کد خبر: ۱۷۲۲۴
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۵:۳۳-06 June 2020
در نيمه دوم چهل تلويزيون تازه تأسيس ايران فعاليتش را در زمينه موسيقی گسترش می‌دهد و نسبت به تهيه برنامه‌های موسيقی پاپ اقدام می‌نمايد.
عصراسلام: از جمله تهيه برنامه‌هايی با نام شهر ما، زنگوله‌ها، چشمك و شش و هشت. موسيقي برنامه شش و هشت به پرويز مقصدي سپرده شده بود. با ساختن برنامه شش و هشت گروهي با همين نام تشكيل شد، طبعا بيشترين زحمت هم بر دوش آهنگساز گروه يعني پرويز مقصدي بود. 

ساخته های پرويز مقصدی فرصتی پيش آورد جواناني كه در گروه كار مي كردند و اغلب هم خواننده بودند بتوانند در اين عرصه عرض اندام كنند. هر چند كه ساخته هاي پرويز مقصدي پيش از اينها موجب اشتهار بعضی خواننده‌های قديمي مانند عارف و گوگوش شده بود، اولين ترانه گوگوش «قصه وفا» را پرويز مقصدی ساخته بود. 

سالها بعد اكثر قريب به اتفاق فعالان عرصه موسيقي پاپ نقش پرويز مقصدي را فوق العاده تأثير گذار و اساسي قلمداد نمودند و همگي بر اين نظر توافق داشتند كه پرويز مقصدي باعث تحولي در موسيقي پاپ شده بود. ناصر از جمله جوانان و خوانندگاني بود كه با گروه شش و هشت كار خود را شروع كرد و با اجراي چند ترانه از ساخته هاي پرويز مقصدي به اشتهار رسيد. ترانه معروف وي «دختر همسايه» اوج كار ناصر بود. از ديگر جواناني كه با گروه شش و هشت فعاليت خود را آغاز كردند مي توان به نام هايي مانند كيوان، داريوش، افشين، اونيك، ماسیس و نلي اشاره نمود. 
 
اكثر ترانه‌هاي گروه چند صدايي و يا از خواننده هاي شاخص گروه در تك خواني استفاده مي شد. خواننده هاي شاخص گروه به ترتيب اولويت «اونيك»، «كيوان» و «داريوش» بودند. در اجراي ترانه ها عمدا نقش اونيك بيشتر از ديگر اعضاء بود. اونيك خواننده ارمني الاصل و نوازنده «ماندولين» بود. به تعبيري مي توان گفت یکی از چند نفر نوازنده ماندولين در ايران اونيك بود.

همانگونه که پیشتر گفته شد در پايان ده چهل خورشيدي و پس از تشكيل چند گروه موسيقي پاپ مانند بلك‌كتز ، گلدن رينگ و شش و هشت ، تعدادي از اين گروهها به راديو و تلويزيون راه پيدا كردند. از اين ميان مي‌توان به گروه شش و هشت كه از خوانندگاني مانند داريوش، كيوان، افشين، اونيک، نلی، ديناميك و ماسيس و از آهنگسازي مانند استاد پرويز مقصدی سود مي‌جست اشاره كرد.  گروه طي يكي دو سال در برنامه‌هاي بسياری شركت كرد ترانه‌های خاطره انگيز  و ماندگاری ازجمله تنگه غروبه ، ياد اون روزای خوب، چه خوبه آدم هميشه يارش كنارش باشه و ... را اجرا كرد و محبوبيت آنان تا جايي پيش رفت كه مجله جوانان از آنان « فتورمان» تهيه نمود. داريوش ، كيوان و افشين محبوب جوانان شدند و تصاوير بسياري از آنان  در نشريات آنزمان چاپ شد. 

همكاري گروه پس از چند سال به پايان رسيد و هر كدام از اعضاء گروه به تنهايي به راه خود ادامه دادند. داريوش اقبالي موفق‌ترين عضو گروه طي سال‌هاي بعد است. انصافاً يكي از نام‌آورترين چهره‌هاي موسيقي پاپ جدا از بحث‌هاي موسيقيايي و حب و بغض‌هاي آنچناني داريوش است. موسيقي پاپ ايران بدون نام او به مانند پازلي ناتمام و بي‌شك يكي از ستارگان درخشان و بي مانند موسيقي پاپ ايران است. 

به جرأت مي‌توان گفت در تمامي ترانه‌هاي وي هرگز نمي‌توان اداي دو بيت شعر را همانند هم يافت و ويژگي ديگر و منحصر به فرد داريوش، خواندن ترانه به زبان تمامي ايرانيان است به اين معنا كه بسياري از خواننده‌هاي موسيقي پاپ ايران اشعار ترانه‌هايشان را به زبان و لفظ سليس تهراني خالص ادا مي‌نمايند و تفاوت داريوش با آنان اين بود كه يك خوزستاني، تبريزي، تهراني و ... براحتي با نوع اداي شعر و ترانه داريوش ارتباط برقرار مي‌كند. 

از ديگر ويژگي‌هاي ترانه‌خواني داريوش، خواندن در ديگر سبك‌هاي موسيقي است موسيقي سنتي (ترانه‌هاي زهره و آسمون با من و تو قهر ديگه ) افغاني (مه لقا و دو زلفونت بود تار ربابم ) تركي (آيرلق ) ، لري خرم‌آبادي (آتش زد به حونمون خوشه و خوشه ) و ... كه انصافاً بخوبي اين ترانه‌ها را اجرا نموده است. و از ديگر ويژگي‌هاي منحصر به فرد ديگر داريوش ، عدم تفاوت صداي وي به هنگام اجراي زنده در كنسرتها با ضبط براي كاست‌ها در استوديوها مي‌باشد. اما جايگاه داريوش در موسيقي پاپ ايران همانند جايگاه استاد بنان در موسيقي سنتي است. با همان دودانگ صدا اما تكنيك منحصر به فرد و برتر و تحرير‌هاي مخملي و جادويي.  

داريوش به معناي واقعي كلمه خواننده‌اي با تمام ويژگي‌هاي استاندارد يك خواننده بزرگ، دوران حرفه‌اي خود را سپري كرد ، همانند چند تن از خواننده‌هاي ما قبل خود مانند ويگن، روانبخش و عارف فقط به لحاظ محبوبيت در دو فيلم سينمايي بازي كرد. دارا بودن ويژگي‌هايي مثل جواني و شخصيت كاريزمايي كه از خود بروز داد نشان از بلوغ وي در عين جواني بود و بيراهه نرفته‌ايم اگر بگوييم داريوش مادرزاد خواننده به دنيا آمده است. داريوش از سنين طفوليت و آنزمان كه نه سال بيشتر نداشت خوانندگي بر روي سن و مقابل جمعيت را به همراه گروه موزيك تجربه كرده بود و اين خود اعتماد به نفس وي را تقويت مي‌كرد. در سالهاي پس از نه سالگي و در دوران مدرسه و دبيرستان گروه موسيقي خود را تشكيل و به اجراي برنامه در مناسبت‌ها كرد.  

از همان ابتداي خوانندگي در گروه شش و هشت كه برنامه‌اي بود به تهيه‌كنندگي فرشيد رمزي، طرفداران خود را پيدا كرده چرا كه صداي وي نسبت به چند عضو ديگر شاخص‌تر بود. بدون شك استاد پرويز مقصدي آهنگساز گروه اولين كسي بود كه ويژگي‌هاي صداي داريوش را كشف كرده بود پس از پايان كار گروه همكاري پرويز مقصدي و داريوش  با اجراي ترانه‌هاي ماندگاري ادامه پيدا كرد. 

موج نوي موسيقي و پرچمدارش فرهاد ، تأثير بسياري بر همنسلان خود از جمله داريوش داشت. داريوش به تأسي از فرهاد و تا حدودي  فريدون فروغي شروع به خواندن ترانه‌هايي كه بار اجتماعي بيشتري داشتند كرد. ترانه‌هاي زندوني از فيلم « گذر اكبر» به آهنگسازي انوشيروان روحاني و دو ترانه « چشم من » و ترانه فيلم دشنه بنام « دستاي تو» به آهنگسازي حسن شماعي‌زاده از آن جمله بودند.

در اين راستا  و باز به تأسي از گروه فرهاد ، اسفنديار  منفردزاده  و شهيار قنبري ، داريوش،  بابك بيات و ايرج جنتي عطايي را يافت، گروه سه نفره آنان تشكيل شد و ترانه و كار مشترك آنان بنام « بن‌بست» به يكباره غوغا و سر و صداي بسياري در محافل هنري و موسيقي پاپ ايران براه انداخت.

داريوش جايگاه رفيعي پيدا كرد و ترانه‌سراها و آهنگسازان مطرحي شروع به همكاري با وي كردند ، از جمله واروژان ، شماعي‌زاده ، شهيار قنبري ، مسعود اميني ، محمد شمس ، فريد زلاند ، اردلان سرفراز و ... ترانه‌هاي جاودان بعدي از راه رسيدند. خونه، بوي گندم، رهايي ، هوشياري ، پريا ، لالايي ، زندگي يه بازيه و ... شخصيت كاريزماي داريوش كه پيشتر شرح آن رفت موهاي بلند به سبك ديويد كاسيدي خواننده آمريكايي ، گذاشتن ريش به مانند فرهاد و حركات فيزيكي و ميميك چهره شبيه به بهروز وثوقي ، كه خود در آن زمان محبوب جوانان بود و علاوه بر اين آشنايي داريوش با عكاسي و انتخاب زوايايي كه وي رادر فيگورهاي متفاوت نشان مي‌داد و چاپ صدها عكس سياه و سفيد ، نقش بسياري در اين شخصيت بيروني و كاريزماي داريوش ايفا نمود.

سالهاي ۵۷-۵۶ در اين دوران نارضايتي عمومي بروز مي‌كند در بعضي از شهرها درگيري بوجود مي‌آيد اما اين درگيري‌ها هنوز به ديگر شهرها سرايت نكرده است زمانه آبستن حادثه‌هاست.  در اين ميان داريوش آلبوم گلايه را روانه بازار مي‌نمايد با تعدادي از ماندگارترين و خاطره‌انگيز‌ترين ترانه‌‌هاي دوران ، گلايه ، جشن دلتنگي و ... آلبوم گلايه بازار موسيقي پاپ را تسخير مي‌كند. ترانه گلايه پس از ترانه ياور هميشه مومن داراي طولاني‌ترين زمان است. ترانه‌اي فاخر به سبك سرودهاي روسي با اجرا و موسيقي بي‌نظير. 

سال ۵۷ فرا مي‌رسد سال تعيين سرنوشت، سال تظاهرات ميليوني ، راهپيمايي‌‌و درگيري‌هاي خياباني ، حكومت نظامی اعلام مي‌شود زد و خورد  و درگيري‌ها اجتناب‌ناپذير است جمعه خونين به وقوع مي‌پيوندد . بوي انقلاب همه جا را فرا گرفته ، آتش‌سوزي سينما ركس آبادان شعله آتش انقلاب را فروزان‌تر مي‌كند. انقلاب به وقوع مي‌پيوندد و همه چيز را از ريشه و بن بر‌ميكند و از آنجاييكه موسيقي مبتذل قبل از انقلاب يكي از عوامل تخدير جامعه به شمار مي‌امد در نتيجه موسيقي خوب هم به مثابه تر و خشك با هم مي‌سوزند از فعاليت آن تا اطلاع ثانوي جلوگيري به عمل مي‌آيد. 

سال‌هاي آغازين انقلاب است داريوش كه خود از زندان رفته‌هاست تا روشن شدن وضعيت در سكوتي ناخواسته فرو مي‌رود در اين ميان پرويز فني‌زاده هنرمند و بازيگر برجسته سينماي ايران فوت مي‌كند به اين مناسبت كاستي بنام « به ياد فني‌زاده» حاوي چند ترانه به بازار عرضه مي‌شود داريوش هم در اين كاست ترانه‌اي به نام تنهايي اجرامي‌نمايد ترانه تنهايي آخرين فعاليت داريوش در ايران است. بزرگان موسيقي پاپ و آنهايي كه شرايط كار برايشان مهيا نبود يكي پس از ديگري ايران را ترك مي‌كنند و در اين ميان داريوش تصميم خود را مي‌گيرد و براي هميشه از ايران مي‌رود.

عباس فهیمی نیا و به پيروي از شخصيت تيپيك وي هزاران جوان از وي تقليد نمودند.  همه چيز دست به دست هم داده بود تا داريوش  به يكي از مطرح‌ترين و تأثيرگذارترين  خواننده‌ها بر همنسلان خود و پس از آن باشد. همكاري با بهترين‌هاي موسيقي پاپ ترانه‌سراها ( ايرج جنتي عطايي ، اردلان سرفراز ، مسعود اميني ) آهنگسازان ( بابك بيات ، فريد زلاند ، واروژان) تنظيم‌كننده‌ها (واروژان و محمد شمس ) نشان از مقبوليت او ميان اهالي موسيقي پاپ بود. ترانه‌هاي منو دل ، سپيد و سياه ، پنجره ، جدايي و ... حاصل اين همكاري‌ها هستند.  طي اوايل دهه پنجاه و محبوبيت غير قابل تصور داريوش و خواندن ترانه‌هايي با شعرهاي غير متعارف ( اجتماعي ، سياسي ) وي به همراه كوروش يغمايي و فريدون فروغي  ازجانب راديو و تلويزيون آنزمان بايكوت شدند و صدا و تصوير آنان براي مدتها پخش نشد.    

اين امرسبب محبوبيت بيشتر داريوش و نوار كاست‌هاي وي پر فروشترين كاست‌هاي آن زمان شد. صداي غمگين ، بم و اندوه بار داريوش مرهمي بود بر زخم‌هاي فروخورده جوانان دهه پنجاه ؛ طي دو سه سال تصوير داريوش از تلويزيون آن زمان پخش  نشد و صداي او راكسي از راديو نشنيد و فقط كاست‌هاي وي بود كه دست به دست مي‌گشت و بفروش مي‌رسيد. تصاوير وي به تعداد فراوان بر روي جلد مجلات و ديگر نشريات بچاپ مي‌رسيدو افزون بر اين عكس‌هاي بسياري بصورت سياه و سفيد تك فروش مي‌شد. 
داريوش پديده موسيقي پاپ در دهه پنجاه شده بود. در اين زمان براي شركت در اولين فيلم سينمايي خود از جانب گروهي جوان دعوت به همكاري مي‌شود. نام فيلم ياران است، موسيقي متن فيلم را فريدون فروغي ديگر اسطوره موسيقي پاپ ايران مي‌سازد و محمد شمس آن را تنظيم مي‌كند ترانه فيلم را هم خود فريدون مي‌خواند. فيلم اكران مي‌شود اما پس از يك هفته از نمايش فيلم جلوگيري بعمل مي‌آيد و همگان حدس مي‌زنند كه به لحاظ بازي داريوش در فيلم است.

پس از بايكوت راديو وتلويزيون زمان آن فرا رسيده بود كه نظام  پهلوي ماموران امنيتي خود را به سراغ داريوش بفرستد آن لحظه فرا مي‌رسد داريوش و شهيار قنبري بازداشت  و به اوين فرستاده  مي‌شوند داريوش زندان را تجربه مي‌كند از او مي‌خواهند تعهد بدهد.  در اين ميان تلويزيون برنامه‌اي را تحت عنوان « بزرگترين كنسرت» تهيه مي‌نمايد..  در اين برنامه از خوانندگان مطرحي دعوت به عمل مي‌آمد و آنان به اجراي برنامه ‌مي‌پرداختند. در اولين برنامه از فريدون فروغي دعوت بعمل مي‌آيد و وي به اجراي برنامه مي‌پردازد. همگان منتظر دومين برنامه بودند چرا كه حدس زده مي‌شد نفر دوم دعوت شده به اين برنامه داريوش خواهد بود و چنين نيز مي‌شود. 

تلويزيون يكي دو هفته زودتر اطلاع‌رساني مي‌كند و اعلام مي‌نمايد در برنامه بعدي «بزرگترين كنسرت » داريوش مهمان برنامه خواهد بود.  دوستداران داريوش و اهالي موسيقي پس از سالها انتظار بالاخره شاهد پخش تصاوير وي از تلويزيون مي‌شدند همه منتظر بودند داريوش چگونه به اجراي برنامه خواهد پرداخت و چه ترانه‌هايي را اجرا خواهد كرد.  روز موعود كه يك روز جمعه و ساعت پخش ۵ بعد از ظهر يك روز زمستان است فرا مي‌رسد و تصوير داريوش از تلويزيون پخش مي‌شود. همان سيماي آشنا ، پيراهني سفيد به تن كرده بود كه يقه و سرآستين ان به مانند لباس هنديها و افغانيها نقش‌دار است ، بر زمين نشسته  و دو دست خود را آنچنان بر روي هم قرار داده بود كه گويي مردي دستبند به دست ناله و آوا سر مي‌دهد.  

بار ديگر و حتي با طرز نشستن آنهم در بزرگترين رسانه ، داريوش مضامين اجتماعي و سياسي را به رخ مي‌كشد ، ترانه اول را مي‌خواند نوبت به ترانه دوم مي‌رسد ترانه سوم را مي‌خواند و پس از آن نوبت به ترانه جاودان « پريا » با شعر احمد شاملو مي‌رسد. در پايان اين ترانه بناگاه تصوير داريوش از صفحه تلويزيون محو مي‌شود و گوينده ظاهر مي‌شود و مي‌گويد به لحاظ اشكال فني از پخش برنامه كنسرت معذوريم. سال‌هاي ۵۳-۵۲ كماكان داريوش بايكوت و همچنان در اوج ، جامعه ملتهب و در تب و تاب سينما ، فوتبال و تلويزيون است. بناگاه آلبوم جديدي بنام ياور هميشه مومن حاصل همكاري داريوش، ايرج جنتي عطايي ، فريدزلاند و ديگران به بازار عرضه مي‌شود.

به يكباره بازار موسيقي پاپ تحت‌الشعاع اين آلبوم قرار مي‌گيرد پس از چندي راديو و پس از ان تلويزيون صدا وتصوير داريوش را پخش مي‌كنند. آلبوم حاوي ترانه‌هاي جاودان و ماندگاري است ياور هميشه مومن ، شبخون ، طلايه‌دار، رسول رستاخيز و ... براستي كه آلبوم ياور هميشه مومن زندگي هنري داريوش را به دو بخش تقسيم كرد. بخش اول و فعاليت داريوش قبل از ارائه البوم و بخش دوم به بعد از آن ترانه ياور هميشه مومن از جاودانه‌هاي موسيقي پاپ ايران است ترانه‌اي هم‌طراز ، هم رديف و به لحاظ نوستالژي هم پاي ترانه‌هايي مانند مراببوس ( با صداي گلنراقي) ، الهه ناز (با صداي استاد بنان ) جمعه و بوي عيدي (با صداي مرحوم فرهاد). 

در آلبوم ياور هميشه مومن به دو ترانه بنام‌هاي طلايه‌دار و رسول رستاخيز برمي‌خوريم با اجرايي دور از انتظار و فراتر از توانايي‌هاي يك خواننده جوان و بيست و چند ساله. دو ترانه طلايه‌دار و رسول رستاخيز عليرغم اجرايي عالي و استفاده از گا‌مهاي موسيقيايي درخشان ، هيچگاه اجراي دومي از جانب داريوش نداشتند چرا كه او اين دو ترانه را در شرايط خاص و تحميلي اجرا كرد اما با تمام اين احوال اجراي آنها بي‌نظير است. 

عليرغم بايكوت داريوش از جانب راديو و تلويزيون با ارائه آلبوم ياور هميشه مومن بار ديگر وي به قله رفيع موسيقي پاپ و محبوبيت دست مي‌يازد. اين موضوع باعث مي‌شود صداي وي از راديو پخش شود و پس از چندي كم‌كم تصاوير و ترانه‌هاي وي از تلويزيون پخش ‌شود ترانه‌هاي جاودان و ماندگار بعدي از راه مي رسند. شقايق ، نفرين‌نامه ، گل بارون زده و ... . داريوش خواننده بلامنازع موسيقي پاپ ايران مي‌شود.

نبايد از نظر دور داشت روند فعاليت فرهاد و فريدون فروغي و قابليت‌هايي را كه داريوش از خود نشان مي‌دهد عرصه را تمام و كمال در اختيار داريوش قرار مي‌دهد. اما انصافا بايد اذعان داشت ، گزينش ترانه‌هايي با مضامين سياسي ، اجتماعي و همكاري با آهنگسازان  و ترانه سراهاي مطرح همه دلالت بر انتخاب صحيح داريوش داشته است. تنوع در ترانه‌هاي داريوش ، تفاوت در ملودي‌، سازها و تنظيم‌ها ترانه‌هاي داريوش را از ديگران متمايز مي‌سازد. به هنگام پخش ترانه‌هاي داريوش از كاستي با پايان هر ترانه ناخودآگاه متوجه شروع  ترانه بعد مي‌شويم و از اين حيث تقريباً داريوش در ميان ديگر خوانندگان بي‌همتاست.  

سال‌هاي مياني دهه پنجاه اوج كار داريوش است و سيروس‌الوند ، او را براي نقش اول فيلم خود انتخاب مي‌كند. عبداله باكيده آسيستان كارگردان ، فرزانه تاييدي ، بهروز به‌نژاد و عنايت بخشي ديگر بازيگران فيلم هستند نام فيلم فرياد زير آب است. فيلم خوب مي‌فروشد و سيروس الوند در اولين گام موفق مي‌شود. در اين فيلم داريوش دو ترانه به آهنگسازي بابك بيات اجرا مي‌نمايد ترانه اول فرياد زير آب است و ترانه دوم بنام اگه چشمات بگن آره ، كه اين دو ترانه علاوه بر بازي داريوش نقش بسزايي در فروش فيلم داشتند. ترانه فرياد زير آب بر خلاف تمام ترانه‌هاي داريوش حاوي نكته ظريفي است و اجراي اين ترانه توسط داريوش بار ديگر تبحر، تجربه و استعداد وي را نشان مي‌دهد.  اجرايي كامل و بي‌نظير از ترانه‌اي مشكل ، اغلب ترانه‌هاي داريوش از فرود به اوج مي‌باشد اما در اين ترانه اجرا با اوج شروع مي‌شود و كم‌كم  به فرود مي‌رسد  و باز هم اوج و از اين نظر اين ترانه يكي از اجراهاي مشكل داريوش به  شمار مي‌رود .كما اينكه تقريبا مي‌توان گفت داريوش اجراي دومي از اين ترانه نداشته است.

داریوش در آبادان 

سال ۵۶ داريوش تصميم مي‌گيرد براي ارتباط بيشتر با مردم ، دوستداران و طرفداران خود براي  اولين بار كنسرتي بزرگ خارج از تهران برگزار نمايد بهترين گزينه شهر آبادان با سابقه فرهنگي درخشانش و جايگاه خاص داريوش در بين جوانان آباداني است. بليط‌‌‌هاي كنسرت از يك ماه قبل به فروش مي‌رسد. مكان كنسرت سالن سر پوشيده ورزشي با ظرفيت هفت هزار نفر است.  روز كنسرت فرا مي‌رسد صفي طولاني در جلو درب‌هاي ورودي سالن سر پوشيده ورزشي آبادان تشكيل مي‌شود و بعد از اجراي برنامه‌هاي «ابي‌ليتلز» و «صابر آتشين» نوبت به داريوش مي‌رسد. به هنگام ورود داريوش به سالن ناگاه تمامي جمعيت از جا بر مي‌خيزند سالن سرپوشيده آبادان تا به آن روز چنان جمعيتي را به خود نديده و جمعيت بسياري را و بيش از ظرفيت در خود جاي داده بود مردم، جوانان و دوستداران موسيقي آبادان اين توفيق را يافتند كه از نزديك شاهد كنسرت بزرگترين و مشهورترين ستاره تاريخ موسيقي پاپ ايران باشند. برنامه داريوش شروع مي‌شود سالن مملو از جمعيت است پس از اجراي چهار ترانه دستور مي‌دهند داريوش كنسرت را تمام نمايد و داريوش در يك جمله تمامي ناگفتني‌ها را مي‌گويد « اميدوارم در فرصتي ديگر بتوانم در خدمتتان باشم »

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان