کد خبر: ۱۷۵۱۵
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۳:۵۷-17 June 2020
اولين پادشاه آنچه امروز "المملكة العربية السعودية" خوانده میشود "عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فيصل آل سعود" بود که در سال ۱۹۲۵ با شکست دادن "شریف حسین" حاکم حجاز، سومین حکومت آل سعود را رسماً اعلام و در ۱۷ سپتامبر ۱۹۳۲ نام کشور را به ‏پادشاهی عربستان سعودی تغییر داد و از او به نام "الملک المؤسس" یاد می‌شود.
عصراسلام: عبدالعزیز ۱۱ همسر اختیار کرد که بیشتر با هدف کسب همراهی قبایل مختلف بود. همسر اول وى "شريفة بنت صقر الفجري" از بني خالد بود که کوتاه زمانی پس از ازدواج فوت میکند. معروفترین این زنان "حصه بند احمد السدیری" ‏همسر سوم پادشاه و مادر "ملك فهد" و "ملك سلمان"، "وضحى بنت محمد عريعر"، مادر ولیعهد اول و "فهده بنت عاصي الشريم" مادر "ملك عبدالله" بودند.

عبدالعزیز با اعلام رسمی تأسیس عربستان و پادشاهی، همزمان فرزند دوم خود "سعود" که در جنگهای متوالی همراه پدر رشادت زیادی از خود نشان داده بود ‏را به عنوان ولیعهد انتخاب و سیستم انتقال قدرت به برادران به ترتیب سن را انتخاب و به لزوم رعایت آن توسط فرزندانش تأکید کرد.

با این وجود وصیت پادشاه از اختلافهای معمول در خانواده‌های سلطنتی جلوگیری نکرد و جنگ قدرت به صورت پنهان و بعضاً آشکار در جریان بود و سعود از ابتدای پادشاهی ‏تحت فشار بود و در سال ۱۹۵۸ عملاً قدرت در دست ولیعهد و نخست وزیر "فیصل" بود.

سعود در ۱۹۶۰ به حاشیه رفتن را تاب نیاورد و با مخالفت با فرامین نخست وزیری سعی در بازیابی کامل قدرت کرد. فیصل برای پایان دادن به حاکمیت دوگانه استعفا داد و پادشاه "طلال" را به نخست وزیری انتخاب کرد. 

‏طلال که افکاری روشنفکری داشت زمزمه "پادشاهی مشروطه" را آغاز کرد و این چیزی نبود که به مذاق خاندان سلطنتی خوش بیاید. در اوریل ۱۹۶۱ طلال برکنار و تابعیت اش لغو شد!

پس از این وقایع سه جریان در آل سعود شکل گرفت: اول پادشاه و تعدادی از شاهزادگان و رؤسای قبایل، ‏دوم فیصل که هنوز ولیعهد بود به همراه افراد دیگری از خانواده سلطنتی و روحانیون بارز و دسته سوم شاهزادگان خارج از کشور به رهبری "طلال العبدالعزیز" که خود را "الأمراء الأحرار" می‌نامیدند.

این چند دستگی خانواده حاکم و کشور را به بحران سوق میداد، لذا برای جلوگیری از فروپاشی ‏بالاخره در اول نوامبر ۱۹۶۴ پس از جلسه خانواده سلطنتی و روحانیون متنفذ، با فتوای "محمد ابراهیم آل شیخ" ملک سعود از سلطنت خلع و برادرش فیصل پادشاه شد.

فیصل طبق وصیت پدرش "خالد" را به ولیعهدی انتخاب کرد ‏فیصل طبق وصیت پدرش، "خالد" را به ولیعهدی انتخاب کرد ولی مناصب مهم میان فرزندان "حصة بنت احمد السديري" (فهد، سلطان، سلمان، عبدالرحمن، ترکي، نايف و احمد) که به نام "السدیریون السبعه" یا "۷ سدیری" معروف بودند و بیشترین حمایت را از فیصل برای رسیدن به سلطنت ابراز داشتند تقسیم شد.

‏فیصل توانست استقرار سیاسی را به کشور بازگرداند که در نتیجه آن پیشرفت اقتصادی و اجتماعی و رفاهی چشمگیری حاصل شد ولی جنگ قدرت این بار به صورت پنهان ادامه یافت. 

سال ۱۹۶۵ "خالد بن مساعد بن عبدالعزیز" که افکاری افراطی داشت و از ورود تلویزیون به منازل به عنوان وسیله انحراف مردم ‏خشمگین بود با جمعی از پیروانش به ساختمان رادیو و تلویزیون حمله و سعی در تخریب آن نمود. این شورش توسط نیروهای امنیتی سرکوب شد و خالد در درگیری با نیروهای امنیتی کشته شد.

اختلافات خانوادگی و جنگ پنهان قدرت در ۲۵ مارس ۱۹۷۵ با ترور فیصل به دست "فیصل بن مساعد" برادر خالد عیان شد.
‏بعضیها ترور پادشاه را "انتقام خون برادر"، بعضی "جنگ قدرت" و بعضی حتی تا انتقام سرکوب "آل رشید" (خاندان مادری فیصل بن مساعد) توسط عبدالعزیز مؤسس هم پیش رفتند ولی این ترور هر چه بود به قدرت رسیدن "سدیریها" را سرعت بخشید. 

‏با سلطنت خالد، "فهد" ولیعهد، "سلطان" وزیر دفاع و معاون نخست وزیر، "احمد" وزیر کشور، "نایف" وزیر امور خارجه، "تركي" و "عبدالرحمن" معاونين وزير دفاع و "سلمان" امير منطقه رياض شدند.

بدین ترتیب علاوه بر ولایت عهدی ٣ وزارت اصلی و فرمانداری مهمترین منطقه کشور و پایتخت را قبضه کردند.

‏سدیریها همچنین سعی کردند "عبدالله بن عبدالعزیز" که رییس گارد ملی و در سلسله مراتب سنی پس از "فهد" قرار داشت را تضعیف کنند ولی این تلاش آنان با مقاومت پادشاه و برادر تنی اش محمد که نمیخواست قدرت در انحصار ۷ برادر باشد، خنثی شد.

سلطنت ۷ سابه خالد که به زهد شهر بود به آرامی گذشت ‏در ۱۳ ژوئن ۱۹۸۲ خالد فوت شد و "فهد" پادشاه و طبق وصیت مؤسس "عبدالله" ولیعهد شدند.

فهد در اول مارس ۱۹۹۲ دستورالعملی اساسی با نام "القانون الأساسي للحكم" صادر کرد که به موجب ماده پنجم آن حکم (سلطنت) از بین فرزندان یا فرزندان فرزندان عبدالعزیز، هر کدام که اصلح است انتخاب می‌شود.

‏از آنجاییکه ساز و کار مشخصی برای انتخاب اصلح تعیین نشده بود هر کدام از واحدین شرایط می‌توانست خود را برای حکومت "اصلح" بداند.

به دلیل همین نبود ساز و کار در انتخاب حاکم، در این دوره تلاشهای سدیریها برای تضعیف و خلع عبدالله ادامه داشت ولی ۷ برادر عبدالله از وی حمایت کردند. 

‏این اختلافات حتی تا دوره بیماری کامل فهد ادامه داشت. با وجود آنکه فهد از سال ۲۰۰۰ عملاً توانایی اداره کشور را نداشت ولی سدیریها تا فوت وی از انتقال رسمی قدرت به عبدالله جلوگیری کردند. فهد دوم آگوست ۲۰۰۵ چشم از جهان فرو بست و عبدالله در ۸۱ سالگی به پادشاهی رسید. 

‏عبدالله پس از قبضه قدرت تلاش کرد انحصار قدرت در دستان سدیریها نماند.
طبق یک قاعده نانوشته در عربستان معاون دوم نخست وزیر (پادشاه رئیس کابینه و ولیعهد معاون اول است) نایب ولیعهد نیز میبود. با سلطنت عبدالله به رسم دیرین "سلطان" از سدیریها ولیعهد شد و سلمان پس از وی قرار می‌گرفت.

‏ولی عبدالله منصب معاون دوم نخست وزیر را ۴ سال خالی گذاشت.

وی میدانست که فرزندان عبدالعزیز به کهولت سن رسیده اند و قدرت کم کم باید به نسل سوم منتقل شود. در ١٨ اكتبر ۲۰۰۶ عبدالله با تعدیل ماده ۵ فرمان فهد کمیته اى به نام "هيئة البيعة" به شمول ۳۴ شاهزاده ‏به ریاست "مشعل بن عبدالعزیز آل سعود" با دستور کار تعیین ولیعهد و نایب وی پس از فوت پادشاه تشکیل داد. البته ولیعهد فعلی به قوت خود باقی می‌ماند.

عبدالله که میدانست ولیعهد او "سلطان" حال عمومی خوبی ندارد، با تشکیل این هیأت بار انتخاب ولیعهد را از دوش خود برداشت. در ضمن سایر امرا و البته مفتیان را در امر انتخاب پادشاه دخیل کرد. این موضوع میتوانست تا حدودی از چنبره سدیریها بر قدرت در آینده بکاهد.

البته هیئت تا ۲۰۰۹ صوری بود زیرا در آن تاریخ و پس از ۴ سال "نایف" به منصب معاون دوم نخست وزیر یعنی نایب ولیعهد و خارج از هیأت انتخاب شد. ‏سال ۲۰۱۱ با وفات ولیعهد سلطان، نایف به ولایتعهدی رسید.

با وجود اینکه سلطان و نایف هر دو سدیری بودند، عبدالله سعود بن نایف را به عنوان مشاور پدرش و وزیر و فرزند خود عبدالعزیز را با مرتبه وزیر به معاونت امور خارجه منصوب کرد تا توازن قوا بین خود و نایف برقرار کند. 

‏این توازن زیاد دوام نداشت زیرا در ۱۶ جولای ۲۰۱۲ نایف فوت کرد و بر اساس سن، "سلمان" ولی عهد شد. "احمد" نیز به وزارت کشور (منصب قبلی نایف) رسید هر چند یک سال بعد برکنار و عبدالله "محمد بن نایف" که با وجود سدیری بودن به طیف وی نزدیکتر و مورد اعتماد امریکاییها بود، وزیر کشور کرد.

‏عبدالله که لاجرم سلمان را پادشاه آینده میدید دستوراتی صادر کرد تا قدرت جناح مقابل سدیریها بیشتر شود. از جمله:

تبدیل مؤسسه گارد ملی به وزارت و تعیین فرزندش "متعب" به عنوان وزیر گارد ملی
انتخاب "مقرن بن عبدالعزیز" با حکمی "غیر قابل تغییر" به نیابت ولی عهد در ۲۷ مارس ۲۰۱۴ ‏اینها آخرین تلاشهای عبدالله برای تعیین تکلیف سلطنت بعد از خود بود و در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۵ دارفانی را وداع گفت.

با سلطنت "سلمان" اقدامات سریع و رادیکالی آغاز شد تا انتقال قدرت به نسل سوم صورت بگیرد.

سلمان سه اقدام مهم و سریع داشت:

برکناری برادرش مقرن انتخاب محمد بن نایف به ولیعهدی ‏انتخاب فرزندش "محمد بن سلمان" به نیابت ولیعهد و وزارت دفاع برکناری "سعود الفیصل" وزیر خارجه با سابقه و انتخاب عادل الجبیر به عنوان صدای خود در امریکا و تلاش برای ترمیم رابطه با امریکا که در دوره اوباما خدشه دار شده بود. 

‏این اقدامات نشانگر عمق اختلاف بین سلمان و عبدالله بود و اینکه سلمان با وجود حضور برادرانی چون "احمد"، "مقرن" و "طلال" قاعده انتخاب حاکم را به هم زد.
همه این تغییرات و بعدها برکناری "محمد بن نایف" اسماً به نام "هیئة البيعة" بود ولی در حقیقت انقلابی نرم توسط سلمان و فرزندش بود. 

‏سلمان "محمد بن نایف" را به نیابت مقرن برگزید و فرزند کوچکش "محمد بن سلمان" نیز وزیر دفاع شد. با استعفای "مقرن" تحت فشارهای سلمان، قدرت پس از حدود ۱۰ سال دوباره به صورت شبه تام به سدیریها بازگشت و "محمد بن نایف" اولین فرد از نسل سوم عبدالعزیز بود که نفر دوم کشور شد.

‏با اقدامات ملک سلمان هر چند مفاصل قدرت در دستان سدیریها قرار گرفت ولی رقابت بر سر قدرت از بین ائتلافهای برادران به نسل سوم منتقل شد و این بار میان دو عموزاده محمد بن سلمان و محمد بن نایف پدیدار شد. محمد بن نایف که به خاطر حضور در کنار پدرش در وزارت کشور و ایفای نقش‏ در آنچه مبارزه با تروریسم عنوان میشد و در داخل به نام "مرد نیمه تاریک" و در رسانه ها به نام "شاهزاده مبارز با تروریسم" از مقبولیت زیادی در داخل کشور، رسانه های غربی و محافل امنیتی غرب داشت و این مقبولیت کنار زدن او را سخت کرده بود.

‏لذا بن سلمان اقداماتی در سه حوزه برای تقویت خود و تضعیف بن نایف را آغاز کرد.

حوزه اول: گرفتن مناصب

ریاست هیئت مدیره آرامکو نیروی محرکه اقتصاد عربستان
انتصاب به وزارت دفاع
ریاست دربار
رئیس شورای امور اقتصادی و توسع
معاون دوم نخست وزیر (پادشاه) ‏تنها مناصب مهم باقیمانده در هرم قدرت، وزارت کشور (بن نایف) و ریاست گارد ملی (متعب بن عبدالله) بود.

حوزه دوم:

استفاده از گوشه گیری ذاتی بن نایف (به دلیل سابقه امنیتی)، حضور متواتر در محافل بین المللی، سفرهای متعدد به غرب مخصوصاً امریکا و معرفی خود به عنوان سیاستگذار اصلی کشور ‏ایجاد لابیهایی در محافل سیاسی غرب و رسانه ها جهت ساختن وجهه ای درخشان از خود به عنوان شخصی لیبرال و پیشرو

حوزه سوم:

تضعیف بن نایف و کم اهمیت کردن موفقیتهای امنیتی وی چون خنثی سازی حمله سال ۱۹۹۹ القاعده به کنسولگری آمریکا در جده، مقابله با اقدامات براندازانه القاعده 

‏در سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ و همکاری با سازمانهای امنیتی امریکا در خنثی سازی حملات القاعده در خاک آن کشور که او را به عنوان کاندیدای بالقوه پادشاهی معرفی میکرد.
تأسیس تشکیلات جدید "امنیت ملی" که مستقیماً زیر نظر دربار و موازی با وزارت کشور فعالیت می‌کرد. 

‏ایجاد پست امنیتی جدید با عنوان "مشاور امنیت ملی" و انتصاب یکی از نزدیکترین افراد خود "محمد الغفیلی"
جدا کردن "کمیته تحقیق و دادستانی" از وزارت کشور و فعالیت جدید تحت عنوان دادستانی کل زیر نظر پادشاه.
ایزوله کردن بن نایف از سیاست خارجی با تعیین سفرای نزدیک به خود در کشورهای مهم ‏مانند برادرش "خالد" سفیر در ایالات متحده و در نتیجه آن ایجاد رابطه شبه مستقیم با کشورهای خارجی

این اقدامات، محمد بن نایف را تقریباً خلع سلاح کرد و وی تنها اسماً در قدرت وجود داشت تا اینکه بالأخره طی حکمی در ٢١ ژوئن ۲۰۱۷ ملک سلمان برادرزاده اش را خلع ‏و فرزندش را رسماً به عنوان ولیعهد تعیین کرد. طبق معمول این کشور آرام این جابجایی هم بدون تنشی آشکار صورت گرفت.

بن سلمان در ۴ نوامبر ۲۰۱۷ آخرین رقیب بالقوه "متعب بن عبدالله" را که از افراد محبوب خاندان بود نیز از منصب وزارت گارد ملی برکنار و به اتهام فساد مالی بازداشت کرد.

‏متعب یک ماه بعد آزاد شد که البته شایعاتی از پرداخت یک میلیارد دلار توسط وی و تسویه پرونده جاری شد. باید دید پس از فوت پادشاه و سلطنت محمد بن سلمان آیا جنگ قدرت در خانواده بر سر تعیین ولیعهد دوباره سر خواهد گرفت یا اینکه سلطنت بین سدیریها مانده و ادامه می یابد.


عدنان مطوری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان