کد خبر: ۱۷۵۴۵
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۷:۳۶-19 June 2020
علی شریعتی در پاورقی کتاب «انتظار مذهب اعتراض» که مکتوب سخنرانی ایشان در ۸ آبان ۱۳۵۰ در حسینیه ارشاد است شبهه‌ای را نسبت به فرازی از دعای ندبه مطرح می‌کنند.
عصراسلام: این جزوه که توسط یکی از شاگردان علامه شوشتری به دست ایشان می‌رسد بهانه‌ای می‌شود برای پاسخ مکتوب علامه به شبهه مطرح شده در این کتاب. دکتر شریعتی پس از این نامه‌نگاری، ضمن چند سخنرانی از شخصیت و مقام علمی علامه شوشتری به نیکی یاد می‌کنند. بخشی از کتاب «انتظار مذهب اعتراض»، پاسخ علامه شوشتری و تجلیل دکتر شریعتی از علامه به محضرتان تقدیم می‌شود.

سؤال علی شریعتی

در دعای ندبه به مساله‌ای اشاره شده است که می‌پرسد: «نمی‌دانم کدام سرزمین تو را در بر گرفته است، قرارگاهت کجاست، در کوه رضوا یا ذی طوا؟». من نمی‌دانم این دعا که امروز آن را در بسیاری از محافل مذهبی خطاب به امام زمان ما می‌خوانند، چرا سراغ مهدی را از کوه ذی‌طوا و کوه رضوا می‌گیرد که جایگاه امام زمان فرقه کیسانیه است که معتقدند در این کوه از انظار مخفی شده است و از آنجا ظهور خواهد کرد و پیروانش با ندبه و زاری در پای این کوه و یا از دور به طرف این کوه دعا می‌کنند که خارج شود و قیام نماید؟ گذشته از سرگذشت مهدی، که نه در زندگی و نه در غیبت صغری و نه در غیبت کبری و نه پس از ظهور هیچ رابطه‌ای با این کوه ندارد، اساسا غیبت او به این صورت نیست که در جای مخصوصی پناه گرفته باشد، بلکه همه جا حاضر و ناظر است و این ما هستیم که او را تشخیص نمی‌دهیم. بنابراین سوال «تو در کدام جایگاه مخفی به سر می‌بری؟»، ظاهرا با نوع غیبت حضرت مهدی موعود شیعه‌ امامی سازگار نیست. مطالعه متن دقیق دعای ندبه که از ائمه ما به تصریح و ترتیب نام نمی‌برد و پس از حضرت علی (که به تفصیل از مناقب و فضایل او سخن می‌گوید) ناگهان و بی‌واسطه به امام غائب خطاب می‌کند، باز این سوال را بیشتر در ذهن مطرح می‌کند. به هر حال من این مطلب را به‌عنوان یک سوال علمی مطرح می‌کنم، نه یک قضاوت قطعی به امید اینکه به جای دشنام و اتهام، پاسخ معقول و منطقی بشنوم و این ابهام در ذهنم رفع شود که اگر کسی در این مورد مطالعه دارد این مساله را روشن کند که منتی بر من نهاده است.

کتاب انتظار مذهب اعتراض ص۱۱

پاسخ علامه محمد تقی شوشتری

بسم الله الرحمن الرحیم

دانشمند محترم حضرت مستطاب آقای دکتر علی شریعتی

پس از درخواست موفقیت از درگاه حضرت احدیت برای آن جناب عرض می‌نماید: در پاورقی صفحه ۱۱ در مجله انتظار مرقوم داشته‌اید (در دعای ندبه به این مسئله اشاره شده است… الخ) عرض می‌کند که آری در نصوص معتبره که از طرف ائمه اطهار علیهم‌السلام واصل شده، آمده است که جایگاه حضرت مهدی هم در دوران غیبت صغری و هم در دوران غیبت کبری کوه رضوی است. شیخ الطایفه شیخ طوسی در کتاب غیبت بعد از نقل یک سلسله اخبار اولاً از عامه و ثانیاً از خاصه بر آنکه ائمه دوازده‌اند و نیز آنکه مراد از آن دوازده همان ائمه امامیه هستند و همچنین نقل اخباری بر امامت، خصوص امام دوازدهم به فرمایشات ائمه دیگر پیش از تولدش به آنکه او غیبت می‌کند در صفحه ۱۲ می‌نویسد: وَ أَخْبَرَنَا ابْنُ‏ أَبِی‏ جِیدٍ الْقُمِّیُ‏عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِیدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَبْدِ‌اللَّهِ بْنِ حَمْدَوَیْهِ بْنِ الْبَرَاءِ عَنْ ثَابِتٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامٍ قَالَ‏ خَرَجْتُ مَعَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَمَّا نَزَلْنَا الرَّوْحَاءَ نَظَرَ إِلَى جَبَلِهَا مُطَلِّلًا عَلَیْهَا فَقَالَ لِی تَرَى هَذَا الْجَبَلَ هَذَا جَبَلٌ یُدْعَى رَضْوَى مِنْ جِبَالِ فَارِسَ أَحَبَّنَا فَنَقَلَهُ اللَّهُ إِلَیْنَا أَمَا إِنَّ فِیهِ کُلَّ شَجَرَهٍ مُطْعِمٍ وَ نِعْمَ أَمَانٌ لِلْخَائِفِ مَرَّتَیْنِ أَمَا إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ فِیهِ غَیْبَتَیْنِ وَاحِدَهٌ قَصِیرَهٌ وَالْأُخْرَى طَوِیلَهٌ. و حموی در معجم البلدان در عنوان رضوی گوید: قال ابوزید: و قرب ینبع جبل رضوی و هو جبل منیف ذوشعاب و اودیه و رایته من ینبع اخضر و اخبرنی من طاف فی شعابه ان به میاها کثیره و اشجارا.

بخشی از نظرات دکتر شریعتی پس از پاسخ علمی علامه شوشتری

«در همین حوالی، کوهی از علم و تحقیق و در کنارش انبوهی از کار، در گوشه دور افتاده شوشتر نشسته و نامش را هم کسی نشنیده ‌است». (انسان و اسلام، ص ۸۰)

یکی از خصوصیات فرهنگ قدیم، انتشار علمی در سطح جامعه بوده‌است، چنانکه بسیار بوده‌اند علمای برجسته که در روستاها و یا شهرهای کوچک زندگی می‌کرده‌اند؛ از قبیل حاج ملا هادی سبزواری بزرگترین فیلسوف متأخر که در سبزوار ساکن بود و در عصر ما علامه سمنانی و علامه شیخ محمدتقی شوشتری، نویسنده «قاموس الرجال» [که] در شوشتر است. (مکتب، تعلیم و تربیت اسلامی، ص ۳۱)

و اما راجع به اینکه کیسانیه کوه رضوی را مقر محمد حنفیه می‌دانند، این موضوع به هیچ وجه نمی‌تواند مُبعدی برای بودن کوه رضوی مقر حضرت مهدی(ع) باشد، به علاوه شاهد و مؤیدی بزرگ است. چه فرقه کیسانیه مانند فرقه‌های ناووسیه و واقفیه و اسماعیلیه در ادعای خود به ترتیب در مورد محمد حنفیه و حضرت صادق(ع) و حضرت کاظم(ع) و اسماعیل بن جعفر استناد کرده‌اند که آنها مهدی موعود بوده و در حیات و غائب‌اند. استناد به اخباری که از پیغمبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) به تواتر رسیده که مهدی اهل‌ بیت غیبتی دارد، کرده‌اند و آنگاه مهدی بودن را بی‌جا بر اشخاص فوق تطبیق کرده‌اند و چه بسا کسانی که در اخبار مهدی دیده‌اند که در غیبتش محل او کوه رضوی است و آنرا برای صاحب خود محمد حنفیه اضافه کرده‌اند. منشأ هر شبهه، مطلب حقی است که بی‌جا به کار می‌برند حتی عمر بن خطاب به هنگام وفات پیغمبر(ص) به علت اینکه ابوبکر در موقع تسلیم آن حضرت در یکی از محلات بالای مدینه بود، می‌ترسید تا آن موقع که ابوبکر بیاید. مردم به طرف امیرالمؤمنین(ع) بروند و در نتیجه آن دو به مقصد نرسند، شبهه‌ای زیر پای مردم انداخت که پیغمبر نمرده بلکه غائب شده و برمی‌گردد و هر کس که گفت آن حضرت مرده، او را مجازات خواهد کرد. سرچشمه عمر همان خبرهای پیغمبر(ص) به غیبت مهدی موعود(ع) بوده و شهرستانی در کتاب «ملل و نحل» با وجودی که از اهل سنت است، این شبهه عمر را از اول شبهه‌های اسلامی شمرده است و اما در مورد ذی‌طوی، ابوعبدالله نعمانی که از اجله علما و از شاگردان نامی محمد بن یعقوب کلینی است، کتابی در مورد حضرت مهدی تصنیف کرده، شیخ مفید در کتاب ارشاد از آن یاد کرده و می‌گوید: «نصوص بر امام دوازدهم بسیار است و از جمله کسانی که آن نصوص را به تفصیل تدوین کرده‌اند، یکی ابوعبدالله نعمانی است» نعمانی در کتاب «غیبت» در باب (ما روی فی غیبه الامام(ع) در صفحه ۲۹) می‌گوید إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ: یَکُونُ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَهٌ فِی بَعْضِ هَذِهِ الشِّعَابِ وَ أَوْ مَأَ بِیَدِهِ إِلَى نَاحِیَهِ ذِی‌طُوًى حَتَّى إِذَا کَانَ قَبْلَ خُرُوجِهِ أَتَى الْمَوْلَى الَّذِی کَانَ مَعَهُ حَتَّى یَلْقَى بَعْضَ أَصْحَابِهِ فَیَقُولُ کَمْ أَنْتُمْ هَاهُنَا فَیَقُولُونَ نَحْوٌ مِنْ‏أ َرْبَعِینَ ‏رَجُلًا فَیَقُولُ کَیْفَ أَنْتُمْ لَوْ رَأَیْتُمْ صَاحِبَکُمْ فَیَقُولُونَ وَ اللَّهِ لَوْ نَاوَى بِنَا الْجِبَالُ لَنَاوَیْنَاهَا مَعَه‏…

و نیز در باب «ما جاء فی ذکر جیش الغضب در صفحه ۱۷۱» روایت کرده حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ الرَّازِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ ع‏أَنَّ الْقَائِمَ یَهْبِطُ مِنْ ثَنِیَّهِ ذِی‌طُوًى فِی عِدَّهِ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثِمِائَهٍ وَ ثَلَاثَهَ عَشَرَ رَجُلًا حَتَّى یُسْنِدَ ظَهْرَهُ‏ إِلَى‏ الْحَجَرِالْأَسْوَدِ وَ یَهُزُّ الرَّایَهَ الْغَالِبَهَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی حَمْزَهَ فَذَکَرْتُ ذَلِکَ لِأَبِی الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فَقَالَ کِتَابٌ مَنْشُورٌ.

پس بعد از این سه حدیث،‌ فقره دعای ندبه «أبرضوی أو غیرها أم ذی طُوی» کاملاً درست می‌شود و جمع بین دو می‌شود به آنکه مقرّ آن حضرت ابتدا در کوه رضوی و اواخر غیبت قرب ظهور، ذوطوی است. و اخباری که دارد آن حضرت همه جا حاضر می‌شود مثل خبری که نعمانی در صفحه ۸۴ کتاب خود از سدیر صیرفی نقل می‌کند که حضرت صادق(ع) فرمود:ِ إنَّ فِی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ لَشَبَهاً مِنْ یُوسُفَ- الی ان قال- فَمَا تُنْکِرُ هَذِهِ الْأُمَّهُ أَنْ یَکُونَ اللَّهُ یَفْعَلُ بِحُجَّتِهِ‏ مَا فَعَلَ ‏بِیُوسُفَ‏ وَ أَنْ یَکُونَ صَاحِبُکُمُ الْمَظْلُومُ الْمَجْحُودُ حَقَّهُ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ یَتَرَدَّدُ بَیْنَهُمْ وَ یَمْشِی فِی أَسْوَاقِهِمْ وَ یَطَأُ فُرُشَهُمْ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ لَهُ أَنْ یُعَرِّفَهُمْ نَفْسَهُ کَمَا أَذِنَ لِیُوسُفَ حِینَ قَالَ لَهُ إِخْوَتُهُ-إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قالَ أَنَا یُوسُفُ به هیچ وجه منافاتی با آن اخبار که گفته شد، ندارد چه حضرت مهدی(ع) چون انسان است هم مستقری دارد و هم سیری و هر کدام در وقتی جداگانه و گرنه کسی که همیشه در همه جا بوده و مکان نداشته باشد، ذات مقدس حضرت احدیت جلی و علی است، البته دعای ندبه غیر از رضوی و ذی طوی اضافه کرده که ممکن است، حضرت مهدی در جاهای دیگر هم مستقر داشته باشد. شیخ طوسی در کتاب «غیبت» در صفحه ۲۹۵ در فصل (ذکرُ طرفٍ مِن صِفاتِه و مَنازِلِهِ وَ سیرتِه) نیز خبری از حضرت باقر(ع) نقل نموده که فرمود: لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ  بَیْتٌ یُقَالُ لَهُ بَیْتُ الْحَمْدِ فِیهِ سِرَاجٌ یَزْهَرُ مُنْذُ یَوْمَ وُلِدَ إِلَى أَنْ یَقُومَ بِالسَّیْف‏. و اما در مورد این مطلب (دعای ندبه که از ائمه ما به تصریح نام نمی‌برد و پس از حضرت امیر بی‌واسطه به امام غائب خطاب می‌کند) نام نبردن از ده امام دیگر به ترتیب، به علت این است که دعا در تمام بیان عدد و تعریف آنها نبوده است. در نزد شیعیان عدد آنها واضح است و در مورد اسمائشان، چون اسم پیغمبر(ص) معلوم است کافی است که اسامی امامان اول و آخر ذکر شود و بوده‌اند فرقه‌هایی که بعضی از ائمه را امام دانسته و بقیه را امام ندانسته‌اند، حتی تا امام یازدهم ولی فرقه‌ای نبوده که امام دوازدهم را قائل بوده و یازده امام دیگر را قائل نباشد و گذشته از این، در این مقام مهم آن دو بوده‌اند امام اول که امامت از او شروع می‌شود و آخری که امامت به او ختم می‌شود و باید اصلاحات به دست او عمل شود وانگهی چگونه دعا به‌طور ناگهانی از حضرت امیر(ع) به امام غائب منتقل شده و حال آنکه در دعاست: «وَ لَمَّا قَضَى نَحْبَهُ ‏وَ قَتَلَهُ أَشْقَى الْآخِرِینَ، یَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلِینَ، لَمْ یُمْتَثَلْ أَمْرُ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی الْهَادِینَ بَعْدَ الْهَادِین‏» تا آنکه دارد: أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ، أَیْنَ أَبْنَاءُ الْحُسَیْنِ، صَالِحٌ بَعْدَ صَالِحٍ، وَ صَادِقٌ بَعْدَ صَادِقٍ، أَیْنَ السَّبِیلُ بَعْدَ السَّبِیلِ، أَیْنَ الْخِیَرَهُ بَعْدَ الْخِیَرَهِ، أَیْنَ‏الشَّمُوسُ‏الطَّالِعَهُ، أَیْنَ الْأَقْمَارُ الْمُنِیرَهُ، أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَهُ، أَیْنَ أَعْلَامُ الدِّینِ وَ قَوَاعِدُ الْعِلْمِ. آنگاه آمده است: «أَیْنَ بَقِیَّهُ اللَّهِ الَّتِی لَا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَهِ الْهَادِیَه» که ملاحظه می‌شود دو امام از ده امام میانی را به اسم (حسن و حسین) و هشت امام دیگر را به وصف ذکر کرده است و اما در مورد سند دعای ندبه، کتاب بحار از کتاب مزار علی بن طاووس نقل می‌کند که: « ذَکَرَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا قَالَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی‏قُرَّهَ نَقَلْتُ‏ مِنْ کِتَابِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سُفْیَانَ الْبَزَوْفَرِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ دُعَاءَ النُّدْبَهِ وَ ذَکَرَ أَنَّهُ الدُّعَاءُ لِصَاحِبِ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ یُسْتَحَبُّ أَنْ یُدْعَى بِهِ فِی الْأَعْیَادِ الْأَرْبَعَهِ وَ هُوَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ ‏وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُکَ فِی أَوْلِیَائِکَ » و دعا را تا آخر نقل کرده است و بعد (مؤلف) بحار می‌گوید: قال محمد بن المشهدی فی المزار الکبیر قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی‏قُرَّهَ: نَقَلْتُ‏ مِنْ کِتَابِ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سُفْیَانَ الْبَزَوْفَرِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ هَذَا الدُّعَاءَ، وَ ذَکَرَ فِیهِ أَنَّهُ الدُّعَاءُ لِصَاحِبِ الزَّمَانِالی آخره مثل السید.

و ظاهر لفظ خبر: «و ذکرانه الدعاء لصاحب الزمان علیه‌السلام» آن است که بزوفری آن را از امام زمان روایت کرده که انشاء خود آن حضرت باشد مانند دعای افتتاح و نیز احتمال می‌رود که دعای ندبه انشای بزوفری باشد زیرا ممکن است مفهوم فقره مذکور این باشد که دعای ندبه باید برای آن حضرت یعنی برای فرج و گشایش و ظهور وی خوانده شود. به هر حال اصل سند همین است که در بحار گفته شده است و اما اینکه در زادالمعاد گفته شده (دعای ندبه به سند معتبر از حضرت صادق(ع) منقول است که این دعا را در چهار عید بخوانند (یعنی روز جمعه، عید فطر، عید قربان، عید غدیر) ظاهراً مؤلف مراجعه به مدارک نکرده بلکه از خارج نقل کرده و اشتباه نموده است چه اگر از حضرت صادق(ع) روایت شده بود در بحار که موضوعش ذکر اسانید و مستندات است نقل می‌شد و اما در مورد اینکه دعا در سال‌های اخیر سخت رواج یافته و گروه‌های خاصی برای آن تشکیل یافته، خواندن این دعا مثل خیلی امور دیگر که سال‌های سال به اقتضای شرایط زمانه رواج بیشتری پیدا کرده‌اند از قبیل تعمیر اساسی مساجد، رفتن اغلب مردم به زیارت حضرت رضا(ع) و نیز کثرت حجاج و نظیر این امور، نسبت به سال‌های پیش بیشتر شده است، البته چه بهتر که کارهای خوب زیاد شوند و شاید مردم به امید گشایش و فرج به این دعا متوسل می‌شوند چه خداوند فرموده: (ادعونی استجب لکم) و وارد شده که اگر حال دعا پیدا کردید. در وقت بلا آن بلا عمری ندارد و الا آن بلا طولانی خواهد بود.

و السلام علیکم

محمد تقی الشوشتری

فصلنامه «رهنامه پژوهش»
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: