کد خبر: ۱۵۶۲
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۳۹۷ - ۲۰:۲۸-09 April 2018
تشکل‌ها و نیروهای‌سیاسی در صحنه سیاسی همه‌ی جوامع (از جمله ایران) متنوع‌اند و عمدتا در یک دوگانه‌ یا سه‌گانه‌ی بزرگ آرایش می‌گیرند و جبهه‌بندی می‌شوند. گویی صحنه سیاسی از آرایش نیروهای چپ و راست (و محذوفان) خالی نمی‌شود، اگرچه در هر دوره‌ی زمانی این دوگانه‌ها یا سه‌گانه‌ها با توجه به تحولات و مسائل اصلی جامعه و عرصه‌ی سیاسی، اعضا، هواداران، مضامین و برنامه‌های جدید پیدا می‌کند.
چرا مطالعه‌ی ‌‌جبهه‌بندی نیروهای‌ سیاسی اهمیت دارند؟ چون یکی از نیروهای اصلی ایجاد تغییر (یا جلوگیری از تغییر) همین نیروهای سیاسی هستند. جوامع با معضلات و تبعیض‌های گوناگونی روبرو هستند و نیروهای سیاسی یکی از مولفه‌هایی هستند که داعیه‌ی تغییر این تبعیض‌ها در جامعه را دارند و در صحنه‌ی انتخابات یا جنبش‌ها و پویش‌های جامعه به مردم وعده‌های تغییر می‌دهند. این نیروها و جبهه‌های سیاسی هر کدام الگوی خاصی را برای تغییر و توسعه جوامع دنبال می‌کنند. (۱)

با اینکه در صحنه‌ی سیاسی ایران در چهار دهه‌ی گذشته به‌طور مرتب انتخابات برگزار می‌شود و یا پویش‌های اجتماعی-سیاسی شکل می‌گیرد، ولی هنوز آرایش صحنه‌‌ی سیاسی ایران حول احزاب سیاسی فراگیر تمایزیافته شکل نگرفته است. به بیان دیگر ایران هنوز وارد مرحله‌ی دسته‌بندی با «نظام رقابتی حزبی» (دو‌ یا سه حزب فراگیر) نشده است. چه بسا اگر روزی چنین شود دیگر جامعه‌‌ی سیاسی ایران وارد مرحله‌ی «تحکیم دموکراسی» شده است. با این همه این ضعف به معنای این نیست که در صحنه سیاسی ایران تمایزیابی سیاسی در معنی تشکل‌یابی و دسته‌بندی یا جبهه‌بندی سیاسی و رقابت جدی سیاسی نداریم. چنان‌که توضیح خواهم داد در ایران با چند جبهه‌‌ی سیاسی مواجهیم و به این معنا جامعه‌‌ی سیاسی ایران «در حال گذار به دموکراسی» است. 

پس از انقلاب به تدریج دو جبهه‌بندی سیاسی مجاز در چارچوب جمهوری اسلامی در نیمه دوم دهه شصت ابتدا حول تشکل‌های ‌سیاسی چپ اسلامی (نیروهای خط امام) و راست اسلامی (بیشتر راست سنتی) شکل گرفت و در دوره‌ی اصلاحات (۱۳۷۶-۱۳۸۴) مضامین این دوگانه تغییراتی کرد و به دوگانه‌ی اصلاح‌طلب و محافظه‌کار (اصول‌گرا) تبدیل شد. در دوره‌ی احمدی‌نژاد (۱۳۸۴-۱۳۹۲) جبهه‌ی اصلاح‌طلب به‌عنوان یک جریان دو پا (یک پا در دولت و یک پا در جامعه‌مدنی) زیر فشار قرار گرفت و از ارکان حاکمیت بیرون رانده شد و در جامعه‌‌ی مدنی در برابر جبهه‌ی اصول‌گرایان (که سکوی هدایت آن به دست تندروهای اصول‌‌گرا افتاده بود) مقاومت کردند. با پیروزی روحانی در انتخابات ۱۳۹۲ جبهه‌بندی سیاسی اصلاح‌طلب-اصول‌گرا تغییراتی کرد و نیرو‌ها و تشکل‌های سیاسی این دوجبهه ذیل دوگانه‌ی جدید و وسیع‌تر «میانه‌روها در برابر تندروها» قرار گرفت. پس از انتخابات ۱۳۹۶ گفته می‌شود جبهه‌بندی دوگانه‌ی اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان (و بعد جبهه‌بندی میانه‌رو-تندرو) دیگر پاسخگوی وضعیت و مسائل جامعه ایران نیست و باید از دسته‌بندی‌های سیاسی دیگری استفاده کرد. هدف این نوشته این است که اولا به این جبهه‌بندی‌ پیشنهادی اشاره کند و ثانیا به رغم تغییرات مهمی که در جامعه‌‌ی سیاسی ایران اتفاق افتاده‌است می‌توان از کفایت جبهه‌بندی سیاسی «تعامل‌گرا در برابر سازش‌ناپذیر» (یا تقابل‌گرا) دفاع‌ کرد که این دوگانه از دوگانه پیشنهادی زیاد دور نیست. ثالثا به این سوال پاسخ می‌دهد که آیا جبهه‌بندی تعامل‌گرا-تقابل‌گرا همه‌ی نیروهای اجتماعی جامعه ایران را پوشش می‌دهد؟ (به بیان دیگر در این بحث به وضعیت نیروی سیاسی «محذوفان» در صحنه سیاسی در شرایط فعلی توجه می‌شود.)

جبهه‌بندی عادی‌سازان در برابر استثنا‌طلبان

دکتر محمدمهدی مجاهدی از جمله محققانی است که دسته‌بندی اصلاح‌طلب-اصول‌گرا را حداقل به دو دلیل تاریخ‌ مصرف گذشته می‌داند (تحلیل او را در دو پست بالا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان