کد خبر: ۱۷۶۳۰
تاریخ انتشار: ۰۳ تير ۱۳۹۹ - ۱۶:۲۱-23 June 2020
قسمی از مرگ ها "مفاجات" است که مرگ ناگهانی گویند.
عصراسلام: ۱) بخشی دیگر از مرگ ها که ناباورانه است مرگ‌هایی است که سراغ افراد جوان می آید.
این دو نوع مرگ، ذهن آدمی را بیشتر در تنگنا قرار می‌دهد و برای خانواده هابسیار دردناک است.

۲) مرگ چه به هنگام و در فرطوتی وچه نابهنگام و درجوانی تحت تدبیر حضرت رب العالمین است ؛
اولا؛سرنوشتی حتمی است : « وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّـهِ كِتَابًا مُّؤَجَّلًا[آل عمران/۱۴۵] هیچ‌کس، جز به فرمان خدا، نمی‌میرد؛ سرنوشتی است تعیین شده».
وثانیا؛راه فراری از آن نیست ؛« قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّ‌ونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ[جمعه/۸] بگو: «این مرگی که از آن فرار می‌کنید سرانجام با شما ملاقات خواهد کرد».

وثالثا؛ وقت مرگ هر کسی مشخص است وتأخیر و تعجیل هم ندارد:« إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُ‌ونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ[یونس/۴۹] هنگامی که اجل آنها فرا رسد،نه ساعتی تأخیر می‌کنند، و نه پیشی می‌گیرند!»

۳)خدای سبحان ،خير محض و حكيم مطلق است؛ هيچ كاری از او زشت ویا بي هدف صادر نمیشود. مرگ و زندگی دوواقعیت خلقت است و در اختيار ما نيست، وفقط آنچه مربوط به ما است، "كيفيت زندگی" است.

۴) مرگ ناگهانی؛ بخودی خود نمی‌تواند چیز خوبی باشد و در تعبیرپيامبرخدا (ص)آمده: مرگ ناگهانى، یک نوع جان گرفتن خشماگين است.مَوتُ الفُجأةِ أخذَةُ أسَفٍ.
اما همین نوع مرگ "بدمطلق" نیست و بلکه بد یا خوب بودن آن نسبی است ؛برای مومنان و فاسدان متفاوت است.

برای مومن همراه با کمال وثواب است چراکه یکباره نعمتِ بودن از اوگرفته میشودگرچه رنج بیماری و سکرات را شاید نداشته باشد.
اما برای کافران از آن رهگذر که فرصت توبه را آنان میگیرد خود نوعی عذاب است .
دربیان پیامبر(ص) این نسبی بودن تصریح شده:
"مرگ ناگهانى، تخفيفى است براى مؤمن و جان ستاندنى خشماگين از كافراست. - إنّ مَوتَ الفُجأةِ تَخفيفٌ عنِ المؤمنِ ، و أخذَةُ أسَفٍ عنِ الكافِرِ".

در روایات مرگ داود پیامبر و موسی (ع) ناگهانی شمرده شده، پیامبر(ص) فرمود؛ "داوودپیامبر در روز شنبه به مرگ ناگهانى درگذشت. پس، پرندگان با بال‌هاى خود بر او سايه افكندند. موسى نيز دربيابان مرد. -ماتَ داوودُ النّبيُّ يومَ السَّبتِ مَفجوءا فأظَلَّتهُ الطَّيرُ بأجنِحَتِها ، و ماتَ موسى كَليمُ اللّه في التِّيهِ.."

۵) مرگ در سن جوانی گرچه کمتر است و غیر متعارف . اما از آنجا که دستورش از سوی خدای حکیم و خبیر صادرمیشود قطعا دارای راز و رمزی است.
گاه در طول عمر یک شخص ده و یا صدها عیب و مشکل و خطر نهفته است ویا چه بسا درصورت طولانی شدن عمر آن شخص ایمانش تباه شود و خدا دوست نمیدارد بنده خوب اش تباه شود ، و یا گاه مرگ یک جوان کلید گشایش برای یک خانواده و یا جامعه ای به حساب می آید و یا گاه مرگ در جوانی باعث اعطاء و الطاف خاصی میشود که آن الطاف چه بسا در ظاهر یک نوع خفاء را همراه داشته باشد که از آن به الطاف خفیه ی الهیه نام برده می‌شود.

یادمان نمی‌رود که امام خمینی درمواجه با مرگ نابهنگام جوان مجتهدش -حاج آقامصطفی- آن راازالطاف خفیه الهیه نام برد، که همان مرگ ومجالس ترحیم تش منجر به سقوط نظام ظلم شد.
پس در چنین مرگ‌هایی باید بادقت نظاره کرد ودست خدای سبحان را دید.
چه زیبادرقرآن فرمود:
"مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ؛ - هر حكمى را نسخ كنيم، يا آن را به دست‌ فراموشى بسپاريم، بهتر از آن، يا مانندش را مى‌آوريم".(بقره/۱۰۶)

۶)مهم این است که باید آماده بود که از آن به استعدادموت نام برده میشود و آمادگی این که آدمی برای لحظه ورود مرگ هیچ حساب مانده ای با خالق و مخلوق نداشته باشد.

امام سجاد (ع) هم در سجده ها درخواست آمادگى نسبت به مرگ را دارد؛
«اللهم ارزقنی التجافی عن دار الغرور و الانابة الی دار الخلود والاستعداد للموت قبل حلول الفوت »
تجافى: كنده شدن و جدا شدن است.

امام على (ع): به خدا سوگند، پيكى از مرگ ناگهان بر من نيايد كه آن را خوش نداشته باشم و نه سرزننده اى كه آن را نشناسم. بلكه من نسبت به مرگ چون تشنه كامى هستم كه به چشمه آبى رسد و جوينده اى كه گمشده اش رابيابد و آنچه نزد خداست براى نيكوكاران بهتر است ؛ - و اللّه ِ ما فَجَأني مِن المَوتِ وارِدٌ كَرِهتُهُ ، و لا طالِعٌ أنكَرتُهُ ، و ما كنتُ إلاّ كقارِبٍ وَرَدَ ، و طالِبٍ وَجَدَ ، و ما عندَ اللّه ِ خَيرٌ للأبرارِ .[نهج البلاغة نامه۲۳]

شکل‌های متفاوت فرشته مرگ‌ در قبض نمودن ارواح 
 
از امام صادق (ع) سوال شد آيا مؤمن از جان كندن خود ناراحت میشودفرمود :
نه، به خدا، زمانى كه ملك الموت براى ستاندن جانش مى آيد، او بى تابى مى كند. امّا ملك الموت به او مى گويد : اى دوست خدا بى تابى مكن؛ زيرا سوگند به آنكه محمّد(ص) را برانگيخت، من از پدر مهربانى كه به بالينت بيايد، با تو خوش رفتارتر و مهربانترم ... در اين هنگام، چيزى براى او خوشتر از اين نيست كه جانش ستانده شود و به منادى بپيوندد.

متن حدیث :
سئل عن الإمامُ الصّادق(ع) : هل يُكرَهُ المؤمنُ على قَبضِ رُوحِهِ ؟ ـ : لا و اللّه ِ ، إنّهُ إذا أتاهُ ملَكُ المَوتِ لقَبضِ رُوحهِ جَزِعَ عِندَ ذلكَ ، فيَقولُ لَهُ ملَكُ المَوتِ : يا وَليَّ اللّه ِ لا تَجزَعْ ، فوالّذي بَعَثَ محمّدا صلى الله عليه و آله لَأنا أبَرُّ بِكَ و أشفَقُ علَيكَ من والِدٍ رَحيمٍ لو حَضَرَكَ، افتَحْ عَينَكَ فانظُرْ  ··· فما شيءٌ أحَبَّ إلَيهِ مِنِ استِلالِ رُوحِهِ و اللُّحوقِ بالمُنادي.(کافی۱۲۷/۲)

۱) فرشتگان ؛ هر کدام مسئولیت تدبیر عالَم را به اذن خدا دارند . همانطوریکه مسئولیت زنده شدن ها ؛ از یک گیاه گرفته تا تولد یک فرزند ، به عُهده جناب اسرافیل است و مسئولیت رزق با میکائیل است و مسئولیت میراندن و اماته با جناب عزرائیل است.

۲) فرشته مرگ "عزرائیل" است ، و این بدین معناست که سلطانِ همه ی فرشتگان مربوط به مرگ است چرا که او را در این وظیفه مهم تنها نیست. در نتیجه در زیر مجموعه ی مدیریتیِ نوری او ، انبوهی از فرشتگان در کارند .

۳) فرشتگان ؛ وجود نوری دارند و نه جسمی ، و از اینجاست که میتوانند صورتهای متفاوت از خود نشان دهند و در یک لحظه در جاهای مختلفی حضور یابند همانطوریکه نور میتواند در لحظه ای مکانهای مختلفی را روشن سازد.

۴) از آنجا که مواجه شدن فرشته مرگ‌ با انسان ها یک نواخت نیست ، قبض روح هم یک نواخت نیست . 
فرشته مرگ‌؛با يكى از روى ملاطفت و رأفت و با صورتى زيبا وارد میشود ، و احیانا با ديگرى ،از روى غضب و شدّت و با چهره اى زشت و كريه میباشد .

۵) شكل ظهور فرشته ى مرگ در هنگام قبض روح آدمیان، بستگی به اعتقادات و باورهای فکری و رفتاری آدمی دارد.
به تعبیر برخی بزرگان مانند امام خمینی ؛ فرشته مرگ آینه ای است که انسان محتضر خود را در آن میبیند.
در نتیجه اگر شخص محتضر؛ دارای اعمال و نيّات و عقايد پاك باشد، فرشته ای را كه میبیند زيبا و ملاطف است ، اما اگر اعمال و افکار انسان ، زشت و پليد باشد، فرشته اى را كه مى بيند خشن و وحشتناك است.

۶) عالی ترین و بهترین برخورد فرشته مرگ از آنِ کسی است که آن شخص "ولی الله" شده باشد.
درحدیث بالا ملاحظه نمودید ،واژه "ولی الله" به کار رفته ، عزراییل در قبض روح "دوستان خدا" بسیار با محبت است بگونه ای که در حدیث خواندیم مانند یک "پدر نسبت به فرزند" متمثل میشود .

دوستان خدا که تعبیر شده به "ولی الله" ؛  آدمیانی هستند که از تحت سرپرستی هر چیزی غیر از خدا ، مانند شهوت، ثروت، قدرت خارج شود و فقط در تحت مدیریت و خواسته‌های خدا هستند. این چنین آدمی راحت ترین و دلچسب ترین مواجه با حضرت عزرائیل را دارد.


هادی سروش
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان