کد خبر: ۱۷۵۱۱
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۸:۳۶-17 June 2020
منطقه ‎فاو موقعیت جغرافیایی خاص خود را داشت. شبه جزیره فاو از سمت ایران از اروندرود و بخش دیگر آن از طرف خورعبدالله و خلیج فارس محاصره است و بندر ام قصر شهر مهم این شبه جزیره است.
عصراسلام: بخش قابل توجهی از این منطقه باتلاقی و نمک زار است. فاو سه جاده مهم داشت: فاو-البحار، فاو-ام قصر و جاده مهم فاو-بصره 

طرح ریزی حمله به فاو در خرداد سال ۶۳ توسط قرارگاه خاتم الانبیا انجام شد و در نیمه دوم سال ۶۴ طرح عملیاتی والفجر ۸ اجرا گردید و ایران توانست با عبور از اروند رو فاو را تا خورعبدالله و کارخانه نمک به تصرف خود درآورد.
فاو تا ۲۸ فروردین ۶۷ دست ایران باقی ماند تا با شوک و حیرت فرماندهان سقوط کند. بهار ۱۳۶۷ با تلخی های بسیاری برای ایران آغاز شد و وضعیت جبهه ها بلبشو شده و سازمان مجاهدین خلق و عراق فشار شدیدی را بر روی ایران آغاز کردند. 
همزمان درگیری با نیروهای آمریکایی در خلیج فارس نیز این فشار را تشدید کرده بود.
در حالي كه ايران در آستانه برگزاري انتخابات مجلس سوم و فرا رسيدن ماه رمضان بود و نيروهاي ایرانی پس از انجام عمليات والفجر ١٠ به شهرها بازگشته بودند.
ارتش عراق در ساعت ٥ بامداد روز يكشنبه ٢٨ فروردین ۱۳۶۷ یک حمله سنگین را به فاو شروع کرد و حجم قابل توجهی آتش تهیه را بر روی خطوط و عقبه نیروهای ایرانی مستقر در فاو متمرکز کرد و عملیات رمضان المبارک را آغاز کرد. 

‏۳ روز قبل از وقوع حمله یعنی در ۲۵ فروردین عراق به ارتفاعات شاخ‌شمیران در غرب حمله ای را با استفاده نیروهای گارد ریاست جمهوری صورت میدهد. این حمله نوعی عملیات فریب برای بردن توجه به جبهه شمالغرب بود.

عراق برای حمله به فاو ۲۶ ماه زمان صرف کرده بود و صدام حسین مرتب بر باز پس گیری فاو تاکید میکرد. در این مدتی که نیروهای ایرانی در فاو مستقر بودند، مدام آماده باش داده میشد و نیروهای بسیاری از این وضعیت خسته شده بودند و این آماده باش ها لوث شده وکسی آن را جدی نمی‌گرفت.

‏از ۲۱ فروردین قرارگاه سیدالشهدا به یکان های پدافندی فاو دستور آماده باش ۱۰۰ درصد داده بود اما این آماده باش جدی گرفته نشد، همچنین استحکامات ایجاد شده در فاو نوعی اطمینان را از وضعیت مناسب خطوط پدافندی بوجود آورده بود.

‏بازار سیاسی‌ها در کشور داغ بود، بحث‌های سیاسی به داخل جبهه ها کشیده شده بود و برخی تلاش میکردند نگاه های رزمندگان را از جبهه به انتخابات بکشانند.بحث های مربوط به جامعه روحانیت و روحانیون مبارز به حدی داغ بود که کشور را زیر سایه خود گرفته بود.

‏اما شاید بدتر از بروز فضای سیاسی در جنگ فاجعه اعلام کردن تعداد آرای شمارش شده در فاو توسط وزارت کشور بود و این امار که ۱۷۰۰ رای بود از رسانه ها منتشر شد!
در غروب روز ٢٧ فروردين ١۳۶٧ فرمانده يكي از گردانهاي لشكر امام حسين مشاهده ميكند كه يك گردان از نيروهاي دشمن با كلاه آهني و برانكارد در حال حركت بودند . علايم نشان ميداد كه نيروهاي عراقي در حال آفند به سر مي‌بردند.

‏با افزايش احتمال حمله دشمن، تنها كمتر از ١٢ ساعت قبل از آن، بار ديگر به نيروها اطلاع داده شد كه عراق ميخواهد حمله كند. سرجمع استعداد نیروهای حاضر در منقطه فاو از ۱ لشکر بیشتر نبود و این نیروها در مقابل ۲ سپاه عراقی قرار داشت.

‏عراق در ساعت ۳:۰۵ بامداد عراق حمله همه جانبه خود را آغاز کرد و به سرعت روند پیشروی خود را سر گرفت تا ساعت ۷:۰۰ صبح نیروهای ایرانی با مقاومت برخی از رخنه های ایجاد شده را ترمیم کردند.

‏در همان روز فرماندهان سپاه در سمیناری در کرمانشاه دور هم جمع بودند. شهید احمد کاظمی که در اهواز مستقر است فرماندهان سپاه را از حمله با فاو مطلع میکند. در همان حین شهید ستاری گزارشی از وضعیت فاو را به اطلاع حسن روحانی می‌رساند.

‏هر دو این گزارش‌ها واکنش هایی مشابه دارد یکی از فرماندهان حاضر در سمینار سپاه در واکنش به گزارش‌های احمد کاظمی می‌گویید: احمد دارد مساله را گنده مي‌كند. شلوغ مي‌كند تا به او كمك شود!

‏حسن روحانی نیز می‌گوید: اولین خبر را که «فاو در حال سقوط است»، من به آقای هاشمی رفسنجانی دادم و آن هم یک روز صبح خیلی زود، فرمانده نیروی هوایی به نقل از یکی از خلبانان پایگاه امیدیه تماس گرفت و گفت سپاه از ما تقاضای بمباران کرده و ما برای پشتیبانی در فاو، پرواز می کنیم.

‏نیروهای ما در حال عقب نشینی از فاو هستند. صبح زود به آقای هاشمی اطلاع دادم وضعیت فاو خراب است. ایشان گفت بعید است خبر درست باشد. ایشان یک ساعت بعد تماس گرفت و گفت خبر شما درست نبوده. با آقای محسن رضایی صحبت کردم، ایشان گفت فاو سقوط نخواهد کرد، مگر اینکه عراق بمب اتمی به کار ببرد.
او ادامه داد: «نیم ساعت بعد وقتی خلبان ها برای بمباران رفته بودند، دوباره تماس گرفته و گفته بودند فاو از نظر ما سقوط کرده است. برای اینکه همه نیروها دارند به این طرف می آیند و سپاه خطی برای بمباران به ما می‌دهد که قبلا خط مقدم آنها بوده. معلوم است که خط اول را خالی کرده است. دوباره به آقای هاشمی گفتم فاو در حال سقوط است و ایشان گفت اشتباه می کنید؛ یعنی گزارش سپاه ایشان را مطمئن کرده بود.
تلاش ها برای تقویت فاو خیلی دیر آغاز شد و تلاش براي آزاد كردن يکانهاي سپاه از ساير مناطق به ويژه ماووت و حلبچه در شمالغرب كه تا فاو ١٠٠٠ كيلومتر فاصله داشت، با جايگزين كردن يگان‌هاي ارتش در آن مناطق آغاز شد.

تا ساعت ۸:۳۰ برخی از فرماندهان به منطقه آمدند اما هنوز تردید داشتند که هدف عراق فاو باشد. محسن رضایی با تردید در مورد حمله عراق میگفت: نكند كه دشمن جاي ديگري مي‌خواهد كه حمله بكند؟ خب، تيپ گارد را نمي‌بايست مي‌آورد شاخ ‌شميران.

‏آورد اين‌جا (غرب) گارد تلفات ديده است. كسي كه مي‌خواهد به فاو حمله بكند با توجه به اين شرايط نبايستي تيپ گارد را مي‌آورد اين‌جا (شاخ شميران).

‏در عصر ۲۸ فروردین همزمان با پیشروی در فاو عراق تحرک جدیدی را در منطقه شلمچه شروع کرده به سرعت آن را تبدیل به یک تک زرهی میکند. عراق کاملا تلاش میکرد ذهنیت فرماندهان ایرانی را مورد تشویش قرار دهد که بسیار هم موفق بود.
تلاش ها برای حفظ فاو بی نتیجه بود رخنه ایجاد شده لحظه به لحظه بزرگتر میشد و تمام تلاش ها برای حفظ فاو به بن بست رسیده بود عراق با بمب های Fab-9000 و گاز های شیمیایی تمام فاو را زیر آتش گرفته بود در نهایت پس از ۳۶ ساعت فاو سقوط کرد.
اما این پایان ماجرا نیست، فرماندهان تقصیر را گردن سیاسی ها می اندازند و سیاسی ها نیز تقصیر را گردن نظامی ها در واقع شکست ها هیچ وقت صاحب و مدعی ندارند اما نکاتی قابل توجه است که به آن می‌پردازم.

‏محسن رضایی بعدها میگوید من این حرف را زدم که روحیه دشمن خراب شود چون آنها روی شنود بیسیم های ما بودند اما مسئله قابل توجه تر این است که با فرض صحیح بودن این صحبت چرا اقدامات موثری برای حفظ فاو نمیشود و از همه مهمتر چرا سناریو فاو دوباره تکرار میشود.

‏از طرفی مسئله اینجاست که با فرض شنود بیسیم ها چرا روحیه دشمنی که در حال پیشروی و کشتار نیروهای ایرانی با تمام مهمات های سنگین و شیمیایی است باید از شنیدن این حرف روحیه اش خراب شود؟

‏مسئله تغییر استراتژی از جنوب به غرب دلیل سقوط فاو نبود اما زمینه ساز این اتفاق شد، مسئله مهم این است که تصرف فاو یک عبور از سرپل بود. در منطق نظامی سرپلی که گسترش داده نشود محکوم به شکست است حتی اگر پدافندی قدرتمند داشت باشد.

‏نمونه های زیادی از این اتفاق است. تنها راه ارتباطی فاو پل بعثت بود با ایجاد دیواره آتش بر روی این پل عراق میتوانست تنها راه ارتباطی نیروهای ایرانی را ببند و منطقه را تبدیل به یک قتله گاه کند که در انجام اینکار موفق هم بود.

‏عدم توجه به فاو در ۲ سال و نداشتن یک برنامه مشخص برای منطقه فاو باعث سردرگمی نیروهای مستقر در آن شده بود. فتح فاو قرار بود کلید پایان جنگ باشد، اما با محقق نشدن این اتفاق به نوعی بنظر میرسد فاو به حال خود رها شده بود و فاو را نیز در لیست بن بست های جبهه جنوب دیده میشد.

مسئله مهمتر وجود تردیدها، اختلافات و مشکلاتی بوده که همواره هیچ راه حلی برای حل آن ارائه نمیشد. سقوط فاو، سقوط تمام روحیه ها بود و ورود به راهی که منتهی به ۵۹۸ میشد. 


میلاد حیدری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان