کد خبر: ۱۷۵۰۸
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۶:۱۶-17 June 2020
این جمله سه چهار دهه پیشتر، زمانی که هنوز خطوط تلفن‌های زمینی و یعد تلفن‌های همراه، خانه ها را در نوردیده بود، برپشت در فلزی یا چوبی خانه‌ها نقش می‌بست
. زمانی که خانواده‌ای بدون اطلاع قبلی به خانه فک و فامیلش می‌رفت و با در بسته مواجه می‌شد، با تکه‌ای ذغال، کچ، خودکاریا مداد این جمله را برای صاحبخانه می‌نوشت و پایش امضا می‌زد. حتی بودند کسانی که این جمله را با چاقوی کوچک جیبی که آن ایام در جیب‌های لباس مردان زیاد تردد داشت، حک می‌کردند.

نسرین ظهیری روزنامه نگار و نویسنده خوش ذوق این جمله سه کلمه‌ای را برای عنوان کتابش انتخاب کرده است و چه انتخاب درستی. کتابی که خانه‌های مشاهیرایران را روایت می‌کند. ظهیری طی دو سال به خانه چهل و چهار تن از این مشاهیر بزرگ رفته است و آنها هیچ کدام خانه نبودند. حتی آن انگشت شمارتک دست که هنوز در قید حیات هستند. خانه ‌هم دیگر همان خانه‌ها نبوده است. برخی از آن خانه‌ها که بزرگانی چون ملک‌الشعرای بهار، فرخی یزدی، پروین اعتصامی، سهراب سپهری، محمد حسین شهریار، جلال ال احمد درآن‌جا شعر می‌بافتند، عشق می‌دوختند و حسرت ورق می‌زدند، حال به آپارتمان‌های دلخراش یا حتی بدقواره تبدیل شده است. برخی دیگر تبدیل به کارگاه یا کارخانه سنگ بری شده و برخی هم در حال فرو ریختن.

او در باره خانه میرزاده عشقی شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریه قرن بیستم که در دوره نخست‌وزیری رضاخان، به دستور رئیس اداره (شهربانی) وقت، ترور شد، این گونه می‌نویسد؛

"گرومپ، هواپیمای سی -130 افتاد روی سر شهر تهران. پانزدهم آذرماه. ایستاده‌ام جلوی خانه میرزاده عشقی. گرومپ، سه تیر سینه میرزاده عشقی را شکافت. اولین شهید روزنامه نگاری.
گرومپ، تیرآهن‌ها توی کوچه عشقی خالی می‌شود. روی آسفالتی که اگر طبق طبقش را بشکافی می‌رسی به زمینی که آغشته به خون عشقی‌ است. خیایان خیام، نبش کوچه ثابت قدم، کوچه میرزاده عشقی، ساختمان سفید سنگِ پنج طبقه. می‌گویند رد خون پاک شدنی نیست. اما در این کوچه لکه‌های خون میرزاده عشقی زیر خروارها سیمان و آسفالت گم شده است و عابران هر روز پا می کشند در خون میرزاده عشقی. تنها صداست که می‌ماند اما صدای سه گلوله گم شده در میان ازدحام تهران. صدا گمانه می‌کند میان آپارتمان پنج طبقه...
ظهیری چنان با قلم زیبا و نثر روانش ترا با خود همراه می‌کند که انگارعین دوسال در یافتن این خانه‌ها همراهش بودی. در همه سختی‌ها و دشواری‌ها. آنقدر که دلت می‌خواهد در پایان این همراهی به او بگویی خسته نباشی رفیق.

عذرا فراهانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان