کد خبر: ۱۵۶۶
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۲-11 April 2018
[اگر هنوز لاتاری را ندیده‌اید، ممکن است این نوشته، داستان را لو بدهد.] چشم‌های مختلف، چیزهای مختلفی در لاتاری دیده‌اند؛ یکی غیرت ایرانی در برابر ناپاکی عرب‌ها دیده، یکی دیگر عرب‌ستیزی و توجیه حمله به سفارت عربستان، و دیگری بازتولید آرمان‌های انقلاب و امتداد آژانس شیشه‌ای.
لاتاری، داستان موسی است؛ نه داستان امیرعلی و نوشین و پدر نوشین. موسی است که به داستان معنا می‌بخشد و آن را پیش می‌برد. بنابراین برای نزدیک شدن به مفهوم لاتاری، باید ببینیم موسی را چگونه به تصویر کشیده است.

 فرض این نوشته بر این است که همه چیز فیلم از سر عمد و قصد است و چیزی در فیلم اتفاقی نیست. برای نمونه، تاکید بر رفتارهای افراطی موسی در مسجد و محله، و نشان دادن چندباره تکبیرگویی‌های دهه شصتی او، مطمئنا معنایی دارد.

۱- لاتاری، داستان نومید شدن موسی است؛ موسایی که به تصریح خودش کنار نشسته بود و کار را به اهلش سپرده بود و فکر می‌کرد همه چیز مرتب است و یک روز صبح بیدار می‌شود و می‌بیند اوضاع جوری نیست که فکر می‌کرده، و همه تلاشش را می‌کند که ناامید نشود. همه روابط مویرگی‌اش را به کار می‌اندازد تا همچنان امیدوار بماند و باورهای شیرینش لطمه‌ای نخورد و بتواند همچنان در رؤیاهای زیبایش در صف مسجد مشت هوا کند، دعواها را فیصله دهد، و برای ازدواج امثال امیرعلی ریش گرو بگذارد.

اما فقط مواجه شدن با دیوار سخت واقعیت است که به موسی می‌فهماند یک جای کار می‌لنگد و لابد همیشه می‌لنگیده است. موسی بالاخره به سراغ کسی می‌رود که مطمئن است حرفش حرف است، اما زود متوجه می‌شود که از این خبرها نیست و هوا پس است. مرتضی، نماینده قدرت مسلط، موسی را ناامید می‌کند و او را به دیوار سفت واقعیت حواله می‌دهد و از او می‌خواهد همچنان به دوستانش اعتماد کند و خودش در باورهای شیرین غرق باشد.

موسی اما ناامید می‌شود. از همه چیز نومید می‌شود. مسئله او غیرت نیست. مسئله موسی نوشین نیست. او نمی‌خواهد بپذیرد که نمی‌شود کاری کرد. نمی‌خواهد اجبار به ناامیدی را بپذیرید. شاید برای همین است که متهورانه رفتار می‌کند. شاید برای همین است که حتی سر و رویش را نمی‌پوشاند و به دوربین مداربسته زل می‌زند.

۲- لاتاری هیچ نسبتی با آژانس شیشه‌ای ندارد. در آژانس، حاج کاظم نومید نشده، او اتفاقا امیدوار است و در نهایت با اتکا به درون نظم مستقر، به هدفش می‌رسد؛ هدفی که مطلقا نه خطری برای کسی دارد و نه امنیت ملی را خدشه‌دار می‌کند، اما موسی انقلاب می‌کند. سوار شدن حاج کاظم به هواپیما، اثبات باور حاج کاظم به نظام است، اما سوار شدن موسی به هواپیما، یعنی پشت کردن به نظم حاکم و پشت کردن به فصل الخطاب بودن نظم مستقر. موسی به زبان حال می‌گوید نظم مستقری که آن کار لازم را نمی‌کند، برای من هیچ ارزشی ندارد و من هیچ احترامی برای او قائل نیستم.

موسی نه‌تنها قدرت حاکم را به بازی می‌گیرد، بلکه نماینده نظم مستقر را هم در طغیان علیه نظام و نادیده گرفتن امنیت ملی با خود همراه می‌کند و مرتضی که نماینده نظم مستقر است، وادار به همراهی در طغیان علیه امنیت ملی می‌شود. همه اینها به وضوح در فیلم قابل دیدن است.

۳- آیا لاتاری اگر می‌خواست، نمی‌توانست چهره‌ای سنجیده‌تر از موسی به ما نشان بدهد تا از او قهرمانی منزه بسازد؟ آیا اگر لاتاری به دنبال تئوریزه کردن عرب‌ستیزی بود، لازم نبود چند عرب یا عربستانیِ تباه را هم در فیلم به ما نشان می‌داد؟ آیا از سر اتفاق بوده که ما با پدری مواجهیم که دخترش را با رضایت کامل راهی آنجا می‌کند که خودش هم می‌داند چه خبر است؟ آیا از سر اتفاق است که سامی، یک ایرانی است و اتفاقا مشتری‌های فراوانی هم دارد و دفتر و دستک روزمینی هم دارد و نظم مستقر هم نمی‌تواند یا نمی‌خواهد با او درگیر شود؟ همه اینها یعنی ما خوبیم و عرب‌ها بدند؟ لاتاری اگر می‌خواست ایران و ایرانیان را تباه و فروپاشیده و زخمی نشان دهد، دقیقا چه کار دیگری باید می‌کرد؟

لاتاری شاید گزارشی باشد از روند نومیدی باورمندان به نظم حاکم، خودسر شدن آنها و روند همراه شدن با خودسران، اما هیچ نشانه‌ای از تجویز خودسری و تجویز عرب‌ستیزی ندارد. مگر اینکه بگوییم ظاهر فیلم این است و آن پشت پرده‌ها اتفاق‌های دیگری می‌افتد و منظورهای دیگری در کار است، که طبیعتا ربطی به همین فیلمی که همه دیده‌اند ندارد.

۴- آیا لاتاری فیلم خوبی است؟ حتما. چون علاوه بر آنکه روش فکر کردن و سلوک رفتاری طیف تاثیرگذاری از جامعه را به ما نشان می‌دهد، از آن قدیس هم نمی‌سازد. لاتاری نه از خانواده و پدر ایرانی قدیس می‌سازد، نه غیرت ایرانی را منزه می‌کند و نه چنان قهرمان بی ضعف و نقصی به ما نشان می‌دهد. از همه اینها گذشته، لاتاری حتی ناتوانی و بی دست و پایی نظام سیاسی را هم به وضوح به رخ می‌کشد.

اگر سرمایه‌گذاران و تهیه‌کننده فیلم لاتاری به دنبال ساختن فیلمی غیرتمندانه بوده‌اند، به وضوح شکست خورده‌اند؛ چرا که جامعه‌ای فروپاشیده به تصویر کشیده‌اند که جوانان غیرتمندش در تب و تاب لاتاری می‌سوزند، پدرانش بی‌غیرت شده‌اند، نظم مستقر حتی از برخورد با جنایت‌های مشهود هم ناتوان است و سر آخر با خودسرها در شورش علیه امنیت ملی همراه می‌شود. این است سینمای انقلابی؟ 

حسن اجرایی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان