کد خبر: ۱۷۶۱۷
تاریخ انتشار: ۰۳ تير ۱۳۹۹ - ۰۹:۳۸-23 June 2020
تصویری که از آدمها در حافظه تاریخی یک ملت نقش می بندد ابدی می‌گردد و دیگر امکان تغییر آن به سختی سنگ خاراست.
عصراسلام: دیگر دیاری نمی‌تواند آن تصویر بد را خوب و یا تصویر خوب را بد کند لیاخوف یکی از این آدمهاست که برای همیشه به عنوان یک دژخیم در ضمیر جمعی ایرانیان مانده چون کسی است که مجلس ایرانیان را به توپ بسته، مجلسی که ایرانیان امیدها به آن بسته بودند و می‌خواستند در سایه آن و نمایندگانشان، از قرنها ستم و تعدی به حقوقشان نجات یابند مجلسی که ابتدا، سرشار از شور و شعف بود که بقول ملک الشعرای بهار:

درپناه سر زلف تو بهارستانی است/که در او هیئت دل مجلس شوری دارند
رازداران تو در انجمن سری دل/ نطقی از رمز دهان تو تمنا دارند...

اما از وقتی که این مجلس آمده هرگز درست سرجای خود ننشسته به جز دوره های بسیار کوتاهی در تاریخ ایران! وقتي‌ مجلس‌ اول‌ به‌ توپ‌ بسته‌ شد، مردم‌ در غارت‌ اموال‌ و فر‌شهای‌ مجلس،‌ روی قزاقان‌ لياخوفی‌ را سفيد كردند حتی‌ به‌ درختان‌ حیاط مجلس نيز رحم‌ نكردند! بطوریکه عین السطنه در خاطراتش میگوید که از بهمن میرزا پرسیدم چه غارت کردی؟ افسوس میخورد و میگفت آدم نداشتم نتوانستم از اموال مجلس بیشتر غارت کنم «فقط یک توله جدل الدوله و دو عدد قناری با قفس، نصیب ام شد!» (روزنامه خاطرات عین السلطنه...ج۳ ص۲۱۲۹) البته،مردم مبارز ایران! همیشه در این غارتها، محشر می‌کنند! اندکی بعد، وقتی در تبریز، خانه ستارخان توسط روس‌ها تخریب و فروریخت باز مردم در غارت اموالِ خانه، سراز پا نمی شناختند بعدها هم وقتی در کودتای ۲۸ مرداد خانه مصدق تخریب شد باز مردم همان تراژدی را تکرار کردند. پس در واقع، می‌توان گفت که این تنها لیاخوف نبوده که مجلس ایران را به توپ بسته، بلکه تمامی آن غارتگران اموال مجلس و تمامی آن اکثریت بی طرف و خاموش نیز در به توپ بستن مجلس، به لیاخوف کمک کردند! اصلا در این کشور، همه ظواهر امر درست بود: مجلس آمد ساختمان اش نیز درست شد و همچنین تریبون آن و صندلی ها ووو...اما فقط آن فکرِ پشت آن که سیصد سال در اروپا طول کشیده بود وجود نداشت و تنها با یک فرمان مظفری روی کاغذ آمده بود... اینست که از وقتی که آمده در سر جای خود چفت و بست نشده و مانند درهای چوبین قدیمی در روستای ما بوده که در زمانی که پاشنه اش سرجای خود نمی‌نشست هم در زمان بسته شدنش می نالید و صدای جیرجیر و ناهنجاری از آن بلند می‌شد و هم در زمان باز کردنش...!

اما برگردم به لیاخوف روسی که سرانجام ِتلخی پیدا کرد وقتی آزاديخواهان در ۲۲ تیر ۱۲۸۸ش وارد تهران شده و محمدعلى شاه به سفارت روسیه پناهنده شد لياخوف روسى(فرمانده قزاقان) نیز تسليم شده و مدتی در ایران خدمت کرد تا اینکه سرانجام از ایران رفت. در روسیه تا زمانی که تزار توسط انقلابیون بولشویکی از عرش بر فرش نشده بود همچنان در خدمت تزار بود به ژنرال دنیکین پیوست. در ۱۰ ژانویه ۱۹۱۹، وی به عنوان فرمانده كل نیروها در منطقه تَرَك - داغستان منصوب شد اما پس از سقوط تزار توسط لنین و یارانش،لیاخوف در آوریل ۱۹۱۹ به باتومی گریخت و در آنجا پناه گرفت اما بلافاصله به وضع نامعلومی توسط سه گرجی کشته شد.

در زمانی که قوای شمال و جنوب برای فتح تهران حرکت کردند در جنگی در دروازه قزوین تهران، لیاخوف روسی با تمامی تجهیزات در مقابل اردوی مشورطه طلبان ظاهر شد در این نبرد،یپرم خان و نیروهایش با تلاشِ زیاد موفق به فتح  تهران شدند. نقلی بدین مضمون وجود دارد: هنگامیکه لیاخوف پس از این شکست و تسلیم، با یپرم خان مواجه می‌شود خطاب به او میگوید تو که اهل اینجا نیستی پس برای چی و برای کی اینهمه در پای مشروطیت تلاش و جانفشانی می کنی؟ یپرم نیز در جواب به لیاخوف گفته بود: تو هم که بیگانه هستی و اهل اینجا نیستی، پس بخاطر چی، اینهمه برضد مردم تلاش می کنی و مجلس مشروطه را به توپ می بندی!؟...


علی‌ مرادی مراغه‌ای
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان