کد خبر: ۱۶۵۶۷
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۶:۱۰-10 May 2020
سید ضیاء در گفتگو با صدرالدین الهی درباره کودتا، رضاشاه و مدرس میگوید:
عصراسلام: اعلامیه مشهور "من حکم میکنم" با تقریر بنده و امضای رضا شاه توسط یکی از افسران قزاق نوشته شد. کودتا دو نتیجه بزرگ داشت: یکی لغو قرارداد ۱۹۱۹ بین ایران و انگلیس و دیگری به رسمیت شناختن اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی. کودتای سوم حوت ۱۲۹۹ طبق نقشه حساب شده قبلی با تدارک من و فداکاری و همت بلند سردار سپه و کلنل کاظم خان سیاح، ماژور مسعود خان کیهان و سرهنگ امیراحمدی یعنی فقط ما ۵ نفر صورت گرفت.

من رضاشاه را پیش از کودتا برای اولین بار نزد استاروسلسکی فرمانده بریگاد تهران دیدم. شخصیتش طوری بود که از ابتدا تا هنگامی که اعلیحضرت رضاشاه پهلوی شاهنشاه ایران نامیده شد، خاصیت قدرت و رهبری‌اش را از دست نداد. او نمونه‌ای برجسته از یک سرباز خوب بود. حس تحکم به زیردست و اطاعت از مافوق در او به حد کمال وجود داشت. بسیار صریح الهجه، بی پروا، باهوش و البته اندکی عجول بود.

کلنل کاظم خان سیاح اولین بار رضاشاه را به من معرفی کرد و گفت: یک افسر پیدا کرده‌ام که به درد کار ما میخورد. هم قدبلند است، هم بداخم و پرهیبت و هم افسرهایش دوستش دارند. بعد از اولین برخورد دیدم آدمی فوق العاده جذاب و خوش ظاهر است با یک رگ لوطی گری. برخوردش با من مودبانه بود ولی از خودراضی. فرمانده‌اش استاروسلسکی با او رفتاری کجدار و مریز داشت. رضاخان معدل افسر مقبول آن روزگار بود. اینکه میگویند رضاخان میرپنج پیش از کودتا با انگلیسی ها ارتباط و سر و سری داشت و آنها در کار کودتا او را مورد مشورت و پشتیبانی قرار میدادند را قویاً رد میکنم. 
اینها شایعه است. البته انگلیس بعدها رضاخان را از جهت قدرت فرماندهی بر سربازانش پسندیده بودند ولی قبل از آن نه به او پیشنهاد داده بودند و نه به وی نزدیک شده بودند.

رضاشاه برخلاف احمدشاه یک آدم باعرضه بود. شاه واقعی حق آسایش ندارد. شاه واقعی کسی است که وقتی رعیش خواب است او بیدار باشد. رضاشاه را خدا رحمت کند ساعت ۴ صبح سرکارش بود و شب هم روی تشک پنبه ای کف اتاق میخوابید. خدمت با تفریح، تفرج، عیاشی، مهمانی، قمار و زنبارگی جور در نمی آید.

مدرس بسیار ابن الوقت بود. کسی بود که در مجلس پنجم وثوق الدوله را تطهیر کرد در حالی که پیش از آن از او را بسیار کوبیده بود. دکتر مصدق گفته بود: تکلیف ما با آقای مدرس روشن نیست. مدرس کرِ خدایی، یکدنده، لجوج، باسواد، خودخواه، جاه طلب و بدون طمع مالی بود. برخوردهایش خیلی خصمانه و گاهی بچه‌ گانه بود. عادت نداشت به حرف طرف مقابل گوش دهد. وقتی روی دور حرف زدن می افتاد کسی جلودارش نبود و سعی داشت که با استدلال های آخوندی حریفش را منکوب و مغلوب کند. یک روز هر چه خواستم حرفش را قطع کنم نگذاشت، ناچار پریدم روی صندلی و دستم را گذاشتم بیخ گوشم و فریاد زدم: آی مردم، این آقای مدرس وجیه المله کَرِ خدایی بدنیا آمده است. آنقدر فریاد زدم که ساکت شد و گفت: سید، بیا پایین یک چای برای خودت بریز و حرف حسابت را بگو. مدرس جانش را بر سر یکدندگی و جاه طلبی اش گذاشت خدا رحمتش کتد کَفِ نفس نداشت. می‌گویند داعیه کودتا داشت و شاید هم مخالفت شدیدش با سردار سپه از اینجا بود.


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان