کد خبر: ۱۷۶۲۵
تاریخ انتشار: ۰۳ تير ۱۳۹۹ - ۱۱:۵۵-23 June 2020
طالبوف یکی از برجسته ترین متفکران عصر مشروطیت بود او زاده تبریز و پسر يك درودگرى بوده كه در جوانى به قفقاز رفته و در آنجا با كوشش خود جزو دانشمندان برجسته می‌گردد. (کسروی،تاریخ مشروطه ایران...ص۴۴)
عصراسلام: یکی از برجسته ترین کاری که مردم تبریز در انتخابات مجلس اول مشروطه کردند این بود طالبوف را که اصلا در ایران زندگی نمی کرد او را بدون اطلاعش، کاندیدای مجلس اول کردند! که با اکثریت آرا به وکالت انتخاب شد، بخاطر خدمات روشنگرانه اش، مردم تبریز با انتخاب او در واقع، نمایندگی را به وی تحمیل کردند روزنامه انجمن تبریز می نویسد طالبوف«ضمن قبولی این وکالت موافقت خود را به انجمن نظارت اعلام داشت»(روزنامه انجمن تبریز،7ذیقعده1324)

هفت نماینده تبریز پس از انتخابات از طریق تبریز، جلفا، باکو، دریای خزر و رشت عازم تهران شدند در میان استقبال بی نظیر مردم، شیخ سلیم خطیب برجسته انقلاب مشروطه تبریز آنان را از زیر قرآن رد کرده و آنان، وقتی به باکو رسیدند«در شهرهاى قفقاز در همه جا از اينان با شور و شادى پيشواز كردند در باكو گذشته از ايرانيان كه بسيار فراوان می بودند و پيشواز و پذيرايى با شكوهى كردند، حاجى زين العابدين تقی اوف مهمانى كرد و طالبوف براى ديدن اينان به باكو آمد»(کسروی،تاریخ مشروطه ایران...ص۱۹۲). در آنجا روزنامه ها از این هشت نماینده برجسته تبریز تصویری تاریخی درج کرده اند که در زیر این نوشت با ذکر اسامی آورده‌ام. 

در باکو، طالبوف قول داد که بدنبال آنها برای نمایندگی مجلس به تهران خواهد آمد اما متاسفانه نیامد کسروی ضمن انتقاد شدید از نیامدن او می نویسد: با وجود اینکه مجلس اول نیاز شدیدی به وجود دانشمندی چون طالبوف داشت اما متاسفانه او جا زد و به قدرشناسی مردم تبریز پاسخ شایسته ای نداد!

اما در واقع طالبوف را از آمدن به تهران منصرفش کردند! او هر چند در این زمان سن اش از 80 گذشته و دچار چشم درد و انواع بیماریها بود اما دلایل نیامدنش، بخاطر تکفیر او از سوی شیخ فضل الله نوری بخاطر کتاب"مسالک المحسنین" اش بود در حالیکه برخلاف فتحعلی آخوندزاده که کاملا دین را نفی میکرد طالبوف هم تجدد و هم دین را طالب بود
"میخواست تبريز و تهران با راه ‌آهن وصل شود، اما دلش میخواست واگن قطار جايى هم براى نماز داشته باشد هم واگون را میخواست هم نماز را..."(راوندی،تاریخ اجتماعی ایران...ج ۲ص۵۵۷)
اما با اینحال از تکفیر در امان نماند...

در حالیکه برخی پژوهشگران در مورد نیامدن او به دلایلی نامعلوم اشاره می کنند اما علت انصراف  او، همچنانکه از نامه اش به میرزا فضلعلی آقا نماینده دیگر تبریز بر می آید بواسطه «تکفیر و تلعین»اش از سوی شیخ در مجلس درس و ضدیت شاهزاده کامران میرزا بوده طالبوف می نویسد:
«بدیهی است بعد از تلگراف شش محرم،حکومت حضور مرا در مجلس نخواسته.در هشتم و نهم کتابی که یک سال است در انتشارات... یک دفعه به امر شهزاده کامران میرزا از کتب ضاله شد که من«قربان» و «فطره» را چنین و چنان گفته ام در تبریز هم بعضی ملاها دقایق گرفته، ولی بنده چون به مقصودِ اصلی خود نایل شدم از سفر طهران صرف نظر کردم. عاشق یارم مرا با کفر و با ایمان چه کار...»(خاطرات و نامه های خصوصی میرزافضلعلی آقا تبریزی...ص45)

بعدها نیز وقتی که با ورود قشون روسیه تزاری در دوران استبداد صغیر، قیام مردم تبریز در خون نشست و روسها سرسپرده و دژخیمی چون شجاع الدوله را بر جان و مال مردم آذربایجان حاکم کردند شجاع الدوله وقتی شروع به شکنجه و کشتار آزادیخواهان و مشروطه طلبان آذربایجان می نمود یکی از جرایم مشروطه خواهان، خواندن کتابهای طالبوف تبریزی بود شجاع الدوله، ميرزا حسن شكوهى را چندین بار شکنجه سختی نمود که«گناهش رواج دادن كتابهاى ابراهيم بيك مراغه ای و طالبوف تبریزی بود و سرانجام پول گزافی داد و از مرگ حتمی جست!...

در واقع با گذشت زمان, طالبوف از مشروطه مأیوس شده نوشته بود:
«ايرانى كه تاكنون اسير يك گاو دو شاخه استبداد بود اما بعد از اين اگر اداره خود را قادر نشود به گاو هزار شاخه رجاله دچار گردد. آنوقت مستبدين به نابالغى ما ميخندند و دشمنان اطراف شادى ‌كنان لاحول گويند. فاش ميگويم كه من اين مسئله بی چون و چرا می بينم..»(کسروی...ص۱۹۰)

چنین شد که آزادی هایی که انقلاب مشروطیت وعده می داد بجایش ناامنی های گسترده آمد که حتی در روز روشن در خود پایتخت نیز امنیت نبود چه برسد در دهات دوردست فرمانفرما...!

و در نتیجه، چشم ها به افق دوخته شد که دست غیبی از راه رسد و با دیکتاتوری نظم و امنیت سابق را برقرار کند! دست غیبی که به کرات در مجلات روشنفکری مانند کاوه، ایرانشهر، فرنگستان در حوالی ۱۳۰۰ آمده و در نتیجه آن دیکتاتور آمد که تکیه کلامش، "معدوم ات می کنم" بود...

نویسنده: علی مرادی مراغه‌ای
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها