کد خبر: ۱۶۳۳۸
تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۴:۵۵-01 May 2020
موسى خان میرپنج، فرزند لطفعلی خان مهاجر وزیری، از مهاجران قفقازی به تهران بود که در بریگاد قزاق به درجه میرپنجی رسید. وی پس از روی کار آمدن سردار سپه از خدمت نظامی کناره گرفت.
عصراسلام: او در سال ۱۳۰۱ ش به ریاست مدرسه عالی فلاحت و صنایع روستایی منصوب شد. موسى خان با بی بی خانم استرآبادی ازدواج کرد و فرزندان آن دو از این ازدواج مولود، علینقی، فتحعلی، حسنعلی، خديجه افضل، علیرضا، و علی اصغر نام داشتند. او دو بار دیگر هم ازدواج کرد که فرزند او از همسر سومش مریم وزیری نام داشت. موسى خان در سال ۱۳۰۴ ش درگذشت.


موسی خان میرپنج که جمعاً پنج پسر داشت و خودش نظامی بود، گمان می‌برد که همه آنها وارد خدمت نظام خواهند شد ولی تصادفاً دو تن از آنها هنرمند شدند. یکی علینقی و دیگری حسنعلی که ابتدا نواختن سنتور را نزد حسن سنتوری آغاز کرد ولی آنرا ادامه نداد و دل به نقاشی بست و به استاد زمانه کمال الملک سرسپرد و دنبال این هنر را گرفت تا به کمال رسید.

علینقی ۱۵ ساله اولین مشق تار را نزد دایی‌اش حسینقلی خان قزل ایاغ فرا گرفت و دیری نگذشت که از معلمش جلو افتاد. برادرش حسنعلی‌وزیری میگوید: علینقی هر کجا سازی میدید نمونه ای بدست می آورد. چنانکه به تدریج اتاقش موزه سازها شد. هر سازی در اتاقش دیده میشد و همه اینها را خوب مینواخت اما به ویلون و بویژه تار مهارت بیشتری داشت.

دایی‌اش حسینقلی خان میگوید: وقتی دیدم علینقی با همه سازها آشنایی دارد چون به ذوقش پی بردم و دانستم هرگز کسی نمیتواند اینهمه ساز را به خوبی بزند، بنابراین تشویقش کردم که فقط تار بزند و او نیز نصیحتم را با گوش جان پذیرفت ولی از ویلون دست نکشید.

علینقی که از عنفوان جوانی افسر قزاقخانه شده بود اولین درس نت خوانی و شیپور را از یاور آقاخان افسر موزیک آموخته بود، بعدها با محمد حجازی مطیع الدوله نوازنده ویلون و از شاگرد مدرسه سن لویی آشنا شد که به اتفاق هم نزد پر ژوا فروا، معلم مدرسه سن لویی که پیانیست بود رفتند و علینقی تئوری موسیقی و هارمونی را نزد این کشیش فرانسوی آموخت و این مقدمه دوستی بین آنها شد و در این جمع دوستانه آنها به نواختن قطعات فرنگی میپرداختند که علینقی در این ارکستر کوچک سه نفره ماندولین مینواخت.

حسنعلی تعریف میکرد: اگر شبی دور هم جمع بودیم و هر نوازنده ای یکبار ساز میزد، علینقی تار را زمین نمی‌گذاشت. لازم نبود از وی خواهش کنند که بنوازد. تا را برمی‌داشت و بی مضایقه می‌نواخت نه برای کسی بلکه برای خودش می‌نواخت. کم کم در میان نوازندگان شخصیت ممتازی یافت. انواع آهنگها اعم از ایرانی و فرنگی را در کمال مهارت با تار مینواخت تا آنجا که بین همگان کارش جنبه ابتکار و امتیاز داشت.

شبی در منزل ما مهمانی بود که یکی از حضار بوسیله تلفن با شخصی صحبت میکرد. در همین حین علینقی در نزدیکی تلفن تار میزد. صدای تار به گوش آن شخص رسید و گوشی تلفن را بدست آقا حسینقلی که در آن مجلس بود داد تا ساز نوازنده را بشنود و اظهار نظر کند. جناب میرزا مدتی گوش داد و بعد با تعجب پرسید: این نوازنده کیست ؟ گفتند: علینقی وزیری صاحب منصب قزاقخانه است. میرزا خوشش آمد و گفت: صاحب منصب و اینهمه ذوق ؟ من باید این جوان را ببینم.

چند شب بعد در منزل محمدرضا سالار معظم دوست علینقی و شاگرد آقا حسینقلی مجلس آشنایی فراهم شد و میرزا قطعاتی در چهارکاه نواخت و علینقی با دقت تمام حواسش متوجه دست و پنجه استاد بود. در آن مجلس به خواهش استاد، علینقی نیز قطعاتی نواخت که بسیار مورد تحسین میرزا قرار گرفت. سالار معظم به استاد اصرار کرد علینقی مشتاق است ردیف شما را به خط نت در آورد. استاد گفت: چه خوب، ولی اگر ردیف داداش میرزا عبدالله را که مضراب هایش واضح تر و شمرده تر است بنویسید بهتر خواهد بود. این آشنایی زمینه‌ای شد برای به نت در آوردن ردیف تار میرزا عبدالله بزرگ. میرزای نیک فطرت ساعت ها در منزل بی حسادت مینشست و ساز میزد و کلنل آنها را نت کرد تا برای آیندگان به امانت باقی بماند.


منبع: مردان موسیقی معاصر ایران - هوشنگ اتحاد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان