کد خبر: ۱۵۴۰۶
تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۳:۴۵-19 March 2020
اینکه آورده‌اند «هرآنچه نکشدم قوی‌ترم می‌سازد»، جدای از این کارکردهای پوک شمنیستی روانشناسیِ موفقیتی‌اش، و اگر وجهی واقعاً فلسفی هم داشته باشد، باید گفت در همه‌ی مصادیق صادق نیست.
عصراسلام: بسیاری از بلایا تو را نکشند دست کم ضعیف‌ترت می‌سازند، چه در سطح جسمی و روانی و چه در سطح اجتماعی و سیاسی. در بعد جسمی نوزادی که تب شدیدی می‌کند و به اغماء می‌رود و نهایتاً نجاتش می‌دهند بعید نیست آسیب مغزی شدید ببیند و بقیه عمر فلج شود. 

از حیث روانی فردی که مثلاً در شبکه‌های هرمی مقداری امید به او فروخته‌اند ممکن است تا سالها به قول ما لک‌ها از حیث روحی دیگر روی ران راست ننشیند. از آنجاکه «شر انتها ندارد» بسیاری از بلایای طبیعی و نیمه‌طبیعی و انسانی ناظر به سطح اجتماعی و سیاسی همواره بدتر از خود را نیز نوید و رقم زدند. پدرم هر وقت غذای‌مان بد بود و ما قهر می‌کردیم می‌گفت «بخور فردا این هم نیست». 

این حکایت بسیاری از تورمات و اختلاس‌ها، بگیر و ببندها و شوخی‌های خیلیِ جدی باد و باران و تگرگ و زلزله و غیره در خاک‌بومِ ما بود. هی گفتیم این دیگر تمومه یک هول دیگه می‌خواد و هی رفتیم مرحله‌ی بعد و مثل بهروز در فیلم کندو، هر مرحله شل و پل‌تر، درب و داغان‌تر و ناقوی‌شده‌تر.
چرا؟ چون ساختار شر و آنچه به قصد کشتنِ من است، همواره این‌طور نیست که مرا با پادتن‌هایی سرآخر رها کند که دفعه‌ی بعد قوی‌تر تشریف داشته باشم.

با این حال، مورد کرونا فرق دارد، دست کم دو حالت دارد که یکی از آن دو حالت فرق دارد. حالت اول (که طبعاً آرزو و مطلوب است چون نفس جان آدمها بر هر چیزی تقدم دارد) این است که در همین چند هفته واکسن و درمان قطعی آن کشف و در بازار ارزان و دسترس‌پذیر و وافر شود و حالت دیگر غیر از این است و لذا عبور قطعی یا نسبی از کرونا و دست کم کنترل آن پروژه‌ای طولانی مدت و نفس‌گیر شود. 

در این حالت با تمامی بلایای دیگر تفاوت دارد. چرا که دیگر این مورد از آن مواردی خواهد بود که این حرف نیچه‌ای درباره‌اش صادق است، اگر کرونا نکشدمان قطعاً بعد از کرونا بسیار قوی‌تر شده‌ایم. چرا که وجوهی کلیدی در خصوص آن تفاوت جدی دارد. اگر بخواهیم کرونا نکشدمان، برای نمردن باید تغییراتی اساسی از سطحی فردی تا ملّی در عمل و نظر انجام دهیم. این موارد در خصوص کرونا قابل تأمل است:

کرونا درگیریِ فراگیر دارد: مسئله طیف یا گروه یا طبقه‌ی خاصی نیست و «به ما چه» ندارد.

کرونا آنها ندارد: و همواره مسئله همه «ماها» است که بخواهیم به‌طور فعال و ایجابی با آن درگیر باشیم، یعنی نه تنها در سطوح کلان مدیریتی و سیاسی، بلکه در سطح زندگی روزمره و تک تک افراد نیز نیاز به مقاومت "فعالانه" و "تغییر" دیدگاهها دارد. لذا در منطق حوالت و پاسکاری بین دولت و ملت نگنجیده و همگان را کلاً و جزئاً به تجدیدنظر و تشدیدعمل فرامی‌خواند.

کرونا همان‌قدر که عمل را درگیر می‌کند، نظر را هم درگیر می‌کند: نظام باورها، عقاید و غیره نیاز شدید به تأمل و بازاندیشی دارند. و ریچوال‌ها را می‌دگرگوناند.

کرونا نه تنها مشکل تزهاست بلکه مشکل آنتی‌تزها هم هست: برای اینکه کرونا نکشدمان، نه فقط حاکمیت، بلکه اپوزیسیون‌هایش نیز مجبورند در بسیار از رفتار و افکار خود، یعنی هم نظر و هم عمل، بازنگری کنند و تفاوت امر «پیشاسیاسی» را با «امر سیاسی» درک کنند.

مقابله با کرونا تک‌روی ندارد و همه را محکوم به "فهم ارگانیک" می‌کند: همچنانکه فقط مشکل یک بخش از جامعه نیست، مقابله با آن نیز از توان هر گروه تکی خارج است.

با کرونا معامله نمی‌شود کرد: چه فردی که مثل دوره جنگ می‌گفت «برویم مقداری اسلحه گیر باوریم بیاوریم بفروشیم»، چه تاجری که چند گونی ماسک احتکار کرده است، چه حاکمیتی که بخواهد این تهدید را به فرصتی در معادلات سیاسی بدل کند، چه اپوزیسیونی که بخواهد از این فرصت برای تخریب حاکمیت استفاده کند، با چند مرحله پیشروی کرونا مجبور به تجدیدنظر جدی می‌شوند.

کرونا بینارشته‌ای است: ابعاد کرونا از علم پزشکی فراتر است و جامعه‌شناس و روانشناس و سیاست‌دان و تقریباً همه‌ی حوزه‌ها را درگیر تأمل و اقدام کارشناسانه می‌کند.

و مهم‌تر از همه کرونا ددتایم ندارد: این مهم‌ترین ویژگی این بیماری فراگیر است. فعلا و تاآنجاکه پیش‌بینی‌پذیر است به هیچ وجه نمی‌توان آن را در ظرف زمانی گذاشت و گفت از کی تا کی است و تدابیری اندیشید و حتی با بی‌تفاوتی‌ و پذیرش هزینه‌هایش از کنارش گذشت. زلزله و سیل نیست که بگوییم خب آمد و رفت دیگر خساراتش مشخص است، حال دولت بدی بگوید ولش کن دیگر شد یا دولتی خوبی بنشیند خسارات را جبران کند. 

این بیماری مشخص نمی‌کند که از حیث عمر ژنتیکی‌اش رو به افول است یا سو به جهش. معلوم نیست تا کی است و معلوم نیست بردش تا کجاست. تا اینجا که می‌بینیم مسیرش صعودی، شیوع‌اش تصاعدی، عدم بازگشت‌اش غیرقطعی و درمانش نامعلوم است. با این حال، کشتارش به نسبت شیوع‌اش شدید نیست و وخامت در ابتلایش به نسبت شیوع‌اش کم است (دست کم در قیاس با بیماری‌های کشنده‌ی دیگر). 

لذا "فرصت‌های طلایی‌" برای تصمیم‌گیری می‌دهد، چه در سطح فردی که بحث بهداشت در آن اهمیت جدی می‌یابد یعنی حالت انفعالی مطلق ایجاد نمی‌کند و چه در سطح سیاست‌گذاری‌ها که زمان‌سنجی گردش اطلاعات و ضربالعجل اقدامات و غیره حیاتی می‌شود و همین فرصت‌های "کنش فعال" جوامع را ناگزیز می‌کند در عمل و نظرشان از کل تا جزء تجدیدنظرهایی کنند.

لذا اگر کرونا در لحظه ای از پیش نامعلوم، نهایتاً نکشته بودمان، این یعنی اینکه خیلی کارها کرده‌ایم تا کشته نشویم زار، تغییرات عظیمی لازم بوده تا به این دقیقه‌ی پساکرونا برسیم. نمی‌شود با خواندن این حرفها گفت پس کرونا خوب است! نه! مهمل دیالکتیکی که نمی‌بافم، کریتیکال حرف می‌زنم و از تصمیم و دخالت سوژه‌ها، دارم می‌گویم اگر بخواهیم نکشدمان و اگر واکسن‌اش سریع کشف نشود، باید زحمتی بکشیم که خود کلمه زحمت در مقابل‌اش بیکاری باشد، یعنی نه فقط عملیجات؛ بلکه تغییراتی اساسی در نظر، جهان‌بینی، باور و غیره می‌طلبد. 

در پایان، سوژه‌ای که می‌اندشید و سوژه‌ای که عمل می‌کند، هست و می‌ماند. نمی‌شود بادی شبه‌هگلی (نه خود هگلی که او هم در اصل در کار سوژه بود) به غبغب انداخت و از بیرون و از آغاز نشست و گفت که این هم می‌گذرد و عده‌ای به هر حال می‌میرند، چراکه چون هر تزی آنتی‌تزی دارد! 

این رواقی‌چی‌گیری‌ها به درد لای جرز می‌خورد. هیچ تزی بدون اگو کوگیتو و اگو دوینگ، جم هم نمی‌خورد. خیلی از تزها در تاریخ بودند که چون دکارت و ویکوی‌شان کم بود عمرشان به آنتی‌تزی قطع نداد و خدا بیامرزدشان.


علی‌نجات غلامی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان