کد خبر: ۱۵۳۵۹
تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۴:۴۳-17 March 2020
عبدالحسین‌میرزا فرمانفرما در عمر ۸۷ ساله خود ۸ بار ازدواج کرد. همسر اولش شاهزاده‌خانم عزت‌الدوله، دختر مظفرالدین شاه بود. اما همزمان با او سه زن دیگر نیز اختیار کرد.
 یکی بتول خانم احشمی از یک خانوادۀ متوسط ولی متشخص کرمانشاهی که از طریق مادرش به شاهزاده‌های دولتشاهی متصل می‌شد، دیگری معصومه خانم، مادر ستَاره و سوم فاطمه خانم. جز این‌ها «همدم» زن دیگری بود که فرمانفرما در سال ۱۳۰۷ به عقد خود درآورد و بعد از او نیز اخترالزمان، بتول خانم دوم و یکی دیگر که نامش جایی نیامده است، هر یک مادر یک یا چند فرزند فرمانفرما بودند؛ فرزندانی که او به چشم سرمایه‌های زندگی‌اش به آنان نگاه می‌کرد.

 بر این سرمایه‌ها به دقت نظارت می‌کرد و با حوصله در رشد و توسعه فعالیت‌هایشان می‌کوشید. ستَاره فرمانفرماییان در این باره می‌گوید: «پدرم هر یک از فرزندان خود را جداگانه با دقت کامل تحت نظر و مراقبت داشت، درست همانند باغبانی که به تک‌تک درختان و گیاهان خود می‌رسید و انتظار داشت هرچه بهتر و بیشتر مثمرثمر باشند. او همیشه ما را اندرز می‌داد و می‌گفت: هیچ چیز مهم‌تر از تحصیلات تعلیم و تربیت شما نیست» و می‌افزود: «تصور نکنید که به خاطر موقعیت پدرتان و اینکه بر افراد عادی و دیگران برتری دارید، هر کاری که دلتان بخواهد می‌توانید انجام دهید و به هر هدفی که دارید نائل آیید. اینکه افرادی عامی همچون لـله‌ها و ننه‌هایتان شما را شاهزاده و شاهزاده خانم خطاب کنند، هیچ مهم نیست. به این عناوین اهمیت ندهید. خیلی چیز‌ها مهم‌تر و بالا‌تر از آن برای ما وجود دارد. زمان در حال تغییر و تحول است، آنچه که در زمان پدرتان و امروز می‌گذرد، در تغییر است و فردا به نحو دیگری خواهد بود. به فکر آینده و زندگی خودتان باشید و نه به اعتبار شهرت و ثروت پدری.»

دنیس رایت در توصیف فرزندان فرمانفرما می‌نویسد: «گمان می‌کنم که همه این پسران و دختران در خارج - در روسیه، انگلستان، فرانسه، آلمان و ایالات متحده آمریکا ـ تحصیل کرده و به زبان انگلیسی، فرانسه و زبان‌های دیگر مسلط بودند. آن‌ها خوش‌ظاهر، باهوش و خوش‌صحبت و همراه با همسرانی مثل خودشان جذاب، در همه مهمانی‌ها، افرادی با ارزش بودند.»

«شازده» عنوانی بود که همگان او را به این اسم می‌خواندند. آنچنان شهره بود به این نام که حتی کودکانش تصور می‌کردند این به واقع «نام» اوست اما بعد‌ها دانستند که پدر هنگام تولد به نام کوچک «عبدالحسین» خوانده شده است. شازده صرفاً یک لقب بود به معنای شاهزاده یا پرنس. قبل از سقوط قاجار‌ها اما او را به نامی بلند می‌شناختند؛ نامی که نشان از جایگاه اجتماعی او داشت: «عبدالحسین‌میرزا، شاهزاده حضرت اقدس والا فرمانفرما» فرمانفرما یعنی فرمانده فرماندهان! او سومین فرمانفرمای خانواده‌اش بود. اولی فیروزمیرزا، پدرش بود که بعد از مرگش در سال ۱۲۶۴ شمسی، برادر بزرگتر عبدالحسین، بنام ناصرالدوله فرمانفرما شد. با مرگ ناصرالدوله در ۱۲۷۱، شاه کسی شایسته‌تر از عبدالحسین را برای دریافت این عنوان نیافت و او را که دانش‌آموخته فنون نظامی از مدرسه نظام اتریشی بود و با طی مدارج نظامی به درجه امیرتومانی رسیده بود، را به «فرمانفرما»یی رساند.

وقتی رضاشاه به قدرت رسید، دستور داد تمامی القاب ملغی شده و هر ایرانی آخرین نامش را به عنوان نام خانوادگی برگزیند. آنجا بود که او نیز تصمیم گرفت آخرین لقبش را به عنوان نام خانوادگی بکار برد. این چنین بود که شد: «عبدالحسین‌میرزا فرمانفرما».

روابط خانوادگی
--------------------
نام همسر
فاطمه خانم عزت السلطنه

فرمانفرما در سی سالگی با فاطمه خانم عزت السلطنه دختر چهارم مظفرالدین شاه و تاج الملوک (دختر عزت‌الدوله و امیرکبیر) ازدواج کرد و تا بیست سال بعد همسری اختیار نکرد. حاصل این ازدواج شش پسر بود: 1. فیروز میرزا نصرت‌الدوله فرمانفرمائیان 2. عباس فرمانفرمائیان 3. محمدولی فرمانفرمائیان 4. محمدحسین فیروز 5. محمدجعفر میرزا 6. نظامالدین میرزا

نام پدر
فیروز میرزا نصرت الدوله فرمانفرما، پسر عباس میرزا

نام پسران
فیروز میرزا نصرت الدوله فرمانفرما
منوچهر فرمانفرماییان
محمد حسین فیروز
عباس فرمانفرماییان
محمد ولی فرمانفرماییان
محمد جعفر میرزا فرمانفرما
نظام الدین میرزا فرمانفرماییان
ابوالبشر فرمانفرماییان
صبار فرمانفرماییان
بهادر فرمانفرماییان
کاوه فرمانفرماییان
علینقی فرمانفرماییان
حافظ فرمانفرماییان
خداداد میرزا فرمانفرماییان
عبدالعلی فرمانفرماییان
سیروس فرمانفرماییان
غفار فرمانفرماییان
فاروق فرمانفرماییان
عبدالعزیز فرمانفرماییان
جمشید فرمانفرماییان

نام دختران
مریم فیروز
ستاره فرمانفرماییان
مهرماه فرمانفرماییان
جباره فرمانفرماییان
ثریا فرمانفرماییان

نام خواهران
ملک تاج نجم السلطنه (مادر دکتر مصدق)
حضرت علیا سرورالسلطنه

نام نوه ها
اسکندر فیروز
سلطان عبدالمجید میرزا ناصرالدوله
تاج الملوک فرمانفرماییان
همدم الملوک فرمانفرماییان
عزت الملوک فرمانفرماییان
بهرام فرمانفرماییان
سلطان عبدالحمید میرزا ناصرالدوله
مظفر فیروز

او سپس به توصیف یک به یک این فرزندان، فعالیت‌ها و سرنوشتشان می‌پردازد: «منوچهر را مهم‌ترین آن‌ها می‌دانستیم. او رییس شرکت ملی نفت ایران، جمع‌آورنده کتاب و محبوب بانوان بود. ابتدا با یک زن زیبا و تحصیلکرده آمریکایی، بعد با یک بانوی برجسته هلندی و بعد‌ها با یکی از دخترعموهای خود از طایفه قاجار ازدواج کرده بود. عزیزفرمانفرماییان، یک مهندس معمار با قریحه، دارای همسری بسیار زیبا و زیرک از خانواده قره‌گزلو بود در حالی که عبدالعلی، سیروس و رشید که همگی بازرگانان موفقی بودند نیز با بانوان ایرانی سرزنده و دارای ظاهری آراسته ازدواج کرده بودند؛ ابوالبشر شغل وکالت داشت و منیر همسر ایرانی او یک نقاش با استعداد بود؛ خداداد اقتصاددان و بانکدار بود و مانند حافظ، همسری آمریکایی داشت؛ حافظ فردی دانشگاهی بود که در طول دو دیدارم در ۱۹۸۳ و ۱۹۸۵ از اوستن تگزاس که او در آنجا استاد تاریخ دانشگاه تگزاس بود، با او آشنایی بیشتری پیدا کردم. 

از دختران فرمانفرما به خصوص شیفته «مهری رئیس» بودیم که شوهر او محسن یک سناتور بود و پس از جنگ گذشته، در لندن سفیرکبیر بوده است. لیلا با رضا مجد، یک مهندس معمار ایرانی ازدواج کرد. رضا در هاروارد تحت نظر سرژ چرمایف دوست قدیمی شیکاگویی ما، تحصیل کرده بود. شوهر اول لیلا یک اسپانیایی بود که در یک حادثۀ موتورسواری کشته شده بود و ما او را هم می‌شناختیم. ستَاره که او را کمتر می‌شناختیم، مدرسه کار اجتماعی را در تهران تاسیس کرد و با یک هندی که هیچ گاه با او ملاقات نکردیم ازدواج کرد. از فرزندان جوان‌تر فرمانفرما، هایده، زیبا و بسیار شوخ بود. او با یک قره‌گزلو، یکی از درباریان که مغضوب شاه شده بود و در زمان عزیمت ما از ایران در تبعیدی واقعی در پاریس به سر می‌برد ازدواج کرد. تیمسار فیروز بزرگترین فرزند فرمانفرما بود که می‌شناختیم. اگرچه او همواره علاقه‌مند و مایل به یادآوری تحصیلات خود در دیوان گزارش‌های روسیه در سن‌پترزبورگ پیش از جنگ بزرگ بود، به عنوان مراعات یک اصل اخلاقی، به سفارتخانه ما نیامد و به عقیده من او در مدت اشغال ایران از سوی ما در طول جنگ جهانی دوم، با ما تضاد پیدا کرد...»

جز این‌ها مریم فیروز بنیانگذار سازمان زنان حزب توده، صبار فرمانفرماییان وزیر بهداری در کابینه دکتر مصدق، علینقی فرمانفرماییان دکترای اقتصاد از دانشگاه ژنو، علی‌داد فرمانفرماییان مدیرعامل شرکت سهامی لامپ پارس، کریمداد فرمانفرماییان معاون مدیرعامل اتاق بازرگانی و صنعتی، کاوه فرمانفرماییان عضو هیات مدیره بانک صنعت معدن و جباره فرمانفرماییان عضو هیات مدیره بنگاه حمایت مادران و کودکان از دیگر فرزندان عبدالحسین‌میرزا بودند.

مرگ سرآمدِ فرزندان؛ آغاز یک پایان

عبدالحسین‌میرزا فرمانفرما ۳۶ فرزند داشت اما هیچ‌یک به اندازه فیروزمیرزا فرزند ارشد برایش عزیز نبودند. او که در سنین کم با حمایت پدر وارد سیاست شده بود در روزهای آخر حکومت احمدشاه گزینۀ انگلیس‌ها برای کودتای اسفند ۱۲۹۹ بود. اما تعلل کرد که سیدضیاء طباطبایی در این ماموریت جایگزین او شد و بدین ترتیب جایی جز زندان برای فیروزمیرزا باقی نماند. او بعد از سقوط دولت سیدضیاء آزاد شد و چند دوره به نمایندگی مجلس رسید. در مجلس به فراکسیون مخالفان دولت نزدیک شد و در کنار سید حسن مدرس قرار گرفت. رضاخان که ظهور هر آلترناتیوی را به زیان می‌دید کمر به حذف فیروزمیرزا بست و این چنین بود که بازداشت شد و دادگاه او را به اتهام ارتشا به ۴ ماه حبس تادیبی، محرومیت از حقوق اجتماعی و مقداری مجازات نقدی محکوم کرد. مردی که می‌رفت به یکی از شاهان ایران بدل شود، به یکباره سرنوشتی دگرگون یافت. در سال ۱۳۱۵ شمسی ضمن ضبط اموال، دستگیر و به زندان سمنان فرستاد شد.

 این چنین بود که یک سال پس از توقیف و انتقالش به زندان سمنان در دی ماه ۱۳۱۶ خبر مرگش که به عقیدۀ بسیاری، مشکوک به نظر می‌رسید را به فرمانفرما دادند. جلوگیری از برگزاری مراسم تشییع و ترحیم و الزام بازماندگان به بازگرداندن ۲۸ هزار پوند انگلستان که ادعا می‌شد در عقد قرارداد ۱۹۱۹ ارتشا کرده است، حال فرمانفرما را دگرگون کرد. فرمانفرما برای تأمین این پول مجبور شد بخش عمدۀ اموالش را بفروشد. در‌‌‌ همان سال رضاشاه، باغشاه را نیز تصرف کرد.

مرگ پسرش نصرت‌الدوله و ضبط اموال فرمانفرما توسط رضاشاه، او را ضعیف و ناتوان کرد و باعث شد در دو سال پایان عمر گوشه‌نشینی اختیار کند. عبدالحسین‌میرزا فرمانفرما سرانجام در ۳۰ آبان ماه ۱۳۱۸ پس از دو سکتهٔ مغزی پیاپی در سن ۸۷‌ سالگی در باغ ییلاقی خود واقع در رضوانیهٔ شمیران درگذشت و خاطره هزاردستان را برای همیشه در اذهان جاودانه کرد. او را در آرامگاهی در نزدیکی قبر نصرت‌الدوله در صحن حرم شاه عبدالعظیم شهر ری به خاک سپردند، در شرایطی که واپسین نقل قول‌هایش بیش از همیشه به واقعیت نزدیک بود، آنگاه که می‌گفت: «نام من فرمانفرما است، اما بر هیچ‌کس و هیچ جا فرمانروایی ندارم.»


برچسب ها: رضوانیهٔ شمیران ، فیروز میرزا نصرت الدوله فرمانفرما ، منوچهر فرمانفرماییان ، محمد حسین فیروز ، عباس فرمانفرماییان ، محمد ولی فرمانفرماییان ، محمد جعفر میرزا فرمانفرما ، نظام الدین میرزا فرمانفرماییان ، ابوالبشر فرمانفرماییان ، صبار فرمانفرماییان ، بهادر فرمانفرماییان ، کاوه فرمانفرماییان ، علینقی فرمانفرماییان ، حافظ فرمانفرماییان ، خداداد میرزا فرمانفرماییان ، عبدالعلی فرمانفرماییان ، سیروس فرمانفرماییان ، غفار فرمانفرماییان ، فاروق فرمانفرماییان ، عبدالعزیز فرمانفرماییان ، جمشید فرمانفرماییان ، مریم فیروز ، ستاره فرمانفرماییان ، مهرماه فرمانفرماییان ، جباره فرمانفرماییان ، ثریا فرمانفرماییان ، ، اسکندر فیروز ، سلطان عبدالمجید میرزا ناصرالدوله ، تاج الملوک فرمانفرماییان ، همدم الملوک فرمانفرماییان ، عزت الملوک فرمانفرماییان ، بهرام فرمانفرماییان ، سلطان عبدالحمید میرزا ناصرالدوله ، مظفر فیروز
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان