کد خبر: ۱۵۹۵۸
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۲:۲۲-19 April 2020
پلتفرم فیلم جالبیست. فیلمنامه «دیوید دسولا» و «پدرو ریورو» بر روی یک آزمایش وحشیانه در شرایط ضد اجتماعیِ غلط موهوم به داروینیسم، بی پروا متمرکز دارد.
عصراسلام: در یک زندان گسترده و عمودی و بی منطق که چرایی اش مشخص نیست، هر طبقه از یک اتاق منفرد و کوچک تشکیل شده است که در آن دو همبندِ حیوان-تا انسان- سکونت دارند که پایش بیفته دیگری را میخورد. در وسط هر اتاق ، مرکز ساختمان است که یک سوراخ غول پیکر چیده شده است و یک سکوی وعده غذایی نزولی - نقبی غلط و فرامتنی به نزول مائده از آسمان به زمین- برای کوتاهترین فاصله یک بار در روز متوقف می شود.

این سرچشمه در ابتدای طبقات با مواد غذایی و نوشیدنی پر شده است ، و یک مدیر توضیح می دهد: "اگر همه فقط چیزی را که لازم داشتند می خوردند ،" غذا به پایین ترین سطح-طبقه ٣٣٣ نیز می رسد."-بااین حساب مخاطب دریافته است که مقصود فیلم چیست، اگر چنین است، پس این میزان گنگ گرایی، شلوغ کاری، توحش و بازی با کلماتی نظیر (نماد)، (خدا)، (کمونیست)، (دن کیشوت) و (پیام) چیست؟

وقتی فیلم با زبان سفیهانه و کودکانه قصد دارد پیام اخلاقی دهد که اگر کسانی که در طبقه بالاتر هستند به اندازه غذا بخورند تا به همه غذا برسد، پس چه استعاره ای در این امر می‌تواند صورت بگیرد؟. دقیقا با چه استعاره ای مخاطب مواجه است؟ - چیستیِ این استعاره چیست؟ - ریشه اش در حال بیان انتقال چه چیزی است؟. - بایستی یاد بگیریم که هرچیزی استعاره نیست - فیلم اگر جامعه شناسانه رفتار میکند پس بایستی انسان را شناخته باشد تا بتواند از پس جامعهٔ فرد محورش انسان را به خوبی کالبد شکافی کند.

آیا میتوان با این مصادیق که [ انسانها ران پای همدیگر را میبُرند و میخورند و دهان همدیگر میگذارند، روی غذای هم ادرار میکنند و در صورت هم دفع مدفوع میکنند، هم دیگر را به وحشیانه ترین شکل میکشند، متوحشانه غذا به دندان میگیرند و سر دیگر انسان هارا بخاطر زیاده خواری برای اجرای عدالت با میله های تخت له میکنند و یا با شمشیری سامورایی سر از بدن قطع میکنند؟!] فیلم را با بن مایه ای انسان شناسانه شناخت؟! - آیا میتوان موضوعیت فیلم را با چنین مصادیقِ فرامتنی، جبهه گیرانه و متوحشانه ای با محوریتی جامعه شناختی بررسی کرد؟! - کدام نظریه و تحلیل جامعه شناسانه ای به این میزان بربریت  و توحشِ بی اندازه را برای بیان یک نظریه یا فرضیهٔ انسان محورش، که سعی دارد نگاهی جامعه شناسانه به محیطی انسانی بیاندازد بررسی میکند؟ - آیا این میزان وحشی گری، حیوان گرایی و دیو سیرتی از کاراکترها موضعی عامدانه و جانب دارانه نیست؟! - من میگویم چیزی غیر از نیست!

در فیلم همانطور که تمثیل های سیاسی پیش نمی روند ، بسترهای تکنیکی بقدری پیش روی میکنند که نمیتوان با موقعیت های دراماتیک آنچنان که باید و شاید همذات پنداری کرد.با این وجود ، زمان و شرایط ، رابطه ای مستقیم با بودن سکو دارد که گویا پیش برندۀ جهانِ سست داستان است؛بنوعی محرک داستان سکو است ،نه انسان ها!.

یکی از معضلات فیلم آشکار بودن شعارها در قالب استعاره‌ها و پیام‌های آن است که به بزرگترین حفره خود تبدیل شده است. وقتی نتفلیکس عکس فیلم را در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو در پاییز گذشته به دست آورد و تاریخ پخشش را بهار تعیین کرد ، آنها نمی توانستند نوعیت نیهیلیسم فرهنگی فیلم را از بطلان روایت فیلم تصور کنند و بنوعی این نگاه اصلی از فیلم را کتمان کردند و بیشتر فیلم را علمی دیدند تا حامعه محور! ؛اما کاری که در حقیقت فیلم سکو میکند چنین است ؛یک کابوس تاریک و بدون اساس که تا جایی که تنها کاراکتر ها تصمیم به فرار آگاهانه خود می‌گیرند فیلم تا حدی فضاسازی میکند؛ فلذا نمیتوان ارزش گذاری و اشتراکات این فیلم با دیگر فیلم هارا از جنس خواند که حتما تاثیرگذار بوده اند؛ اما هرگز منجر خلق فضا و جذابیتی نشده است که مخاطب با انگارۀ نوع دوستانه بودن با شخصیت‌ها ؛خود را در برابر تمامیِ معضلات فیلم متاثر گرداند. به هرحال میتوان گفت که اگر تا به حال فیلمی تکنیکی و  ماشینی با محیطی تک بُعدی از لحظۀ خفقان زدۀ انسانی ما - با شنیع ترین نگاه قصه گوی خود- موجودیت یافته باشد، همین است.

نویسنده: رکسانا محبوب
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان