کد خبر: ۱۵۹۹۹
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۲:۲۸-20 April 2020
دستاورد دو سفر نویسنده به چین در دو بُرهه‌ از تاریخِ این کشور.
عصراسلام: «کارنامه‌ی سفر چین» پس از سالها نایاب بودن اکنون به طبع تازه‌ای سپرده می‌شود. برای این طبع یادداشتهای مربوط به سفر دوّم را که هجده سال بعد از سفر اوّل به چین صورت گرفت، افزودیم. بخصوص خواستم مقایسه‌ای باشد میان دو چین که در مدّتی بدین کوتاهی، یک چنین دگرگونیِ شگرفی بر خود همواره کرده است. 

چین ۱۳۵۴ که ما در سفر اوّل توفیق دیدارش داشتیم، هنوز در بحبوحه‌ی انقلاب فرهنگی بود. یک سال بعد، پس از آنکه عزای مائوسه تونگ گزارده شد، این کشور علائمی از خود نشان داد که می‌خواهد راه دیگری در پیش گیرد. عناصر تندرو «نظام» که همانگونه چین را «سرخ خاکستری» می‌خواستند، روانه‌ی زندان شدند. اندک اندک ارّابه‌ی چینِ انقلابی که داعیه‌دار گشودن طریق تازه‌ای در زندگیِ بشر بود و با همه‌ی موازینِ گذشته سرِ ناسازگاری داشت، به قافله‌ی لنگانِ سایر کشورها پیوست. اسم‌ها ماند و رسم‌ها شروع به رفتن کرد. همه‌ی آنچه در دوره‌ی «انقلاب فرهنگی» مورد سرزنش بود و نماد بورژوازی و سرمایه‌داری شناخته می‌شد، پاورچین پاورچین، قدم به جلو نهاد، و مطلوب شناخته شد.

گفته شده است که قرن بیست و یکم، قرنِ چین خواهد بود. این را نیکسون رئیس جمهور پیشین آمریکا گفت که از این کشور بدش می‌آمد. از هر جهت نمی‌توان اطمینان داشت که حدس او صائب از آب درآید، زیرا زمانه، بخصوص در این دوران، بازیهای خاصّ خود را دارد، و همیشه آنگونه نیست که علامتهایش درست جواب بدهند. امّا آنچه از ظاهر بشود حکم کرد، چین همه‌ی نشانه‌های پیش رَوَندگی را از خود می‌نمایاند: پُر جمعیّت‌ترین کشور دنیاست، پیـر‌ترین و جوان‌ترین، با مردمی باهوش، و منابعی نسبتاً غنی و تمدّنی ریشه‌دار که فرزانگیِ کهن را در خود نهفته دارد. از لحاظ عقیدتی و دینی نیز مانعی در برابرش نیست، و می‌تواند سراپا خود را به علم و فنّ جدید بسپارد، ولی یک خطر همیشه در کمینِ کشورهای نوخاسته هست و آن «افراط» است. از دست دادنِ «موازنه».

در دوره‌ی «انقلاب فرهنگی»، چنانکه دیدیم، در جهت «عسرت» و «بهداشت روانی»، افراط بود، اکنون گویا در جهت نا‌پـرهیزیِ روان. این البتّه خاصیّتِ اصلِ واکنش است که بستگیِ یک دوران، رها شدگیِ دورانِ دیگر را به دنبال می‌آورد، هر دو به افراط. از سوداگری، حسابگری، فساد مالی، تجمّل‌گرایی و ... در چین امروز حرف زیاد زده می‌شود. اگر پایه‌های اخلاقیِ ملّی سست شود، یعنی یک ملّت ظرفیّت جذبِ سامانی را که به او عرضه می‌شود نداشته باشد، اختلال بزرگ پیش خواهد آمد.

برای ما ایرانی‌ها، چین کشور بسیار جالب توجّهی است، به سبب وجوه مشترک متعدّد: روابط فرهنگی و تجاری بسیار قدیم، رویدادهای مشابهی در تاریخ، رگه‌های آسیاییِ مشترک، همراه با نیازها و مسئله‌های کم و بیش یکسانِ امروز. از این‌رو بود که «کارنامه‌ی سفر چین» اندکی بیش از ظرفیّت، تفصیل گرفت و به اشاره‌های تاریخی نیز پرداخت. خواستم در لابلای آن تجربه‌های دور و نزدیکِ این کشورِ بزرگ را قدری باز کرده باشم، تا از آن حکمت و عبرتی گرفته شود. چین در جریان انقلاب فرهنگی تندرَویهایی کرد که اکنون از آن پشیمان است. طرد یک فرهنگ، که یک نظام آن را به زیانِ خود بینگارد، دلیل بر تسلّط آن است. او باز می‌گردد و خسارت هم مطالبه می‌کند، مگر آنکه فرهنگ بهتر و زنده‌تری جایگزینش شده باشد. بُرد نهایی با فرهنگی خواهد بود که با روحِ زمان و «سرشت انسانی» سازگار‌تر باشد. 

ایران و چین هر دو، پرورده‌ی ادب و حکمت و سنّتِ گذشته‌اند. اکنون که علم در جهانِ امروز دایر مدار شده است، و گزیر ناپذیر می‌نماید، باید کاری کرد که میانِ این دو برخورد پیش نیاید. «رهنوردی بزرگ»، این است، بسی بزرگتر از آن یک که چین را به انقلاب رساند. مقصد نهایی باید به سویی باشد که دهانه‌ای از روشنایی را در برابر نهد، و نه آنکه به آن دلخوش باشند که حفر «تونل» کرده‌اند.
محقّق همان بیند اندر اِبِل
که در خوبرویانِ چین و چِگِل.

محمّدعلی اسلامی‌نُدوشن
تیر ماه ۱۳۸۰
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان