کد خبر: ۱۷۳۸۸
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۶:۴۳-12 June 2020
"سنت نقشه نگاری از زندگی شخصی چراغدارن فکر و فرهنگ ایران، نخستین بار در این مجموعه از کتابهای پژوهشی طراحی و ثبت و ضبط شده است. در نقشه زندگی و کار خاندان صبوری در مشهد، طبق نقشه با محله ها و اماکنی که بهار در زندگی روزانه اش بیشتر با آنها سر و کار دارد، آشنا شدیم.
از کروکی خانه زیبای میرزا محمد کاظم ملک الشعرای صبوری، در محله سرسوق -سرشور- [محدوده خیابان خسروی، امام رضا و آخوند خراسانی] که بهار در این خانه به دنیا می آید. تا رفت و آمد روزانه بهار از بازار سرشور و بازار فرش فروشها تا غرب حرم مطهر و نیز کروکی چهار مدرسه بزرگ "خیرات خان"، "فاضل خان"، " نواب" و "میرزا جعفر"، درک نقشه زندگی روزمره بدیع الزمان در مشهد را، آسانتر خواهد بود.

ذیل هر نقشه توضیح داده شده است که به عنوان مثال اگر بدیع الزمان می خواسته است به دنبال جلال‌الممالک برود و ایشان را بردارد و به اتفاق به منزل ادیب نیشابوری بروند از چه مسیرهایی استفاده می شده است؛ چه اتفاقاتی در طول راه ممکن بوده بیفتد و این رفت و آمدها و نشست و برخاست ها چه تاثیراتی در ذهن و زبان دانش پژوهی چون بدیع الزمان داشته است. طی شماره مکانهای توقف و اماکنی چون گردشگاهها و شرح اماکن دیگر مثل نشانی خانه میرزا آقا جواهری، پدر محمود فرخ و شخصیت های برجسته دیگر و نیز بازارهایی که مورد استفاده این شخصیت ها قرار می گرفته؛ یک نکته کلیدی و آموزنده وجود دارد. اینکه آنات زندگی بزرگانی چون بدیع الزمان فروزانفر و ایرج میرزا و بهار و دیگران، سرشار از بحث و دیدار و گفتگو و رویدارهای تازه است.

پیاده روی یکی از علاقه های شخصیتی چون فروزانفر است، به ویژه آنکه دوشادوش استادت ادیب نیشابوری باشی که دو دوستش را به پشت کمر می گیرد و راه می رود؛ ضمن اینکه حواسش به گفتار همراهان است، پاسخ احترام آمیز پر مبالغه ای هم با توقفی کوتاه به مغازه داران و عابرانی می دهد که به خوبی ادیب را می شناسند و خوب قدرش را می دانند. طبق گفته پروین گنابادی، این ادیب بارها دیده شده است که با همین دکانداران و نیز کارگران کوی و بازار بر صفه نشسته اند و با هم گفته اند و خندیده اند، چای نوشیده اند و سیگار کشیده اند. پروین گنابادی از شاگردان مخلص ادیب، به تاکید گفته است که قند و چای و بسیاری از اقلام مورد نیاز ادیب را همین دکانداران و دوستان کوچه و بازار ادیب تحفه می آورده اند.

تصور پیاده رویی بدیع الزمان با ادیب نیشابوری و نیز جلال‌الممالک فخرالشعرا ایرج میرزای شوخ و بذله گو که با انرژی تمام در عبور از بازار فرش فروشان مشهد حرف می زند، تصور شگفتی هاست. ادیب بر خلاف ایرج کمتر حرف می زند و لبخند می زند بیشتر که یعنی به دقت می شنود و بدیع الزمان، دانشمند و شاعر جوانی که در خلال هر سخنی به مناسبت، ابیاتی هم از امرء القیسی که ادیب شیفته آن است، چاشنی می کند و بعد می پرسیم چه طور شد که این همه انسان بزرگ طی یکصد سال گذشته در فرهنگ و ادب این سرزمین به وجود آمده است؟

نسل امروز ما، تقریباً درباره گذشته پر افتخار خودش هیچ نمی داند. این در حالی است که روزی روزگاری شکسپیر، اسب سفیدش را در ورودی کاروانسرایی بسته است و شاهد ماجرای قتلی بوده، و امروز محققان در رد و یا قبول چنین موضوعی مقاله و رساله می نویسند. نسل امروز ایران، نام پدران معنوی خودش را نمی داند و از قراین موجود چنین بر می آید که اصلاً نمی خواهد بداند تا چه برسد به اینکه بداند، آزاده مردی چون ادیب نیشابوری که در تمام عمرش یک خط مدح و ثنای شاهنشه و وکیل و وزیری را نگفته است، چه طور روزش را به شب می رساند.

اصولاً چه اهمیتی دارد که بدانیم، شخصیتی چون فروزانفر اغلب شبها چه ساعتی می خوابیده، چه ساعتی از خواب بلند می شده و در طی روز چه کارهایی می کرده است؟ اساساً چه فرقی می کند بدانیم این مرد در طول زندگی، انسان منظمی بوده یا نه هر کار دلش می خواسته می کرده است. چه طور لباس می پوشیده. سیگار می کشیده یا خیر؟ ازدواج کرده است یا نه؟ خوش خط بوده یا خرچنگ قورباغه می نوشته است؟ تند خوست و بدپیله، یا نه ذات آرام و رامی دارد.

آیا دانستن این نکات مهم است؟

"از نظر نسل امروز ایران. این موضوعات، تنها وقت می گیرد و کاغذی که می تواند صرف چاپ اسکناس شود را به گوشه کتابخانه ای می اندازد" این جمله از شعارهای این کمینه نیست. عین کلام یکی از بهترین شاگردان بدیع الزمان، دکتر غلامحسین یوسفی است. "تلویزیون و امواج رادیویی و ماهواره ای به زودی جهان را قبضه خواهد کرد. در این بین فرهنگها و زبانهایی که پویایی کمتری داشته باشند زیان بیشتری خواهند دید."

بعد از این درد دل معترضه، به ادامه گفتگو درباره نقشه زندگی روزمره بدیع الزمان بپردازیم. در اینجا روایتی است از محمد عظیمی [ از پانوشت: کتاب خواندنی "از پنجره‌های زندگانی" برگزیدة غزل امروز ایران، مؤسسه انتشارات آگاه، تهران، چاپ اول، پاییز ۱۳۶۹ به کوشش ایشان منتشر شده است] که ایشان از شخص استاد محمد تقی ادیب نیشابوری دوم، ادیب ثانی، نقل کرده است. از ایشان شنیدم که گفت: "چند باری توفیق نصیبم شد که مرحوم ادیب را از مدرسه نواب و یکی دو بار هم از مسجد گوهر شاد و حرم مطهر تا راسته عیدگاه منزل ادیب همراهی کنم. طی همین راه رفتن های آرام و گاه تند ادیب، ایشان از خاطرات گذشته برای من نقل می کردند. روزی فرمودند که استاد بزرگوارم ادیب نیشابوری، سه تفریح داشتند، اول بزم دوستان همدل شاگردان و رفقا و استماع شعر خوب و کلام دلنشین و پخته و سخته و دیگری پیاده رویی و سیر باغات و سایه درخت و آب چشمه و دیگر همنشینی با مردم کوچه و بازار." محمد عظیمی در ادامه می گوید: "بنده از ادیب پرسیدم به نظر شما ادیب نیشابوری با کدام یک از شاگردان خودش بیشتر مانوس بوده و با حضور چه کسانی بیشتر لذت می برده است؟ ادیب ثانی نیم نگاهی به بنده کردند و گفتند: "تعداد شاگردان ادیب یکی دو تا که نبوده. با اینحال ادیب از نبوغ ذاتی بدیع الزمان همواره خوشنود می شدند و تا ایرج میرزا در مشهد بودند لذت همراهی با ایشان را هم از دست نمی دادند." ...

 بدیع‌الزمان فروزانفر | از فصل نقشه گفتگو ص 83-80
مجموعه کتابهای پژوهشی چراغداران فکر و فرهنگ ایران | محمدحسینی باغسنگانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان