کد خبر: ۱۵۶۹۴
تاریخ انتشار: ۱۹ فروردين ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۳-07 April 2020
پدیده‌های «همه‌گیری ویروس کرونا» و «تغییر اقلیم ناشی از تغییر آب و هوا و گازهای گلخانه ای واثرات مرتبط با آن مانند آلودگی شهرها و...» تا چه حد با هم قابل مقایسه هستند.
عصراسلام: برای این مقایسه باید به چند سوال پاسخ گفت:

۱- آیا هر دو پدیده «همه‌گیری ویروس کرونا» و «تغییر اقلیم و آب و هوا» را می‌توان بحران نامید؟

۲- این دو پدیده آیا دارای ویژگی‌هایی مشترک هستند؟

۳- شمول بحران یعنی گستردگی و شدت بحران هر یک چگونه است

۴- چقدر امکان شناسایی بحران دارند؟

۵- کدام یک از پدیده‌های مورد اشاره بیشتر جدی گرفته شده اند؟

در ادامه به این سؤالات پاسخ داده خواهد شد.

کدام بحران

۸ شاخصه دست کم در تعاریف مختلف درباره بحران به صورت مشترک دیده می شود.

الف: بحران پیشامد یا رویدادی است که به صورت ناگهانی و بعضا فزاینده رخ می‌دهد.

ب: موجب ناپایداری و عدم تعادل خطرناک در گروه یا جامعه می‌شود.

ج: موجب قطع یکباره فعالیت بخش‌های زیادی از جامعه و بسیج توان آن بخش‌ها یا تمام نیروهای جامعه برای مهار بحران می‌شود.

د: برای برطرف کردن آن به اقدامات فوری، اساسی و فوق‌العاده نیاز است.

 ه: موجب ایجاد فشاری به مراتب فراتر از تحمل جامعه می‌شود.

و: باعث در هم شکسته شدن انگاره‌های متعارف، ساختارهای موجود و واکنش‌های گسترده می‌شود.

ز: موجب وقوع آسیب‌های شدید و تهدیدهای آنی و آتی می‌شود.

ح: نیازها و فرصت های تازه‌ بوجود می آورد.

مقایسه دو پدیده ویروس کرونا و تغییر اقلیم بر اساس هشت شاخص بالا نشان می دهد که اغلب این شاخص‌ها درباره تغییر اقلیم چندان صدق نمی کند: به تعبیر دیگر ناگهانی نیست بلکه به مرور به وجود آمده و لاجرم نوعی انطباق در جوامع با مخاطرات آن را به دنبال داشته است.

تغییر اقلیم و آب و هوا موجب ناپایداری و عدم تعادل سریع و خطرناک می‌شود به گونه ای که نیاز باشد به یکباره فعالیت‌های بخش‌های مختلف جامعه مختل شود و شاهد بسیج توان بخش‌های مختلف جامعه برای مهار بحران نیستیم از سوی دیگر الزاما برای برطرف کردن زیان های ناشی از این پدیده، اساسا باید برنامه‌ها و اقدامات بلند مدت در دستور کار قرار گیرد. همچنین تغییر اقلیم فشاری به مراتب فراتر از توان جامعه را موجب نشده است به گونه ای که زندگی روزمره آحاد جامعه مختل شود.

این در حالی است که درباره ویروس کرونا تمامی ۸ مورد بالا مصداق دارد و باید آن را یک بحران تمام عیار بدانیم.

تعریف مسئله

اما اگر تغییر اقلیم بحران نیست پس چیست؟ چند عامل باعث شده تا در خصوص تغییر اقلیم مواضع متفاوت اتخاذ شد. این مواضع متفاوت به معنای آن نیست که این پدیده جدی گرفته نشده است بلکه در اولویت اول قرار نگرفته است (و نگارنده در ادامه به این مقوله خواهدپرداخت). اولین عامل آن است که نقطه اوج زیان های ناشی از تغییر اقلیم روی نمودار ایجاد و رشد آن قابل تشخیص دقیق نیست و نظریات مطرح شده اساسا مبتنی بر پیش بینی است و چون زمان مشخصی برای آن نمی توان تعیین کرد قابلیت اثبات دقیق نظریه های ارائه شده غیر ممکن است. از سوی دیگر بانک اطلاعاتی و سابقه دقیق تاریخی یا ابزار آینده نگری که بتواند پدیده های طبیعی را طی مثلا ۲۰۰۰ سال اخیر و حتی ۲۰۰ سال گذشته یا ۱۰۰ سال آینده به صورت مدون و دقیق رصد کند وجود ندارد. 

همه تصور می‌کنیم تغییر اقلیم حاصل فعالیت های دو سده اخیر است در حالی که تجمیع فراز و فرود پدیده های طبیعی که هزاران و میلیون ها سال قدمت دارند در کنار عملکرد انسان عصر صنعتی با قدمت کمتر از ۲۰۰ سال باعث تشدید یا تقلیل مسئله تغییر اقلیم شده و خواهد شد.

بر همین اساس بشر هنوز نتوانسته درباره بحران های آتی ناشی از پدیده تغییر اقلیم با قطعیت سخن بگوید. این عدم قطعیت نسبی موجب شده تا اقدامات بشر نیز با احتیاط پیگیری شده و در عین حال به نظر جدید نیاید.

کوری مدرن

رمان «کوری» * نوشته ژوزه سارماگو* نمایش خوبی است از کوری سفید بشر که نشان می‌دهد نیازهای حال وی را نسبت به پیامدهای آینده نابینا کرده است. سبک‌های زندگی مصرف گرایانه، الگوهای مسابقه برای ثروت اندوزی افراد، تلاش شرکت ها برای هرچه بزرگ تر شدن و بین المللی تر شدن و... همگی زمینه ساز کوری سفید در بشر شده است.

اگر ۱۰۰ کتاب پرفروش سال جهان را بررسی کنیم دست کم ۷۰ درصدشان سبک های زندگی و شغل را به سمت ثروت آفرینی سوق می دهد. اثر چنین نگاه در عصری که ضریب نفوذ اینترنت و گوشی‌های هوشمند بالا است طبعا اثری تصاعدی در تغییر سبک زندگی انسان‌ها در نقاط دور و نزدیک جهان به سمت کسب و انباشت ثروت می گذارد. ثروت آفرینی و انباشت آن به معنی تغییر الگوهای مصرف از کالاها و خدمات دارای عمر طولانی به عمرکوتاه هر چه بیشتر است.

هر انباشت کالایی به معنای افزایش تقاضا برای آن است و افزایش تقاضا به معنی افزایش قیمت و افزایش قیمت موجب دوقطبی شدن جوامع به ثروت مندان طبقه متوسط و فقرا می شود. در این آوردگاه، فقرا می خواهند متوسط شوند و متوسط‌ ها تلاش می کنند ثروت‌مند شوند غافل از اینکه هر سه طبقه همیشه وجود دارند. 

یکی از نتایج این رقابت، افزایش کاذب قیمت ها و ثروتمندتر شدن هر چه بیشتر ثروتمندان است بدون اینکه تلاشی کرده باشند. این امر فاصله شمال شهرها و جنوب شهرها را مدام افزایش می دهد و کوری مدرن هرچه بیشتر چادر سفیدش را بر شهرها و جوامع می گستراند. آرزو برای زندگی در شمال شهرها باعث می شود تا برندها با سرعت بیشتر متولد شوند و با استفاده از عبارت نوآوری، مدام به آبشن ها اضافه کنند. در این مسابقه شبکه های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی با شدت و هیجان بیشتر گزارش می‌کنند در نتیجه نوها خیلی زود کهنه می شوند و کهنه ها زباله دانهاهای مختلف را مدام گسترده تر می کند. 

نمایشگاه‌های مختلف انسانی و صنعتی و شامل سالن‌های مد و مراکز نمایشگاهی به سرعت رونق پیدا می‌کند و در چنین شرایط طبیعی عبارت‌های اقتصادی نیز تغییر می‌کنند. رشد اقتصادی به عنوان مهم‌ترین شاخص در میان ملل به مسابقه‌ای بی پایان تبدیل می شود. کشورهای گروه ۲۰ و جی ۷ و... انواع مختلف گروه ها شکل می گیرد تا در مسابقه بهتر بتوانند ادامه دهند. طبیعی است در این مسابقه کور، در حالی که بسیاری از مردم اسیر الگوهای جاری شده و به جای اینکه زندگی کنند غرق در عطش ثروت آفرینی و گذار از طبقه پایین تر به بالاتر هستند عمرشان به دلیل استرس و نظام تغذیه و روان ناسالم اغلب زودتر از موعد به پایان می رسد و در هیچ گم می شوند. 

در عین حال در زیر پای اسبان آهنی خیل عظیم دیگری از انسان‌های فقیر و متوسط و موجودات جاندار و بی جان یا نابود می شوند یا به مخاطره فرو می‌روند. مراکز جمع و دفن زباله از خشکی‌ها فراتر می روند و سر از دریاها و رودها درمی آورند همه جا را سمی کنند و هوای شهرها مملو می شود از ذرات معلق و ناسالم و این هوا حتی قطب را نیز بی اثر نمی گذارد. در واقع کوری مدرن چنان قوی است که باعث شده مسئله تغییر اقلیم از اولویت عملا خارج شود اما کوری همه داستان نیست.

تغییر انگارها و فرصت‌ها

همان طور که در بخش اول این نوشتار آمد یکی از نتایج بحران تغییر انگاره ها است. در خصوص بحران کرونا این بحث صدق می کند. این بحران انگاره های بشر را نسبت به آینده تغییر خواهد داد به گونه ای که چالش های خود را بهتر رصد کند.

از سوی دیگر هر بحران یک فرصت برای مدیریت بهتر مخاطرات آینده است و کرونا چنین فرصتی خواهد بود. این بحران دست کم از پنج منظر در خصوص مدیریت مناسبتر مخاطرات آینده زمین و انسان فرصت ساز خواهد شد:

اول: بشر در خصوص بیماری های ویروسی با دقت بیشر ورود خواهد کرد.

دوم: نحوه مراودات اجتماعی و الگوهای تغذیه دچار تغییر خواهد شد.

سوم: اهمیت تغییر اقلیم و آب و هوا با دقت بیشتر شده و برنامه ریزی ها جدی تر خواهد شد. چهارم: همکاری های بین المللی درباره مخاطرات آتی افزایش معنادار خواهد یافت.

پنجم: حفظ گونه های حیوانی و گیاهی بیشتر مورد توجه بشر قرار خواهد گرفت.

جهان جدی تغییر اقلیم را جدی گرفته است

پایان رمان کوری سفید اما بینایی است. اهالی رمان به مرور یاد می‌گیرند که راهی جز کمک به یکدیگر ندارند. دنیای واقعی نیز احتمالا چنین است. تلاش ها و اقدامات بشر نشان می دهد مسئله محیط زیست و اقتصاد سبز در جمع اولویت های دولت ها قرار دارد. برنامه‌هایی چون توسعه پایدار سازمان ملل، معاهدات مختلف بین المللی مثل پاریس در کنار معاهدات داخلی کشورها، نهادسازی های بین المللی مانند UNEP در کنار سازمان‌های داخلی کشورها مثل سازمان محیط زیست و سازمان جنگل ها و... سازمان‌های مردم نهاد بین المللی و داخلی کشورها همچنین اقداماتی چون سرمایه گذاری دولت‌ها روی توسعه صنایع تولید انرژی های تجدیدپذیر، گرایش بخش خصوصی به سمت استفاده از انرژی های پاک در صنایع انرژی بر مانند خودرو، اصلاح فرایندهای تولید برق ترکیبی، اصلاح فرایند تولید محصولات در پالایشگاها، تلاش برای تولید لوازم الکتریکی هر چه کم مصرف‌تر و هم چنین توسعه مفاهیم مرتبط با حفظ محیط زیست در علوم مختلف انسانی در سطوح مدارس و دانشگاه و دیگر حوزه‌های کتابخوانی... از جمله حرکت‌های اساسی است که نشان می دهد بشر مسئله محیط زیست را جدی گرفته است.

شاید برخی اوقات فردی چون ترامپ باعث وقفه در روند اجرای معاهدات بین المللی بشود اما این وقفه ها را نباید مانعی در برابر روند کلی حرکت دولت ها و بشر به سمت مدیریت مناسب مخاطرات ناشی از تغییر اقلیم دانست چرا که دولت ها و ملل، خواهان حرکت در مسیر حفظ محیط زیست هستند. شاید ما دچار خطای راهبردی شده ایم که می پنداریم حل معظلی که طی دو سده شکل گرفته بدون چالش حل خواهد شد. در حالی که چنین نیست و انگاره درست این است: «پذیرش چالش ها می تواند به ما در حل آنها کمک کند»

 
* رمان کوری (به پرتغالی: Ensaio sobre a Cegueira) نوشته ژوزه ساراماگو نویسنده پرتقالی که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد نماد زیبایی از کوری مدرن است. این کتاب در سال ۱۹۹۸جایزه نوبل ادبیات را برای سارماگو به ارمغان ‌آورد. در این رمان، کور شدن افراد همراه با هاله‌ای سفیدرنگ مقابل چشمانشان است.


زیست‌آنلاین
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان