کد خبر: ۱۵۴۲۰
تاریخ انتشار: ۰۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۲۳:۱۳-20 March 2020
طهمورث آدمیت فرزند عباسقلی آدمیت بنیانگذار جمعیت آدمیت (خاندان آدمیت) می‌باشد. وی مشاغلی از جمله سفیرکبیر ایران در کویت، صوفیه، بخارست و شوروی را عهده‌دار بوده است.
در سال ۱۲۹۶ق در تهران به دنیا آمد. طهمورث پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه به دانشگاه تهران رفت و لیسانس خود را در رشته حقوق گرفت. وی مشاغلی از جمله سفیرکبیر ایران در کویت، صوفیه، بخارست و شوروی را عهده‌دار بوده است. 

طهمورث از زبان مسعود انصاری
 
"مسعود انصاری"کاردار سفارت شوروی هنگامی‌که "طهمورث"برای ماموریت به سفارت فرستاده می‌شود، از بی‌آدابی‌ها و بداخلاقی‌های وی شکایت می‌کند: «من در آن ماموریت علاوه بر تمام مشکلات با رفتاری که از طرف وزیر مختار ـ رایزن سفارت خودم آقای "طهمورث ‌آدمیت"روبرو شدم که با نوشتن آن خواننده را متاثر خواهم کرد. من با آقای طهمورث اولین بار که آشنا شدم، در ماموریت قبلی خودم در مسکو بود. در اولین روز به همکاران خود گفتم، من نمی‌خواهم، واعظ غیر منعظ باشم و سعی می‌کنم که سرمشق خوبی برای آن‌ها باشم. آقای آدمیت گفت: «ما از این حرف‌ها زیاد شنیده‌ایم، یک مثل روسی است که می‌گوید بلبل را با افسانه سیر نمی‌کنند.» هر موقع که با وی کار داشتم به من می‌گفتند که از سفارت خارج شده است. من حقیقتا متحیر بودم که این قیافه گرفته و بی‌اعتنا و بی‌ادب به من برای چیست. من به وزارت خارجه یادآور شدم که تحمل من بیشتر از "مرحوم ‌سهیلی" و "دکتر اردلان" و "آقای ‌حکمت" و دیگران نیست که نتوانسته‌اند اخلاق آدمیت را تحمل کنند. 

نشان و کتاب طهمورث
 
وی از رژیم سابق نشان سوم تاج را نیز دریافت کرده است  و کتابی به نام "گشتی بر گذشته" نیز از او منتشر شده است که حاوی خاطرات وی از مدت ماموریت او در شوروی و بیشتر مربوط به مقامات و دیدنی‌های این کشور است.

دکتر آدمیت در جزوه‌ی "آشفتگی در فکر تاریخی” که در خرداد ۱۳۶۰ منتشر شده، از دکتر سید علی شایگان چنین نقل قول می‌کند: «وقتی که دکتر علی شایگان او [مهندس بازرگان] را برای بحث وزارت فرهنگ به دکتر مصدق پیشنهاد کرد؛ این جواب را شنید که: بازرگان به درد این کار نمی‌خورد، و اولین کاری که بکند این است که چادر بر سر دختر بچه‌های مدرسه بکند. (این مطلب را به لفظ و روایت معتبر نقل کردم).» [آدمیت، آشفتگی در فکر تاریخی، رویه‌های ۲۱ و ۲۲]

دکتر آدمیت پس از نقل قولی که مدعی اعتبار لفظ و روایت آن را دارند!، استنباط دکتر مصدق نسبت به بازرگان را چنین نتیجه‌گیری می‌کند: «چنین بود استنباط دکتر مصدق که نسبت به او اعتقاد سیاسی نداشت.» [همان، رویه‌های ۲۱ و ۲۲] با توجه به فقر داده‌های تاریخی بیشینه‌ی برچسب زنندگان به مهندس بازرگان، به نظر می‌رسد منبع مهم و شاید نخستین این اتهام، جزوه‌ی دکتر آدمیت باشد. برای سنجش درستی یا نادرستی نقل قول فریدون آدمیت، نگارنده به زندگینامه و خاطرات دو جلدی دکتر شایگان که منبع ادعای شادوران آدمیت است، مراجعه نموده اما کوچک‌ترین سخنی از پیشنهاد دکتر شایگان مبنی بر انتصاب مهندس بازرگان به وزارت فرهنگ دیده نمی‌شود! چه رسد به آن‌که دکتر مصدق به استنباط "بی‌اعتقادی سیاسی” نسبت به مهندس بازرگان دست پیدا کنند! زنده یاد دکتر کریم بخت‌یار سنجابی وزیر فرهنگ کابینه نخست دولت ملی شادروان مصدق نیز آشکارا پیشنهاد انتصاب مهندس بازرگان به وزارت فرهنگ را نفی کرده و اتهام "بی‌اعتقادی سیاسی” دکتر مصدق نسبت به بازرگان را رد می‌کند. 

اهمیت سخن دکتر سنجابی در اینجاست که مهندس بازرگان در دوران وزارت فرهنگ سنجابی، به مدت سه هفته معاونت تعلیمات فنی ایشان را دارا بودند و سپس به ریاست هیئت مدیره خلع ید با دستور مستقیم دکتر مصدق منصوب شدند. [بازرگان، مدافعات، رویه ۲۳۱] 

دکتر سنجابی در کتاب امیدها و نا امیدی‌ها (گفتگو با تاریخ شفاهی هاروارد) در پاسخ به پرسش ضیاء صدقی که با استناد به نقل قول از طهمورث آدمیت چنین می‌گوید: «صدقی: آقای دکتر یک موضوعی را آقای طهمورث آدمیت به من گفتند در رابطه با آقای مهندس بازرگان که بعد هم در یعنی حدود یک سال و نیم پیش یک جزوه‌ای بوسیله فریدون آدمیت به نام آشفتگی در فکر تاریخی منتشر شد که در پاورقی آنجا این موضوع را آقای فریدون آدمیت تکرار کردند که آن موضوع از این قرار است که گویا زمانی به آقای دکتر مصدق پیشنهاد شده بود که آقای مهندس بازرگان را به عنوان وزیر فرهنگ انتخاب بکنند و آقای دکتر مصدق گفته بودند که نه من به هیچ وجه این کار را نمی‌کنم؛ برای این‌که او اگر به وزارت فرهنگ برود در آنجا فقه و شرعیات را عمومی می‌کند و چادر بر سر دختران می‌گذارد. این موضوع حقیقت دارد، شما اطلاعی درباره‌ی  این موضوع دارید؟ سنجابی: بنده باور نمی‌کنم چنین چیزی بوده باشد. برای این‌که دکتر مصدق بلافاصله بنده را انتخاب کرد و موضوع پیشنهادی هم اصلاً درباره‌ی مهندس بازرگان وجود نداشت و هیچکس هم درباره‌ی وزارت فرهنگ با او توصیه‌ای یا گفتگویی نکرده بود و خود من شخصاً به علت ارتباطی که با او داشتم او را به معاونت خود انتخاب کردم و مصدق هم از انتخاب او به هیچ وجه نارضایی نشان نداد. و دلیلش هم این‌که بعداً کار دیگری مربوط به شرکت نفت به او واگذار کرد. صدقی: بله البته منظور این نبوده که قبل از این‌که شما را برای وزارت فرهنگ در کابینه دعوت بکنند، مهندس بازرگان را قصد داشتند. در یک دوره بعدی گویا در کابینه‌ی بعدی ایشان گفتند که یک همچنین مسئله‌ای مطرح شده بود و دکتر مصدق شدیداً با این مخالفت کرده بود، شما اطلاعی ندارید؟ سنجابی: من اطلاعی ندارم.» [سنجابی، امیدها و ناامیدی‌ها، رویه‌های ۱۰۴ و ۱۰۵]



نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان