کد خبر: ۱۶۳۱۶
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۳:۱۴-30 April 2020
کلمة رَجَز در عربی عبارت اسـت از دردی کـه در عـَجُز شتر اصابت‌ می‌کند‌؛ همچنین‌ در معانی اضطراب پای شتر؛ سکندری خوردن و خلف وعده کردن‌ نیز آمده است (ابن منظور، ۱۹۶۸: مادة رَجَز). همچنین مـعنای ایـن واژه را سـرعت و اضطراب نیز گفته‌اند (مصاحب‌، ۱۳۶۵: ذیل‌ «رجز، بحر»).
عصراسلام: در زبان فارسی رجز به معنای مفاخره کردن و بیان مـردانگی‌ و شرافت‌ خویشتن‌، مباهات، فخرفروشی و لاف‌زنی به کار رفته است و ترکیباتی همچون رجزخواندن، رجزخوانی و رجزگویان از آن‌ در‌ زبان‌ فارسی رواج یـافته اسـت (دهـخدا، لغتنامه)

در اصطلاح ادبی شعری را گویند که مبارزان‌ در‌ مقام مفاخره و مباهات و لافـ‌زنی در بـیان مردانگی‌های خویش و خاندانشان به‌ویژه در میدان جنگ‌ بر‌ زبان‌ می‌رانده‌اند (دهخدا، نفیسی)
در واقع رجزخوانی بخشی از تاکتیک رزمی جنگاوران برای درهم شکستن روحیة دشمن بوده است. 

کارکردهای رجزخوانی

پهلوانان و رزم‌آوران برای مـقاصد گـوناگون رجـز خوانی می‌کنند. همة این مـقاصد‌ بـرای‌ پیـروزی‌ بر هماورد است، یعنی به سود خودی و علیه جبهة دشمن تنظیم می‌شود. برخی از این‌ اهداف‌ عبارتند‌ از:

بالا کشیدن یا برجسته کردن توانایی‌های پهلوانان خودی

فردوسی کـه شـاعری دقـیق و اهل ظرافت است‌ در‌ گفتگوهای شاهنامه به نوع شـخصیت‌های گـوینده و موقعیت‌هایی که آن‌ها در آن قرار دارند توجه بسیاری دارد‌ و در‌ رجـزخوانی‌ها نیز همواره موضع پهلوانان ایرانی به‌ویژه رستم را نسبت به همآوردانشان‌، پر‌ صـلابت و قـدرتمندانه تـصویر می‌کند. گفتگوی رستم در نبرد‌ با‌ پهلوان‌ تورانی اشکبوس، نمونه ی مناسبی است. فردوسی‌ در‌ برابر تحقیرهای اشکبوس جوابی مقتدرانه و پر از صلابت و سرشار از بلاغت بر زبان‌ رستم می گذارد.

تهدید و تحقیر دشـمن به قصد تضعیف روحیه

در رجـزها مـعمولاً بـا بـیان اقتدار‌ و توانایی‌ پهـلوانان‌ خـودی و شکست‌های پهلوانان دشمن هماورد را تهدید می‌کنند. گاه پهلوانان در هنگام برشمردن کردارهای شجاعانة‌ خویش به مقهور کـردن پهـلوانان پیـشین مفاخره می‌کنند تا روحیة حریف را بشکنند‌. تـوس پهـلوان ایـرانی در‌ رجـزخوانی‌ بـرای هـومان پهلوان تورانی، به کشتن ارژنگ دلاور تورانی مفاخره می‌کند.

تـشجیع و تـقویت خودی

رجزخوانی نزد سپاهیان خـودی بـرای تقویت روحیة آنان یکی از شگردهای پهلوانان شاهنامه است. در ماجرای نبرد رستم و شنگل‌ شاه‌ هند‌، شنگل شاه با غرور و تکبر‌ در‌ پیشاپیش‌ سپاه افراسیاب حرکت مـی‌کند و بـا ادای کلمات زشت، رستم را به مبارزه می طلبد. و رستم قبل از رفتن به نبرد با او‌ پیش‌ سپاهیان‌ خود، می‌گوید: من از خداوند آرزویی جز این‌ نخواسته‌ام‌ که ناشناسی از لشکر ایشان دلیری کند و از من رزم بخواهد تا بیخ و بن ایشان را از جـای بـکنم‌.

کتمان ترس  

برای تقویت روحیه‌ی خود و اطمینان بخشیدن به نیروهای خودی 


ابراهیم رمضانلی


منابع:
1-ذبیح الله صفا،حماسه سرايي در ايران
2- شميسا،انواع ادبي
۳-غلامعلی،فلاح.رجزخوانی در حماسه،دو فصل نامه ی زبان و ادبیات فارسی،پاییز و زمستان۱۳۸۵
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان