کد خبر: ۱۷۵۰۷
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۵:۵۹-17 June 2020
تروری که تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران را تسریع کرد.
عصراسلام: سپهبد حاجیعلی رزم‌آرا، پنجاه و هشتمین نخست‌وزیر ایران در دوران مشروطیت، که در ۶ تیر ۱۳۲۹ دولت خود را تشکیل داده بود، پس از دقیقاً ۸ ماه و ۱۰ روزی که از آغاز زمامداری او سپری می‌شد، در حالی که، در روز چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۲۹، به‌همراه امیراسدالله علم وزیر وقت کار، قصد شرکت در مراسم ختم آیت‌الله میرزامحمد فیض‌قمی را داشت، در صحن مسجد سلطانی (شاه) هدف چند گلوله قرار گرفته و به‌قتل رسید. 

برغم تمام گمانه‌زنی‌ها و شائبه‌هایی که درباره منشأ این ترور وجود داشته است، در این که، رزم‌آرا با گلوله یا گلوله‌هایی که توسط استاد خلیل طهماسبی معروف به‌عبدالله موحدرستگار، از اعضای جمعیت فدائیان اسلام، به‌سوی او شلیک شده بود، به‌قتل رسید، نمی‌توان تردید کرد. سپهبد حاجی‌علی رزم‌آرا با حمایت دربار و پشتیبانی پیدا و پنهان محافل مرتبط با «شرکت نفت انگلیس و ایران» مقام نخست‌وزیری را کسب کرده بود، که امید داشتند، بتواند برای تصویب نهایی قرارداد الحاقی نفت، موسوم به گس- گلشائیان (که در دوره نخست‌وزیری محمد ساعدمراغه‌ای تهیه شده و متضمن افزایش حق‌الامتیاز دریافتی دولت ایران از عایدات ناشی از صدور نفت توسط شرکت نفت انگلیس و ایران، بر پایه قرارداد ۱۹۳۳م/۱۳۱۲ دارسی بود)، به‌هر نحو ممکن، نظر مساعد نمایندگان مجلس شانزدهم شورای ملی را جلب نماید. 

پیش از آن، برغم تمام تلاشهای صورت گرفته، مجلس پانزدهم شورای ملی از تصویب این قرارداد خودداری کرده بود. پیش از رزم‌آرا، رجبعلی منصور، که‌به‌دنبال عدم رأی اعتماد مجلس به‌کابینه عاقد قرارداد گس- گلشائیان، در ۸ فروردین ۱۳۲۹، دولت دیگری را تشکیل داده بود، تا هم‌چنان که حامیان انگلیسی او انتظارش را داشتند، قرارداد الحاقی مذکور را به‌تصویب مجلس شانزدهم برساند؛ اما وقتی خیلی زود آشکار شد، منصور را یارای هماوردی با مجلسیان نیست، در ۵ تیر ۱۳۲۹ او را کنار زده و راه زمامداری رزم‌آرا را هموار ساختند که گمان می‌رفت با توجه به‌جاه‌طلبی‌های فردی و سابقه طولای نظامی‌گری و سرسختی‌ای که در پی‌گیری خواست‌هایش داشت، خواهد توانست، موجبات تصویب قرارداد الحاقی را در مجلس فراهم آورد. اما، برخلاف آن‌چه تصور می‌شد، تلاش‌های رزم‌آرا نه‌فقط نتوانست مجلس را با خواسته طرفداران قرارداد هم‌سو کند، بلکه، در طول چند ماهی که از آغاز نخست‌وزیری او سپری می‌شد، مخالفت‌ها با قرارداد، در داخل و بیرون از مجلس گسترش فزاینده‌تری به‌خود گرفت. 

وقتی رزم‌آرا ضمن توهین به‌ملت ایران که‌ به‌زعم او لیاقت اداره صنعت عظیم نفت کشورشان را ندارند و بنابراین، جز پذیرش قرارداد الحاقی مذکور چاره دیگری پیش‌رویشان نیست، به‌وضوح نشان داد که، در به‌انجام رساندن مهم‌ترین مأموریت‌اش (تصویب نهایی قرارداد الحاقی نفت در مجلس)، هیچ نمی‌خواهد خواسته قاطبه ملت ایران را مورد توجه قرار دهد؛ گلوله‌هایی که در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹، از اسلحه استاد خلیل طهماسبی شلیک شده و بر حیات او مهر باطل زد، علاوه بر آن‌که بر چهره طرفداران داخلی و خارجی قراردداد الحاقی گرد یأس و نومیدی پاشید، راه را برای ملی شدن نهایی صنعت نفت ایران، می‌شود گفت، کاملاً هموار ساخت. 

در فردای روزی که رزم‌آرا به‌قتل رسید، که گفته شده است حتی شخص محمدرضاشاه هم آن را به‌فال نیک گرفت که نگران بود مبادا رزم‌آرا موقعیت او را در رأس سلطنت ایران مورد تهدید قرار دهد، کمسیون مخصوص نفت، ماده واحده ملی شدن صنعت نفت ایران در سراسر کشور را تأیید کرده و برای تصویب به‌صحن علنی مجلس برد. مجلس شورای ملی دوره شانزدهم در ۲۷ اسفند ۱۳۲۹ بر تصمیم کمیسیون مخصوص نفت مهر تأیید زده و آن را تصویب کرد. در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ هم مجلس سنا تصویب اصل ملی شدن صنعت نفت ایران توسط مجلس شورای ملی را، مورد تأیید نهایی قرار داد.

سپهبد حاجی‌علی رزم‌آرا هنگام مرگ کمتر از ۵۰ سال عمر داشت. او در ۱۰ فروردین 1280 به‌دنیا آمده بود. پدرش از افسران قزاقخانه بود. رزم‌آرا تحصیلاتش را در مکتب‌خانه آغاز و در مدارس آلیانس، اقدسیه و دارالفنون ادامه داد. در ۱۷ سالگی وارد مدرسه نظام مشیرالدوله شد و پس از پایان تحصیل به‌خدمت بریگاد قزاق در آمد. در جریان سرکوب نهضت جنگل و از میان برداشتن شورش اسماعیل‌آقا سمیتقو نقش مؤثری ایفا کرد. سال ۱۲۹۹ درجه نایب دومی (ستوان دومی) داشت و در سال ۱۳۰۲ با درجه سلطانی (سروانی) برای ادامه تحصیل در رشته نظام راهی فرانسه شد. 

پس از دو سال از دانشگاه نظامی سن‌سیر در فرانسه فارغ‌التحصیل شده به‌ایران بازگشت و با درجه سرگردی فرماندهی هنگ کرمانشا را برعهده گرفت و در سال ۱۳۱۱ با حفظ سمت، کفالت فرماندهی تیپ لرستان هم به‌او واگذار شد. در سال ۱۳۱۴ به‌تهران منتقل شده و در دایره جغرافیایی ارتش خدماتش را ادامه داد. رزم‌آرا که با انورالملوک هدایت خواهر صادق هدایت ازدواج کرده بود، مدتی پس از ورود به‌تهران با درجه سرهنگی، به‌معاونت دروس دانشگاه جنگ منصوب شد و در سال ۱۳۱۸ ضمن ارتقاء به‌درجه سرتیپی به‌عضویت شورای عالی جنگ در آمد. مدت کوتاهی پس از عزل رضاشاه و در مهر ۱۳۲۰ رزم‌آرا به‌عنوان فرمانده لشکر یک در تهران منصوب شد. در سال ۱۳۲۲ به‌ریاست ستاد ارتش و نیز فرماندهی دانشکده افسری و ریاست دفتر نظامی شاه رسید. در سال ۱۳۲۳ درجه سرلشکری گرفته و در جایگاه ریاست ستاد ارتش به‌گونه‌ای محسوس‌تر و جدی‌تر به‌فعالیت در عرصه سیاسی روی خوش نشان داد. 

اما، در آذر همان سال ناگهان از سمت ریاست ارتش برکنار و بازنشسته شده و جای خود را به‌سرلشکر حسن ارفع داد. اما رزم‌آرا میدان را ترک نکرد و با آغاز نخست‌وزیری احمد قوام‌السلطنه خود را به‌او نزدیک کرده و بار دیگر در رأس ستاد ارتش قرار گرفته و در جریان سرکوب غائله فرقه دموکرات در آذربایجان و از میان برداشتن متجاسرین در کردستان نقش قابل‌توجهی ایفا کرد. رزم‌آرا که توانسته بود بار دیگر نظر مساعد شاه را به‌سوی خود جلب نماید در فروردین ۱۳۲۷ درجه سپهبدی گرفت و او چهارمین نفری بود که در تاریخ نظامی جدید ایران درجه سپهبدی می‌گرفت. 

اما رزم‌آرا که برخی او را با رضاشاه مقایسه می‌کردند هنوز قصد داشت در عرصه سیاسی ایران نقش‌های مهمتری برعهده بگیرد. و هم‌چنان هم که دیدیم، انتصاب به‌مقام نخست‌وزیری که بدفرجام هم شد، پایان‌بخش تمام آمال و آرزوهای سیاسی رزم‌آرا گردید.


مظفر شاهدی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان