریعت از نظر ما و صامت بودن آن در نظر مولف به اینست که:به اجمال همه علمای اسلام کلیه ی وجوه قابل فهم از شریعت در خود متون شریعت آمده است وسابقه و پیشینه ی فکری افراد تنها نقشی که دارد ایجاد توانایی برای فهم همان وجوه مندرج در متون دینی است و نه بازسازی ومعماری دین ؛کسی نمی تواند آراءخود راحقیقتا به شریعت تحمل کند.اختلاف نظر مکتبها وشریعت های مختلف فکری در فرهنگ دینی ،یا با نقص اطلاعات ومعلومات لازم برای فهم معلومات لازم برای فهم هریک از وجوه دین ،ویا به خطا واشتباه آنان در استنباط صحیح از متون (از قبیل اشتباهات منطقی ،وادبی و...)ویا به امور روانی وحب وبغضها ودیگر امور راجع است.

ولی چنانچه همه ءاین جوانب رعایت شود مشاهده خواهد شد که پیام وسخن شریعت در همهء زمینه ها سخنی روشن ،مشخص وواحد وقابل فهم وبرای فهمیدن خواهد بود ،وبه اختلاف آراءوبرداشت ذهنی افراد متفاوت نخواهد شد.اگر دین مقدس است ،اگر قابل خضوع وخشیت واحترام است ، اگر ثابت وباقی وجاودانی است،همین فهم انسان از دین است والا دین نافهمیده چیست تا  مقدس باش، مشتی حروف وکلمه است بر اوراقی چند بین الدفتین ،همان است که معاویه به حیله یعمرو عاص برسرنیزه هایش کرد وبه شبهه ی تقدس آن ،در مفابل مقدس ترین غهم از دین معارضه پرداخت .نمی گوییم که فهم کاملی از همه ی وجوه در صدر اسلام یا اکنون وجود داشته است بجز نسبت {به جزمعصومین}می گوییم که حداقل در پاره ای از اصول وچهار چوب امکان برداشت کامل وصحیح از متون دینی در همه ی زمانها وجود داشته ودارد وهمانست که دین مقدس وثابت است .

به عبارت دیگر اینرا فی الجمله همه می فهمند که نمی شود هرکس هرچه فهمید ودلش خواست بعنوان برداشت خود از اصول ومبانی ویا فروعات دینی ببافد وبگوید.یقین به این قضیه بلافاصله برابربا یقین به قضیه دیگری خواهد بود آن اینکه معیار وضابطه واحد وثابت ومقدسی برای تشخیص اینکه سخنان مدعیان دین شناسی تا چه حد از دین است وچه میزان بیرون از دین؟ به حساب این افراد هرکه هر چه از دین فهمید ،دین باشد ومقدس وثابت،چرا که سخن چیزدیگری است .فهم دین عین دین است کمااینکه فهم صحیح کلام هر گوینده ای کلام وی است .نمی شود به بهانه ی اینکه بعضی مردم سخنان را بد می فهمند منکر حقیقت فهم کلام دیگران شد.

فهم دین ضوابطی دارد، کمااینکه فهم صحیح هرکلام دارای ضابطه است باید زبان گوینده رادانست به موضوع سخن آشنا بود به استعارات وکنایات واردبود،ولی آیا درست است که بگوییم این مخاطب چون معلومات طبی داردسخن وی رابه گونه ای می فهمد وآنکه نارد به گونه ای دیگر ،وبعد نتیجه بگیریم که پس در حقیقت سخن طبیب نمی توان رسید وهرکسی اظن خود شد یار من. ..

خلاصه ، تمام مطالب اینست که جناب مولف هیچ فهمی از دین رانمی تواند فهم صحیح از دین بداند....

درس هایی از مقالات قبض وبسط تئوریک شریعت:

الف)مولف علوم اسلامی را نمی پذیرد و آراء فقهای اسلامی اعم از سنتی وپویارابه جرم تعلق خاطر به جهان شناسی کهن قابل اعتناء نمی داند.

ب)آمیختن احساسات وعقل و شعر و خطابه و منطق وبرهان و بکاربردن واژها و تعبیرات عاطفی درمورد اموری که به کلی از صحنه ی عواطف خارجند


وبلاگ نسیم اندیشه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان