کد خبر: ۱۶۰۱۵
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۹:۴۵-20 April 2020
در گروه‌های ادبی مباحث مکفی در رواج یا مردگی این پسوند در زبان فارسی شد.
عصراسلام: پسوند/بَد-بُد/
در اوستایی paiti/paitiy/pati
در پهلوی:pat/
در فارسی امروزی:بَد/بُد

به نظر می‌رسد عنوان "مرده" در مورد سازه‌های زبانی در زبانشناسی امروزه چندان علمی نخواهد بود، چرا که بسیاری از وندها و سازه‌هایی که روزگاری مرده محسوب بودند دوباره احیا شده اند. دقیق تر آن است که از عنوان «غیر فعال » (عنوانی که علاء الدین طباطبایی  در "صرف زبان فارسی " برمی‌گزیند.) یا از عنوان «سازه های خفته زبان »سود جوییم؛ به ویژه درباره پسوندها.

برای نمونه روزگاری پسوندی مانند/ایک/ در فارسی، وندی به اصطلاح مرده به شمار می رفت. اما امروزه کسانی از زبانشناسان جوان  و پیشقدم تر استاد شفیعی کدکنی کاری که انجام داده اند این بود  که /ایک/  را از حالت  مردگی مصطلح بیرون آورده ،دوباره در فارسی وارد چرخه زبان  کرده اند. (ن.ک.: موسیقی شعر،ص سی و پنج)  این در حالی است که استاد خانلری در تاریخ زبان فارسی ج۳ ص۶ از آن با عنوان پسوند مرده نام برده  که جز چند کلمه (تاریک- نزدیک- باریک ) کاربردی درفارسی نداشت؛ لکن در زبان های خویشاوند  فرنگی فارسی این وند بسیار هم فعال است:استاتیک-سایکولوژیک-هیستوریک و...

اما  وند مرده - اگر هم اصطلاح درستی باشد-باید به سازه ای گفته شود که دیگر به هیچ وجه از آن واژه سازی نمی شود ،مانند پیشوند" اَ" که  امروزه خفته یا غیر فعال است  و در گذشته در واژه ای مانند «امرداد» کاربرد داشت.  لکن آنگونه که خواهیم دید وند /بد/   امروزه در واژه سازی زبان فارسی حضور دارد.

مقاله جدیدی خواندم از بهرنگ قاسمی زاده و سعید رحیمی در حوزه زبانشناسی رایانه‌ای که همین وند /بُد/ را در میان پسوندهای اشتقاقی در مقاله ای با نام : «بررسی قابلیت همنشینی وندهای غیر فعلی فارسی

با مقوله های مختلف واژگانی و کاربرد آن در پردازش رایانه ای زبان فارسی» طرح کرده بودند:ب+اسم=ارتشبد سپهبد 

با مشاهده دیگر واژه های ساخته شده از این وند"بُد" ،دیگر به سهولت می توان قایل شد که پسوند یاد شده در فارسی از خفتگی بیدار شده و مانند هر وند دیگری به اشتقاق می پردازد.به عبارتی با از میان رفتن «پایه-واژه » های این وند چون مو(بد)-هیر(بد)،  (آتر)بد. آذربد. ارگبد. اسپهبد. اندرزبد. باربد. بربد. جوربد. چتربد، دبیربد. (کتاب التاج جاحظ ص 173). درستبد (رئیس ضرابخانه ). دهوبد. دهیوبد. ری بد. سپهبد. فهلبد. کاروگ بد (گاروک بد) (رئیس کارگران سلطنتی و غیره )،کنابد. کهبد. کوه بد. گاهبد. گهبد (جهبد). مان بد (رئیس خانواده ). مغان اندرزبد. مؤبد. هربد. هزاربد. هوتخشبد (رئیس مهنه ). هیربد. (از یادداشتهای مؤلف ) وند "بَد" تحول واجی یافته و  با صورت "بُد" در زبان فعال شده است.

فربد (شکوهمند) رامبد باربد کوه بد  ارتشبد سپهبد دریابد از جمله واژه هایی هستند که با تحول واجی پسوند /بد/ در زبان فارسی واژه سازی می کند. حتا واژه کهنی چون «باربَد» در شم زبانی امروزه با ریخت «باربُد» واژه ی جدیدی است با همان پسوند. و شاید در آینده ای نزدیک   دوباره در زبان فارسی شاهد واژه هایی چون : آوابُد-روان بُد -آگاه بد و ...باشیم.
با این تفاصیل می‌توان امروزه مدعی  وندی بودن واژه «سپهبد» شد.


نویسنده: دکتر محمود علی اصغری
کانال علوم و فنون ادبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان