کد خبر: ۱۶۹۱۲
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۵-25 May 2020
«پادشه باید که تا به حدی خشم بر دشمنان نراند که دوستان را اعتماد نماند. آتش خشم اول در خداوند خشم اوفتد پس آنگه زبانه به خصم رسد یا نرسد.» (گلستان سعدی - حکمت ۲۰)
عصراسلام: بزرگ‌ترین خطری که امروز سیاست ایران را تهدید می‌کند از دست رفتن دولت است. در نوشته‌های سیاسی بسیار می‌بینیم که خطر اقتصادی و ناکارآمدی، تهدیدهای خارجی، مفاسد اقتصادی و فاصله طبقاتی، یا حتی تهدید ثبات نظام در اثر آشوب‌ها را مهم‌ترین موضوع سیاست ایران می‌دانند. هرچند هر یک از این مخاطرات ناظر به حقیقتی سیاسی هستند اما باید ببینیم کدام‌یک قادر است آنچه در سیاست ایران رخ می‌دهد را روایت کند. بسیاری از این تحلیل‌ها وعده فروپاشی را مدت‌ها قبل داده بودند اما در تحلیل‌شان ناکام ماندند.

سقوط برجام با خروج یک‌جانبه امریکا دولت را دچار استیصال کرد. در حالی که قیمت ارز رشد پنج برابری را تجربه می‌کرد و تورم رکوردهای تازه‌ای در سال‌های پس از انقلاب از خود به جای می‌گذارد روحانی و دولتش به تمنا از اروپا برای برقرار ماندن حداقلی از برجام مشغول بودند. تمنایی که با واکنش سرد و تحقیرآمیز اروپا همراه بود. حتی گاه دولت به سوی پیشنهادهای غیرعاقلانه و پوچی نظیر مذاکره با دولت جدید امریکا حرکت کرد که پاسخش را از دولت امریکا دریافت کرد. استیصال دولت کشور را به سوی گسیختگی سیاسی و اجتماعی سیر می‌داد. 

نهایتاً افزایش قیمت بنزین جرقه‌ای بود که آشوب‌های آبان ۹۸ را باعث شد. امریکا نیز به طبع به کارزار فشار حداکثری خود کاملاً امیدوار شد. اما اتفاق مهم آن بود که نه صرفاً هیئتِ دولتِ مستقر بلکه دولت از اساس جایگاه خود را در ساختار سیاسی ایران از دست می‌داد. به تدریج پیشنهادهایی برای سلب اختیار و قطع ید تلویحی دولت خصوصاً در مسائل اقتصادی ارائه می‌شد. در حقیقت این رئیس‌جمهور یا هیئت دولت نبودند که متحمل شکست سیاسی می‌شدند بلکه دولت به انزوا می‌رفت.

هر دولتی در طول دوره خود ضربات بعضاً سهمگینی از صحنه سیاسی دریافت می‌کند. اگر دولت نتواند شرایط جدید را هضم و تحلیل کند به سرعت مرکزیت سیاسی را از دست می‌دهد. در این حالت صلاحیت دولت برای صدور حکم و ایجاد اجماع سیاسی زیر سؤال می‌رود و بی‌آنکه رسماً کناره‌گیری کرده باشد منزوی و منعزل می‌شود. از دست دادن مرکزیت سیاسی بدان معنی است که دولت نمی‌تواند مسئولیت همه اتفاق‌هایی که در کشور می‌افتد را بپذیرد. مسلماً همه تصمیم‌ها در کشور به واسطه هیئت دولت اتخاذ نمی‌شود. حتی گاه مناصب حساس در اختیار معارضان سیاسی رئیس‌جمهور و هیئت دولت قرار می‌گیرد که دولت را به طرق مختلف تحت فشار قرار می‌دهند یا حتی بی‌حرمت می‌کنند. به این ترتیب اینکه دولت مسئولیت آنچه را نکرده بر عهده بگیرد خواسته گزافی به نظر می‌رسد. 

دولت در اینجا باید ضمن ادامه مبارزه سیاسی، حد و حدود نگه دارد. معارضه تمام‌عیار قبل از آنکه نتیجه‌اش اهمیتی داشته باشد، پیام بی‌اعتمادی و احساس خطر همگانی را مخابره می‌کند. به این ترتیب به جای حذف رقبا صلاحیت و خرد دولت زیر سؤال می‌رود. البته این آزمون رقبای دولت نیز هست. اما اگر دولت بخواهد تنها آنچه خود کرده را بر عهده بگیرد دولت از دست می‌رود. مبارزه سیاسی در عین تعهد به کلیت حرکت بر لبه تیغ است.

دولت اما توانست در مقاطع حساسی هم شرایط جدید را هضم کند و سازمانش را احیاء نماید و هم به سوی بازسازی سیاسی حرکت کند؛ شاید کلیت این منظره از چشم ناظران دور مانده باشد. در موضوع اصابت موشک پدافند به هواپیمای مسافری بیانیه ابتدایی رئیس‌جمهور همزمان با بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح لحنی ملی داشت و فراتر از جناح‌بندی‌های سیاسی بود. 

روحانی در نخستین نطق خود در هیئت دولت نیز بر لزوم پرهیز از برخورد جناحی یا تضعیف نیروهای مسلح تأکید کرد. رفته رفته دولت با کنار گذاشتن وابستگی سیاسی و روانی به سیاست خارجی کاهش تعهدات برجامی را با اطمینان بیشتری تا رسیدن به نقطه پیش از برجام پیگیری کرد. سخنگوی دولت توقیف ناو انگلیسی توسط سپاه را به «واکنش به جا و به حق ایران» تعبیر کرد. در موضوع اعزام نفتکش‌های ایرانی به ونزوئلا نیز دولت از پاسخ قاطع ایران در صورت ایجاد مزاحمت توسط امریکا برای نفتکش‌های حامل بنزین سخن گفت و به این ترتیب بار دیگر این تحرکات تعیین‌کننده سیاسی را به موضعی ملی تبدیل کرد.

در حوزه اقتصاد نیز دولت شرایط را پذیرفت و حرکات جدیدی آغاز کرد که -فارغ از ارزیابی- می‌توان آن را عزمی تازه برای مدیریت اوضاع به شمار آورد. برکناری رئیس سابق بانک مرکزی و روی کار آمدن رئیس جدید برای کنترل قیمت ارز، برکناری وزیر صنعت و اصرار بر مهار قیمت خودرو و رونق دادن به بورس و عرضه سهام دولتی در زمره این تلاش‌هاست. در این میان مدیریت دولت بر بحران کرونا و تبدیل آن به فرصتی برای یکپارچگی ملی و بازگشایی موفق مشاغل به اصرارِ دولت آن را در جایگاهِ مرکزیِ سیاست باز نشاند. 

همین رویکرد کلی بود که به دولت اجازه داد ریاست شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا را ابتدا بدست بگیرد و سپس نگه دارد، همچنین ریاست ستاد مدیریت بیماری کرونا را به عنوان نقطه‌ای مدنی و سیاسی -و نه نظامی یا کارشناسی- حفظ کرده و موقعیتش را تثبیت کند. روحانی حتی در عرصه سیاسی بی‌کار نماند و تلاش کرد با برخی نمایندگان مجلس جدید -که علی‌القاعده مخالف دولت او هستند- جلسه بگذارد و دولتش را به این طریق نگه دارد. امریکا نیز که با شهادت قاسم سلیمانی امیدواری‌اش برای یکسره کردن کار ایران را در سر می‌پروراند امروز از این امید دور شده است.

اگر دولت به انزوا برود این انگاره رشد می‌کند که برای کسب و برای اعمال قدرت نیازی به داشتن نمایندگی از کلیتی به نام ایران نیست. در چنین شرایطی تعویض دولت هم بی‌نتیجه و بی‌معناست و با از دست رفتن مشارکت عامه صحنه سیاست از اتفاق تهی می‌شود. اما امروز دولت یازدهم حتی اگر در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده نتواند کرسی ریاست‌جمهوری را حفظ کند خود را به عنوان یک سنت دولت‌داری -هرچند تحت عنوان غرب‌گرا یا لیبرال- در صحنه تثبیت کرده و می‌تواند منتظر فرصتی باشد که دوباره قدرت را بدست بیاورد. در این میان اصلاح‌طلبان مرتکب اشتباه شده و خود را از دولت منزه کردند، حال آنکه هر کس که بخواهد در سیاست ایران آینده‌ای داشته باشد باید کمک کند نقطه دولت که نقطه اتفاق است نگه داشته شود. حتی گاه همگامی با سیاست غلط دولت برای حفظ جایگاه خطیر آن ضرورت پیدا می‌کند، چرا که در غیر این صورت مردم از کل سیاست صرف نظر می‌کنند. 

مجلس جدید نیز ممکن است تصور کند راه گرفتن دولت آینده در ویران کردن دولت مستقر است ولی چنین کاری نتیجه عکس خواهد داد. روحانی نیز تا آنجا که نگوید «نمی‌گذارند» و به اخبار و اطلاعات مخفی استناد نکند می‌تواند وقایع سیاسی را برای خود و دولتش ذخیره کند. یک سال پیش روی سیاست ایران سال تعیین‌کننده‌ای است که باید از این چشم به آن نظر کرد.


نویسنده: محمد مهدی میرزایی پور
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان