کد خبر: ۱۷۳۷۳
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۸:۲۳-12 June 2020
سالها پیش با پیرمردی دمخور بودم که خیلی از زندگی فهمیده بود. ظرافت‌هایی در نگاه ساده و بی‌آلایشش بود که خبر از تجربه عمیقش از زندگی می‌داد. شاگردی مغازه‌اش را می‌کردم و البته بیشتر از قلب مهربان و عمق نگاهش مزد می‌خواستم
. یکبار وقتی ذکر خیر برخی  مراجع  شیرین‌کاری‌هایشان به میان آمد،‌ گفت: «آنها  هم باید شش هفت ماهی به بازار بیایند و کار کنند. اگر چهاربار میان این چهارسو کلاهی تا پایین زانوانشان بر سرشان می‌رفت، اینقدر در طول تاریخ فریب نمی‌خوردند». 

از آن روز تا به حال این حرف در گوشم مانده است. دائما با خودم می گویم که عقل عملی و ظرافت رفتار و کیاست در تدبیر امور زندگی هیچ ارتباطی به دائره مطالعات و ساعات پژوهش انسان ندارد. این انگاره دائما با تجربه‌های عینی و مکررم در این سالها تقویت شده است. به خانه بسیاری از اساتیدم رفت و آمد داشته‌ام و گاه به مشکلات خانوادگی بسیار پیچیده‌ای که آرام و قرار سالهای پیری‌شان را می‌گیرد تاسف خورده‌ام. حس می‌کردم کاملا ریشه‌های مشکلات‌شان را می‌بینم و می‌فهمم و تنها به خاطر رتبه استادی و فاصله سنی شرم از تذکر داشتم و هیچ نگفتم. 

کسانی که دغدغه‌های آکادمیک دارند و میل به مطالعه و خواندن شب و رزوشان را پر می‌کند، کمتر به این فکر می‌کنند که ما علاوه بر حل مجهولات نظری مسئول و موظف به تدبیر چالش‌های عملی خود نیز هستیم. و همانطور که غریزه در پاسخ به پرسش‌های فلسفی ما ناتوان است و ناچار از آموزش و صرف وقت و تامل در قبالشان می‌شویم،‌ این حوزه هم نیاز به آموزش و توجه و دقت دارد. ما باید بابت مشکلاتی که در انتظار ما نشسته‌اند و تدبیرشان وقتی را اختصاص دهیم و آماده به پیشوازشان برویم.

این روزها باز این ضرورت برایم برجسته شده است. کسی مثل مصطفی ملکیان، سالهای سال درس خوانده و زحمت کشیده است. ابوالقاسم فنائی  وقتی از زحمات او در مسیر علم و دانش می‌گفت،‌ من احساس شرم می‌کردم که چه میزان تعهد و کوشش در او بوده و ما چقدر بی‌خیال و بی‌تعهدیم. چنین انسان نازنین و متخلقی امروز گرفتار گروهی شده است که نام موسسه فرزانه را بر خود نهاده‌اند و در فضای مجازی ملکیان‌یاب به دست گرفته‌اند و هر کس جمله‌ای از ایشان نقل کرده باشد را خفت می‌کنند و به او می‌گویند که بی‌اجازه ما حق انتشار نداری. 

نکته جالب این است که این گروه در فضاهای مختلف مجازی شعبه باز کرده‌اند و با عنوان ناشر انحصاری آثار استاد ملکیان در هر موضوع پیش پا افتاده‌ای ویدئویی از استاد ساخته و پخش می‌کنند تا مهر تایید ایشان را پای ادعاهای خود بکوبند. با مراکز پخش کتاب همکار و همداستان شده‌اند و کتابهای توصیه شده توسط استاد را به فروش می‌رسانند و درصدشان را برمی‌دارند. 

اتفاقی که افتاده برای من قابل تصور است. عده‌ای به اتکای حمایت نزدیکان آقای ملکیان به دنبال نقد کردن کپن‌های نسیه استاد افتاده‌اند. استاد سالها با شعار رایگان‌بخشی در قبال تولیدات فرهنگی و فلسفی خود هیچ‌گونه منفعتی را قرار نداده و تمام آثارش در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. امروز این عده فکر کرده‌اند می‌توانند از این منبع نسبتا غنی درآمد کسب کرده و حاصل عمر او را به نتیجه‌‌ای قابل شمارش برسانند. 

با شناختی که از آقای ملکیان دارم،‌ مطمئنم که او آنچنان علاقه‌ای به چنین کارهایی ندارد. ولی باز هم بر اساس همان شناخت مطمئنم که آقای ملکیان آنچنان بر امور جاری زندگی خود تسلط ندارد. او مرد درسخوان و پرمطالعه‌ای است که به اعتراف خودش زندگی اش را سیمین(همسرش) گردانده است. امروز هم احتمالا همان‌ها که عمری تدبیر امور را به عهده گرفتند تا ایشان درسش را بخواند، او را به سمتی می‌برند که احتمالا پایانی تلخ بر عمر حرفه‌ایش باشد.

عباس حائری 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان