کد خبر: ۱۶۶۰۵
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۴:۰۸-12 May 2020
قمرالملوک اميرسليمانی (توران) فرزند عيسی مجدالسلطنه اميرسليمانی پسر مجدالدوله از رجال معروف عصر قاجار است که در روز ۱۵ بهمن ۱۲۸۳ خورشیدی در تهران ديده به جهان گشود.
عصراسلام: مادرش شمس‏‌الملوک منزه‌‏الدوله از خانواده‌های معروف آن عصر در تربيت او بسيار کوشا بود به طوری که توران از پنج سالگی تحت تعليم معلمين خانگي قرار گرفت و اين کار تا ده سالگي ادامه يافت تا اينکه پدر و مادرش او را براي تحصيل به دبيرستان ناموس فرستادند و توران تا سال چهارم متوسطه در اين دبيرستان به تحصيل اشتغال داشت.

در اين هنگام رضاخان که تازه به مقام وزارت جنگ رسيده بود و درصدد به دست آوردن قدرت مطلقه در کشور بود جهت کسب وجهه اجتماعي درصدد وصلت با خاندان قاجار افتاد و تصميم به ازدواج با يکی از دختران رجال قجری گرفت. 

جهت اين امر صورتی شامل ۱۸۰ نفر از دختران معاريف و مشاهير کشور تهيه شد. در اين ليست به طور ويژه نوشته شده بود که مجدالدوله يکی از رجال طراز اول دربار احمدشاه نوه زيبايي دارد که تحصيلکرده بوده و شايستگی همسری وزير جنگ را دارد. پس رضاخان که مترصد فرصت مناسب بود در روز عيد قربان هنگامی که کليه وزرا و رجال و معاريف مملکت جهت سلام به پيشگاه احمدشاه رفته بودند از مجدالدوله، نوه زیبایش را خواستگاری کرد.

مجدالدوله با اين پيشنهاد موافقت کرد و روز بعد خواهر و زن برادر وزير جنگ به خانه مجدالدوله رفتند و رسماً ملکه توران را برای سردار سپه خواستگاری نمودند. خانواده عروس پيشنهاد را پذيرفتند و در نتيجه روز عيد غدير مراسم عقدکنان در حالی که ملکه توران هفده سال و وزير جنگ چهل و هفت سال داشت صورت گرفت. رضاخان براي اينكه همسرانش از هم دور باشند و حسادتهای زنانه باعث بروز مشكلات ويژه‌ای برايش نشود، خانه‌ای جديد در حوالی چهارراه پهلوی برای ملكه توران احداث نمود.

به گواهی برخی از کسانی که به وی و دربار پهلوی نزديک بودند ملکه توران زنی زيبا و در روزگار خود در زمره زنان تحصيلکرده و تربيت يافته بود. ثمره اين ازدواج بسيار کوتاه و بدشگون برای رضاشاه پنجمين فرزندش غلامرضا بود که در سال ۱۳۰۲ خورشیدی متولد شد. از همان ابتدای ازدواج، ملکه تاج‏الملوک که با اين وصلت مخالف بود به مبارزه با توران پرداخت و توران که يارای مقاومت در مقابل چنين زن حيله‏‌گر و سياستمداری را نداشت به تدريج به انزوا کشیده شد به طوری که به دليل اختلافات خانوادگی اين ازدواج پس از يک سال به طلاق انجاميد.

تاج‌الملوک همسر دوم رضاخان و مادر محمدرضا در كتاب «خاطرات ملكه مادر» در مورد ملكه توران مي‌گويد: ” هيچ زنی چشم ديدن هوو را ندارد. بنابراين بنده را متهم به حسادت و اين جور حرفها نكنيد. من هم مثل همه زنها از هوو خوشم نمی‌آيد. اما راه ديگری نداشتم و ناگزير بودم به خاطر رضايت شوهرم كوتاه بيايم و شرايط را تحمل كنم. اين دختر (توران) دماغی بسيار پرنخوت و سر پر بادی داشت. با آنكه در كمال خوشحالی و رضايت تن به ازدواج داده بود، پس از ازدواج و تولد غلامرضا بنای ناسازگاری را گذاشت و هنرش اين بود كه رضا را تحت تسلط خود درآورده و او را وادار كند تا مرا از قصر بيرون بيندازد و خودش ملكه ايران شود. رضا نتوانست اين زن خودپسند را تحمل كند و پس از تولد غلامرضا او را طلاق داد و فرستاد دنبال كارش."

ملكه توران نیز كه هنگام طلاق كمتر از بيست سال داشت از آن دوران چنين ياد می‌كند: ” تمام دوران اقتدارش (رضاخان) برای من بيچارگی و نشستن و ديدن و ساختن با ناملايمات بود."

ملکه توران پس از طلاق به مدت ۲۱ سال تا هنگام مرگ رضاخان در خرداد سال ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ در ميان ديوارهای قصر سلطنتی و در مجاورت خانواده پهلوی زيست و به تربيت تنها فرزندش همت گمارد. پس از مرگ رضاخان او براي بدرقه پسرش که عازم آمريکا بود به مصر مسافرت نمود و پس از مراجعت به ايران در ملک موروثی خود علي‏آباد مشغول فلاحت و امور خيريه گشت. او اندکی بعد با بازرگان ثروتمندی به نام ذبيح‎الله ملکپور ازدواج کرد. 

پس از ازدواج زندگی او دچار دگرگونی گشت. او در محافل اجتماعي شرکت نمود و صاحب ثروت کلاني شد و حتي در کنار فعاليتهاي اقتصادي خانواده پهلوي و ساخته شدن مهرشهر توسط شمس پهلوی در سال ۱۳۵۶ به فکر ساختن تورانشهر افتاد که اجراي طرح آن با همکاری آلمانيها پيش‏بينی شده بود، اما وقوع انقلاب نقشه های زیاده خواهانه آنان را برهم زد و ملکه توران با خروج از کشور در آلمان اقامت گزید.

قمرالملوک اميرسليمانی در سال ۱۳۷۴ در حالیکه ۹۱ سال سن داشت بر اثر کهولت سن در یک خانه سالمندان در حومه پاریس درگذشت.

غلامرضا پهلوی تنها فرزند رضاشاه و توران امیرسلیمانی بود. 
غلامرضا تا یازده سالگی به زندگی با مادرش ادامه داد اما با برادرانش در کاخ سلطنتی به مدرسه می‌رفت. او با سه برادرش، عبدالرضا، احمدرضا و محمودرضا، برای تحصیل به همان مدرسه‌ای در سوئیس فرستاده شد که محمدرضا و علیرضا پهلوی هم در آن مشغول تحصیل بودند. دو سال بعد هر چهار برادر به تهران برگشتند و به دبیرستان نظام رفتند.
 
پس از آنکه رضاشاه سلطنت را به محمدرضا واگذار کرد و به تبعید رفت، او و برادرانش همراه پدر به جزیره موریس و ژوهانسبورگ رفتند و تا زمان درگذشت رضاشاه با او بودند. غلامرضا پهلوی برای تشییع جنازه رضاشاه به قاهره رفت، جایی که مادرش هم به او پیوست و سه ماه پیش او ماند.

غلامرضا پهلوی، از آنجا به آمریکا رفت و دو سال در دانشگاه پرینستون درس خواند. بعد دوباره به ایران و نزد مادرش رفت و وارد دانشکده افسری شد.

او بعد به درخواست برادرش علیرضا که رئیس کمیته ملی المپیک ایران بود، سرپرست کاروان ایران در المپیک هلسینکی شد و بعد برای دوره آموزش نظامی تانک به آمریکا رفت.

پس از درگذشت علیرضا پهلوی رئیس کمیته ملی المپیک ایران، غلامرضا جای برادرش را گرفت و در هفت المپیک و جام جهانی آرژانتین مشارکت داشت. او پیش از انقلاب به درجه سرلشکری رسید و رئیس بازرسی ارتش ایران بود.

به گزارش بی‌بی‌سی، در سال ۱۹۹۶ پزشکان به او گفتند که به سرطان لنفاوی مبتلا شده که برای آن شیمی‌درمانی کرد. غلامرضا پهلوی در سال ۲۰۰۵ کتاب «پدر، برادرم، پادشاهان ایران» را به فرانسه و سال بعد به فارسی منتشر کرد.

او دو بار ازدواج کرد. ازدواج اول با هما دختر دکتر امیراعلم، پزشک رضاشاه بود که از او دو فرزند داشت. ازدواج دوم با منیژه جهانبانی دختر سرلشگر منصور جهانبانی بود که از او سه فرزند داشت. غلامرضا پهلوی پس از انقلاب ساکن بریتانیا شد.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان