کد خبر: ۱۶۵۰۴
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۱-07 May 2020
بسم‌الله، «ربنا افرغ علینا صبرا»
عصراسلام: سلام آقا رضای عزیز

زمانه گویا کاسه‌های صبر را لبریز و طاقت‌ها را طاق کرده است. حتی رفقا هم دیگر تحمل همدیگر را ندارند. به برکت کرونا داریم «یوم یفر المرء من اخیه» را پیشاپیش تجربه می‌کنیم. هفته قبل یک تجربه‌ی تلخ در این زمینه داشتم. و دیروز دیدم که یک جمله‌ی من شما را برافروخته است. واقعاً منطقِ این فازِ فشار قوی - به تعبیر خودت - برایم قابل درک نبود. نه این که نازک نارنجی باشم. پوست من به لطفِ تیرباران‌های گاه‌و‌بیگاه لشکرهای حقیقی و فیک در فضای مجازی آنقدر نازک نیست. اما خب آدم از دوست انتظارات دیگری دارد. واقعاً اگر تصور می‌کردم آن توئیت چنین واکنشی برانگیزد هرگز نمی‌نوشتم. خدا ببخشد یک دوستی را که مشورت نادرستی داد و گفت «نه بابا! ناراحت نمی‌شود. خوشحال هم می‌شود». 


راستش خودم هم خاطره‌‌ی دوری از شما داشتم که این مشورت را تأیید می‌کرد. ۱۱ سال قبل، من یک وبلاگ داشتم با حدود ۲۰ بازدید روزانه. نه اسمی و نه رسمی. آنجا نقدی بر «بیوتن» نوشتم با عنوان «از کرخه تا ... بیوتن». نقد چندان مثبتی هم نبود. اما شما که آن زمان هم مثل امروز نویسنده‌ی صاحب‌نامی بودی چند روز بعد نقدِ منِ گمنام را در سایت خودت بازنشر کردی. من که خوشحال شده بودم در پی‌نوشت آن پست وبلاگی نوشتم: «خدا را شکر که (جناب امیرخانی) در ظرفیت نقدپذیری به برخی هنرمندان و روشنفکران نسل‌های پیش نرفته است. از خودمان است و از اهالی امروز.»


وقتی سال‌ها بعد در روستایی دور افتاده به واسطه‌ی دوست مشترک دیگری برای نخستین بار دیدار کردیم و یک روز در کنار هم بیل زدیم و آجر روی آجر گذاشتیم، به رأی العین دیدم که شما همان هستی که از دور تصور می‌کردم. صمیمی و خاکی. البته بخشی‌ از خاک‌ها طبعاً مربوط به کار در آن روستا بود! ولی خاکِ وجودت را هم عاری از غبارِ غرور دیدم. اجمالاً می‌دانستیم که در برخی زمینه‌ها نظرات کاملاً متفاوتی داریم. اما این مانع دوستی و رفاقت‌مان نشد. بعدها هم به مناسبت‌های مختلفی گهگاه دیدارها و گفت‌وگوهایی داشتیم. رفیقانه. 


من هنوز هم اعتقاد ندارم که «راه ما از بیخ جدا است». اساساً گمان نمی‌کردم بیخِ راهِ ما چیزی در حد «نسبت دولت و سینما» باشد. شما را نمی‌دانم ولی نظر من در این موضوع خاص در زمره‌ی مقدساتم نیست. به‌خاطر اختلاف نظر در این موضوع رفاقتم با کسی را به هم نمی‌زنم. بله معتقدم این یک بحث نظری و فرهنگی بسیار مهم و بسیار ضروری است. استدلال‌ها و استنادهایی هم برای موضع خودم دارم. نهایت این‌که می‌نشینیم درباره‌ی آن بحث می‌کنیم. مرز کفر و ایمان که نمی‌خواهیم تعیین کنیم.


من گمان می‌کنم کتاب «نفحات نفت» شما سوءتفاهم‌هایی در این زمینه ایجاد کرده است. این جمله خیلی توهین‌آمیز بود؟ خیلی سنگین بود؟ جواب این جمله این است که تو برو در قصر شیشه‌ای کشکت را بساب؟ بله می‌دانم این را نگفتی ولی قریب به این مضمون بود دیگر. جوابش این است که باز فهرستی از «آب‌های کثیف» را برای من بفرستی؟ من می‌گویم بچه‌ را چرا همراه با آب کثیفِ تشت انداختی بیرون؟ شما می‌گویی: چون آب کثیف بود! و اضافه می‌کنی که: تازه آب‌ تشت محل کار شما هم کثیف است! فکر کنم آنقدر عجله داشتی برای صدور جواب دندان‌شکن که اصلا مفهوم آن ضرب‌المثل را متوجه نشدی. قصه این است که وقتی کسی بچه را حمام می‌کند، باید مراقب باشد هنگام دور ریختن آب کثیفِ ته تشت، بچه را دور نیاندازد. 

آقا رضای امیرخانی! شاید ده سال پیش ایده‌ی عدم دخالت دولت در سینما یک رؤیای شیرینی بود که برخی در سر داشتند. الان با این وضعیت «کی بود کی بود من نبودم» درباره‌ی پول‌های کثیف در سینما و ورود یک عده اختلاس‌گر و آقازاده و دلال و نزول‌خور بازار به عرصه سرمایه‌گذاری سینما، و افزایش بی‌حساب و کتاب دستمزدها و بر هم خوردن مناسبات تولید و اکران و وضعیت سریال‌های شبکه خانگی و ... چشم‌انداز «سینمای عاری از هرگونه مداخله دولت»، دیگر به آن دل‌انگیزی که قدیم‌ها تصور می‌شد نیست.

حالا اینجا نمی‌خواهم وارد ریز بحث بشوم. ولی برایم خیلی شگفت بود که تو حتی سوال نمی‌کنی که حرف حسابت چیست؟ انگار هیچ انگیزه‌ای برای شنیدن نداری. و راستش این کمی نگرانم کرد‌. چنان بر سر موضع کتابی که ۱۰ سال پیش نوشتی قرص و محکم ایستاده‌ای و کاملا با خودت «تفاهم» داری، که حتی کنجکاو برای دانستن درباره‌ی تجربه‌ی برخی کشورهای دیگر نیستی. با این موضع آیا گفت‌و‌گو امکان‌پذیر است؟ واقعاً تصور می‌کنی در آلمان مثلا، حضرات از مزایای اقتصاد آزاد و عدم مداخله دولت در بازار و اقتصاد و فرهنگ اطلاع ندارند که حدود ۹۰ درصد فیلم‌های آلمانی به نحوی از انحاء از کمک‌های دولتی بهره‌مند می‌شوند؟ در فرانسه و ایتالیا آیا اصول اقتصاد آزاد شناخته شده نیست که دولت سالانه صدها میلیون، گاهی یک میلیارد یورو در سینما هزینه می‌کند؟ در انگلستان و کره‌ی جنوبی نمی‌دانند بخش خصوصی یعنی چه؟ چرا دولت‌های آنها اینقدر در برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری و تنظیم مقررات‌ برای سینما فعال هستند؟


بگذریم... غرض از نوشتن این سطور ورود به بحثی نظری درباره‌ی سیاست‌گذاری فرهنگی و سینمایی نبود. فقط خواستم بگویم از این طرف هیچ سوءتفاهمی نیست! کسی در توانایی و قابلیت تو در کار کتاب نوشتن تردیدی ندارد. اما لطفاً اجازه بده که همگان با همه‌ی آنچه در کتاب‌هایت می‌نویسی موافق نباشند. جایگاه ممتاز تو در تاریخ ادبیات انقلاب اسلامی برای من روشن است و آن لذت و بهره‌ی فکری و حظ معنوی که از برخی آثارت برده‌ام را فراموش نمی‌کنم. امیدوارم که باب گفت‌و‌گو را همچنان مفتوح نگاه داری. حتی با آنها که دوست داری نسبت به آنها «فاصله‌گذاری» کنی.


یک نسخه از کتاب «دولت‌ها چگونه به سینما کمک می‌کنند؟» را برایت می‌فرستم. امیدوارم اگر حوصله کردی و خواندی و فرصت داشتی یک بار به بهانه‌ی گفت‌و‌گو درباره‌ی آن دیداری تازه کنیم.


زنده باشی.

شهاب اسفندیاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان