کد خبر: ۱۶۷۷۵
تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۸-20 May 2020
اگر جمهوری اسلامی ایران موضع خود را در خصوص شیوه مقابله دولت چین با افراط گرایی صریح و روشن بیان کند، این موضع گیری بسیار مثمرثمر خواهد بود.
عصراسلام: کمااینکه با توجه به اینکه ایران در چین از یک عمق استراتژیک برخوردار است و مسلمانان چین در طول تاریخ از ایرانی ها بسیار تاثیر پذیرفته اند، کشور ما می تواند به خوبی به دولت چین در مبارزه با افراط گرایی کمک کند.

چندیست که موضوع اردوگاه های بازپروری در استان مسلمان نشین سین کیانگ (شین جیانگ) چین مورد توجه محافل سیاسی و خبری قرار گرفته است. دولت ها و رسانه های غربی با انتشار بیانیه های جمعی و گزارش های متعدد دولت چین را ناقض حقوق مسلمانان معرفی می کنند و در مقابل کشورهای اسلامی بجز موضع گیری های جسته و گریخته و تک صدا، واکنش جدی به این ماجرا نداشته اند. گفته می شود در حدود یک میلیون نفر مسلمان اویغور در این مراکز نگهداری می شوند. اما واقعیت ماجرا در این مراکز به کدام یک از روایت های موجود نزدیک تر است؟ آیا بازآموزی و تلقین فکری در راستای ایدئولوژی دولت کمونیست مرکزی و نسل کشی فرهنگی در جریان است یا مبارزه با اندیشه های افراطی؟ یا اینکه پای موضوع سومی در میان است؟

پایگاه خبری بین المللی شفقنا، به منظور روشن شدن ابعادی از این ماجرا با دکتر حامد وفایی، عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات و زبان های خارجی دانشگاه تهران که بیش از ده سال در حوزه مسائل چین مطالعه کرده است، گفتگویی ترتیب داده که مشروح آن در ادامه منتشر می گردد.

استاد مطالعات چین در دانشگاه تهران می گوید: حکومت چین در مواجهه با افراط گرایان حقیقتا نگرانی هایی دارد زیرا ظرفیت افراط گرایی در مناطق غربی و بعضا مرکزی این کشور واقعا وجود دارد. از بعد داخلی در طی یک دهه اخیر ده ها مورد عملیات تروریستی عیان و آشکار در چین اتفاق افتاده که به خاطر سیاست های دولت چین، چندان رسانه ای نشده اما طبق آمار رسمی صدها نفر در عملیات های تروریستی جریان های افراطی و بعضا سلفی کشته شده اند، هزاران نفر مجروح شده و آسیب هایی به مناطق مختلف کشور وارد آمده است. در گزارش های رسمی که از سوی دولت منتشر گردیده، جزییات این حملات، تعداد افراد کشته شده و محل وقوع عملیات تروریستی، کاملا قابل مشاهده و ملاحظه است. از بعد بین المللی طی سال های اخیر چند هزارنفر از افراط گرایان چینی به نیروهای سلفی و تروریست های داعش پیوستند، در سوریه جنگیدند و علنا حضور خود را اعلام کردند.

حامد وفایی
وی توضیح می دهد: در چین سیاست های کلی و استراتژی های کشور که از سوی دولت تدوین و تبیین می شود، در قالب کتاب های جیبی کوچکی با عنوان «کتاب سفید» منتشر می گردد و در اختیار عموم مردم قرار می گیرد. دولت چین تاکنون دو کتاب سفید در رابطه با منطقه مسلمان نشین و استان غربی شین جیانگ منتشر کرده که یک مورد از این کتاب ها ویژه موضوع مقابله با تروریسم در منطقه شین جیانگ و دومی در مورد بحث قومیت ترک ها در این منطقه است. کتاب سفیدی که حکومت چین درباره مقابله با تروریسم در منطقه شین جیانگ منتشر کرده، صراحتا بیان می کند سیاست دولت در مبارزه با تروریسم این است که با یک دست با تروریست ها برخورد کند و با دست دیگر اقدامات پیشگیرانه را در دستور کار قرار دهد. در این گزارش تاکید ویژه ای بر موضوع پیشگیری شده است و لذا بسیاری از اتفاقات و اقداماتی که در این منطقه در جریان است از جمله مراکز بازپروری در ذیل این موضوع تعریف می شود.

دکتر وفایی می افزاید: حکومت چین رسما اعلام کرده است که در بحث مقابله با تروریسم، برخورد قهری و مقابله های ضربتی با گروه های تروریستی دارد. اما در بحث پیشگیری، چند حوزه را در کتاب سفید باز کرده است و می گوید دولت چین از یک طرف بحث بهبود معیشت این منطقه مسلمان نشین را در دستور کار قرار می دهد زیرا معتقد است فقر و ناآگاهی منجر به گرایش به افراط گرایی و تروریسم می شود. از سوی دیگر، بحث افزایش اطلاعات مردم در حوزه های مختلف از جمله قانون های کشور، مطالب مربوط به ضدافراط گرایی و موارد مشابه را مطرح می کند و در نهایت به بحث مراکز آموزش و پرورش می پردازد. بنابراین مراکزی که رسانه های غربی از آن تحت عنوان اردوگاه های بازپروری یاد می کنند و گزارش هایی از آنها تهیه کرده اند، به وضوح در این کتاب به آنها اشاره شده است. در زبان چینی به این مراکز «جیائو پِی جونگ شین» یعنی مرکز آموزش و پرورش می گویند. مطابق قانون نهادهای مربوطه دولت چین، افرادی به این مراکز فرستاده می شوند که مشمول شرایط یکی از سه گروه تعریف شده باشند. یک گروه افرادی هستند که به واسطه حضور در مناطقی که افراط گرایان در آنجا حضور دارند و ارتباط با عناصر افراطی، ظرفیت محدود افراطی گرایی را دارند اما جرمی مرتکب نشده اند. دسته دوم افرادی هستند که از آنها با عنوان افراد «باخطر» یاد می شود. اینها افرادی هستند که با وجود اینکه جرمی مرتکب نشده اند اما نزدیک به گروه های افراطی هستند، با آنها ارتباط و معاشرت دارند و ظرفیت افراطی گری در آنها وجود دارد. این افراد می پذیرند که به این مراکز بیایند، از اینکه به این گروه ها نزدیک هستند اظهار ندامت می کنند و جذب این مراکز می شوند. دسته سوم هم افرادی هستند که جرایم افراط گرایانه انجام داده اند؛ در عملیات های تروریستی دست داشته اند یا در گذشته با گروه های تروریستی همکاری داشته اند، دستگیر شده اند، دوران محکومیت آنها سپری شده و اکنون باید آزاد شوند. این افراد با تصمیم دادگاه می بایست جذب این مراکز تربیتی شوند.

وی تصریح می کند: طبق گفته حکومت چین و آنچه که در این متون درج شده، در این مراکز زبان چینی به عنوان زبان واحد کشور و نیز قوانین رسمی چین برای این افراد تدریس می شود. یک سری مهارت های شغلی و نیز مسائلی در مقابله با افراط گرایی -البته آنچه که حکومت چین به آن افراطی گری می گوید- به این افراد آموزش داده می شود. در متون رسمی چین آمده است که این افراد می توانند در بازه های زمانی تعیین شده به خانه های خود سرکشی کنند و اگر احیانا کاری هم داشتند، مرخصی بگیرند و بروند. یعنی طبق متون چین قوانین زندان بر این مراکز حاکم نیست. اینها مواضع اعلامی کشور چین است و حال باید دید زمانی که این مواضع وارد مرحله اجرا می شود، چه اتفاقی می افتد. چینی ها تاکید دارند که از وقتی این سیاست ها را اعمال کرده اند تا به امروز که بیش از دوسال می گذرد، هیچ عملیات تروریستی در این کشور اتفاق نیفتاده و بنابراین در کتاب سفید نیز اعلام کرده اند که این مساله را دلیلی بر موفقیت آمیز بودن سیاست های دولت در این حوزه می دانند. توجه داشته باشید که اینها موضع رسمی کشور چین است واگر هم در مواردی تخلفی از آن وجود داشته باشد، در چارچوب مناسبات دوستانه ایران و چین قابل مذاکره و گفتگو خواهد بود. اما لازمه چنین گفتگویی که در صورت تمایل و در قالب آن بتوان حقوق بخشی از مسلمانان چینی را از کانال دولت چین پیگیری نمود، اعتمادسازی و تحقق حقیقی آن چیزی است که امروز در روابط تهران-پکن به عنوان «مشارکت جامع راهبردی» مطرح است. به نظر می رسد اگر دولت چین به این باور برسد که جمهوری اسلامی ایران در مساله مسلمانان در پی ایجاد فضایی برد-برد به نفع مسلمانان از سویی و دولت چین از دیگر سوست -که به باور بنده اینگونه هم هست- مسیر ورود سازنده به این عرصه باز خواهد شد.

مسلمانان چین به شدت تحت تاثیر ایران هستند

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با تاکید بر اینکه حکومت چین چون یک حکومت دینی نیست، در مواجهه با ادیان و آن چیزی که به آن افراط گرایی می گوید، احتمال اینکه مرتکب خطا یا تندروی هایی بشود، بسیار زیاد است و اگر چنین اتفاقی بیفتد و در این میان کسی صدمه ای ببیند، لازم است در یک محیط شفاف و غیرجانبه گرایانه مورد نقد قرار بگیرد، خاطر نشان می کند: به نظر می رسد حکومت های دینی مثل ایران این ظرفیت را دارا هستند که در این زمینه به چین کمک کنند. این یک تهدید بالقوه برای چین اما یک فرصت برای ماست؛ به عنوان کشوری که می توانیم اسلام مسالمت آمیزی را که در طی قرون متمادی در کشور خود شاهد آن بودیم، به عنوان یک گزینه جایگزین برای اسلام گرایی افراطی به حکومت چین معرفی کنیم.

وی با اشاره به اینکه ایران دارای یک عمق استراتژیک در کشور چین است که مغفول مانده، ادامه می دهد: مسلمانان چین به شدت تحت تاثیر ایران هستند. از سال های سال قبل متون عرفانی فارسی در چین تدریس می شده و سینه به سینه نقل شده است. اشعار شاعران ما مثل مولانا و سعدی هنوز هم در چین در بین مسلمان ها استعمال می شود و بعضی از کلماتی که مسلمانان چین هنوز هم استفاده می کنند، فارسی است. همه اینها ظرفیتی را برای ایران ایجاد می کند که بتواند در این کشور کاری انجام دهد. به نظر من ما می توانیم یک الگویی از اسلام مدارامحور و مسالمت آمیز که سال ها در کشور خودمان در جریان بوده، اسلام شیعی و اسلام ایرانی که ما داشته ایم و خبری از افراطی گرایی و تروریسم در آن نبوده، به چین ارائه کنیم. با این عنوان که اگر در پی جایگزین و گزینه ای برای مبارزه با افراط گرایی و سلفی گری هستید، ما در ایران نمونه ای داریم که اتفاقا برای کشور چین نمونه ی غریب و بعیدی هم نیست. نمونه ایست که صدها سال قبل مسلمان های چین با آن آشنا بوده اند، با آن زندگی کرده اند و از قضا، با همان نمونه با اقوام دیگری که در چین بوده اند، تعامل داشته اند. این یک فرصت است برای کشور ما که می توانیم به کشوری که مناسبات خوبی با آن داریم، مشاوره و پیشنهاد بدهیم. از قضا در بخش های پایانی کتاب سفید این موضوع مورد تاکید قرار گرفته که در حوزه مبارزه با افراط گرایی مذهبی و جریانات انحرافی، چین باید با جهان تعامل کند و در این چارچوب از کشورهای دیگر هم کمک می گیرد.

موضع ایران در مساله مسلمانان چین موضع بینابینی و خوبی است

وفایی با بیان اینکه مساله افراط گرایی در شرق آسیا موضوعی جدی است، خاطرنشان می کند: مساله تروریسم تهدیدی جدی برای چین و منطقه آسیای مرکزی و طبعا از آنجا برای ایران و کشورهایی مثل عراق و سوریه است. شکی نیست که کشورهای غرب دلسوز مسلمانان چین نیستند و از این موضوع برای وارد آوردن فشار به کشور چین استفاده می کنند. اما این دلیل نمی شود که ما حقایق را نگوییم یا به هر دلیل بخواهیم موضوعی را کتمان بکنیم. به اعتقاد من موضع کشورهای مسلمان، و از همه مهمتر ایران، در مورد مسلمانان چین تا همین اواخر بسیار منفعلانه بوده است. چندی پیش یک گروه بندی در مجامع بین المللی در این موضوع انجام شد و یک تعداد از کشورهای غربی – که عموما کشورهای مقابل اردوگاه چین مثل آمریکا، کانادا، ژاپن و … بودند- در شورای حقوق بشر سازمان ملل متنی را گذراندند که در آن حکومت چین و برخوردهای آن با مسلمانان را محکوم کردند. چند روز بعد از آن گروهی دیگر از کشورها در مقابل این اردوگاه متن دیگری را در حمایت از چین در موضوع مسلمان ها منتشر کردند و ایران در این اختلاف بین المللی درباره مسلمان های چین، سکوت کرد.

وی با تاکید براینکه اتفاقا موضع ایران در مساله مسلمانان چین موضع بینابینی و خوبی است، تصریح کرد: از نظر بنده این سکوت چندان شایسته یک حکومت اسلامی عدالتخواه مثل ایران نیست. دست کم دستگاه دیپلماسی ایران یا سفارت ایران در پکن، می توانست در این باره بیانیه ای صادر کند. چون اتفاقا به نظر من موضع جمهوری اسلامی درباره مسلمان ها در چین موضع بینابینی و بسیار خوبی است. چین کشوری است که از دوستان استراتژیک ایران محسوب می شود. چین یک کشور شرقی است که در بحث تحریم ها، در مقابل امریکا قرار دارد و به ایران کمک می کند. به علاوه درخصوص مقابله با تروریسم و گروه های تروریستی، ایران و چین موضع مشترکی دارند و ایران در مقابله با گروه های تروریستی در سوریه، با چین و روسیه تعامل داشته است. این بدیهی است که تروریست ها دشمنان ما و سلفی ها و جریان های داعشی دشمنان اسلام هستند. موضع ایران در قبال اینها آشکار است. یعنی ایران به راحتی می تواند مرزبندی بکند و این مرزبندی اتفاقا در چین هم عموما وجود دارد. به طوریکه در تقسیم بندی سه گانه ای که چینی ها برای اعزام افراد به مراکز بازپروری انجام داده اند، محور افراطی گرایی و تروریسم است.

استاد مطالعات چین توضیح می دهد: حکومت چین، تعریف خودش را از تروریسم محور قرار می دهد و براساس آن افراد را طبقه بندی می کند و به مراکز بازپروری می فرستد. تعریف چین از افراط گرایی ممکن است درست یا غلط باشد که آن بحث دیگریست. اما اصل موضوع تروریسم است. در بیشتر مناطق چین مسلمان ها آزادانه زندگی می کنند یعنی چین کشوری نیست که اسلام و مسلمانان در آن در فشار مطلق باشند و هیچ گونه آزادی برای آنها وجود نداشته باشد. ایران با مسلمان های چین رفت و آمد دارد. مسلمان های چین به حج می روند. بنابراین به نظر من ایران می تواند خیلی صریح، صادقانه و شفاف، موضع خود را در این باره بیان کند؛ اینکه جمهوری اسلامی با افراط گرایی و با تروریسم، مخالف است و اتفاقا از مقابله حکومت چین با گروه های تروریستی حمایت می کند اما بر آزادی بیان و آزادی اقوام نیز تاکید دارد.

چین: ملتی واحد با هویتی چهل تکه

وی یادآور می شود چین کشوری پهناور با هویتی چهل تکه و درعین حال ملیتی واحد است که مسائل جاری در آن از پیچیدگی های منحصربفردی برخوردار است. بنابراین برای بررسی وضعیت امروز مسلمان ها در این کشور ناگزیریم که به مباحث اقوام و اقلیت ها در کشور چین، موضع حکومت این کشور نسبت به مساله دین، حواشی پیش آمده به نام ادیان در این کشور و نیز بحث هویت چینی توجه ویژه داشته باشیم.

وفایی توضیح می دهد: طبق آمار رسمی به غیر از قوم اصلی که قوم هن یا هان هستند و اکثریت غالب جمعیت چین را تشکیل می دهند، ۵۶ اقلیت قومی در چین زندگی می کنند. از این ۵۶ اقلیت رسمی، ده قوم مسلمان هستند. این اقلیت های مسلمان در نقاط مختلف کشور پراکنده هستند و به زندگی و کسب و کار مشغولند. بیش از ۳۷ هزار مسجد فعال در این کشور وجود دارد و حدود چهل هزار مبلغ دینی و اسلامی مشغول به فعالیت هستند. در شهرهای بزرگ چین مانند پکن، شانگهای و در سایر مناطق نوار شرقی کشور که توسعه بیشتر در جریان است، مراکز مطالعاتی اسلامی اعم از اسلام شناسی و عرب شناسی، حتی مدارس اسلامی و انجمن اسلامی وجود دارد که علمای دینی به این مراکز رفت و آمد دارند. امروزه دانشجویان مسلمان چینی بدون هیچ محدودیتی حتی در رده های بالای دانشگاهی تحصیل می کنند و بعضا به عنوان استاد پذیرفته می شوند. حتی رستوران های حلال در جای جای کشور چین به چشم می خورد که اکثریت مشتری های آنها هم غیرمسلمان هستند. به علاوه خیلی قبل تر از اینها در چین سابقه حوزه های علمیه به شیوه سنتی وجود داشته که از یک تاریخ طولانی برخوردار است و قبل از تاسیس حکومت خلق چین، حوزه های مسلمان در چین بسیار فعال بوده اند. در سایه فعالیت این حوزه ها که مساجد قلب و مرکز فعالیت آنها بوده است، متون اسلامی در چین وجود داشته و مسلمانان چین از آثار مهم عرفانی، از ادبیات فارسی و آثار عربی بسیار تاثیر گرفته اند.

وی می افزاید: عده ای می گویند حکومت چین ضد اسلام است. من با این بیان مخالفم. من حکومت چین را یک حکومت ضداسلامی نمی دانم. نخست باید دید که نگاه کلی جمهوری خلق چین به موضوع دین و دینداری چیست؟ آیا نگاه چین به اسلام نگاه خاصی است یا نگاه آن به ادیان دیگر هم اینگونه است؟ ماهیت حکومت جمهوری خلق چین یک ماهیت سوسیالیستی است و چین هیچ ابایی ندارد از اینکه بگوید ما یک حکومت سوسیالیستی هستیم. بنابراین مشخص است که این حکومت تبلیغ دین چه اسلام، چه مسیحیت و چه ادیان دیگر را در فضای عمومی خود برنمی تابد. پس حکومت چین یک حکومت دینی نیست اما حکومت ضددینی هم نیست. آزادی مذهبی تا جایی که به عنوان اعتقاد شخصی شما باشد و در چارچوب منزل یا معابد یا مساجد یا اماکن مذهبی دین باشد، تعریف شده است. اما طبق قانون اساسی چین تبلیغ دین در فضای عمومی در این کشور ممنوع است. یعنی انجام یک فریضه دینی وسط یک میدان خیلی پذیرفته شده نیست اما آنقدرهم رویش حساسیت نیست.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران ادامه می دهد: چه بسا کشور چین نسبت به بودیسم و بودایی ها حساسیت بسیار بیشتری دارد تا مسلمان ها. اما در مورد مسلمان ها مسائل قومی هم مطرح است. اقوام مسلمان این منطقه تاریخ خودشان و دلبستگی های قومی شان را دارند. از جمله همین قوم اویغور که امروز مورد بحث است یک تاریخ مواجهه با حکومت چین دارد که قدمت آن حتی به قبل از شکل گیری جمهوری خلق چین هم بازمی گردد. سابقه شورش، درگیری، جدایی طلبی و سرکوب این قوم از سوی حکومت مرکزی به سال ۱۸۶۳ بازمی گردد. به علاوه بعضی از مناطق چین از جمله همین استان مسلمان نشین سین کیانگ به صورت ایالتی خودمختار اداره می شود. بنابراین با وجود اینکه در سراسر کشور چین یک سیاست واحد از سوی پکن اعمال می شود، اما در بسیاری از موارد ما با ایالت هایی مواجه هستیم که در آن رییس منطقه حرف اول را می زند و حتی شرایط خاص جغرافیایی منطقه هم یک سری مسائلی را ایجاب می کند. بنابراین در مورد این کشور بسیار بزرگ و پیچیده به هیچ وجه نمی توانیم در یک جمله یا دوجمله بگوییم حکومت چین با این جماعت اینگونه است. چون ممکن است یک اقلیتی از آن جماعت در جای دیگری باشد و به طورکلی یک حقیقت دیگر در مورد آنها صدق کند. این حقیقتی است که در سال های مطالعه در مورد کشور چین درک کرده ام و به هیچ وجه نمی توان چین را با کشورهای کوچک اروپایی یا بالکان مقایسه کرد. اینجا معادلات تفاوت می کند. به این معادلات تاریخ چین را هم که اضافه بکنید، مساله واقعا پیچیده تر می شود.

وی می گوید: موضوع سوم اتفاقی است که در سال های اخیر در ساختار حکومت چین افتاده و با توجه به توسعه شتابانی که کشور چین داشته، یک جریان فرهنگی در این کشور ایجاد شده با عنوان بومی سازی فرهنگی که تلاشی است برای هویت سازی و تثبیت هویت چینی. چین در سال های اخیر به دومین اقتصاد جهان تبدیل شده که اگر رشد آن با همین روند ادامه یابد امکان تبدیل شدن آن به اقتصاد اول وجود دارد. بنابراین سردمداران چین بر آن شده اند که این کشور را به عنوان کشوری که دارد به سمت ابرقدرت شدن پیش می رود، به لحاظ فرهنگی و هویتی هم تجهیز کنند.

وفایی تصریح می کند: در چارچوب این هویت سازی و تجهیز هویتی ملت چین، حکومت چین یک سری سیاست های بومی سازی به لحاظ فرهنگی و مقابله با فرهنگ های وارداتی، غرب زدایی، عرب زدایی و اینگونه مسائل را در دستور کار خود قرار داده است. بنابراین به نظر می رسد یک سری اتفاقاتی که اخیرا در چین در حال وقوع است، باید در این چارچوب مورد بررسی قرار گیرد و نه در چارجوب ضدیت حکومت چین با دین اسلام. مثلا اخیرا گزارش هایی منتشر می شود مبنی بر تغییر شکل گنبدهای گرد مساجد. در اینجا کسی با آن مسجد کاری دارد بلکه بخشنامه دولتی می گوید ظاهر عربی این مسجد باید چینی بشود. البته ما در مقام قضاوت نیستیم، که بگوییم این کار درست است یا غلط. باز در همین چارچوب در مورد رسم الخط عربی حساسیت هایی ایجاد شده است به ویژه اتیکت «حلال»، که قبلا بر روی اقلام خوراکی به طور گسترده ای دیده می شد، الان روی آن پوشانده می شود. به نظر می رسد این اقدامات در چارچوب مقابله با فرهنگ های وارداتی است. یعنی دولت چین به این نتیجه رسیده که این خط عربی به این صورت دارد در چین نهادینه می شود و ما باید با آن مقابله بکنیم.

وی خاطرنشان می کند در سال های اخیر یک سری حواشی به ناحق حول دین در کشور چین ایجاد شده است که بر حساسیت دولت افزوده است. به طور مثال درباره اسلام بحث افراط گرایی مطرح است و در مورد بودایی ها یک دوره ای موضوعاتی مانند خودسوزی و اتفاقات مربوط به آن حساسیت برانگیز شده بود. بنابراین در مسائل مربوط به کشور چین باید دقت داشته باشیم که اخبار از کجا به دست ما می رسد، منابع خبری کدام هستند و اگر می خواهیم قضاوت کنیم همه شواهد و جوانب این سرزمین پیچیده را مدنظر قرار دهیم تا حقایق بر ما آشکار گردد.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان